عرب با همان شکل وساختار بود؛ اما بعدها می بینیم که شعر

به موضوعات اجتماعی و ملی نزدیک ترشده و خود راکم کم از قید و بندهای گذشته و قالب

تقلیدی قصیده رها می کند و وارد مکتب جدیدی به نام رمانتیک می شود .

رمانتیک قبل از پیروزی یهود بـر عرب ( سال 1948م ) بر مکتب کلاسیک پیروز شد و

شاعران برجستـه ای چون ابراهیم طوقان را به دنیای شعر وادب عرضه داشت . ( طه،1992م

، صص23و24)

البتـه این مکتب عمر زیادی نکرد و در پی مشکلاتی کـه شاعران در ارائه مسائل و مشکلات

اجتماعـی در قالبهای خیالی رمانتیسم یافتند و بیداری و آزاد اندیشی و استقلال طلبی کـه ملت

عرب در پـی جنگ جهانی دوم پیدا کرد ، جای خود را به رئالیسم یا واقع گرایی داد . (خورشا ،

1381ش ، ص183)

شایان ذکراست اگرچه رمانتیسم درمغرب زمین چیزی جز خیال وعاطفه و احساسات درونی و

ماورائی شاعروغیره نبود اما نزد شاعران مشرق زمین به خصوص ابراهیم طوقان عاطفه ای

بود راستین ، خیالی بود برخاستـه از جهان واقع ، احساسی بود ازسردرد و رنج یک ملت نه

یک تن .
ستاره شعر شاعرانی چون طوقان ، ابوسلمی ، عبدالرحیم محمود ، الیعقوبی ، مطلق عبدالخالق

و دیگران دردهه سوم قرن بیستم ، یعنی دهه ای کـه شعر و ادب فلسطین حرکت و نو آوری و

پیوند فکرواحساس را در خود مشاهده کرد شروع به تابش نمود . (طه ، 1992م ، ص25)

این شاعران در ابتدا بـه غزل و سبک های سنتی نظر داشتند امـا کم کم متحول شده وشعر را

در خدمت وطن وملتشان قرار دادند . ودراین میان ابراهیـم که ملقب به شاعروطن است بسیار

شیفتـه صاحبان رمانتیک چون “کولریـدج ” و ” کیتس ” و ” شلی ” و”أوسکار واید ” بود .

( سـعـیـد ،1982 م ، ص 54 ) البتـه عشق او تنهـا مختـص ایـن شاعـران نبـود بلکـه او ازمیـان

معاصران شیفتـه احمد شوقی و ازدنیای قدیم عرب دوست دار متنبـی ، ابو نواس ، عباس بـن

احنف ، بحتری ، و سبط بن تعاویذی نیز بود .( البعینی ،1991م ، ص 258)

اگرچه شعرجدید فلسطینی همگام با دیگرسرزمینهای عربی ومتأثر ازغرب نامهای (کلاسیک)

و(نئو کلاسیک) ،و(رمانتیک ) را تجربه کرد اما فراتر از آنها ( شعر وطنی ) را نیزدر درون

پروراند کـه بدون شک پیشرو و رهبـر آن ابراهیـم طوقان است.( ضیف 1969م ، ص60)

در نتیجه دهه سوم از قرن بیستم یعنی از سال 1920 تا 1930 م نمادی شد برای ظهور شعر

مقاومت در دیوان شاعران برجسته ای چون طوقان ، ابو سلمی و … که توانستند کلمات و

معانی را دگرگون واز قدیم به جدید سوق دهند و آن را با آینده پیوند دهند .

با این مقدمه مختصر از حوادث و دگرگونیهای اجتماعی ، سیاسی ، ادبی فلسطین ، سرزمین

مادری ابراهیم طوقان، به شرح زندگی وی می پردازیم .

ج ) زندگی ابراهیم

ابراهیم عبد الفتاح طوقان به سال 1905م در نابلس* از خانواده ای خردمند اهل ثروت ومکنت

درحالی که ازنظرجسمی بسیار ضعیف وعلیل بود دیده به جهان گشود،وازهمان دوران کودکی

بیماری همراه اوگشت که به دوران قبل ازتولد و ضعف مادر به هنگام بارداری ، برمـی گردد.

(مجله الثقافه ، 1943م ، ص792)

ابراهیم علی رغم ضعفی که داشت بسیار شاداب و بازی گوش بود و معمولا مادر بزرگ ترک

زبانش او را در این بازیها همراهی می کرد و پدر بزرگ شاعروزجل* گویش ازهمان کودکی

او را تشویق به حفظ شعر و زجل می کرد و در شبهای طولانی زمستان و عصرهای زیبای

تابستان مادر مهربانش با گفتن قصه های “عنتره” و”ابی زید هلالی ” و “سیف بن ذی یزن ”

ذهن اورا مملو ازکلمات اصیل عربی می نمود . ( فدوی طوقان ، 2005م ، صص12و13)

* نابلس جزئی از مجموعه شهرهای کوهستانی امتداد یافته از شمال تا جنوب فلسطیـن به شمار می رود ؛

* زجل : بلند آوازه ترین گونه های شعر توده ای ، پژوهشگـران در این باره اتفاق دارند کـه خاست گاه آن اندلس بوده است . مردم بغداد آن را ” حجازی ” می خوانند . زجل از نگاه واژگان دو گونـه است : مزنم کـه هم عربی فصیح را دارد و هم واژگان عربی عامیانه را .

این ، گونه پایین آن است . گونـه دوم آن جز واژگان عامیانه را به کار نمی برد و نام معینی ندارد . از نگاه موضوع چند گونه است : 1- زجل : درباره غزل و باده نوشـی سروده می شود . 2- بلیق : از شادخواری و خوش گذرانی سخن می گوید .3 – مکفـر : پند و اندرز می دهد . 4- قرقی : در زمینه هجاء سروده می شود
همه گونه های یاد شده به سراینده آن آزادی فراوانی در سرودن می دهد زیرا اوزان آن نو است و قافیـه هایش گوناگون . و این بر خلاف دیگر گونه های شعر توده ای است .

برخی از انواع زجل داخل در صنعت غناء است و گفتار در آن به سخن منظوم نزدیکتر است . (غالی شکری ، 1970م ، ص581 )

ابراهیم علاوه برعلاقه اش نسبت به شعر و زجل با بزرگتر شدنش بیشتر شیفتـه قرآن کریم

می شد، آن را بارها می خواند و درمعنـای آیاتش غرق می شد به طوری کـه دردرونش اثری

عمیق بر جای می گذاشت . (مجله الجدید ، 1995م، العدد السادس)

او درباره این انس و علاقه چنین می گوید : ” در رمضان زیباترین کار برای من آن است کـه

در آن قرآن می خوانم ، همه آن را ، واین امری است که هر سال آن را انجام می دهم و از آن

لذت می برم و کلامم را با آن می آرایم ، و چه زیباست آراستن کلام به قرآن ؛ و هر از گاهی

بعضی از ترکیبهای مشکل مرا به کاوش در کتابهای بلاغت وا می دارد که پس از جستجو سرّ

آنها را می فهمم ، و هرگاه درک برخی ازمعانی برایم مبهم شود به استاد دانشمند ، جار الله

زمخشری ، مراجعه می کنم واز نزد وی سیراب برمی گردم ،وچون متوجه مسأله ای تاریخی

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   تحقیق با موضوعجامعه شناسی، نهادهای اجتماعی، جامعه شناختی

شوم بـه ابو جعفر محمد بن جریر طبری مراجعه و خود را بین سخنان و روایاتش فراموش

می کنم ؛ این فضیلت رمضان بر من است و بهترین استفاده از ماه مبارک در شهر نابلس ! ”

( فروخ ، 1945م ، ص72)

دررشد وتکامل ابراهیم علاوه برخانواده فرهیخته وی که انسانهای بزرگ وارزشمندی همچون

” فدوی طوقان ” خواهر شاعر و موفق ابراهیم را به جامعه فلسطین بلکـه به ملت عرب هدیه

کرده ، مدرسه نیز نقش بسزایی داشت .

اومرحله ابتدایی را درمدرسه ” الرشادیه الغربیه” در نابلس آغازکرد.( البعینی ،1991م،ص255)

در این مدرسه با زبان وادبیات عربی که در عهد عثمانی رایج نبود بیش از پیش آشنا شد ، وبا

شعروادب مأنوس گشت ، و البته ادبیات عرب درمدارس نابلس به خاطرتلاش وکوشش بعضی

از معلمهای فارغ التحصیل دانشگاه ” الأزهر ” و متأثر از جنبش ادبی مصرکه حافظ وشوقی

پرچمدارآن بودند ، رواج یافت . کـه دراثرآن دانش آموزان برای اولین باردرزندگـی تحصیلی

خود قصیده های شوقی ، حافظ ابراهیم ، مطران و غیره را شنیدند .

از جمله این مدرسان نوگرا می توان بـه مرحوم شیخ ابراهیم أبو الهدی الخماش و شیخ فهمی
أفندی هاشم اشاره کرد . ( فدوی طوقان، 2005م ، ص 16)

تأثیر این معلمان دلسوز بر ابراهیـم همچون تأثیر عناصر مفید خاک بـر نهال کوچکی بود کـه

هنوز در خاک ریشه ندوانده است . ( المثلم ، 1964م ، ص20 )

ابراهیـم بـه مدت چهار سال یعنی از سال 1914 تا 1918 م مرحله ابتدایی را سپری کرد ودر

سن چهارده سالگی برای ادامـه تحصیل وارد دبیرستان ” المطران ” شد .

او درطول تحصیلش دراین مدرسه با استاد بزرگ ” نخله زریق ” کـه در دانشکده انگلیسی در

قدس تدریس می کرد آشنا شد ؛ ( الجیوسی ، 2001م ، ص 355)

استاد ، دیدگان او را بـر میراث قدیم عرب گشود و وی را شیفته لهجه عربی نمود ، و احساس

ملی و قومی را در درونش ریشه دار کرد ، تا جایی که ابراهیم بعد از آن بیشتر قصیده هایش

را در مراسم مختلف میهنی می سرود . کـه در اثر تشویق استاد و اطرافیانش کم کم اصول

شعرش را محکم نمود و هربار بیش از پیش از اشتباهات زبانی و بیانی آن می کاست . و بـه

جایی رسید که “شکل” برایش مفهوم پیدا کرد و برسرودن شعر صحیح اطمینان یافت . (شراره

، 1964م، ص14 )

ابراهیم تحصیلش را در مدرسـه مطران به سال 1922-1923م به پایان برد و وارد دانشگاه

آمریکایی بیروت شد کـه در آن ادبیات انگلیسی وعربی را به خوبی آموخت ودر هر دوی آنها

مهارت لازم را کسب کرد . ( یعقوب ، 2004م ، ص28)

در این دانشگاه برادر بزرگ ابراهیم ( احمد) اورا با یکی ازدوستان دانشجویش به نام ” سعید

تقـی الدین ” آشنا کرد ؛ سعید از کسانی بود کـه شعر را دوست داشت ودرست ونادرست آن را

بـه خوبی تشخیص می داد ، واین آشنایی اثر بسیارخوبی بـرشکل گیری صنعت شعری طوقان

گذاشت.

ابراهیم ازهمان ابتدای سال تحصیلی (1924م) مریض ومجبور بـه بازگشت به نابلس گشت که

در آنجا قصیده زیبای ” ملائکه الرحمه” را در وصف پرستاران سفید پوش بیمارستانی کـه در

آنجا بستری بود سرود ؛ و آنرا درمجلـه ” المعرض ” منتشرکرد که پس ازآن مجله”سرکیس”

به نقل از المعرض آن را تجدید چاپ کرد و در پیوست آن نوشت : بدون شک ابراهیـم اولین

کسی است که دراین موضوع ، شعر عربی سروده است . و در آرژانتین ، مجله “التمدن” نیـز

پس از چاپ آن نوشت : چـه بسا اگر شاعران ما در این باب و موضوع ، شعـربسرایند بدون

تردید شعرعربی به بالاترین درجه قوت ونوباوگی خواهد رسید.(فدوی ط، 2005م، ص 23و24 )

ابراهیم در طول شش سالی که در دانشگاه آمریکایی بیروت به تحصیل مشغول بود ، علاوه بر

آن به تجربه های دیگری نیز دست پیدا کرد . تجربه هایی که قبلا هیچگاه آنها را نیازموده بود

و با آمدنش به بیروت حتی پس از گذشت سه سال یعنی 1926م اولین آثار آن بـر قلب وی

نمایان شد. اگر چه تا قبل از آن دوستان ابراهیم همواره با طنز وکنایـه جای خالی عشق را در

اشعارش به او یاد آورمی شدند ومی گفتند :” توچه نوع شاعری هستی؟ شاعری بدون احساس!

پس الهام زن در شعرت کجاست ؟ ( المحاسنی ، بی تا ، ص 28 )

اولین گزینه های پاسخ بـه این سؤال در درون ابراهیم با آمدنش بـه بیروت و وارد شدنش به

دانشگاه آمریکایی آن شکل گرفت ، چرا که قرارگرفتن او در چنین محیطی باز کـه بسیار با

زادگاهش نابلس متفاوت بود ، اولین طلیعه هـای عشق را در درون وی تاباند و زیبایی را در

وجود زن برایش معنا بخشید ، زیبایی که ابراهیم از آن بیگانه بـود ، چرا کـه دختران نابلس

همیشه پوشیده وبیشتر در حصار خانه هایشان زندگی را سپری می کردند .

ابراهیم اولین عشقش را در چهـره دانشجویی فلسطینی به نام ” ماری الصفوری ” تجربه کرد.

(فدو ی ط. ، 2005م، ص29 ) (که بعدا به تفصیل در بخشه
ای بعدی به آن پرداخته می شود .)

از تجربه هـای دیگر ابراهیم در این روزها ، آشنایی او با شاعران بزرگی چون حافظ جمیل از

عراق و وجیه البارودی از سوریه و دیدا رش با نویسنده بزرگ لبنانی عمر فروخ بود ، کسی

که ابراهیم را بسیار دوست داشت وبعدها نیززندگی نامه اش را با تحلیلی زیبا نوشت.( الجیوسی

، 2001م ، ص 356)

در کنار این تجربه ها و آشنایی ها ، وطن و میل به آزادی دردرون ابراهیم قوت گرفت وزبان

را در راستای اهدافش به عنوان اسلحه ای قرارداد که با آن دوستان غافل و دشمنان بیدار را

هدف قرار دهد . وشعرهای جاودانه ای را در این زمینه خلق کند .

شعرهایی همچون قصیده” موطنی ” که زمزمه خاص وعام شد :

موطنی الجلال و الجمال والسناء والبهاء

فی

دسته‌ها: پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید