چنین مثال آورده‌اند: اگر کفار در هنگام جنگ، عده‌اى از اسراى مسلمان را سپر خود قرار دهند و در پناه آنان قصد صدمه زدن به مسلمین را داشته باشند و اگر با آنان مقابله نشود، هم به مسلمانان صدمه خواهند زد و هم اسرا را خواهند کشت، ولى اگر با آنان مقابله شود فقط اسرا خواه ناخواه و لو به دست مسلمین کشته خواهند شد، در این میان مصالح مرسله اقتضا مى‌کند که کشتن اسراى مسلمان جایز باشد چون از مذاق شرع بدست مى‌آید که این کار نزدیک‌تر به مصالح مسلمین است.
بین مصالح مرسله و استحسان چنین فرق گذاشته‌اند که در استحسان غالباً نوعى استثنا از قواعد و نصوص عامه دیده مى‌شود؛ به تعبیر دیگر استحسان نوعى عدول از حکم ثابت‌شده به دلیل عام است ولى مصالح مرسله مربوط به جایى است که دلیل بر حکم وجود ندارد و ما از مذاق شرع حکم را بر اساس مصلحت بدست مى‌آوریم البتّه در استحسان هم مصلحت وجود دارد ولى این مصلحت غالباً به صورت استثنا شکل مى‌گیرد.
دلیل قائلین به حجیّت مصالح مرسله آن است که احکام تابع مصالح است و نصوص همه مصالح را در برنگرفته است و مصالح به حسب اقتضاى زمان و مکان متجدّد مى‌شوند و اگر فقط بر مصالح معتبره اکتفا شود، مصالح فراوان دیگرى از دست مى‌رود و این خلاف غرض شارع است.
پاسخ این که مسلّماً احکام تابع مصالح است و اگر آن مصالح در ادلّه و نصوص، معتبر شده باشد یا از نظر درک عقل در حدّ مستقلّات عقلیّه باشد به گونه‌اى که قطع حاصل شود، همان قطع حجّت خواهد بود ولى اگر مصلحت به گونه‌اى است که دلیلى بر اعتبار والغاى آن وجود ندارد و صرفاً ظنّ به حکم شرعى مى‌آورد اعتبار این حکم بر اساس چنین مصلحتى دلیل قطعى بر اعتبار مى‌خواهد و چنین دلیلى نداریم و اصل در ظن، عدم حجیّت است “إِنَّ الظَّنَّ لایُغْنِی مِنَ الْحَقِّ شَیْئاً”364درواقع گمان در(وصول به )حقیقت هیچ سودی نمی رساند.365 کوتاه سخن این که هرگاه مصالح مرسله به سرحدّ قطع و یقین برسد در حجیّت آن تردید نیست، اشکال در مصالح ظنّى است که دلیل قطعى بر اعتبار آن نداریم. 366
دراین جا مبنای بعضی ازفقها این است که درمواردی این چنینی نیازی نیست که به مصالح مرسله قائل شویم بلکه از کتاب وسنت جوازحمله به سپر انسانی وکشتن مسلمانان برداشت می شود.
یعنی مسئله تترس ازباب قانون اهم ومهم است .367هم چنین شارع هشت مورد ازضرورت های جنگ رابرای ما بیان کرده است وآنهاعبارتنداز:1-ازبین رفتن دین2-تلف شدن خون مسلمانان3-تلف شدن چیزی از اموال مسلمانان 4-درهم ریختگی وتفرقه در بین سپاه مسلمانان5-سخت شدن جنگ به جهت کمبودتوشه وآب6-عدم دستیابی به پیروزی موردنظر7-اخلال به یکی ازارکان یافروع اسلام یا خراب شدن مساجد8-منتهی شدن به ترک جنگ .عدم توجه به سپرانسانی وجواز حمله به آن درتترس شامل یکی ازاین محذورات است. 368که برای حفظ خون سپاه مسلمانان باید سپری راکه اسیران مسلمان درپشت آن قرارگرفته اند،کشت تاخون های کمتری هدررودوخون های بیشتری حفظ شود.تتّرس چه ازباب قانون اهمّ ومهم یا ازمصالح مرسله ویا ضرورتهای جنگی باشدموجب حفظ حرمت خون سپاه مسلمانان می شود هرچندکه حکم به جواز کشتن اسیران مسلمان پشت سپر رامی دهد اما با صدرو این جوازجلوی پیش روی درکشتاروخون ریزی های بیشتر رامی گیرد.
تترس عبارت است از “الترسه جمع ترس وکل شئ تترست به فهو مترسه لک”369الترسه جمع تُرس است تترس در لغت ا زتُرس به معنی سپرگرفته شده است وهر چه که باآن تترس شود پس آن چیزی است که برای پنهان شدن (ازدیددشمن) به کار می رود. “الترس من السلاح المتوقّی بها “370تُرس یاهمان سپرازسلاح هایی است که با آن تترس می شود. معنی اصطلاحی تترس،همان معنای لغوی آن یعنی محافظت کردن باسپر است.371
1)انواع تتّرس:
تتّرس ممکن است به اشکال مختلفی به وقوع بپیوندد اماآنچه که به حرمت خون مسلمان مرتبط است وموجب می شودکه خون او حرمتش را به خاطرمصالح مختلف ازجمله حفاظت ازقلمرواسلامی ازدست بدهدتتّرس کفار به مسلمین است.زدن سپرازمسلمانان وحرمت نداشتن خون مسلمانان پشت سپر هم دارای شرایطی می باشدکه توضیح خواهیم داد. نوع دیگری ازتتّرس تتّرس کفاربه مشرکین است که به بحث مامرتبط نیست واز گفتن آن صرف نظر می کنیم.
1-1)تترس کفار به مسلمین وحکم آن:
زمانی که مسلمانان باکفاردرحال جنگ باشند و کفارمسلمانان راسپردفاعی خودقراردهندمی خواهیم بدانیم وضعیت حرمت خون مسلمانان پشت سپرچگونه است؟درصورت وجودشرایطی مانندضرورت،خون این مسلمانان حرمت نداردودرشرایطی هم مانندعدم ضرورت ،حرمت خون آنان باقی است زیرامسلمان بودن آنها ریختن خونشان راحرام کرده است.
1-1-1)جواززدن سپرمسلمانان درحال برپایی جنگ:اگرجنگ پابر جا نباشد ومسلمین توانایی مقابله با کفار راداشته باشند یاازشر آنها ایمن باشند،زدن سپرانسانی که از مسلمانان است، جایز نیست چون خون مسلمان محترم است واگر دراین شرایط آنان رازدند به خاطر قتل عمد مسلمان قصاص وکفاره واجب می شود.تاخون مسلمانان پشت سپرتضیع نشودامااگر جنگ برپا باشد زدن سپری که از مسلمین تشکیل شده جایز است وقصدزدن مشرکین می شوداین زمانی است که خوف ترک جنگ برود واگر خوف ترک جنگ نمی رودو سپاه مسلمین تنهابازدن سپرمسلمین قدرت می یابندوتوانامی شوند ،زدن آنان جایز است.372 شافعی دریک قول می گوید:هرگاه زدن کفاربازدن مسلمین ممکن باشدکشتن مسلمانان جایز نیست چه خوف غلبه کفاربرمسلمین برودیا این که این خوف وجودنداشته باشدوخون مسلمان به
خاطر خوف مباح نمی شود.373
امابایدگفت که کشته شدن چندمسلمان ضررکمتری داردتااینکه کل سپاه مسلمانان شکست بخورندوکشته شوندودشمن به سرزمین های اسلامی برای قتل وغارت هجوم آوردوقلمرو مسلمانان رادرتصرف خودبگیردوازهمه مهم ترخون مسلمانان را بریزد وآن راتضییع کند.
2-1-1)جواززدن سپرمسلمانان هنگام درگیری شدیدوضرورت:اگردشمن به اسیران مسلمان تترس کندوجهادمسلمین فقط بازدن سپرمسلمانان ممکن باشدکشتن اسیرهای مسلمان که درپشت سپرهستند،جایزاست.374 دراین جا تنهاروشی که برای مسلمین باقی می ماندتاخونشان راحفظ کنند،زدن سپری است که ازاسیران مسلمان تشکیل شده است واین همان ضرورت اجتناب ناپذیر است تا مسلمین بتوانندبه مقصودخودبرسند.درواقع اگرسپاه مسلمین سپر اسیرها رانزنندمشرکان پیشروی می کنندوخون سپاه مسلمانان رامی ریزنددرحالی که ریختن خون مسلمان حرمت دارد وبایدحفظ شودهرچندکه خون اسیران مسلمان ریخته می شوداماخون مسلمانان بیشتری یعنی سپاه مسلمین حفظ می شود.
3-1-1)مواردجبران خون اسیران مسلمان درتترس کفار به آنان:
همان گونه که قبلا گفتیم خون مسلمان محترم است وبرای عدم تضییع آن قصاص،دیه وکفاره درنظرگرفته شده است که درکشته شدن اسیران مسلمان هنگام تتّرس مورداستفاده قرارمی گیردتاخون های ریخته شده ضایع نشودما می خواهیم قصاص قاتل که از سپاه مسلمین است وتعلق دیه به اسیر مسلمان راموردبررسی قرار دهیم.این بررسی حول محورآگاهی وعدم آگاهی مسلمانی است که به سپرمتشکل از مسلمین حمله می کند.
1-3-1-1)عدم آگاهی زننده به مسلمان بودن افرادسپر انسانی: اگر سپاه مسلمانان سپرانسانی ای را بزنند سپس به مسلمان اصابت کنددرحالی که زننده نمی دانسته است افرادی که سپر دفاعی کفارواقع شده اند، مسلمان بوده اند وجنگ هم چنان برپاباشد، اسیران مسلمانی که کشته شده اند،دیه ندارند.375 چون سپاه مسلمین به زدن امر شده اندواگر دیه واجب باشدمنجر به بطلان کلی جهاد می شود. چون هر فردی که قصدزدن مسلمانی کندجایزاست اززدن منع شود.376
ترک جنگ به این صورت است که هرمجاهدی علاوه برسختی های جنگ،بایددیه بدهد که ممکن است هم سختی های جنگ ماننددوری ازخانواده ونداشتن استراحت کافی و…راتحمل نکندودیه هم ندهدوبه طورکلی جنگ رارهاکند.دراین صورت اگرهمه سپاه مسلمین درکشتن اسیرهای مسلمان ملزم به پرداخت دیه شوند،جنگ راترک کرده ودرنتیجه دشمن به سرزمین های اسلامی هجوم می آوردوخون مسلمین رابه راحتی می ریزد.آنچه مهم تراست حفظ حرمت خون مسلمانانی است که تعدادشان بیشترازاسیران مسلمان است.تابا پرداخت دیه، جنگ باغیرمسلمانان راترک نکنندو ضرربیشتری نصیب مسلمین گردد.
2-3-1-1)اگر زننده بداندسپرانسانی از مسلمانان تشکیل شده است وبه قصد زدن مشرکین بزند وحذر اززدن آنان امکان نداشته باشد سپس تیربه سپر انسانی مسلمانان اصابت کندوآنهارابکشد، اجماع برعدم قصاص وجودداردچون قصاص باجواز زدن تنافی ندارد.و قصدمجاهدمسلمان کشتن اسیران مسلمان نبوده است وبرای مجازات قصاص قصد وفعل قتل لازم است.نزد امامیه دیه هم واجب نیست. یک قول شافعی وابوحنیفه ویک روایت از احمدگفته اند: به خاطر گفتار خدای متعال :”فإن کان من قوم عدو لکم وهومومن فتحریر رقبه مؤمنه”92/نساء،که درآیه دیه ذکرنشده است پس دیه واجب نیست.قول دیگر شافعی واحمد وجوب دیه است چون خدای متعال فرمود”ومن قتل مومنا خطا فتحریر رقبهمومنه ودیه مسلمه إلی أهله “92/نساء، این قسمت از آیه موضوعات خاص تر را بیان می کندپس مقدم برعدم دیه می شود.یعنی “ومن قتل مومنا خطا فتحریر رقبهمومنه ودیه مسلمه إلی أهله “مقدم بر” فإن کان من قوم عدو لکم وهومومن فتحریر رقبه مؤمنه “است ودیه واجب است.
درمورد کفاره شافعی واحمد به وجوب آن قائل هستندبه خاطر گفتار خدای متعال :”فإن کان من قوم عدو لکم وهومومن فتحریر رقبه مؤمنه”92/نساء.ابوحنیفه می گوید :کفاره واجب نیست چون اسیران مسلمانی که سپردشمن واقع شده اندمانندکسانی هستند که خونشان مباح بوده است ونبایدقیاس کرد. به ویژه زمانی که معارضه با قرآن باشد. قول دیگر شافعی این است که اگر زننده به سپر اسیران مسلمان می داندکه آنان مسلمان هستنددیه لازم است واگرعلم به مسلمان بودن آنهاندارددیه لازم نیست اما آن جا که می داند مسلمان است وامکان حذر وجود داردوبه سپر اسیران مسلمان بزند،دیه تشدید می شود. درردّسخن شافعی بایدگفت که ضعف سخن شافعی واضح است با اینکه خطا قطعی نیست بلکه عمدی است که مجاهدمسلمان به آن اذن دارد ودرآیه درج نشده است.اما به کفار ه ملزم می شودونفی آن اشکال دارد.
به هر حال مجاهدمسلمان به خاطر اجماعی که دراین مورد وجود دارد قصاص نمی شود. شیخ ،فاضل وشهیدان تصریح به عدم دیه کرده اند.مؤید این است که عدم وجوب دیه مقتضی تساهل در امر جهاد به اعتبارخوف زننده بنابراحتمال مسلمان بودن افرادی است که سپردفاعی غیرمسلمین واقع شده اند. مگراینکه بگوییم وجوب دیه درتقدیراست وازبیت المال پرداخت می شودتاهم خون مسلمانانی که سپر واقع شده اندضایع نشود،هم اینکه جهادتعطیل نشود،مصالح مسلمین وحرمت خون هاحفظ شود.377
علاوه برقصاص ودیه ،کفاره هم مجازاتی برای عدم تضییع خون مسلمانان به شمار می رود.وشرایط پرداخت کفاره توسط جنگجوی مسلمان راخواهیم گفت.
آیا کفاره بر قاتل مسلمان با علم به اسلام مقتول و عدم علم به آن درزمان تترس کفار به مسلمین واجب است؟دونظروجودارد:وجوب وعدم وجوب کفاره.
نصّ شیخ علیه رحمه الل
ه وجوب کفاره است وشافعی واحمدبن حنبل به آن قائلند.
ابوحنیفه قائل به عدم وجوب کفاره است به خاطر روایت حفص بن غیاث ازامام صادق(ع)که نقل کرده است:”ولادیه علیهم للمسلمین ولاکفاره”378درجنگی که درآن زنان وبچه های مسلمان کشته شدنددیه برای مسلمانان وکفاره ندارد.وگفتار خداوند متعال”فإن کان من قوم عدو لکم وهومومن فتحریررقبه مومنه” 379اما رقبه مومنه کفاره است وافرادی کشته شده اندکه خونشان به خاطرایمان ودینشان دارای حرمت است.وکفاره به آنها تعلق می گیرد.
امااین کفاره ی قتل خطایی است یا قتل عمد؟دواحتمال وجوددارداحتمال اول اینکه: رزمنده اسلام درحقیقت قصدکشتن مسلمان رانداردبلکه هدف اوکشتن کافر است. احتمال دوم اینکه : باتوجه به آنچه رخ داده است قاتل باقصد عمد مسلمان راکشته است.بهترآن است که کفاره ازبیت المال داده شودچون بیت المال برای مصالح مسلمین است وکفاره ازمهم ترین مصالح است.واگر کفاره بر خود رزمندگان واجب باشد بسیاری از مسلمانان دررفتن به جهاد سست می شوند.380شهیددرمسالک گفته است فقط درمورد کفاره خطا عمل به ظاهر آیه (92/نساء) است

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   منبع مقاله دربارهمبدأ و معاد
دسته‌ها: پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید