رابه قتل برسانددراثراین جنایت بایدعقوبت شودزیراحق حیات وزندگی راازدیگری سلب کرده است.هم چنین اگر برای چشم هایاهریک ازاعضای افراددیگرارزش واحترامی قائل نشودوبه عضوی ازجسم سایر افرادجنایت واردکند به چشم هایا سایر اعضای خوداحترام قائل نشده وهمان عضو خودرادرمعرض عقوبت درآورده است.تنها براین اساس حیات افرادبشروهم چنین هریک ازاعضا افراد محترم شمرده می شوندواطمینان خاطر افراداجتماع تأمین می شود.176پس برابری درانواع قصاص حافظ حرمت خون مسلمان است.
حرمت خون مسلمان بابرابری در قصاص نفس ،عضووجراحات تامین می شود. مبنای قصاص انجام جنایت جانی برخودش است.درقصاص نفس،عضووجراحات هرگاه جانی،شخصی رابه قتل برساندیاعضوی راموردجنایت قراردهدعادلانه ترین روش این است که اگرانسانی راکشته است موردقصاص واقع شود،تاحرمت خون مقتول محفوظ بماندواگر عضوی ازافرادرامورد جنایت قرارداده است مثلااگر دست مجنی علیه راقطع کرده است بایددستش قطع شود.ارتکاب جنایات براعضاومجروح کردن حاکی ازقصدقتل قاتل است که بنابرشرایطی منجر به قتل مجنی علیه نشده است مثلا هنگام اصابت ضربه به مجنی علیه ،اووسیله ای را سپرخود قرارداده است وتنهاموجب شکستن استخوان سراوشده است نه اینکه قاتل ازابتداقصدشکستن استخوان مجنی علیه راداشته باشد.این جنایات حرمت خون مسلمان رادرمعرض خطر بی حرمتی قرارمی دهد.

همه انسان ها ،ازهرنژاد و قبیله ،فقیروغنی درمقابل قانون یکسانندوخون کسی رنگین ترازدیگری نیست.جریمه مالی وحبس به تنهایی نمی تواندعاملی برای بازداشتن مجرم ازجرم باشد.نام بردن ازچشم وگوش درقانون قصاص ازباب نمونه است وگرنه آسیب به هرعضوی قصاص دارد. 177
هم چنین هرجراحتی را که بتوان مقدار آن رامعین کرد،دربرابر آن قصاص است.قصاص ازحقوق کسانی است که جنایت برآنان واردشده است.178
اگر شخصی دیگری رابه عمدبکشد درصورتی که قاتل عاقل ممیز باشد .وهردو ی آنها مسلمان آزاد یاکافریا مملوک باشند ،قاتل مستحق قصاص است.امااگر قاتل حر مسلمان ومقتول کافریامملوک باشد کشته نمی شود اگر قاتل کافر یامملوک بود ومقتول مثلش یابالاتر از اوبود ،بدون اختلاف نظربین فقها ،قاتل کشته می شود.179
دربرخی موارد ممکن است علاوه برجان مسلمان ،اعضای اومانندچشم وگوش موردتعدی واقع شود.آمدن باءدر سخن خداوند متعال :”وکتبنا علیهم فیها أن النفس بالنفس والعین بالعین والأنف بالأنف والاذن بالاذن والسن بالسن والجروح قصاص فمن تصدق به فهوکفارهله ومن لم یحکم بماأنزل الله فاولئک هم الظالمون “180 عوض وخبر إنّ هستند ومتعلق جارومجرور در همه اش محذوف است .پس درتقدیر است که نفس مقتول بانفس قاتل ،چشم تلف شده باچشم تلف کننده ،بینی فلج شده یابریده شده در برابر بینی جانی وگوش بریده شده در مقابل گوش جانی جبران شود.
آمدن الف ولام برمواضع پنج گانه “النفس بالنفس والعین بالعین والأنف بالأنف والاذن بالاذن والسن بالسن والجروح قصاص ” اعضای مجنی علیه را شامل می شود.واکتفاکردن بر ذکر این اعضا بدون بیان سایر اعضا مانند دست وپا وانگشت برای آن است که قطع اعضا غالبا هنگام نبرد به قصدقطع کردن رخ میدهد .پس هرگاه شمشیرهنگام بریدن سررا قطع نکند ،اعضا متصل به سر مانند چشم،گوش ،بینی یا دندان را آسیب می زند.181یعنی این جنایات واردشده براعضای جان مسلمان مانندچشم وگوش زمینه ساز بی حرمتی به خون اوست درحالی که اصل حرمت خون مسلمان است.وبیشتر این جنایات درزمان درگیری طرفین واقع می شودودردرگیری شدید است که درنهایت خون مسلمان محقون الدم ریخته می شود وقاتل قصاص می شود.
مواردی که در قصاص نفس ازهمسانی در حریت ورقیت ،مذکرومونث بودن ومسلمان وکافربودن باید رعایت شود ، در قصاص اعضاهم رعایت می شود . چشم راست دربرابر چشم چپ ازجادرآورده نمی شود،دست راست دربرابر دست چپ قطع نمی شودودست ناقص دربرابر دست سالم قطع نمی شود . 182
همان طورکه درقصاص نفس قاعده همسانی درخون وجوددارددرقصاص اعضاوجراحات هم این همسانی باقی است.مانندسالم بودن اعضا.آیه45/مائده ازاعضایی مثال آورده است که همه آنها درسر وجوددارد مانندچشم ،گوش،دندان و…زیرازمانی که قاتل می خواهدمقتول رابکشدازضربه زدن به سراوشروع می کندکه اگر اوراکشت ،قصاص می شودواگرمجنی علیه زنده بمانداعضای سرش مانندچشم وگوش اوآسیب دیده ویا جراحاتی تهدیدکننده برحیات مجروح واقع شده است که جانی باید قصاص شود تاحرمت اعضای مجنی علیه مسلمان به تبع حرمت خونش محفوظ بماند.
درقصاص جراحات ،جراحاتی قابل قصاص هستندکه بین مجروح وجارح همسانی وجود داشته باشد ومانند جراحت واردشده بر جارح قصاص می شود.183یعنی مماثله مجازات جانی به جراحتی که عمداواردکرده است.وبه این معناست که امکان وارد کردن مثل آن جنایت باشدواطمینان اززیادتر نبودن برمماثله مجازات باشد.184 اجرای مجازات بیشتر تعدی بر جسم جانی است وبه این روش نمی توان مانع ازتضییع خون مسلمان شد بلکه زمینه ساز جنایات مکرررابرجان مسلمان فراهم می کندوموجب بی حرمتی به خون مسلمان می شود.
پس موضحه دربرابر موضحه هاشمه دربرابرهاشمه ،منقله دربرابر منقله قصاص می شود.امادرکتب فقهی آمده است که منقله دربرابر منقله قصاص نمی شود.منقله زخمی است که استخوان سرراجابه جا می کند.در مأمومه یعنی زخمی که به دماغ یا پوسته سر برسد،قصاص نمی شود،در جائفه یعنی زخمی که به داخل شکم برسد قصاص نمی شود.چون درمأمومه وجائفه ومنقله
جان جانی را درمعرض هلاکت قرارمی دهد.ودرقصاص جراحات بعدازهمسانی درعضوصدمه دیده بین جارح ومجروح قصاص اجرا می شودواین همسانی آسان نیست.مثلاچشم راست جانی دربرابرچشم چپ مجنی علیه که مجروح شده است قصاص می شود. درصورتی که جانی قصاص شودو جراحت سرایت پیداکند وبمیرد،قصاص دارد.زیرا جانی فقط چشم مجنی علیه را مجروح کرده است وموجب مرگ اونشده است درحالی که اگراجرای قصاص چشم جانی منجر به مرگ اوشود،به حرمت خون جانی توجه نشده است هرچندکه چشم مجنی را جروح کرده است اما خونش هنوز احترام داردوقصاص چشم جانی منجر به عدم احترام درخونش نمی شودزیرا هنوز کسی رابه قتل نرسانده ومطابق جنایتش مجازات می شود. در شکستن استخوان قصاص وجود ندارد وفقط دیه برعهده مجنی علیه است.185
مساوات ومماثله درقصاص حق مجنی علیه یاولی اوبرای مقابله باجانی است واین اصل اولیه درجنایت های عمدی است مگراینکه خوف هلاکت جانی برودیاتعیین مقدارجنایت برای همسانی درقصاص اعضاوجراحات نباشد.حق مجنی علیه مماثله بدون زیادت است. 186
1-1)عفو، کفاره گناهان بخشنده:
علاوه برحدود،قصاص ودیات ،عفو هم می تواندازراه های عدم تضییع قرار بگیرد.هریک از جنایات نامبرده درآیه 45/مائده ازجمله قتل،حق خصوصی وقابل عفو می باشدوجنبه عمومی ندارند.آیه مذکورعفورابرجنایتکارصدقه ورفتارنیک معرفی نموده است.چنانچه صاحب حق یعنی ولی مقتول یاشخص مجروح صلاح بداند می تواندازجنایتکاردیه وغرامت گرفته بااوصلح وسازش کند یابنابرمصالحی ازعقوبت اوصرف نظرکند.187 بااجرای مجازات قصاص برجانی تنهایک آرامش خاطر موقت به ولی دم می دهد اماوعده عفو خدا می تواندبه طورکلی آنچه راکه اوازدست داده به صورت دیگری جبران کند وکفاره گناهان اوباشد.188به این صورت که او ازحق خوداغماض کرده ومی بخشد به خاطرنجات بندگانی ازبندگان خداونداست وخداوندهم ازحقوق خودکه برذمه ولی دم دارد عفو ،اغماض وگذشت می کند واورامورد رحمت ولطف خودقرار می دهد.189
به این ترتیب باقیمانده ناراحتی ازقلب وجان اوبرچیده می شودواین بهترین تشویق برای ولی دم است امام صادق (ع)درمورد “فمن تصدق به فهوکفاره له “فرمودند:”یکفرعنه ذنوبه علی قدرماعفی عن العمد”190کسی که(ازجنایت عمدی) عفو کند خداوند به همان اندازه ازگناهان اورا می بخشد.191
قوی ترین احتمال دراینکه عفو ازجانب چه کسی است شخص بخشنده است و”هاء”درکفاره ” فمن تصدق به فهوکفارهله ومن لم یحکم بماأنزل الله فاولئک هم الظالمون ” احتمال به بخششنده ای برمی گردد که مجروح یاولی دم است زیرا هنگامی که بخشنده جارح رابرای خدابخشیده به خاطر بخشش اوخداوندازعقوبت گناهانش می گذرد.192
منظوراز “تصدق” در کلام خداوند متعال” فمن تصدق به فهوکفارهله ومن لم یحکم بماأنزل الله فاولئک هم الظالمون “عفواست چون عفوحق ثابت به دست مستحق قصاص است.که با آن قصاص راساقط کند.در عفوجلب نظر قلب ها وازبین رفتن کینه ها است.تشویق به عفو از طریق قرار دادن آن برای کفاره گناهان به معنی تخفیف حکم قصاص نیست.چون حکم قصاص ازحکم های بزرگی است که برای اصلاح جانی تشریع شده است چون مجنی علیه را به هلاکت انداخته است وحرمت خون اورانادیده گرفته است وبرای آرام کردن وتسکین دادن متعدی علیه است وفدیه دادن به اوموازنه برای انتقام از متعدّیان است ومانع ازتضییع خون ریخته شده می شود.پس ابطال حکم قصاص این مصالح راتعطیل می کندوحق متعدی علیه یا ولی اونادیده گرفته می شودوزمینه سازبی حرمتی های مجددبه خون های محترم دیگر می شود.193″هو”در “فهو کفاره له ” یعنی عفو ،کفاره برای گنا هان بخشنده یاکفاره ازجانی در جنایتش است.تقدیر کلام چنین است اگر کسی که قصاص برای اوست ببخشد آن کفاره برای اوست واگر نبخشدپس صاحب حکم به آنچه که خداوند متعال ازقصاص نازل کرده حکم می کند.194
سخن امام صادق(ع) درموردعفو “فمن تصدق به فهوکفاره له “فرمودند:”یکفرعنه ذنوبه علی قدرماعفی عن العمد”درحقیقت پاسخ دندان شکنی به کسانی است که قانون قصاص رایک قانون غیرعادلانه شمرده اندکه مشوق روح آدم کشی است،چون ازمجموع آیه 45/مائده اجازه قصاص برای ایجادترس ووحشت جانیان ودرنتیجه تأمین امنیت مردمی است که ریختن خونشان حرمت دارد.درعین حال راه عفو وبازگشت گشوده است.دین اسلام باایجادحالت ترس وامید می خواهد ازجهتی جلوی ارتکاب جنایت رابگیرد وتاآن جا که ممکن است جلوی شستن خون باخون بایستد.195
2)قصاص ومساوات درآن عامل جبران خون درروایات:
1-2)حق قصاص برای ولی دم عامل جبران خون مسلمان:
درخواست قصاص درروایات همانند آیات به مجنی علیه داده شده است تاحرمت خونی که موردتعرض واقع شده است،احیاشود.
وجودشمشیر درروایتی ازامام صادق(ع) حاکی ازیک حکم جزایی است .شمشیر وسیله جنگیدن ودفاع است تاامنیت جان ها باآن تأمین شود.شمشیرقصاص حقی است که اختیارکشیدن آن به ولی دم واگذارشده است.
پس ولی دم باکشیدن شمشیرقصاص جانی رامجازات می کند. قصاص جانی از اختیار ولی امر امت خارج نیست .مسأله قصاص تحت نظر ولی امرامت است واجرایش به اختیارولی دم وازوظائف ولی امراست.196
درواقع اولیای دم که صاحبان اصلی قصاص هستندتنهاپس ازمراجعه به حاکم اسلامی وصدورحکم ازناحیه اوست که می توانندحقّ خودرامورداجرا قراردهندوازجانی قصاص کنند.197 امام صادق(ع)دراین موردفرمودند:” انّ الله بعث محمّداً بخمسه أسیاف سیف منها مغمود سلّه إلى غیرنا و حکمه إلینا فأمّا السّیف المغمود فهو الّذى یقام به القصاص قال الله جلّ و
جهه “النَّفْسَ بِالنَّفْسِ” الآیه فسلّه إلى أولیاء المقتول و حکمه إلینا”.198:خداوند محمد (ص)رابا پنج شمشیر برانگیخت یکی از آنها در غلاف است وحق برکشیدن آن به غیر ما وحکم آن به ماواگذارشده است وآن شمشیری است که قصاص باآن برپا داشته می شود. خداوند جلّ وجهه فرمود:”جان دربرابر جان “پس حق برکشیدن آن برای اولیای مقتول است وحکم آن به ما واگذارشده است. هم چنین جنگیدن باکسانی که می خواهند خون جان های محترم رابریزندیادرمال وحریم مردم تعدی کننداختصاص به حکم امام ندارد.199پس حق قصاص به اختیارولی دم وبانظارت ولی امراست.
2-2)مساوات درروایات قصاص عامل جبران خون:
در روایات همانندآیات به برابری ومساوات درقصاص نفس ،اعضا وجراحات ، تأکیدشده است. باکمی تفاوت که توضیح وتفصیل درروایات بیشتر است. مثلا آیات نبودن قصاص دراستخوان رابیان نکرده است و درتفسیرآیات است که متوجه قصاص نداشتن استخوان می شویم. اما روایت به صراحت گفته است که دراستخوان قصاص نیست.اجرای قصاص گرچه اجرای عدالت است امادرمواردی مانندقصاص استخوان ،جانی راقصاص نمی کنند زیرابه احتمال زیاد اودراثر

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   منبع پایان نامه ارشد درموردنقطه مرجع، نمونه برداری، بهینه سازی چند هدفه
دسته‌ها: پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید