پایان نامه درمورد تعلل ورزی، نظم جویی، تعلل ورزی تحصیلی

دهد که یک سری کارهای اضافی برای وی انجام دهد، این دستور باعث خشم کارمند می شود و سبب می شود یا کار را انجام ندهد یا با کیفیت خیلی پایین انجام دهد یا اصلاً موعد مقرر انجام کار را فراموش کند.
اضطراب کم طاقتی و خشم ممکن است در یک فرد اهمال کار وجود داشته باشد. برای مثال رئیس به کارمندش می گوید که تا تاریخ معینی یک کارگاه در مورد بهبود عملکرد کارمندان بگذارد، چون به فرد کارمند دستور داده است کارمند دستور تشکیل کارگاه را تا تاریخ معین شده به تأخیر می اندازد، چون از دست رئیس خود عصبانی است. همچنین همین کارمند نسبت به تمام کارهای مقدماتی مربوط به تشکیل کارگاه بی رغبت می شود. در عین حال همین فرد کارمند، نگران است که از جانب رئیس و دیگران به عنوان فردی بی صلاحیت تلقی شود. افرادی که مرتباً در انجام امور اهمال کاری می ورزند در دو زمینه مشکل دارند: 1- رشد خود58 و 2- نگهداری شخصی59 . رشد خود به تلاش برای پیدا کردن اهداف مطلوب مثل تغییر دادن شغل یا حرفه شخصی، جست و جوی شرکای جدید، ایجاد زندگی اجتماعی هیجان انگیز اشاره می کند. نگهداری شخصی شامل به عهده گرفتن تکالیفی است که باعث زندگی راحت می شوند مثل انجام کار خانگی، پرداخت به موقع صورتحساب، پاسخ دادن به مکاتبات، تعمیر ماشین را در بر می گیرد. چنین تأخیرهایی، ناکامی ها را افزایش می دهد و لذت ها را در زندگی فرد کاهش می دهد. وسلر60 و وسلر61 بیان می کنند که هر رفتاری می تواند موضوع یا هدف اهمال کاری باشند (درای دن و ننان، 2002).
4- ترس از شکست: اضطراب معمولاً در نتیجه ترس از عدم موفقیت در آینده حاصل می شود. در اغلب موارد ترس مهم ترین عامل تنبلی و اهمال کاری است. ترس از شکست در بین افراد اهمال کار خیلی شیوع دارد و به همین خاطر تحرک و فعالیت را از دست می دهند. شکست اغلب جزیی از موفقیت است. هر شکست در حکم یک درس است و یا دست کم می تواند در حکم درس باشد و این در صورتی است که بخواهیم به قول تام واتسون “گلف باز مشهور” “می توانید با باختن راه پیروزی را بیاموزید”. در صورت شکست می توانیم خطا های خود را بررسی کنیم و برای آینده راه های درست را به دست آوریم. اگر بتوانیم از اشتباهات خود درس بیاموزیم، مصیبت مفهومی پیدا نمی کند. وقتی به این نتیجه برسید که می توانید از شکست و ناکامی پند بگیرید میل ریسک کردن در شما بیشتر می شود و ترس، قدرت خود را از دست می دهد.
شهنی ییلاق و همکاران (1385) در بررسی ها خود به این نتیجه رسید که اشخاص موفق در هنگام شکست اقدام به کارهای زیر می کنند: 1- کار بیشتر 2- توجه به جنبه های مثبت حادثه 3- عبادت 4- توسل به دوستان و تقاضای کمک به گونه صحیح. ولی اشخاص نا موفق در هنگام شکست اقدام به اعمال زیر می کنند: 1- مصرف بیشتر مشروبات الکلی، پرخوری، استفاده از دارو و مواد مخدر 2- تظاهر به وجود خارجی نداشتن مسئله 3- پیدا کردن نشانه های ناخوشی 4- پناه بردن به خیال و توهم. هر چهار مورد فوق منجر به اهمال کاری می شود.
5- ترس از موفقیت: ترس از موفقیت نیز سبب اهمال کاری می شود. انسان ها همیشه رفتار منطقی ندارند. ترس از موفق شدن جزئی از روح و روان آدمی است و در بسیاری از مواقع منجر به کم کاری می شود. چرا انسان قبول نمی کند که از موفق شدن می ترسد؟ به خاطر این است که این حالت نه تنها غیر منطقی است بلکه خود شخص هم به وجود آن واقف نیست. مسئله ذهن نیمه هوشیار مطرح است. به دلایل مختلف ممکن است ذهن نیمه هوشیار ما خلاف دستورات ما را انجام دهد و در نتیجه نمی توانیم آنچه را که می خواهیم انجام دهیم. برای این که مشخص شود ترس از موفقیت چگونه بر روی اهمال کاری تأثیر می گذارد مثالی ارائه می شود. فرض کنید از درآمد خود ناراضی هستید و می خواهید اقداماتی را برای افزایش درآمدتان انجام دهید. برای ارتقاء رتبه به آموزش نیاز دارید، اما از حضور در دوره آموزشی خودداری می کنید. در ظاهر امر، گرفتاری شما این است که درخواست نامه شرکت در دوره آموزشی را تکمیل نمی کنید. اگر به خوبی علل این قضیه را بررسی کنید متوجه می شوید ترس از این که اگر ارتقاء درجه می گرفتید و شغل مورد نظر خود را به دست می آوردید چه اتفاقی می افتاد. مسئولیت های تازه پیدا می کنید، در محیط جدیدی باید کار کنید، دوستان قدیم نسبت به شما حسادت می کنند، باید تصمیمات جدیدی بگیرید و ساعات بیشتری کار کنید. تحت تأثیر این ذهنیات از پرداختن به اقدامات لازم برای تصدی شغل بالاتر خودداری می کنید. (تریسی،بی تا؛ ترجمه رحمانی و طارمی 1382).
به طور کلی عقب انداختن کارها از سه ناراحتی ناشی می شود:
الف) خود کم بینی: به طور نسبی هر کسی در مواقعی احساس خود کم بینی می کند، یعنی شخصیت خود را در جایگاهی پایین تر از آنچه که هست می بیند و از این جهت دچار ناراحتی می شود یا اعتماد به نفس خود را از دست می دهد و احساس بی ارزشی می کند این احساس از آن جهت در شخص ایجاد می شود که: 1- هر کسی دوست دارد کارش را هر چه بهتر و کامل تر انجام دهد 2- اعتماد و محبت دیگران را نسبت به خود جلب کند 3- با رفتار مجدانه بر تصورات باطل خود که از ضعف شخصیت سرچشمه می گیرد غلبه ورزد. فرد به دلیل بیزاری که از انجام کار دارد یا ضعف و ناتوانی که در آن احساس می کند انجام آن در نظرش پیوسته مزاحم جلوه می کند. برعکس وقتی خود را در برابر کاری قوی و توانا می بیند، انجام آن به صورت امری خوشایند در نظرش مجسم می شود. هر وقت انسان خود را در برابر کاری ضعیف و زبون احساس کند روحیه گریز پیدا می کند. دانشجو یا دانش آموزی که خود را ناتو
ا
ن از انجام تکالیف درسی تصور می کند، کمتر به سراغ تکالیف درسی می رود.
ب) پایین بودن سطح تحمل: پرتوقعی در حقیقت عامل مستقیم سرخوردگی است. دانشجویی که دوست دارد در درس ادبیات نمره عالی بگیرد خیلی زود از مطالعه و تحصیل سرخورده می شود، چون در صورتیکه نمره عالی حاصل نشود فرد به زودی سرخورده می شود. پر توقعی سبب ایجاد اهمال کاری می شود زیرا ترس دارید که توفیق شما در حد انتظارتان نباشد و به همین خاطر کوشش و سعی لازم را به کار نمی برید. لذا خیلی زود نسبت به کار بی علاقه می شوید. وحشت از کار و اضطراب بعدها باعث می شود که انسان از ترس آن که مبادا نمره مورد انتظار خود را دریافت نکند به دنبال آن نرود و این خود موجب اهمال کاری می شود در حقیقت توقع بیش از حد برای کسب موفقیت هرچه بیشتر انسان را دچار ترس و اضطراب می کند. هرگاه در کاری به نتیجه بالاتر از میزان استعداد و توانایی خود فکر کنید، باید بدانید به جای این که به ادامه آن تشویق شوید، به بیزاری و انزجار از آن سوق داده خواهید شد، چرا که توانایی شما بیشتر نمی تواند بیش از حد کارایی شما در آن باشد. اگر توقع زیاد نداشته باشید، کار را بی دغدغه شروع خواهید کرد و به خود خواهید گفت: ” میدانم که کار مشکلاتی را در بر دارد، ولی توانایی آن را دارم که از عهده آن بر بیایم” . با این نوع برخورد، هر پیشرفتی که برای شما در انجام آن کار حاصل شود، شما را به لذتی تازه تر هدایت خواهد کرد. خلاصه که برداشت انسان از کار باید آن باشد که : چه کار را دوست داشته باشد و چه آن را دوست نداشته باشد از ادامه آن صرف نظر نخواهد کرد.
ج) عامل سوم که باعث اهمال کاری می شود خشم است. فرد برای خود معیارهایی در نظر می گیرد، از دیگران انتظار دارد آن ها را رعایت کنند. وقتی معیارها از جانب دیگران رعایت نمی گردد، در فرد اهمال کاری در زمینه رعایت خواسته های دیگران به وجود می آید. مثلاً والدین از فرزند خود انتظار دارند به آنان کمک مالی نماید و فرزند از دادن پول و کمک مالی امتناع می ورزد، چون در ذهن خود به این نکته باور دارد که “آن ها نباید از من توقع داشته باشند که به آنان پول قرض دهم، زیرا وضع مالی آن ها بد نیست حتی از من نیز بهتر است. آن ها به من کمک مالی نکرده اند چگونه از من انتظار دارند به آن ها کمک مالی بکنم.” (الیس و جیمز نال،بی تا؛ ترجمه فرجاد،1382).

2-1-5- تعلل تحصیلی (اهمال کاری آموزشی) و تعلل غیر تحصیلی
ارائه تعریف دقیق از اهمال کاری و چگونگی عملیاتی کردن این مفهوم، موضوعی است که مورد بحث محققان می باشد (اسکونبرگ و همکاران، 2004؛ سیمپسون62 و پیکایل63،2009؛ استیل،2010). یک تعریف اهمال کاری به جنبه درنگ و تأخیر می پردازد. تعریف دیگر شامل یک حالت هیجانی منفی است که در نتیجه به تعویق انداختن عملکرد، احساس می شود (سولومون و راث بلوم، 1984) در حالی که دیگران بر ماهیت غیرمنطقی درنگ تأکید دارند (استیل،2010).
عملیاتی کردن اهمال کاری نیز شامل موارد متعددی می باشد. برخی مقیاس ها فقط به بررسی ابعاد منفی اهمال کاری می پردازند (دیاز64، فراری و آرگومیدو65،2006). مقیاس های دیگر، فقط وجود انواع خاص اهمال کاری را نشان می دهند (لای، 1986).
تعلل ورزی، با توجه به پیچیدگی و مؤلفه های شناختی، عاطفی و رفتاری آن، تظاهرات گوناگونی دارد. در تحقیقاتی که تاکنون صورت گرفته است، چهار نوع متفاوت اهمال کاری مشخص شده است: اولین نوع ، اهمال کاری آموزشی است که به عنوان تأخیر در انجام وظایف آموزشی و تحصیلی تا لحظه آخر شناخته می شوند. دومین دسته شامل تعلل روزانه می باشد که مربوط به کارهای روزمره افراد است. در این نوع اهمال کاری، افراد در برنامه ریزی برای وظایف روزانه و تکمیل کردن آنها در موعد مقرر مشکل دارند. سومین نوع، اهمال کاری در تصمیم گیری می باشد. این افراد برای تصمیم گرفتن در مورد مسائل خود تعلل می ورزند. چهارمین نوع، شامل ترکیبی از اهمال کاری در تصمیم گیری و تکمیل تکالیف می باشد. این نوع رفتار اهمال کاری بسیاری از حوزه های زندگی افراد را تحت تأثیر قرار می دهد (کاگان، کاکر، ایلهان، کاندمیر،2010). هم چنین تقسیم بندی های دیگری پیرامون تعلل ورزی صورت گرفته است از جمله، تعلل ورزی تحصیلی (هیل، چابوت و بارال66، 1978؛ زیسات، روزنتال و وایت67، 1978)، تعلل ورزی در تصمیم گیری (ایفرت68 و فراری،1989)، تعلل ورزی روان رنجورانه (الیس و ناوس،1979) و تعلل ورزی وسواس گونه (فراری،1991). اما متداول ترین نوع آن، تعلل ورزی تحصیلی است (بروتن و وام بچ69،2001؛ مون70 و ایلینگ ورث،2005).
راث بلوم، سولمون و موراکامی71 (1986) این نوع تعلل ورزی تقریباً غالب و همیشگی فراگیران برای به تعویق انداختن فعالیت های تحصیلی تعریف نموده اند، که تقریباً همیشه با اضطراب توأم است (به نقل از جوکار و دلاورپور،1386). در تعریفی دیگر، اهمال کاری آموزشی این گونه عنوان شده است: تأخیر عمدی در موضوعات آموزشی به خاطر ترس از شکست (سنکال، کوئستنر و والرند،1955)، به تعویق انداختن کاری که نیاز به تکمیل شدن دارد (اسکوئنبرگ،1955) و مدیریت بد زمان (میلگرام ، مارشسکای و ساد72 ،1995). نمونه بسیار آشنای آن، به تعویق انداختن مطالعه ی درس ها تا شب امتحان و شتاب و اضطراب ناشی از آن است که گریبان گیر دانش آموزان یا دانشجویان می شود. والترز73 (2003)، معتقد است صرف نظر از سبب شناسی، تعلل ورزی، به دلیل پی آمدهای شناختی و هیجان منفی که دارد، رفتاری ناسازگارانه است.
معمولاً تعلل همراه با عملکرد تحصیلی پایین است (بک، کونس74 و میلگرام، 2000). بر پایه ت
حقیق میلگرام و همکاران (1998) بین تعلل تحصیلی و تعلل غیر تحصیلی رابطه معنی دار (65/0) مشاهده شده است؛ در نتیجه آنها تعلل را به عنوان موقعیت کلی تعلل تحصیلی و غیر تحصیلی می دانند.
به نظر فراری و همکاران (1992) اگر دانشجویی در شروع یا تکمیل مقاله درسی خود تأخیر دارد، این به آن معنی نیست که دانشجو در سایر جنبه های زندگی (شام خوردن، خرید بلیط، تلفن به دوستان و غیره) یا زندگی خصوصی (بیرون رفتن با دوستان، گوش دادن به موسیقی و غیره) تأخیر دارد (به نقل از سلامتی، 1385).
در سالهای اخیر، اهمال کاری آموزشی به عنوان نوعی «نقص در خود- نظم جویی»، مطرح شده است یعنی ناتوانی فرد در کنترل افکار، هیجانات، عواطف و عملکرد خود مطابق با معیارهای مورد نظرش. یکی از جلوه های نقصان در خود نظم جویی در اهمال کاری آموزشی، عبارت است

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *