بسیاری از حکام مستبد و دیکتاتور جهان اسلام و از سوی دیگر ترس رهبران دول غربی از حضور و اقتدار یک دولت اسلامگرا در اروپا گردید (اسپوزیتو، کامروا و واتربوری 1391، 296).
اربکان سرانجام بعد از عمری تلاش و کوشش برای ایجاد یک دولت اسلامگرا در ترکیه، توانست به عنوان اولین نخست وزیر اسلامگرای این کشور از اکتبر 1995 الی ژوئن 1997، یک دولت اسلامگرای مبتنی بر احکام و اندیشه سیاسی اسلام را تشکیل دهند. دولت کوتاه مدت حزب رفاه در ترکیه در همان مدت کم توانست آثار و نتایج فراوانی را بر آینده ترکیه غالب سازد. اربکان و دولت وی را میتوان یک واقعیت از اسلامگرایی سیاسی دانست که در صورت ادامه کار میتوانست به یک انقلاباسلامی در ترکیه منجر گردد. ایشان به جای توجه ظاهری به اسلام و احکام آن، به شدت به دنبال تقابل با اندیشه و اصول سکولار کمالیستی بوده و در این راه حاضر به مماشات و ظاهرسازی اسلامی نبودند.
اهداف و آرمانهای اربکان در مورد ایجاد یک حکومت اسلامی که میتوانست دارای قالبی از جمهوری اسلامی ایران باشد و البته روابط خوب و گرم ایشان با ایران اسلامی و دیگر کشورهای اسلامی منطقه موجب گردید تا ارتش ترکیه طی فرآیند معروف به 28 فوریه، بر علیه دولت حزب رفاه، کودتایی سفید یا نرم اجرا نموده و دولت را مجبور به استعفاء نماید.
حزب رفاه و شخص اربکان طی دوران فعالیت و مبارزه خود برای استقرار دولتاسلامی در ترکیه بر ایجاد هویت دینی و اسلامی تأکید داشتند. اربکان، حزب رفاه را از احزاب وابسته به نظام کمالیستی خارج میدانست و به صراحت راهبرد خود را در تقابل با نظام سکولار کمالیستی اعلام کرده و میگویند {ما جزو احزابی که نماینده نظامند، نیستیم} (یاووز 1389، 23).
اینچنین بود که اربکان و اندیشههای مبتنی بر اسلام سیاسی و همزیستی مسالمتآمیز با کشورهای اسلامی وی، مورد حمله ارتش و سکولارها قرار گرفته و حتی شاگردانی مانند اردوغان و گل نیز از این اندیشههای صریح و مشخص استاد خود، دوری گزیدند.

4-2-9- اسلامگرایی اردوغان و حزب عدالت و توسعه
از زمان فروپاشی و سپس الغای حکومت عثمانی در 1923 تا سال 2002، هیچ دولتی نتوانسته بود در مبارزه با ارتش و کمالیستهای ترکیه به پیروزی مستمر و طولانی مدت دست یابد، اما حزب عدالت و توسعه به رهبری رجب طیب اردوغان از سال 2002 تاکنون در ترکیه در رأس قدرت بوده و ضمن تقابل با ارتش و لائیکهای سنتی این کشور، به اجرای سیاست‌های خاص خود که ناشی از نوع خاصی از فلسفه سیاسی و دینی است، پرداختهاند.
اردوغان که مهمترین افتخارات اجتماعی و سیاسیاش را مدیون حزب رفاه و نجمالدین اربکان میباشد، در دوره حاکمیت دولت حزب رفاه در ترکیه، پست بسیار مهم و تأثیرگذار شهردار استانبول را در اختیار داشت. وی بعد از فرآیند کودتای 28 فوریه از مقام خود برکنار و به چهار سال حبس نیز محکوم گردید. اما اردوغان با همکاری و همفکری دوست نزدیک خود عبدالله گل که وی نیز از شاگردان برجسته اربکان بود، در سال 2001 به تأسیس حزب عدالت و توسعه منشعب شده از حزب اسلامگرای فضیلت، اقدام نموده و خیلی زود توانستند با ارائه نظریات جدیدی در باب تعامل با حکومت و کمالیستها برای کسب قدرت، طرفداران بسیاری را سازماندهی نموده و در انتخابات 2002 به راحتی به پیروزی دست یافته و دولت خود را تشکیل دهند. در آغاز کار حزب عدالت و توسعه و سپس به قدرت رسیدن این حزب در ترکیه، مسلمانان منطقه و جهان و به ویژه ایرانیان از پیروزی اردوغان و حزبش به شدت خوشحال شده و این موفقیت حزب عدالت و توسعه را در راستای اهداف جهانی گسترش اسلام و بازگشت اقتدار به جهان اسلام و مسلمان تلقی میکردند.
پیگیریهای اردوغان و حزب عدالت و توسعه در مورد لغو ممنوعیت حجاب در مدارس و دانشگاهها، تلاش برای تصویب قانون مجازات زنا، دفاع از آرمان آزادی فلسطین و برقراری روابط دوستانه با کشورهای اسلامی منطقه را می‌توان از اقدامات اولیه حزب عدالت و توسعه به عنوان یک حزب ظاهراً اسلامگرا در ترکیه دانست.
به مرور زمان و با تثبیت دولت و قدرت حزب عدالت و توسعه در ترکیه، در پی انتخاباتهای بعدی، ماهیت واقعی حزب عدالت و توسعه و رهبر آن در حال نمایان شدن بود. ماهیت اصلی حزب عدالت و توسعه که حتی خود سران حزب به آن اذعان دارند را میتوان یک حزب بدون ایدئولوژی و هویت (به خصوص از نوع اسلامی) دانست (یاووز 1389، 143).
هویت اصلی حزب عدالت را نمیتوان یک هویت اسلامی کامل دانست، زیرا این حزب در اهداف و سیاستهای درازمدت خود در نظر دارد تا ترکیه را جذب اتحادیه اروپا نموده و حتی هویت اروپایی را بر مردم ترکیه تحمیل نموده و به قول معروف ترکیه را در اروپا و هویت مسیحی و سکولار آن ذوب و محو نماید.
اسلامگرایی اردوغان و حزبش را میتوان در راستای همان اسلامگرایی با قرائت خاص ترکی دانست که ریشه در دو فلسفه اسلامگرایی عثمانی و سکولاریسم کمالیستی دارد.
این دو وجهی بودن فلسفهاسلامگرایی اردوغان و حزبش را باید در استفاده از دین و مذهب برای کسب و تثبیت قدرت در ترکیه و سپس در منطقه آسیای جنوب غربی (خاورمیانه، آسیای میانه، شرقاروپا و شمالآفریقا) دانست.
اردوغان به عنوان یک مسلمان سنی مذهب، طی چند سال اخیر به شدت بر آموزه و آرمانهای اهلسنت در محدودیت دیگر مذاهب اسلامی و به خصوص تشیع، پافشاری داشته است. اردوغان هرگز به اسلام سیاسی معتقد نبوده است بلکه هدف وی آنست که در چارچوب تظاهر به اسلام، هویت سکولار و غربگرای توسعه طلب خود را د
ر ترکیه و جهان اسلام جاری ساخته و تحت عنوان اسلام معتدل و میانهرو، اهداف غرب در زمینه محدودسازی اسلام سیاسی و انقلابی را محقق سازد.
میتوان گفت که هویت سیاسی اردوغان و حزبش را باید هویتی مخدوش و نامشخص دانست. این هویت دارای پشت پردهای است که بعدها و با ظهور نتایج اقدامات کنونی آن به مرور زمان بر ما مشخص خواهد شد. اما منافع کنونی مرتبط بر این هویت را میتوان بهبود شرایط اقتصادی ترکیه، تغییر هویت اسلام سیاسی و جذب کردن مسلمان و ذوب آنان در فرهنگ و هویت اروپایی و غربی و در نهایت تضمین ادامه حضور ترکیه به عنوان یک کشور مستقل و مهم در منطقه و اروپا دانست که تغییرات در کشورش را به عنوان الزامی برای اروپایی شدن ملت – دولت ترکیه محسوب میکند (یاووز 1389، 141).
اسلامگرایی حزب عدالت و توسعه را میتوان یک نمایش از اسلامگرایی ظاهری بر اساس قومگرایی ترکی دانست که هویت اسلام راستین در آن نهادینه نشده و جایی ندارد (یاوز 1389، 164).
شاید بهتر باشد از صفت اسلامگرایی برای حزب عدالت و توسعه و به خصوص سران آن و به ویژه رجب طیب اردوغان استفاده نکرده و حزب عدالت و توسعه را یک حزب غربگرای سکولار بدانیم.
4-2-10- غربگرایی کمالیستی در ترکیه
همانگونه که در بالا نیز ذکر گردید، نوعی خاص از گرایش به غرب و به خصوص هویت غربی در سرزمین آناتولی وجود داشته است که این تمایل به غرب با توجه به همسایگی و هم مرز بودن ترکیه با اروپا و یونان، از ریشهای قدیمی برخوردار بوده است.
تمایل به غرب یا غربگرایی در نزد مردم و البته بیشتر در نزد کارگزاران دولتی ترکیه، سرانجام بعد از سرنگونی حکومت عثمانی در 1922، فوران نموده و بسیاری از نخبگان و روشنفکران ترک را به ابراز این واقعیت و میل درونی برای جذب در هویت غرب، وادار نمود. نگاه حسرت بار آتاتورک و کمالیستها به وضعیت اروپا و اتحادیه اروپا، موجب گردیده بود تا آتاتورک و پیروانش به شدت به دنبال وارد کردن ترکیه در جامعه و سپس اتحادیهاروپا و تبدیل ترکیه به یک کشور تماماً اروپایی باشند.
یکی از دو اصل اساسی سیاست خارجی آتاتورک و کمالیستها، پیوستن به اروپا، پذیرش در اتحادیهاروپایی و تغییر هویت و ماهیت ترکیه از کشور شرقی و اسلامی به یک کشور اروپایی و غربی بوده که به شدت در تمام دورههای بعد از تشکلیل جمهوری ترکیه البته به جز دوران کوتاه دولت حزب رفاه، از سوی دولتمردان و حتی مردم این کشور دنبال شده است.
جمهوری ترکیه و کارگزاران آن به خصوص کمالیستها را می‌توان به مغلوبی تشبیه نمود که برای سربلندی خود به تمجید از قدرت و برتری دشمن پرداختهاند. این وضعیت را احمد داوداوغلو اینگونه بیان میکند {ترکیه از این زاویه تنها جامعهای است که پس از مغلوب شدن در مقابل تمدن غرب، از سوی حاکمان سیاسی [خود]اراده الحاق به این تمدن [تمدن غربی] را نشان داده و از حیث هویت فرهنگی و ساختارها که نظام سیاسی مبتنی بر آن بود، گسستی تاریخی و روند مواجهه مجدد را تجربه کرده است} (داوداوغلو 1391، 93).
نهادینه شدن فرهنگ و هویت غربی در ترکیه در سایه اقدامات و اندیشههای آتاتورک و پیروانش، در تمام ابعاد سیاستهای داخلی و خارجی این کشور نمایان و مشخص بوده است. این اقدامات توسط آتاتورک و ترکان جوانی در ترکیه نوینی پایه گذاری گردید که بیشترشان متولد یا ساکن سالونیکا(تسالونیکای کنونی در یونان) و دارای ریشه و هویت دینی یهودی بودند (شرابی 1375، 61 و کینزر 1389، 95،19).
کمالیستهای ترکیه بعد از آتاتورک نیز به شدت به غربگرایی و جذب در اروپا، پایبند بوده و تلاش داشتند تا در سایه ورود به اروپا و پذیرش در اتحادیه اروپا، از خطراتی مانند کمونیسم149اتحاد جماهیر شوروی و یا خطر کشورهای مسلمان ناراضی از دوران خلافت عثمانی، در امان بمانند.
دوران جنگ سرد150 و رقابت دو ابرقدرت شرق و غرب، برای کمالیستهای ترکیه مانند یک حوض پر از ماهی بود که کارگزاران ترکیه بر این حوض کمعمق به شکار ماهی مشغول بودند. ماهیهای این حوض را باید همان پاداشها و کمکهای گستردهای دانست که امریکا و اروپا به ترکیه میدادند. این کمکهای مالی، اقتصادی و نظامی گسترده که به عنوان کمک به جلوگیری از نفوذ کمونیسم در منطقه و جهان به ترکیه داده میشد، از ترکیه یک متحد و در واقع یک مهره دست نشانده امریکا و غرب در منطقه ساخته بود که در سیاست خارجی خود به شدت تابع سیاستهای امریکا و اروپا شده بود.
در این دوره، غرب در چارچوب سیاستگذاری خود در جهان، به تغییر هویت و فرهنگ جوامع جهان سوم و …، پرداخته و این جوامع را چنان هدایت میکند که به غربگرا تبدیل شوند. این فرآیند را میتوان در گزارشات و رهیافتهای کمیسیون سه جانبه151 (آمریکا، اروپای‌غربی و ژاپن) مشاهده کرد، آنجا که یک گزارش کمیسیون سه جانبه میگوید {غرب نباید خود را به دفاع از ارزشهای اصولی خود قانع ساخته و در صدداجرای آنها در خاک خود باشد، بلکه باید نفوذ در روند طبیعی تغییرات در جهان سوم و حتی در جهان کمونیست را هدف قرار داده، آن را در جهت سازگاری به این ارزشها هدایت کند} (اسکلار 1372، 906).
سیاستها و اقدامات کمالیستی در ترکیه را باید اقداماتی افراطی دانست که غربگرایی را در سرلوحه کار خود دارند. شاید بهترین تعریف برای اصول کمالیستی را باید، پروژه افراطی کمالیست به مفهوم اختراع هویت و حافظهای نوظهور در راستای ایجاد جامعهای غربی دانست (یاووز 1389، 145).

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   پایان نامه با کلید واژگانتوانمند سازی، اعضای هیئت علمی، عملکرد مدیران، آموزش مهارت

4-2-11- هویت اقتصاد سرمایه‌داری در ترکیه
یکی دیگر از مؤلفههای تأثیر گذار بر هویت و منافع هر دولت
یا کارگزاری را باید اقتصاد و فعالیتهای تجاری و مالی آنها دانست. این اندیشه تأثیرگذاری فوقالعاده اقتصاد بر منافع و هویت را میتوان در اندیشه سه جانبه گرایان نیز مشاهده کرد، آنجا که اقتصاد را به عنوان قلب سیاست در قرن بیست و یکم دانسته و بر نقش اقتصاد در سیاست خارجی و روابط بینالملل نیز تأکید دارند (اسکلار 1372، 7).
ترکیه نوین از آغاز کار خود، به دنبال کسب منافعی بود که این منافع باید در ازای یک معامله یا کالا به ترکیه داده میشد. ترکیهای که از معادن و منابع زیر زمینی مهمی مانند نفت، گاز یا اورانیوم و … برخوردار نبود، تنها یک کالا برای مبادله و معامله در اختیار داشت و آن کالا، هویت و موقعیت استراتژیک این کشور مسلمان در مرزهای شرق و غرب و نقش آن در موضع گیریهای دو ابرقدرت جهانی بود. کارگزاران ترکیه برای کسب درآمد مالی و اقتصادی و بهبود شرایط اقتصادی خود، مجبور شدند تا به تغییرات اساسی در ماهیت حکومتی خود دست بزنند. آنان با کنار گذاشتن

دسته‌ها: پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید