چان14،2012). بهزیستی معنوی15، حسی از ارتباط با دیگران، داشتن معنی و هدف در زندگی و داشتن ارتباط و اعتقاد به یک قدرت متعالی است( هاکز ، هال ، تالمن و ریچینز16، 1995 ). الیسون (1983)، بیان می دارد که بهزیستی معنوی شامل دو عنصر روانی اجتماعی و مذهبی است. بهزیستی مذهبی شامل ارتباط با یک قدرت متعالی است و بهزیستی وجودی که عنصری روانی ـ اجتماعی است، بیانگر احساس فرد است از اینکه چه کسی است؟ چه کاری و چرا انجام می دهد و به کجا تعلق دارد. این دو بعد در عین جدا بودن، با هم تعامل داشته و احساس سلامت معنوی، رضایت و هدفمندی را به وجود می آورند. به این شکل بهزیستی معنوی نقش والایی در مطالعات مرتبط با بهزیستی و سلامت روان یافت.
سلامت روان17 یکی از مهم ترین شاخص های سلامت و بهداشت یک جامعه تلقی می شود. سازمان بهداشت جهانی18 از سال 1946 برای سلامتی سه بعد زیستی، روانی و اجتماعی قائل شده است، اما در اکثر کشورها دو بعد روانی و اجتماعی نادیده گرفته می شوند. از زمان ظهور رسمی روانشناسی سلامت در 1970 ، در مدت زمانی بسیار کوتاه، روانشناسی سلامت به رکن اصلی علوم رفتاری تبدیل شد. جنبه های مؤثر در بررسی رشد و تکامل انسان فراوان بوده و سلامت روان به عنوان یکی از مهم ترین موضوعات روانشناسی سلامت، مطرح است. سلامت روان چیزی بیشتر از نبود اختلال های روانی است و شامل خوب بودن ذهنی، ادراک خودکارآمدی، استقلال و خودمختاری، کفایت و شایستگی، وابستگی میان نسلی و خود شکوفایی توانمندی های بالقوه فکری و هیجانی می گردد(سازمان بهداشت جهانی،2001 ).
در پرداختن به هیجان های مثبت و عوامل مؤثر بر کیفیت زندگی، شادکامی19 نیز از عوامل مطرح شده در حیطه روانشناسی مثبت نگر است و تأثیر شگرفی بر احساس رضایت و بهزیستی دارد. در گذشته روانشناسی بر هیجان های منفی و اختلال متمرکز بود، اما به تدریج از چند دهه گذشته به بررسی هیجان های مثبت و عوامل مؤثر بر کیفیت زندگی پرداخت. در اکثر تعاریف مطرح شده از شادکامی، تجربه احساس مثبت به چشم می خورد. استوارت، واتسون، کلارک، ابمیر و دیری20 (2010)، شادی را متشکل از لذت از زندگی، نداشتن احساس منفی مثل اضطراب و افسردگی و داشتن میانگینی از رضایت از زندگی می دانند.
اهمیت دادن به بهزیستی فردی، سلامت روان و شادی همواره مدنظر پژوهشگران علوم انسانی بوده است.در سایه توجه به اهمیت معنویت، به عنوان رکنی اساسی در جامعه ایران، اهمیت بررسی این ابعاد در فرد فرد آدمیان مطرح بوده و هست.
1 ـ 2 . بیان مسأله
این اعتقاد وجود دارد که معنویت21 و مذهب22 با یکدیگر همپوشی دارند و هر دو شامل اعتقاد به وجودی مقدس می شوند، اما در حقیقت هریک ویژگی های خود را دارا هستند. وابستگی نسبی این دو مقوله، بررسی این مطلب را که آیا معنویت در مدارس مذهبی ما از دانشگاه ها بالاتر است یا خیر، به صورت سؤالی در ذهن آدمی نمایان می سازد. معنویت در فطرت آدمی ریشه دارد. میلر و تورسن23 (1999)، بیان داشته اند که دین و معنویت در زندگی افراد نه تنها رایج است بلکه از اهمیت ویژه ای برخوردار می باشد و با دستاوردهای مثبت سلامت مرتبط است. الکینز24 ( 1998)، پارگامنت، کوئینگ و پرز25 ( 2000) و بارکر و بوچانان بارکر26 ( 2005)، بر اهمیت اثر معنویت در سلامت روان تأکید کردند. پنجمین همایش سالیانه معنویت و سلامت روان(2013)، معنویت را به عنوان راه حلی برای مشکلات فعلی در سیستم مراقبت های سلامت ذکر کرده است(http://gwumc.edu). بهزیستی معنوی به عنوان سازه ای که نشانگر ارتباط با قدرتی متعالی(خدا)، خود و دیگران است، از تلاشی جهت ترکیب معنویت و بهزیستی، ایجاد گردید. در جایی که سلامت روان به صورت توانایی سازگاری فردی و احساس بهزیستی کلی، درک می گردد، نتایج فراوانی از تأثیر دین و بهزیستی معنوی بر سلامت روان وجود دارد. جعفری، دهشیری، سهرابی و نجفی(1388) و صفایی راد، کریمی، شموسی و احمدی طهور(1389)، افراد با بهزیستی معنوی بالاتر را دارای سطوح بالاتر سلامت روان یافتند. شادی نیز به عنوان داشتن احساسات مثبت، رضایت از زندگی و نبود احساسات منفی، متأثر از دین و معنویت فردی است. لویس، مالتبی و دی27 (2005) شادی و بهزیستی روانشناختی را تحت تأثیر دین و معنویت می دانند. گرین و الیوت28 (2010)، نیز افراد دیندار را دارای سلامت و شادی بیشتر، گزارش کرده اند. با وجود اهمیت بهزیستی معنوی، سلامت روان و شادکامی در هر جامعه و تحقیقات فراوان صورت گرفته، نمی توان ادعا کرد که وضعیت جوامع در این موارد رو به پیشرفت و بهبود است. فراوانی افسردگی در قشردانشجو(امیدیان،1388 ؛ ابراهیم، آدامز، کلی و گلازبروک29،2012)، احساس تهی بودن و بی معنایی زندگی، به فراوانی قابل درک و مشاهده است. با توجه به اهمیت بهزیستی معنوی و نقش آن در ارتقاء سلامت روان و شادکامی و با توجه به کمبود منابع موجود در این زمینه، با تأکید بر اهمیت قشر جوان و به ویژه دانشجویان و با هدف توسعه و تکمیل نتایج موجود دراین زمینه، در این پژوهش به دنبال این هستیم که ضمن بررسی و مقایسه رابطه بهزیستی معنوی با شادکامی و سلامت روان در دانشجویان دانشگاه شهید باهنر و حوزه های علمیه شهر کرمان، در پی پاسخ به این سؤالات برآییم که:
آیا بین بهزیستی معنوی با شادکامی و سلامت عمومی در دانشجویان دانشگاه شهید باهنر رابطه وجود دارد؟
آیا بین بهزیستی معنوی با شادکامی و سلامت عمومی در دانشجویان حوزه های علمیه شهر کرمان رابطه وجود دارد؟

1 ـ 3 . اهمیت و ضرورت پژوهش
معنویت موضوعی فراموش شده
و به اعتقاد برخی افراد، خرافی بود که مدت ها از حیطه مباحث علمی به دور ماند. در چند دهه گذشته، معنویت و اهمیت آن در رشد و سلامت انسان، توجه محققین را به خود جلب کرده است و پس از دوره ای مادی گرایی توجه به این مقوله مجددا در حال رشد و گسترش است. به طوری که کریمی(1383) می گوید: در دهه های اخیر مباحث عرفانی، معنوی و تعالیم اشراقی بیش از پیش جایگاه خود را باز یافته است و اهل نظر در حوزه های عرفان، حکمت، هنر، ادبیات و روانشناسی به نقش معجزه آسای عرفان و ارزش های معنوی در پاسخ به نیازهای تکاملی انسان و درمان ناملایمات و بیماری های روحی و روانی او و رسیدن به سلامت روان او تأکید فراوان دارند.
امروزه مردم جهان بیش از پیش به معنویت و امور معنوی گرایش یافته اند. این گرایش تا حدودی ناشی از یافته های مبنی بر نقش متغیرهای معنوی و مذهبی در سلامت روانی و جسمانی است. اهمیت نقش معنویت در بهزیستی با آغاز توجه به نقش معنویت به عنوان متغیری مؤثر در کیفیت زندگی در دهه های70-1960 رخ نمود و به سرعت مورد توجه قرار گرفت. میلر و تورسن(1999)، به اهمیت اثر معنویت در مراقبت های سلامتی امروزه تأکید کرده و بیان داشتند که مشارکت های دینی و معنوی نه تنها در بین مردم عمومیت داشته، بلکه اهمیت زیادی در زندگی افراد دارد و با دستاوردهای زیادی در حیطه سلامت مرتبط است. میلر و تورسن(2003)، پیشنهاد دادند که معنویت و دینداری می تواند اثرات مهمی بر سلامت و رفتار فردی داشته باشد.
سازمان بهداشت جهانی سلامت را این گونه تعریف می کند: حالت کامل سلامت جسمانی، روانی و اجتماعی، نه فقط فقدان بیماری یا ناتوانی. سلامت روان مفهومی گسترده است که درک آن اهمیت فراوان دارد و از مؤلفه های مؤثر در کیفیت زندگی و توانایی لذت بردن از زندگی است. در دنیای امروزه علیرغم گسترش خدمات رفاهی، نه تنها سطح سلامت روان رو به فزونی نرفته است ، بلکه شاهد کاهش آن نیز بوده ایم. افسردگی بیماری شایع در جمعیت امروزی است، که نام سرماخوردگی روانی را بر آن نهاده اند. آخرین آمار کشوری میزان ابتلا به اختلالات روانی به سال 1391 برمی گردد، که بر طبق آن، شیوع اختلالات روانی در بین زنان 5/26 درصد و در مردان 8/20 درصد و به صورت کلی 6/23 درصد بوده است (http://isna.ir).
مشکلات سلامت روان، اثر غیرقابل انکاری بر جامعه و کارکردهای مختلف آن خواهد گذاشت که لزوم بررسی و تلاش جهت کنترل و پیشگیری در این زمینه، به ویژه در قشرجوان را پر رنگ می سازد. سلامت روان لازمه یک زندگی مفید، مؤثر و رضایت بخش فردی است. از طرفی سلامت روان اقشار یک جامعه، به ویژه اقشار مؤثر و سازنده، لازمه رشد و پیشرفت آن جامعه می باشد. افزایش سطح سلامت روان هدفی است که همه جوامع برای رسیدن به آن تلاش می کنند. سازمان جهانی سلامت نیز سلامت روان را حیطه مهمی از سلامت دانسته و برنامه ریزی جهت بهبود آن را مؤثر و ضروری می داند(نور بالا، 1390). معنویت به عنوان عاملی مهم در زندگی آدمی حضور دارد. با توجه به اهمیت سلامت روان وتأثیر آن در بهزیستی فردی، بررسی رابطه آن با بهزیستی معنوی نیز می تواند مفید باشد.
از دیگر متغیر های ضروری برای هر جامعه انسانی که در سلامت و رشد آن اثرگذار است، شادی افراد آن جامعه می باشد، که به عنوان مؤلفه ای مهم در سلامت روانی و احساس رضایت کلی از زندگی، مورد تأکید و توجه روانشناسان است. دینر30 (1984)، بیان می کند که افراد شاد براساس درک، باورها و ارزش های خود، موقعیت ها را شناسایی کرده و به آن ها پاسخ می دهند و براساس ارزیابی های مثبت، سطح کارکرد و موفقیت بالاتری را تجربه می کنند. پس بالا بردن سطح شادی در افراد، گزینه ای مناسب جهت داشتن جامعه ای موفق و کارآمدتر است. علاوه بر این شادکامی از عوامل مؤثر در پیشگیری از افسردگی، اضطراب، گرایش به اعتیاد و اقدام به خودکشی در سطح جامعه است، از این رو اهمیت ویژه ای می یابد، زیرا که در جامعه مدرن، سطح افسردگی و اضطراب رو به فزونی گذارده است. شاد بودن، از ملزومات زندگی آدمی است. افراد افسرده نمی توانند خود را کنترل کرده، به خود باوری برسند و ویژگی های مثبت و توانایی های خود را بروز دهند. شاد بودن نیروی محرکه ای است که باعث انگیزه و حرکت شده و انسان را در پذیرفتن مسئولیت و تلاش برای موفقیت فعال می سازد( مرتضوی زاده،1383) . این ویژگی، شادی را به ضرورتی برای افراد جامعه، به ویژه جوانان بدل ساخته و لزوم بررسی آن را مورد تأکید قرار می دهد. شادی وابسته های زیادی دارد. با توجه به نقش معنویت در جامعه ایران، بررسی رابطه بهزیستی معنوی و شادکامی در قشر جوان و دانشجو نیز اهمیت می یابد. دانشجویان حوزه و دانشگاه بخش عظیمی از جمعیت کشورمان را تشکیل می دهند. این گروه که در آینده عهده دار تمامی مشاغل و مسئولیت ها خواهند بود، قشری قابل بررسی و تربیت بوده که می توان با سرمایه گذاری در جهت شناخت بهتر آن ها، زمینه کارآمدی بهترشان را فراهم نمود، تا بتوان ضمن استفاده بهینه و به جا از توانایی ها و صفات آنان، آینده بهتر جامعه و کشور را تضمین نمود.
اهمیت این گروه ما را بر آن داشت تا ضمن بررسی و مقایسه دو قشر دانشجویی کشور، به بررسی صفات بهزیستی معنوی، شادکامی و سلامت عمومی درآن ها بپردازیم.
1ـ 4. اهداف پژوهش
1ـ 4 ـ1. هدف های کلی پژوهش
1ـ تعیین رابطه بین بهزیستی معنوی با شادکامی و سلامت عمومی در دانشجویان دانشگاه شهید باهنر کرمان.
2ـ تعیین رابطه بین بهزیستی معنوی با شادکامی و سلامت عمومی در دانشجویان حوزه های ع
لمیه شهر کرمان.
1 ـ 4 ـ 2 . اهداف جزئی پژوهش
1ـ تعیین رابطه بین بهزیستی وجودی با شادکامی در دانشجویان دانشگاه شهید باهنر کرمان.
2ـ تعیین رابطه بین بهزیستی وجودی با شادکامی در دانشجویان حوزه های علمیه شهر کرمان.
3ـ تعیین رابطه بین بهزیستی مذهبی با شادکامی در دانشجویان دانشگاه شهید باهنر کرمان.
4ـ تعیین رابطه بین بهزیستی مذهبی با شادکامی در دانشجویان حوزه های علمیه شهر کرمان.
5 ـ تعیین رابطه بین بهزیستی وجودی با علائم جسمانی در دانشجویان دانشگاه شهید باهنر کرمان.
6ـ تعیین رابطه بین بهزیستی وجودی با علائم جسمانی در دانشجویان حوزه های علمیه شهر کرمان.
7ـ تعیین رابطه بین بهزیستی مذهبی با علائم جسمانی در دانشجویان دانشگاه شهید باهنر کرمان.
8 ـ تعیین رابطه بین بهزیستی مذهبی با علائم جسمانی در دانشجویان حوزه های علمیه شهر

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   تحقیق رایگان دربارهموازنه قوا، موازنه قدرت، استفاده از زور
دسته‌ها: پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید