الأیّام ، مـلءَ الضلـوع

أ هکذا الفتنه فی الغانیات وَ نشوه الوصلِ ، وَ حَـرُّ الولوع

لئِن مَضی عهدُ ذوینا وَ فات وَ لم یَعُد مِن أملٍ فـی الرجوع

* * *

فذمّتی بعهدِهم مُوفیه أردُّ ماضیهم ببذلِ الشّـباب

أنا ( إبنُ زیدونَ )وَ تصبو لِیه ( ولّادهٌ ) فی دمها و الإهاب

أوّلُ عهدی بفنون الهَوی بیروتُ ؛ أنعِم بالهوَی الأول!

* * *

یلذّ لی یا عینُ أن تسهدی وَ تشتری الصّفوَ بطیـبِ الکَری

لی رقده طویله فی غدِ لِلّه ما أعمقها فـی الثری!

أ لم ترَی طیرَ الصِّبا فی یدی أخشَی مع الغفلهِ أن ینفِـرا …

( ابراهیم ط . ،2005م ، ص402)

جانم فدای دختران زیبای (سویل ) ، اگر چه تلخی عذاب را به قلبم چشانیدند.

* * *

عاشق آنها که در چهره همتای روز و در گیسو و چشم همسان شبند ، شدم .

در وجود چون اویی ، همچون منی ، شرم وحیا را می درد و به کجا و چگونه بودن توجه ای نمی کند .

جام دُرد و آب دهان با هم سر کشم ، از دو مستی کی هوشیاری بود .

اندوه من برروزی که دیدار دور شد ، و یار آهنگ رفتن کرد ، و اندوه من بر آن فراقی که او را به سوی

( نیربین ) بدرقه کرد .

* * *

ای کاش قلبم در شرف مرگ قرار می گرفت وقتی که با او وداع گفتم ، آه ، دیگر سر کشیدن آب گوارای

دهان یار مرا شفا نمی بخشد .

و او در حالی که ذهن من هم رکابش بود با نگاهی فتنه انگیزمرا وداع گفت ( در حالی که عقـلم را با خود

می برد).

* * *

ای دوران سپری شده اندلس ، هر کس که در اقامتگاههای تو زیسته سربلند گشته است .

آیا آنجا مفهوم زندگی ، روزهای خوش و ناز ونعمت و آسایش تن بود ؟

آیا آنجا دلربایی دختران دلفریب و مستی وصال و گرمی عشق چنین بود؟

پس اگر دوران پربار پدران ما در اندلس ازبین رفته و امیدی به بازگشت آن نیست ،

سوگند به پیمانهای پایدارشان ، که من گذشته آنها را با بخشش جوانی باز می گردانم .

من ابن زیدونم که ولاده با تمام وجود با خون و پوستش عاشق او شد .

اولین آشنایی من با فنون عشق بیروت بود ؛ سلام بر اولین عشق !

* * *

ای چشم من شب نخوابی تو واینکه خوشی خواب را به سعادت و خوشبختی بفروشی ، برایم لذت بخش است .

فردا برای من خوابی طولانی است ، و این خواب ، خداوندا ، چقدر عمیق است در خاک .

آیا پرنده جوانی را در دستم نمی بینی ، می ترسم که با غفلتم فرار کند .

تنوع و تعدد قافیه ها و تجدید و نو آوری در این موشحه * بـه وضوح معلوم است .

* موشحه : یکی از فنون جدیدی است که در اندلس به کار گرفته شد و با قواعد معمول وزن و قافیه شعر متفاوت است و اسلوب آن بر پایه ابیات و اقفالی است که با اختلاف موضوع و نوع بیت ، تغییر می یابد .
مؤسس آن ” مقدم بن معافر الفریری ” است . ( الفاخوری ، 1377ش، ص805)

فصل سوم :

سبک بیان وصورخیال در شعرطوقان

الف ) سبک بیان طوقان

ب ) صورخیال شاعر

1 . بیان

الف ) تشبیه
ب ) مجاز
1. مجاز لغوی
1, 1. مجاز مرسل
1, 2. استعاره
2. مجاز عقلی
ج ) کنایه
1 . رمز

2 . معانی

الف ) انشاء
1. غیر طلبی
2. طلبی
2, 1. امر
2, 2. نهی
2, 3. استفهام
2, 4. تمنی
2, 5. ندا
ب ) قصر

3 . بدیع

الف) جناس
ب ) طباق
ج ) ترصیع
د ) مراعاه نظیر
الف ) سبک بیان طوقان

در تعریف سبک بیان هـر شاعر ، قبل از هرتوضیحی بایستی جایگاه وی را درمیان مکاتـب

شعری ، مشخص ومیزان تأثیرپذیری وی را ازآنها بررسی نمود . دراین بررسی ، به عنوان

مثال می توان شاعری همچون احمد شوقی را وابسته به مکتب کلاسیک ، و نازک الملائکـه

را نوگرا و … بر شمرد .

ابراهیم طوقان ، شاعر رمانتیک * و نوگرای فلسطینی ، سروده هایش پیوند میان قدیم و جدید

است، او شاعری است ازمکتب کلاسیک * با به کارگیری بیان فصیح ، اقتباسهای قرآنی ،

شکل قدیم قصیده ، و… ؛ و در عین حال ادیبی است نوگرا با لهجه ای ملّی ، زبانی نو ،

تنوع در شکل فنی قصیده ، مضمونهای کنایه آمیز ، ترانه ها و… .

ذوق شعریش را همسو با عصری نو که زبان و آهنگی خاص دارد رشد می دهد ، آهنگی که

نتهای آن گویش شعر به زبان همعصران ابراهیم است . و او را محتاج فنـی نموده که خالی از

سبکهای سنتی است تا بتواند اسلوبی نو که حامل جریان حیات در زمان وی است پدید آورد

و صورت پذیرفتن این امر، آسان نیست چرا که کاوش درزبان جدید یک عصرهمچون آفرینش

آن زبان است . ( اسماعیل ، 1972م ، ص178 )

* رمانتیک : یا رمانتیسم ROMANTISM یک مکتب فنـی ، ادبی ، فلسفی است کـه در اواخر قرن 18 میلادی در اروپا متولد شد ؛ سپس رشد کرد ودر
نیمه اول قرن گذشته از نظر ادبی انتشار یافت .
متکی بر عاطفه درونی و وفور خیال و عشق به طبیعت و میل به غم و غصـه است و در عین حال به غزل غنائی یا درونی اهمیت بیشتری می دهد .
در اوایل همین قرن فرهنگ و ادبیات عرب را متأثر نمود ه و به چند شکل در زبان عربی نامیده شده است :
” الرومانسیه ” ، ” الرومنطیقیه ” ، ” الرومانتیکیه ” ، ” الرومنتیه ” و حتی در بعضی سرزمینهای عربی به نامهای ” الإبداعیه ” و ” الإبتداعیه ” ترجمه شده است . ( د. خلیل موسی ، 2000م، ص135 )

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   منابع پایان نامه درموردمحدودیت ها، استان مازندران، تحلیل داده

* کلاسیک : مرحله نخستین تحول شعر معاصر عربی است که آثار بارودی در طلیعه آن قرار دارد ، وبـه آن دوره تقلید نیز گفته می شود .
این مکتب شاعران بسیاری چون احمد شوقی و حافـظ ابراهیم در مصر و جمیل صدقـی الزهاوی و معروف رصافـی و مهدی جواهری در عراق دارد .
در این مدرسه شاعر وجودش را اثبات می کند و موقعیت و شخصیت فرهنگی خود را احساس می کند و به گذشته ادبی خود پناه می برد و نمونه عالی و برجسته شعر و ارزشها را در آن دوره ها جویا می شود و در شعرهای خود از آن الهام می گیرد . ( شفیعی کدکنی ، 1380ش، صص72و73)
ابراهیم که خود را دور از وقایع سیاسی پیرامونش نمی بیند ، نمی تواند در قالبهـای سنتی

قصیده پیامهای بیدار باش و طنز های نیشدارش را به گوش فرزندان میهن و زمین خواران

وطن فروش برساند . او در این دوگانگی محو نمی شود بلکه برای هر حالتی سخنـی شایستـه

آن بیان می کند .

گاه شاعری تواناست در دنیای قدیم و گاه مردی است جسور ازدل مردم با گویش آشنای آنها که

از سرودن وخلق مفاهیم جدید با این زبان ابایی ندارد .

اگرچه این انتظار ما ازشعرکه ازدل مردم و به زبان آنها بوده ودرعین حال به گویش روزمره

نباشد ، تناقضی آشکاراست ؛ اما این حقیقت وسرّ و زیبایی شعراست .( همـان ، ص178 )

وابراهیم از موفقترین تلفیق کننده های این تناقض است ؛ او زیباترین ترانه ها را در قالبی نو با

اصطلاحاتی جدید و در عین حال قابل فهم برای عموم سروده است :

مجدُ البلادِ بالشبابِ العاملین

وَ الإجتهاد للعلی نهجٌ مبین

هبّوا إذن وَ اجنوا الثمنَ عز الوطن

مدَی السنین ( ایراهیم ط. ،2005م ، ص519)

سر بلندی میهن در تلاش جوانان است .

کوشش برای برتری راهی آشکار است.

به جنبش در آیید ، و بهای سر افرازی وطن در طول سالیان را برچینید .

از سروده های دیگر ابراهیم کـه در قالبهای نو بیان شده اند می توان بـه قصیده های ” تفاؤل و

أمل ” ، ” فلسطین الشهداء ” ، ” أطلقی ذاک العیارا ” ، “الشهیـد ” ، ” الثلاثاء الحمراء ” ،

” فتیه المغرب ” ، ” بطل الریف ” و … اشاره کرد .

ماندگارترین مرثیه ها را در سبک قدیم خلق کرده است :

عرفتُ أدیباً فأحببته وَ سرعانَ ما غابَ هذا الحبیب

وَ یا لهفی ، الآنَ کلّمته وَ فی لحظه ٍ باتَ لا یَستجیب

و یا حسرتی للرَّدَی ، مزّقت یداهُ رداء َ الشبابِ القشیب ( همان ، ص 491 )

ادیبی دیدم ، و شیفته اش شدم ، اما چه زود این محبوب از دیدگان محو شد .

آه همین حالا با او سخن گفتم ، و لحظه ای دیگر، از پاسخ گفتنش باز ماند .

افسوس از این مرگ ! که دستانش عبای جوانی نوشکفته را گسسته است .

علاوه بر مرثیه ، شاعر قصیده های دیگری نیز در قالب قدیم سروده است . مانند : ” لمن

الربیع ” ، ” أنتم ” ، ” القدس ” ، ” أیّهـا الأقویاء ” ، ” إلی الأحرار ” ، ” إلی بائعـی البلاد ”

” غایتی ” و … .

جاودانگی دیوان ابراهیم تنهـا در تلفیق قدیم و جدید نیست بلکـه او توانسته است اشعارش را با

خیال وسیع رمانتیک و حقیقت طلبی واقع گرایی* پیوند دهد .

و در عین حال کـه پیشرو شعر رمانتیک در فلسطین است از اعضای موفق و برجسته مکتب

واقع گرایی باشد .

سلمی الخضراء در این باره می گوید : ” ابراهیم طوقان و عبد الرحیم محمود از شاعران واقع

گرایی در فلسطینند ، اگر چه در برخی شعرها مانند تمجید ایشان از شجاعت در نبردهای ملی

عنصری ازرمانتیسم دیده می شود ، عنصری کـه مشخصه بارزش ، سلامتی ذوق شاعر است.

شعر آنها ، شعر مراسم و اراده و تصمیم است .” ( الجیوسی ، 2001م، ص ؟ )

* واقع گرایی ( رئالیسم ) : بعد از وقوع جنگ جهانی وآثار مخرب آن درسرزمینهای عربی و ظهور قضیـه فلسطین دیگرمکتب رمانتیسم نمی توانست جوابگوی نیازاجتماعی،ملی شاعران ومردم عرب باشد لذاجای خود را به مدرسه واقع گرایی داد . از شاعران این مکتب می توان سیاب ، نازک الملائکه ، الشرقـاوی ، عبد الصبور، حجازی ، خلیل حاوی ، فدوی طوقان ، أمل دنقل و… را نام برد . از مشخصه های ادبی آن می توان بـه تجدید در مضمون و موضوع و تجدید در بنای اصلـی قصیده اشاره کرد. ( خورشـا ،1381ش ، صص 182و190)

با تأمل اندکی در دیوان طوقان این دوگانگـی هماهنگ بـه خوبی قابل درک است . نشانه های

رمانتیسم در قصیده های ” غاده إشبیلیه ” ، ” بلا عنوان ” ، ” معین الجمال ” و ” فرحتـی ”

آشکار است : ( السعافین ، معجم البابطین )

لی رقده طویله فی غد للّهِ ما أعمقَها فی الثرَی!

ألم ترَی طیرَ الصّبا فی یدی أخشَی معَ الغفله
ِ أن ینفرا ( ابراهیم ط.،ص406)

فردا برایم خوابی طولانی است ، خدایا چه عمیق است این خواب در خاک .

آیا پرنده جوانی را در دستم ندیدی ، ترسم که با اندکی غفلت از چنگم فرار کند .

ابراهیم در قصاید ” الحبشـی الذبیح ” ، ” مصرع بلبل ” ، ” أشواق الحجاز ” و ” الشاعر

المعلم ” و… شعر را همسوی با آهنگ نو گرایان واقع گرایی پیش می برد :

دسته‌ها: پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید