. (به نقل از حسینی و خیر 1388).
هیچ درمانی برای سهل انگاری بیولوژیکی ارائه نشده است. به هر حال کسانی که تبیین فیزیولوژیکی را تصدیق می کنند زمینه مناسبی را برای تنبلی افراد اهمال کار فراهم می کنند.

2-1-3-2- رویکردها رفتاری
این نظریات، تعلل ورزی را بر حسب نظریه تقویت تبیین می کنند، یعنی به تعویق انداختن کار برای فرد اثر تقویتی بیشتری از انجام آن دارد (بریودی49، 1980، به نقل از بالکیس و دیورو50، 2007). در این دیدگاه هدف درمان کاهش نسبت یا درصد زمان تعلل و افزایش نسبت یا درصد مطالعه یا فعالیت می باشد. برای کاهش تعلل از روشهایی چون الگوسازی، مدیریت زمان و فنون برنامه ریزی استفاده می شود.روش شرطی سازی ابزاری به صورت ارائه جایزه در بین فاصله های مطالعه و از شرطی سازی کلاسیک برای تداعی با ساعتهای کار یا مطالعه استفاده می گردد. با وجود این باید توجه داشت که شرطی سازی در این شیوه مستلزم تمرین های مکرر می باشد و درمان های کوتاه مدت ممکن است شیوه ای موفق نباشد. یک مورد از مداخله در تعلل به این شیوه، توسط تاکمن و اسکونبرگ ارائه شده است. هدف این مداخله درمان نمی باشد بلکه کاهش فراوانی رفتاری ناخواسته است (اسکونبرگ و همکاران، 2004؛ به نقل از سلامتی،1385).

2-1-3-3- رویکردهای رفتار منطقی- هیجانی
این نظریات بر نقش باورهای غیر منطقی و چشم داشت های غیر واقع بینانه در اهمال کاری تأکید می کنند (بالیکس و دیوریو، 2007؛ به نقل از حسینی و خیر؛ 1388) و از آنجایی که افراد با کمال گرایی منفی دارای باورهای غیرمنطقی هستند، بیشتر به توضیح این نظریه می پردازیم. ویژگی رایج در چنین باورهایی، غیرمنطقی بودن آنها و درمان متداول در این دیدگاه رفتار درمانی منطقی- هیجانی می باشد (شهنی ییلاق و همکاران، 1385). این نظریه توسط الیس در سال 1955، ابداع گردید. ایده الی این نظریه آن است که افراد معمولاً همانطور که فکر می کنند، احساس و عمل می نمایند. مفهوم این ایده آن است که نظام باورهای افراد (افکار، سانادها و ارزش ها) احساس ها و اعمال آنها را بر می انگیزند (الیس و کنوس،2002). نظام باورها از دو قسمت باورهای منطقی و باورهای غیرمنطقی تشکیل شده است. باورهای منطقی باورهایی هستند که در کنار یکدیگر به طور منطقی قرار گرفته و واکنش های رفتاری و هیجانی، هدف های اساسی را ایجاد می نماید. باورهای غیرمنطقی باورهای ناخواستنی هستند، که واکنش های منفی مثل اضطراب و افسردگی ایجاد می کنند. نظریه رفتار منطقی- هیجانی روشی برای تعیین تمایز باورهای منطقی از باورهای غیرمنطقی ارائه نموده است. باورهای منطقی با واقعیت همخوانی بیشتری داشته، سالمتر بوده و با فلسفه کلی توان بخشی افراد به ایجاد رفتار و احساس مناستبر، هماهنگی دارد. از این دیدگاه، اهمال کاری نیز ریشه در عقاید غیرمنطقی دارد. الیس و نال (به نقل از فرجاد، 1382) در توضیح عوامل اهمالکاری به 3 تفکر غیرمنطقی افراد اهمالکار اشاره می کنند:
1- من باید کارم را خوب انجام دهم در غیر این صورت از کارم راضی نخواهم بود.
2- همه شرایط باید به نفع من تغییر یابد و هرچه می خواهم برایم فراهم شود.
3- همه باید با من خوب رفتار کنند و احترام مرا نگه دارند.
در مورد اول، انتظار و توقع زیاد درباره هر چه بهتر انجام شدن کار، موجب نگرانی و تشویش و ترس او از شکست می شود. در مورد دوم، نتیجه ای که نصیب شخص می شود، رنجش و خصومت است. در مورد سوم نتیجه کار، اضطراب و ناامیدی همراه با پایین بودن سطح تمحل توانایی در برابر مشکلات است. در نتیجه این باورهای غیرمنطقی افراد ترجیح می دهند که انجام کار را به تعویق بیندازند. همچنین از دیدگاه الیس، عقب انداختن کارها علاوه بر باورهای غیرمنطقی از عوامل زیر منشاء می گیرد:
1-احساس خود کم بینی: یعنی فرد، خود را پایین تر از آنچه هست در نظر می گیرد. نتیجه چنین وضعی کاهش عزت نفس و اعتماد به نفس می باشد. با کاهش عزت نفس بالطبع احساسات منفی و افکار آزار دهنده در شخصیت فرد رسوخ کرده و فرد آمادگی کار درست و صحیح (خوب) را از دست می دهد.
در افراد ضعیف و خود کم بین، خصوصیات روانی و رفتاری زیر دیده می شود:
آنها خود را افرادی ناتوان و فاقد استعداد می شمارند
افرادی که قادر به انجام کارز در حد مطلوب نیستند
افرادی که در اغلب کارهای مهم، با شکست مواجه می شوند
افرادی که به آینده خوش بین نیستند و نمی توانند به پیشرفت و ترقی خود در زندگی امیدوار باشند
افرادی که تحت تأثیر اندیشه های یاد شده، زندگی خود را باخته اند. این اندیشه ها شخص را از همه چیز باز می دارد و مانع تحمل در زندگی فرد می شود.
1- پایین بودن سطح تمحل (سرخوردگی: افراط در هر کاری می تواند منجر به پرتوقعی گردد. البته منظور از پرتوقعی، توقع بالا در انجام کارهاست که منجر به سرخوردگی می گردد. هنگامی که فرد توقع کار بالایی دارد، گونه ای ترس در فرد به وجود می آید که نکند توفیق من در حد انتظارم نباشد. بدین جهت برای فرار از سرخورده شدن از انجام کار و کوشش برای حل آن دست می کشد. در نتیجه نسبت به آن بی علایق می گردد. در واقع به گفته الیس، توقع بیش از حد برای کسب موفقیت بالا، فرد را دچار ترس و اضطراب و فرار از کار خواهد کرد زیرا انتظار نتیجه ای بالاتر از توانایی ها و استعدادها، نه تنها تشویق برانگیز نیست بلکه مسبب بیزاری و انزجار نیز هست، زیرا باز به تأکید الیس، توانایی فرد نمی تواند بیش از حد کارایی او باشد. عدم امیدواری در پیشرفت کار نیز سبب رشد نگرانی و ترس
در فرد می شود که بالطبع عدم موفقیت را افزایش می دهد. کم تحملی در برابر مشکلات، وقفه و رکودی در فرد به وجود می آورد که باعث انزجار می گردد. وقتی میزان توقع بیش از حد توانایی باشد به تأکید الیس کار نیز کسل کننده می گردد. در چنین وضعیتی شخص ساعت ها وقت خود را فدای آن می کند و به تفریح و کارهای دیگر می پردازد و یا حتی به استراحت و خواب مشغول می گردد. اما در عین حال عصبی و خسته نیز می شود و با دیگران رفتاری غیرقابل تحمل می کند به تعبیر الیس توقع بیش از حد توانایی، طفره رفتن و بی علاقگی را باعث می شود.
وین دایر نیز دلایل دیگری را درباره اهمال کاری یا تعلل ورزیدن بیان کرده است. به عقیده او ریشه تعلل ورزیدن چیزی جز خود فریبی و فرار از قبول مسئولیت نیست. به عقیده او بازدهی که فرد از تعلل ورزیدن به دست می آورد در مسائل زیر نهفته است:
– تعویق و تعلل ورزیدن در هر امری به فرد این امکان را می دهد تا از فعالیتهای ناخوشایند فرار کند. شاید از انجام دادن بعضی کارها واهمه داشته باشد.
– از راه خودفریبی می تواند احساس آرامش کند. با دروغ گفتن به خود اقرار به این واقعیت سرباز می زند که اکنون فعال نیست و این لحظه را به بطالت می گذراند.
– تا زمانی که به تعلل ورزیدن خویش ادامه می دهد می تواند پیوسته همان گونه که هست باقی بماند. به این ترتیب لزوم تغییر کردن و قبول مخاطرات آنرا از زندگی خود حذف می کند.
– با انتظار بهتر شدن اوضاع می تواند راکد بنشیند و دنیا را به خاطر اندوه خود سرزنش کند.
– با دوری گزیدن از فعالیت هایی که مستلزم مخاطره است برای همیشه از احتمال شکست دوری می کند بدین ترتیب هرگز ناگزیر نمی شود تا با تردیدهایی که نسبت به خود دارد رو در رو مواجه شود.
– ابراز همدردی دیگران و دلسوزی خود را جلب می کند تا به خاطر احساس اضطرابی که ناشی از انجام ندادن کارهایی که می خواسته نکند و نکرده همواره آسوده بماند.
– با به تعویق انداختن کارها و آن وقت کمترین وقت را برای انجام آنها تخصیص دادن، می تواند عملکرد ناقص یا بد خود را به حساب کمی وقت بگذارد.
– با به تعویق انداختن کارها ممکن است بتواند شخص دیگری را برای انجام آن بیابد. به این ترتیب تعلل ورزیدن به صورت وسیله ای برای استفاده از دیگران در می آید (دایر، به نقل از آتش پور و امیری، 1376). نظریه رفتار منطقی- هیجانی می تواند، به خود مدیریتی افراد تعللی کمک کند. این کمک معمولاً از طریق بررسی شیوه، چگونگی و چرایی تفکر صورت می پذیرد. روش REBT51 رویکردی چند وجهی را معرفی می کند که افکار، رفتار و احساسات را وابسته به یکدیگر می داند و هنگامی که تلاش برای تغییر آنها صورت می پذیرد، هر سه وجه (شناختی، هیجانی و رفتاری) دخالت دارند. به عنوان مثال، در شیوه های شناختی، مورد بحث قرار دادن، در شیوه های هیجانی، تصویر سازی ذهنی و خود پذیری غیرشرطی و در شیوه های رفتاری تمرین خطر پذیری مورد استفاده قرار می گیرند. به علاوه، نظریه پردازان رفتار منطقی- هیجانی که در زمینه تعلل فعالیت می نمایند، تعلل را به عنوان یک مسئله هیجانی در نظر می گیرند و بر این باورند که، اغلب دانش آموزان هنگام انجام تعلل نسبت به خود خشمگین هستند.
برای توصیف دقیق این نظریه، توضیح ترکیب ABC ضرورت دارد. منظور از (A) موقعیتی است که فرد با آن رو به رو می شود، منظور از (B) تفکری است که فرد در رابطه با آن موقعیت دارد و منظور از (C) احساساتی است که فرد در آن موقعیت تجربه می نماید. از نظر الیس، موقعیت ها به تنهایی تعیین کننده احساس افراد نیستند بلکه باورها، افکار و تفسیری که افراد از موقعیت دارند در برانگیختن احساس مثبت و منفی و به دنبال آن نحوه عملکرد افراد تأثیر دراند. در صورت کاهش باورهای غیرمطنقی52، هیجان و رفتار فرد نیز به تبع آن کاهش می یابد. در این روش درمانی، ابتدا مراجعین با ویژگی های نظریه آشنا می شوند و در پایان از آنها خواسته می شود، مواردی از زندگی تعللی خود را به صورت C,B,A در نظر بگیرند و آن موراد را به صورت چرخه کامل ABCDE مورد بررسی قرار دهند. منظور از D، شیوه های بحث در مورد باورهای غیرمنطقی و منظور از E، شکل دهی و تجدید سازمان باورهای جدید می باشد. در شیوه های بحث در مورد باورهای غیرمنطقی از فرد خواسته می شود، باورهای غیرمنطقی خود را به چالش بکشد، به عنوان مثال «چه دلیل دارد که آنچه را که کسل کننده هست، نتوانم انجام دهم» و یا «امکان ندارد که همه وقایع آن طوری رخ دهند که من انتظار دارم». پس از انجام یک تحلیل کامل ABCDE از یک واقعه از مراجعین خواسته می شود که این شیوه را در مورد وقایع زندگی در خانه به کار ببرند و جلسه بعد در گروه درمانی آنرا بیان نمایند. در گروه درمانی ABCDE به طور کامل تحلیل خواهد شد،به صورتی که مراجعین به باروهای غیرمنطقی خویش پی برده و به تدریج باورهای جدید در آنها جایگزین گردد. در طی جلسه های درمان شرکت کنندگان، چندین بار سبک های غیرمنطقی خود را در چارچوب ABCDE می آزمایند و بازخورد می گیرند (اسن، هیول و اسبارد53، 2004، به نقل از سلامتی، 1385).

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   پایان نامه ارشد رایگان درموردمسجد الحرام، اعلان جنگ

2-1-3-4- رویکردهای شناختی
هر چند زیر بنای نظری و فلسفی درمان شناختی بک و درمان منطقی- هیجانی الیس به هم نزدیک هستند و نقاط مشترک هر دو نظریه بیش از تفاوت های موجود بین آنهاست و می توان گفت شیوه درمانی الیس چارچوب فلسفی کامل تری از شناخت درمانی بک دارد، اما رفتار درمانی شناختی راهنمایی های عملی روشنی را در اختیار درمانگران قرار می دهد. در این رویکرد خطاهای شناختی و شناخت های ناساز
گارانه عامل اصلی رفتارهای تعللی به شمار می روند. کنترل ناپذیری و خطر از مهم ترین متغیرهای پیش بین برای تعلل ورزی رفتاری به شمار می رود. افراد دارای تعلل ورزی بالا از نبود احساس کنترل شخصی، نداشتن احساس توانایی ادراک شده و خود کار آمدی پایین رنج می برند. به بیان دیگر، باورهای مرتبط با کنترل ناپذیری و خطر می توانند به کاهش بیشتر احساس کنترل شخصی بیانجامند و به دنبال آن افزایش اضطراب فرد برای انجام تکلیف و تعلل بیشتر او در آغاز و پی گیری انجام تکلیف در پی داشته باشد. ویژگی دیگر تفکر این افراد ترس از شکست و بدبینی درباره آینده، به ویژه درباره توانایی های خود در به دست آوردن نتایج خوشایند است. عدم اطمینان شناختی یکی دیگر از خصوصیات شناختی این افراد است و مربوط به باورهای فراشناختی افراد در زمینه بی کفایتی شناختی آنها می باشد. چنین باورهایی تا اندازه ای در نتیجه شکست هایی پیشین در پیدا

دسته‌ها: پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید