قصاص استخوان جانش راازدست می دهد وبه خونش بی حرمتی می شود هرچندکه او استخوان مجنی علیه راشکسته است. درصورت قصاص استخوان جانی وکشته شدن اوولی دم جانی وهمراهانش درصدد کشتن مجنی علیه برمی آیند زیرا قصاص دربرابر مجنی علیه منجر به مرگ جانی شده است.به این ترتیب به جای جلوگیری کردن از قتل ،دو قتل رخ داده است وبه خون دومسلمان بی حرمتی می شود. استثناء دیگرکه با قصاص نشدن عدالت اجرامی شودزمانی است که مردی زنی رابکشد.مردرا قصاص نمی کنند چون که مسئولیت هایی که به مردان درزندگی واگذار شده مانند نان آور بودن خانه وامثال آن بیش اززنان است.
امام جعفرصادق(ع) دراین موردازامام علی(ع) نقل کرده اند:” یقول لیس فی عظم قصاص و قال جعفر علیه السلام انّ رجلًا قتل امرأه فلم یجعل علىّ علیه السلام بینهما قصاصاً و ألزمه الدیه”.200 در شکستن استخوان قصاص نیست .وامام جعفرصادق (ع)فرمودند:مردی زنی راکشت .پس امام علی (ع)بین آن دو قصاص قرار نداد واورا ملزم به دیه کرد. چون برابری جنبه بازدارندگی داردودرنتیجه امنیت وحفظ جان ها رادربرخواهدداشت این برابری اقتضای آن رادارد که درشکستن استخوان قصاص نباشدبه جزدردندان که قصاص دندان دربرابردندان باقی است ومماثله درآن معتبر است.201
عدم برابری زن ومرددرقصاص ودیه که ازراههای عدم تضییع خون مسلمان است یک معیاراجرای عدالت است .مثلااگرمردی،زنی راکشته باشد،قصاص نمی شودواین نشانه برتری خون مردنسبت به زن نیست.
زیرامردان غالبا عضوموثراقتصادی هستندومخارج خانواده راتامین می کنند.بنابراین تفاوت زن ومردازنظراقتصادی وجنبه های مالی برکسی پوشیده نیست واسلام باقانون پرداخت نصف مبلغ دیه درموردقصاص مردرعایت حقوق همه افرادراکرده وازاین خلأاقتصادی که به یک خانواده برخوردمی کند،جلوگیری می کند.202
مساوات درقصاص اعضا بین زن ومردهمان مساواتی است که درشرع تعیین شده است تا جنبه بازدارندگی ازبی حرمتی به خون مسلمان راداشته باشدهرچندکه درظاهر نوعی نابرابری وجودداردودیه زن ومردتاثلث دیه برابر است وازثلث که گذشت دیه زن نصف دیه مرداست. اما ازاحکامی است که خدای متعال برای استقرار مساوات وعدالت وضع کرده است.
ابی بصیر ازامام جعفرصادق(ع)درمورداجرای قصاص اعضا زن نقل کرده است: “سألت أبا عبد الله علیه السلام عن الجراحات فقال جراحه المرأه مثل جراحه الرّجل حتّى تبلغ ثُلثَ الدّیه فإذا بلغت ثلث الدّیه سواء أضعفت جراحه الرّجل ضعفین على جراحه المرأه و سنّ الرّجل و سنّ المرأه سواء و قال إن قتل رجل امرأه عمداً فأراد أهل المرأه أن یقتلوا الرّجل ردّوا إلى أهل الرّجل نصف الدّیه و قتلوه قال و سألته عن امرأه قتلت رجلًا قال تقتل به و لا یغرم أهلها شیئاً” 203 در مورد جراحات پرسیدم امام فرمودند:جراحات زن همانند جراحات مرداست تازمانی که به ثلث دیه برسد پس زمانی که به بیش از ثلث رسید ،دیه جراحت مرد دوبرابر زن می شود.دندان مرد ودندان زن برابر است .گفته شده است اگر مردی عمدازنی رابکشد وخانواده زن خواستار قصاص مردباشند بایدبه خانواده مرد نصف دیه را بدهند.پرسیدم درمورد زنی که مردی را بکشد ،چگونه است؟فرمودند:زن کشته می شود وبه خانواده اش چیزی غرامت نمی دهند. با اجرای عادلانه احکام قصاص نفس واعضاازخطراتی که ازبی عدالتی دراجرای چنین احکامی به وجودمی آید،مانند خطرتهدید به حرمت خون مسلمان جلوگیری می شود.

آیه چهارم:
1)جوازجنگ ومقابله به مثل درصورت حرمت شکنی دشمنان بر حریم مسلمانان:
هرگاه قاتلی به خون مسلمانی تعرض کندمجازاتش قصاص است .امااین تعرض همیشه به یک شیوه نیست که تن به تن یا به سبب خصومت شخصی باشد.بلکه ممکن است درمیدان جنگ برای دفاع ازمنافع ملی کشورباشد.مثلا جنگ رخ دهد وکشتار دسته جمعی اتفاق بیفتد.
هرگاه درجنگ به حرمت خون مسلمان تعدی شود،بایدتعدی کننده قصاص شود.امااگرمشرکین ازکعبه که جزءمقدسات مسلمین است وبرای مشرکین فاقد احترام است ،شروع به جنگ کردند چه باید کرد؟آیا به خاطر حرمت کعبه یاقرارگرفتن درماههای حرام باید حرمت خون مسلمانها نادیده گرفت وازجنگیدن امتناع کردتامشرکان هرچه می خواهند مسلمان بکشند؟دراین جا باید گفت که خون مسلمان هامقدس تراست ومسئله اهم ومهم مطرح می شود که خون مسلمانان اهم وحرمت کعبه مهم است.
اسلام حکم به جوازمقابله بادشمن دراین موارد رادارد.چون حرمت خون مسلمانان وحفظ نظام اسلامی ازحرمت ماههای حرام وکعبه بیشتراست وهرکس که حرمت ها راشکست باید مورد قصاص قرار بگیرد.همه زمان هاومکان هایکسان نیستندبلکه حرمت برخی مکان ها وزمان هاباید حفظ شود حفظ اسلام وجان مسلمان هابرحفظ احترام مکان هاوزمان ها مقدم است.204
همان گونه که در قصاص جان واعضا برابری ومماثله وجود دارد ،هنگام جنگ برای حفظ جان هم این برابری وجود دارد .خداوند متعال می فرماید:”واقتلوهم حیث ثقفتموهم واخرجوهم من حیث اخرجوکم والفتنه اشد من القتل ولاتقاتلوهم عند المسجد الحرام حتی یقاتلوکم فیه فإن قاتلوکم فاقتلوهم کذلک جزاءالکافرین.”205وهر کجا بر ایشان دست یافتید آنان رابکشید ،وهمان گونه که شمارا بیرون راندند،آنان را بیرون برانید ،(چرا که)فتنه (شرک)از قتل بدتر است (بااین همه)درکنار مسجدالحرام باآنان جنگ مکنید مگر آن که باشما در آن جا به جنگ در آیند ،پس اگر باشما جنگیدند،آنان رابکشید که کیفر کافران چنین است. 206
آیه امر به قتل مشرکی است که مسلمان بااوبرخورد می کندهرچند که در م
یدان جنگ نیست .سپس به مسلمان هادستورمی دهد که باکسانی که ازمیادین ومناطق فراوانی با شما می جنگند،بجنگید.این آیه جنگیدن بامشرکان را به عموم مکان هاتصریح می کند. اهمیت جنگیدن درعموم مکان ها به خاطر وادارکردن مسلمان ها برعدم اکتفاء کردن به فراخواندن اعلان جنگ بر عموم اشخاصی است که جنگیدن درآن مکان ها عمومیت یافته است .زیرا مسلمان ها اجازه دارند که ازهمه مکانها بجنگند.پس همه مکان هایی که دشمن حرمتش را شکسته وازآنجا می جنگند،موضع جنگ است.207وحرمت مکان دیگر دراین مورد مطرح نیست بلکه حرمت خون مسلمانان مد نظر است که باهجوم دشمن به هرمکانی ازجمله کعبه که خوددارای حرمت است مورد تعرض قرارگرفته است وبرای عدم تضییع خونهای ریخته شده باید جنگجویان مسلمان هرکجاکه مشرکان رایافتند،بکشند.
اما درمورد کافرزمانی که به حرم پناه آورد فتواداده اند که کشته نمی شود.چون خداوند متعال فرموده است :”ولاتقاتلوهم عند المسجد الحرام حتی یقاتلوکم فیه”.ابن عباس ازپیامبر (ص) نقل می کند:که ایشان درروزفتح مکه فرمودند:خداوند متعال این سرزمین را از روز خلقت آسمان ها وزمین حرام کرده است پس آن به حر مت خداوند متعال تاروز قیامت حرام است وجنگیدن در حرم برای کسی قبل ازمن حلال نبوده است وفقط برای من در ساعتی از ظهر حلال شده است .پس قطعا نهی از جنگ درقرآن وسنت ثبت شده است .پس اگر کافر به آن پناه آورد هیچ راه تجاوزی به او وجود ندارد امابرزانی وقاتل اقامه ی حد می شودمگراینکه کافر جنگ را آغاز کند که به نص قرآن کشته می شود.208اما درمورد جزیه باید گفت که آیه درمورد مشرک عرب است واهل کتاب داخل این حکم نیستند وجزیه ازآنان گرفته نمی شود به خاطر قول خداوند متعال “وقاتلوهم حتی لاتکون فتنه”209 منظوراز فتنه ،کفر است.210
مقابله به مثل معمولا درجنگ هااتفاق می افتد.مثلا قاتل مسلمین دربرابر کشتن آنان بایدکشته شود.اماجنگیدن یکسری اصول داردکه بایدبه هنگام جنگیدن رعایت شود.مثلاجنگیدن دریک مکان خاصی باشد،به زنان ،بچه ها وبیمارستان هاآسیب نرسد.
آیه بعدی که دلالت برمقابله به مثل هنگام جنگ ها دربرابر تعدی وشکستن حرمت هادارد که خداوند متعال می فرماید:”الشهر الحرام بالشهر الحرام والحرمات قصاص فمن اعتدی علیکم فاعتدوا علیه بمثل ما اعتدی علیکم واتقواالله واعلموا أن الله مع المتقین”211این ماه حرام دربرابر آن ماه حرام است و(هتک)حرمت ها قصاص دارد .پس هرکس برشماتعدی کرد ،همان گونه که برشما تعدی کرده ،براوتعدی کنیدوازخداپروا بدارید وبدانید که خدا باتقواپیشگان است.212
آیه حجت وبرهان آورده است که برهر صاحب حرمتی برابری وقصاص جاری می شود،پس هرکسی که باایجاد مانع به شهرتان هتک حرمت کرد ،شما هم مانند آن را انجام دهید ،داخل شهرشان شوید ،باجنگ بازگشایی کنیدواگر آنها دست به قتل زدند شما هم دست به قتل بزنید .یک مفهوم دیگر آیه این است که قتل درماه حرا م،حرام است وآن چه بر مسلمین حرام است ارتکابش جایز نیست.مگر اینکه ازباب قصاص باشد.213 ماه حرام دربرابر ماه حرام وهمه ی حرمتهای شکسته شده قابل قصاص است .مشرکین عرب به رسول خدا(ص) عرض کردند آیا درماههایی از جنگ کردن باما ممنوع هستی ؟حضرت فرمودند:آری.مشرکین اراده تغییر ماه حرام رادادندودرآن ماهها شروع به جنگ کردند.وخداوند متعال “الشهر الحرام بالشهر الحرام “را نازل فرمود.که حکم حلیت جنگیدن در برابر متجاوز در ماههای حرا م را بیان می کند214. پاسخ به تعدی ومقابله به مثل جایز است وظلم نیست بلکه عدل است به خاطر گفتار خداوند متعال:”فمن اعتدی علیکم فاعتدواعلیه” این مجازات تعدی کننده است.215تعدی اول درآیه که توسط تعدی کننده صورت می گیرد ظلم وتعدی دوم که به وسیله تعدی شده انجام می شود ،عدل است چون در جنس ومقدار استحقاق مانند آن است .ضرر همان طور که ضرراست ،مقداری است که موجب حق درهر جرمی می شود.216
دفاع ازجان،آبرو ومال هنگام تهاجم دشمن درماههای حرام وحَرَم جایز است.217مقابله به مثل درقرآن به عنوان یک روش عادلانه دربرابر بی عدالتی موردتأیید قرارگرفته است.مفاداصل مقابله به مثل رادرجزای قصاص می توان یافت،چون اساس قصاص برمقابله به مثل نهاده شده است.218همان گونه که دراصل جنگیدن نباید پیش دستی کرددرشکستن حرمت ها هم نباید آغازگر بود.
همان طورکه دراستیفای قصاص نبایدزیاده روی کرد،زیاده روی دراستیفای قصاص که به خون مسلمانان بی حرمتی شده ،ممنوع است. این زیاده روی به شکل مثله کردن جسم جنگویان انجام می شد.اماجان هرانسانی به سبب کرامتی که داردنباید به این طرزفجیع موردمجازات قرار بگیرد.بلکه قاتل وجانی باید مستحق مجازات مربوط به خودشوندنه بیشتر.قصاص قاتلان مسلمانهابرای عدم تضییع خون آنان کفایت می کند.
پس حتی نسبت به دشمنان وشکنجه کنندگان بایدعدل وانصاف رارعایت کردبا اینکه مقابله به مثل حق طبیعی والهی است.219هرچندکه مشرکین مسلمان های کشته شده رامثله کرده باشند.مثله کردن کشته های مشرکین تاثیری درتحمل دردورنج قاتلان نداردبلکه موجب قساوت قلب انسان ها نسبت به یکدیگر می شود.ازآن جایی که انسان به طبع خویش به دنبال آرامش است ازخون وخونریزی های مکرر بیزار است ،ازمثله کردن هم باید دست بردارد.
آیه دیگرکه از مثله کردن هنگام مقابله به مثل در جنگ نهی می کند.خداوند متعال می فرماید:”وإن عاقبتم فعاقبوابمثل ما عوقبتم به ولئن صبرتم لهو خیر الصابرین”220واگر عقوبت کردید همان گونه که مورد عقوبت قرارگرفته اید ،(متجاوز )را به عقوب
ت رسانید،واگر صبرکنید البته آن برای شکیبایان بهتر است.221
در مورد سبب نزول آیه گفته شده است زمانی که پیکر حضرت حمزه (ع) را مثله کرده بودند ،پیامبر (ص) فرمودند:رحمت خدا برتوبادتورا نشناخته بودندسپس با صدای بلند گریستند وسوگند یادکردند که هفتاد تن ازدشمنان او را مثله می کنم آیه نازل شد و از مثله کردن نهی کردوایشان کفار ه سوگند رادادند وکسی را مثله نکردند.مثله کردن در ابتدا عقوبت نداشت اما بعد از نزول آیه عقوبت دارد222. مثله کردن به این سبب نهی شده که نوعی زیاده روی در مقابله به مثل دربرابر تعدی و جنایت جنایتکاران است .امااین سبب نزول مانع از برابری در مقابله به مثل نمی شود.223بلکه جواز تماثل وهمسانی رابیان می کند.حتی دراجرای کیفیت مجازات قصاص هم برابر بودن فعل جانی برخودجانی رابیان می کند.
اگرمقتول را باآهن کشته است قاتل با آهن کشته شود اگر با طناب یا چوب وسنگ کشته باهمان قصاص می شود.224فقها در انجام مراحل قصاص اختلاف نظر دارند عده ای مانند ابوحنیفه وابویوسف قائل به قصاص باشمشیر هستند.عده ای

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   دانلود تحقیق با موضوعسرمایه اجتماعی، ساختمان ذهنی، سرمایه فرهنگی
دسته‌ها: پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید