تتقون “در178/بقره به پرهیز از قتل دعوت می کند.152 وفرقی درپرهیزاز قتل بین ارتکاب جنایت قتل یاقصاص قاتل نیست بلکه این ذات قتل است که بایدترک شود.ودرهردومورد فوایدی خودرادارد.درپرهیزازقتل که حافظ حرمت خون مسلمان است ودرعفو ازقصاص بادریافت دیه مانع از تضییع خون مسلمان می شود.
دستور عادلانه قصاص وعفو یک مجموعه کاملا انسانی ومنطقی راتشکیل می دهد.ازیک سوروش فاسدعصرجاهلیت راکه هیچ گونه برابری درقصاص قائل نبودندوهمچون دژخیمان عصرفضاگاه دربرابریک نفرصدهانفر رابه خاک وخون می کشیدندمحکوم می کند.وازسوی دیگرراه عفووبخشش رابه روی مردم نمی بندد،درعین حال احترام خون رانیزکاهش نمی دهدوقاتلان راجسورنمی سازد،وازسوی سوم می گویدبعدازبرنامه عفو وگرفتن خون بهاهیچ یک ازطرفین حق تعدی ندارند،برخلاف اقوام جاهلی که اولیای مقتول گاهی بعدازعفووحتی گرفتن خون بهاقاتل رامی کشتند.153
عفو ازجانب ولی دم به دوصورت می باشد:مطلق ومقید.
درعفو مطلق هیچ گونه مسئولیتی متوجه جانی نیست .وممکن است عفومقیدبه دیه باشد که درآیه178/بقره”فاتباع بالمعروف ” اشاره به آن دارد . این دستور متوجه بخشنده است که در گرفتن دیه راه معروف وپسندیده را در پیش گیردوبیش از اندازه طلب نکند وباخشونت با جانی رفتار ننماید .وبه جانی سفارش شده است که درپرداخت دیه راه پسندیده را در پیش گیرد وسهل انگاری در پرداخت آن ننماید وقیمت آنرا ناقص وارزش آن را پایین نیاورد وپایمال نکند بلکه برای عفواو قدر دانی وتشکرنماید.چون این عفو به قیمت گذشت ازخون انسان بوده است که خونش دارای حرمت است ونبایدپایمال شود.154
اصحاب امامیه می گویند:عفوبعضی از اولیا ی دم ازقصاص حق قصاص را برای سایر اولیای دم ساقط نمی کندبلکه برآنها واجب است سهم قصاص آن ولی دمی که عفو کرده ودیه می خواهدرابر مقتول اداکند. وروایات متعددی به آن دلالت دارد .حسن بن محبوب از أبی ولاد ازامام صادق (ع) درمورد مردی که کشته شده بود وپدر،مادر وپسر داشت،نقل کرده است: .پسرش گفت :من می خواهم قاتل پدرم رابکشم .پدر ش گفت :من می بخشم .مادرش گفت:دیه می گیرم.امام فرمودند:پسر باید یک ششم دیه را به مادربدهدوباید به ورثه قاتل یک ششم دیگر راکه حق پدربودوقاتل راعفو کرد به آنان بدهدوقاتل رابکشد.155
پس حقوق اسلامی بااخلاق اسلامی آمیخته است.خداوندپیرامون احکام شرعی ازاحساس وعاطفه اثری برجا می گذاردتاروش عمل به آن احکام چنان سخت نباشدکه بااوضاع واحوال خاص ناسازگاری پیدانکند.وبه صاحب خون حق می دهدکه از قصاص چشم بپوشدتاصاحب خون وشخص قاتل برادران یکدیگر درآیند.وبرقاتل است که این برادری را به نیکی واحسان مراعات کندیعنی واجب است که جنایت به صورت عامل اصلاحی درزندگی شخص جانی درآیدولی اگراین رحمت احکام الهی که عفوولی دم به قصاص قاتل موجب تشویق اوبه ارتکاب جنایت شود،لازم است اجتماع به صورت قاطع بااوبرخوردکند.156
2)حفظ حرمت خون مسلمان درروایات مساوات قصاص وعفو:
1-2)حفظ حرمت خون مسلمان بامساوات درقصاص نفس:
هردونفری که خونشان همسان وهم ارزش باشد حرمت (قتلشان)هم برابر است.وقصاص بین آنها اجرا می شود.بنابراین حردربرابر حر،آزاده دربرابر آزاده ،عبددربرابر عبد،کنیز دربرابرکنیز کشته می شود. یهودی دربرابرنصرانی ،مجوسی دربرابریهودی ونصرانی دربرابرمجوسی کشته می شودچون شرک یک ملت واحد است.157
در روایات مانند آیات برابری قصاص در حریت ورقیت ،مذکر ومونث بودن مدنظر قرار داده شده است.
ابوبصیرازامام صادق(ع) درموردعدم قصاص حردربرابرعبد نقل می کندکه ایشان فرمودند:”لا یقتل حرّ بعبد و إن قتله عمداً و لکن یغرم ثمنه و یضرب ضرباً شدیداً إذا قتله عمداً و قال دیه المملوک ثمنه. “158 حر دربرابر عبد کشته نمی شود هرچند اورا عمدا کشته است ولی قیمت عبد را غرامت می دهد وهرگاه اوراعمدا کشته است به شدت زده می شود. پس برتری ارزش خون حربه معنی عدم مجازات اودرکشتن عبد نیست هرچندکه به سبب همین برتری ازقصاص درامان است.
امام حسن عسکری (ع)درموردمساوات دراجرای قصاص براساس آیه “یااأَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِصاصُ فِی الْقَتْلى” فرمودند: قال یعنى المساواه و أن یسلک بالقاتل فی طریق المقتول المسلک الّذى سلکه به من قتله “الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَ الْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَ الْأُنْثى بِالْأُنْثى”
آیه به معنی مساوات است وقاتل در مسیری که مقتول راوارد کرده است داخل می شود که اورا به قتل رسانده است حر در برابر حر ،عبد دربرابر عبد وزن در برابر زن کشته می شود.159درقصاص برابری وهمگونی (مساوات ومماثله)میان جنایت وکیفرمعتبراست.160اجرای مساوات درقصاص ،اجرای آن را عادلانه می کند تامانع ازتضییع خون مسلمان شود.
2-2)جایگزین کردن عفو بادیه به جای قصاص درحفظ حرمت خون مسلمان:
در مورد عفو روایات مانند آیات اختیار را به ولی مقتول داده است ودیه دادن به جای قصاص را برای جلوگیری از هدررفتن خون مسلمان می داند.عفوهم ازراههای عدم تضییع خون مسلمان محسوب می شود.
برای اینکه عفو جنبه عملی به خودبگیردشارع دیه راوضع کرده است تاکسانی که حاضر به عفوبدون عوض نیستند،دربرابرعفو،دیه ویاخون بهایی بالاتر ازآن براساس مصالحه دریافت کنند.161
حلبی ازامام صادق (ع)درموردعفوودریافت دیه ولی دم درگفتار خداوندمتعال “فَمَنْ عُفِیَ لَهُ مِنْ أَخِیهِ شَیْ‌ءٌ فَاتِّباعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَ أَداءٌ إِلَیْهِ بِإِحْسان “نق
ل کرده است:” ینبغى للّذى له الحقّ أن لا یضرّ إذا کان قادراً على دیته و ینبغى للّذى علیه الحقّ أن لا یمطل أخاه إذا قدر على ما یعطیه و یؤدّى إلیه بإحسان قال یعنى إذا وهب القَوَد اتّبعوه بالدیه إلى أولیاء المقتول لکى لا یبطل دم امرء مسلم”162 شایسته است برای کسی که حقی برایش است ضررنکند. زمانی که آن کسی که حق به عهده اواست قادر به پرداخت دیه باشد وشایسته است کسی که حق علیه اوست زمانی که قادربه پرداخت دیه است درادای حق سهل انگاری نکند وبه بهترین نحو بدهد امام فرمودند:یعنی زمانی که قصاص را بخشید دیه به اولیاءمقتول بدهید تا خون به هدرنرود.
هرصاحب حقی،اختیارسقوط حقش راداردامااصل عدم سقوط حق اوست پس مردم برمال وجان خود مسلط اند.استیفای قصاص حقی است که به ولی دم اعطاشده است امادرکنارقصاص،خداونداختیارعفو ودریافت دیه رابه ولی دم داده است تاراه بازگشت جانی واصلاح اوبسته نباشد.163وباپرداخت دیه خون مسلمان هم هدرنمی رود.
روایات هم مانند آیات به عفو ترغیب می کند:
3-2)عفوقاتل مسلمان نشانگربرتری احکام اسلام برسایرادیان:
روایت به سبب وجودعفو به برتری دین اسلام برقوانین یهود اشاره دارد.زیرادردین یهودعفووأخذدیه وجودنداردوتنها به قصاص جانی حکم می شود.ودردین مسیحیت قصاص وجودندارد.امادردین اسلام عفووقصاص هردو قراردارد.164تا ولی دم درفرصت مناسب تر به دوراز غم واندوه ازدست دادن مقتول،تصمیم عاقلانه تری رااتخاذ کنند.ووضعیت بوجودآمده حاصل ازقتل عضوخانواده خودرابدتر نکنند.وبه عبارت دیگر جواب بی حرمتی کردن به خون رابا ریختن خون ندهند.
دادن اختیارقصاص وعفوبه صاحب حق برای این است که تصمیم عجولانه ای نگیردوفورا قصاص راانتخاب نکند.هردوعفووقصاص عامل بازدارنده ازتعدی به حرمت خون مسلمان است.چون قصاص مجازات جسمی است وجان جانی رامی گیردوعفومجازات مالی است درحالی که جسم جانی وراه بازگشت اوبه اجتماع برای اصلاح وتربیتش باقی است.دردین اسلام همیشه یک راه بازگشت ازخطاها برای انسانها وجودداردبرخلاف دین یهودکه فقط قصاص راتنهاراه حل جلوگیری ازوقوع قتل وسایرجرایم می دانند.165
روایتی ازامام موسی کاظم (ع) ازپدرانش ازحضرت علی (ع) نقل کرده است:” بینما أصحاب رسول الله صلى الله علیه و آله جلوس فی مسجده بعد وفاته یتذاکرون فضله إذ دخل علینا حبر من أحبار الیهود و منها انّ القاتل منهم عمداً إن شاء أولیاء المقتول أن یعفوا عنه فعلوا ذلک و إن شاءوا قبلوا الدّیه و على أهل التّوراه و هم أهل دینکم یقتل القاتل و لا یعفى عنه و لا تؤخذ منه دیه قال الله تبارک و تعالى “ذلِکَ تَخْفِیفٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ رَحْمَهٌ”.166هنگامی که اصحاب رسول خدا (ص)در مسجدش بعد وفات ایشان نشسته بودند و از فضایل پیامبر(ص) می گفتندیکی ازفضایل پیامبراکرم (ص) این است که اولیای مقتول اگربخواهندمی توانندقاتل عمدراازقصاص عفو کنندواگربخواهنددیه بگیرند.دراین هنگام عالمی از علمای یهود برما وارد شد ولی اهل تورات یعنی یهودیان که ازهمکیشان شماهستندبراین عقیده اندکه قاتل کشته می شودعفونمی شودودیه گرفته نمی شود. خداوند متعال فرمود:”ذلک تخفیف من ربکم ورحمه”.پس حکم به دیه به جای قصاص تخفیف وتسهیلی ازطرف خداونداست برخلاف دین یهودکه موظف به قصاص بودند.167 مختاربودن ولی دم درقصاص وعفو اشاره به توجه داشتن خدای متعال به عفوقاتل ودرنتیجه حفظ خون اوبوده است.
آیه سوم:
1)حفظ حرمت خون بابرابری درانواع قصاص:
یکی ازراههای عدم تضییع خون مسلمان ،قصاص است.قصاصی که براساس برابری باشد می تواند ازتضییع خون مسلمان جلوگیری کند.یعنی اگرجان قاتل دربرابر کشتن مقتول مسلمان ،اعضا وجراحات جانی دربرابر اعضاوجراحات مجنی علیه قصاص شود.برابری دراجرای انواع قصاص موجب بازدارندگی ازارتکاب جنایت وحفظ حرمت خون مسلمان می شود.
کشتن جان دربرابر جان ،درآوردن چشم دربرابر چشم ،بریدن بینی دربرابربینی،قطع گوش دربرابرگوش ،کندن دندان دربرابر دندان وجاری شدن قصاص درجراحت ها به این معنی است که مساوات وبرابری تاجایی که ممکن است باید اجراشود.168
اولین چیزی که شریعت اسلامی درموردقصاص مقررکرده است مبدأمساوات است.مساوات درخون ها ومساوات درعقوبت است.که درشریعت دیگری غیر ازاسلام چنین نیست.باتوجه به مساوات بین جان هاست که جان دربرابر جان واعضابه مثل آن قصاص می شوند.وتفاوت مقام ها،طبقه ها،نسب ها،خون هااجناس و… موجب تمییز درانواع قصاص نمی شودوعنصر،طبقه،حاکم ومحکوم تفاوت ندارد.همه تابع احکام شریعت اند.پس نفس واحددرخلقت خداوندهستند.169
برابری دراجرای قصاص نفس،برابری دراجرای قصاص براعضا وجراحات راهم شامل می شود.خداوندمتعال می فرماید:”وکتبنا علیهم فیها أن النفس بالنفس والعین بالعین والأنف بالأنف والاذن بالاذن والسن بالسن والجروح قصاص فمن تصدق به فهوکفارهله ومن لم یحکم بماأنزل الله فاولئک هم الظالمون “170 ودر(تورات)به آنها مقرر کردیم که جان دربرابر جان،وچشم دربرابرچشم ،وبینی دربرابر بینی ،وگوش دربرابر گوش ،ودندان دربرابر دندان می باشد وزخم ها قصاصی دارند .وهرکه ازآن درگذرد پس آن کفاره (گناهان)اوخواهدبود.وکسانی که به موجب آنچه خدانازل کرده داوری نکرده اند ،آنان خودستمگرانند. 171
آیه بر بیان حکم قصاص در انواع جنایات از جمله قتل ،قطع وزخمی کردن دلالت دارد.ومقابله واقع شده درسخن خداوند”النفس بالنفس ” است.که فقط بین قصاص کننده وقصاص شونده است.172 آیه دیگرکه دلالت برم
قابله به مثل دارد واجرای قصاص جانی در برابر مجنی علیه را بیان می کندآیه ای است که خداوند متعال می فرماید:”جزاءسیئهسیئه مثلها فمن عفا واصلح فأجره علی الله”173جزای بدی ،مانند آن،بدی است .پس هرکه درگذرد ونیکوکاری کند ،پاداش اوبرعهده خداست.174آیه حکم مظلوم رابیان می کند که اودر مقابل ستمگر رفتاری مانندرفتار اوداشته باشد که چنین تلافی وانتقامی ظلم نیست.175
ظلم دراین جاکلیه جنایت هایی مانندقتل است که ممکن است جانی مرتکب آن شودوموجب به خطرافتادن خون مسلمان می شود.مجازات ظلم ظالم وجنایت جانی مانند قتل قاتل است که همان فعل بزه خود را که بربزه دیده مرتکب شده است ،اجرا می شود.اجرای مجازات است که موجب ترویج عدالت و تربیت مجرمین می شود.
افرادبشرازلحاظ بشریت وحقیقت انسانیت یکسانندوهریک عضو اجتماع هستند واحترام وعضویت هرفردی ماننداحترام هریک ازافراد وهم وزن آن است،دراین صورت چناچه فردی احترام حیات وزندگی دیگری راهتک کندوحیات اوراسلب کند،حق زندگی راازخودسلب کرده وخودرادرمعرض خطرعقوبت قرارداده است وزندگی اش رادراثرجنایت ازدست می دهد.پس اگرشخصی

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   پایان نامه دربارهموازنه قوا، موازنه قدرت، استفاده از زور
دسته‌ها: پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید