ترکیه سعی نموده است تا با استفاده از سازمان ناتو، از این سازمان به عنوان مهمترین ابزار راهبردی ترکیه در روابط با دنیای غرب استفاده نماید. این کشور مجبور بوده است تا برای قرار گرفتن در جمع یک اتحاد غربی، با تطبیق شرایط و راهبردهای خود با شرایط غربی ناتو به دنبال به دست آوردن منافع خود در اروپا باشد (داوداوغلو 1391، 237،229). بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و بلوک شرق167 و به تبع آن پیمان نظامی”ورشو”168، اهداف و راهبرد ناتو دچار تغییر شده و مأموریت این سازمان از یک پیمان نظامی برای حفظ امنیت اروپا، به دخالت و تأثیرگذاری بر امنیت بینالمللی تغییر یافت و خود را دارای مأموریت جهانی ساخت.
در این ساختار جدید نیز ترکیه به دنبال نقش مهم و تأثیر گذاری بود که از طریق این نقش بتواند به اهداف و منافعش در صحنه بینالمللی دست یابد. اهداف و منافعی مانند دخالت در مناطق مختلف جهان و کسب نقش میانجی و موازنهگر در رویدادهای جهانی، استفاده از کارت ناتو و همکاری نزدیک با امریکا در ورود به اتحادیهاروپا، اخذ نمایندگی غرب و اروپا در مسایل خاورمیانه و استفاده از امکانات ناتو برای تسلط بر خاورمیانه و اطراف ترکیه، تبدیل ترکیه به شریک راهبردی امریکا در منطقه و جهان، استفاده از ناتو برای بازگشت به قدرت امپراتوری عثمانی و دخالت در شرق اروپا و منطقه بالکان و … که کارگزاران آن و به خصوص دولتمردان حزب عدالت و توسعه به دنبال دستیابی به آنها هستند (داوداوغلو 1391، 214-235). همانگونه که در بالا ذکر شد کارگزاران کنونی ترکیه که از حزب عدالت و توسعه هستند نیز بر اساس نظریه پردازی افرادی مانند احمد داوداوغلو در کتاب عمق راهبردی، به دنبال افزایش نقش خود در ناتو و افزایش حضور و دخالت ناتو در منطقه و به خصوص خاورمیانه هستند. نمونههای بارز این تلاش های ترکیه را میتوان در درخواست‌های ترکیه در زمینه استقرار سپر موشکی ناتو در مالاتیا، استقرار موشکهای پاتریوت در مرز ترکیه با سوریه و درخواست ترکیه مبنی بر دخالت غرب و به خصوص ناتو برای حمله نظامی به سوریه بر علیه حکومت قانونی بشار اسد، مشاهده نمود.

4-2-15- ترکیه همیشه پشت درهای اتحادیهاروپا
یکی از آرمانهای اساسی جمهوری ترکیه از زمان تشکیل در سال 1923 تاکنون (انتهای سال 2012 میلادی) را باید پیوستن به اروپا و پذیرش این کشور در جمع کشورهای اروپایی دانست.
اگر به فرآیند تشکیل جامعهاروپا169و سپس اتحادیهاروپا170 توجه گردد، مشاهده میشود که جمهوری ترکیه، فارغ از اینکه چه حزب، اندیشه یا چه فردی در مسند حکومت باشد، به دنبال اخذ پذیرش در اروپا بوده است، البته دوران کوتاه دولت حزب رفاه با رهبری نجمالدین اربکان را باید از این فرآیند تمنای اروپایی شدن، مستثنی کنیم.
طی حدود نود سال اخیر، یکی از پایههای سیاست خارجی ترکیه که تأثیر فراوانی بر سیاست داخلی و هویت این کشور داشته است را باید تلاش برای کسب جایگاه در اروپا و قرار گرفتن در کنار قدرتهای مطرح این قاره دانست.
آتاتورک به عنوان اولین رهبر و رئیس جمهور ترکیه نوین در همان آغاز ریاست خود به صراحت از آرزوی خود برای تبدیل ترکیه به یک کشور مدرن و اروپایی سخن گفته است، کاری که رجب طیب اردوغان ظاهراًاسلامگرا نیز در سال 2002 و در همان آغاز فعالیت دولتش به آن اشاره نموده و تلاش برای عضویت در اتحادیه اروپا را در کنار ثبات اقتصادی به عنوان یکی از اولویتهای اصلی دولت خود قرار داده است.
گرایش به پیوستن به اتحادیه اروپا و کسب تابعیت اروپایی از سوی حزب عدالت و توسعه و به ویژه اردوغان، بسیار شدیدتر از درخواست لائیکهای هوادار غرب یا همان کمالیست‌‌ها بوده است (اعتضادالسلطنه 1391، 81، 141،147).
هر چند برخی کارشناسان، این شوق و اشتیاق حزب عدالت و توسعه برای ورود به اتحادیه اروپا و کسب پذیرش تابعیت اروپایی برای ترکیه را در عواملی مانند تلاش اردوغان برای کاهش قدرت کمالیستها و به ویژه ارتش و کاهش احتمال وقوع کودتا بر علیه دولت دانستهاند، اما باید علت را در جای دیگری جستجو کرد. علت اصلی شوق و تلاش اردوغان برای پذیرش ترکیه در اروپا را باید در راهبرد حزب عدالت و توسعه برای تغییر هویت سنتی ترکیه، کسب هویت و فرهنگ جدید غربی همراه با دریافت پاداشهای اقتصادی و سپس بازیابی اقتدار از دست رفته عصر عثمانی برای تسلط بر منطقه خاورمیانه و شرق اروپا دانست.
علیرغم تمامی تلاشهای صورت گرفته، جامعهاروپا و اکنون اتحادیهاروپا حاضر به پذیرش کامل ترکیه در درون خود نشده است. هر چند ترکیه در سازمانها و نهادهای مرتبط و زیر مجموعهاتحادیهاروپا مانند ناتو، شورای اقتصاد اروپا171، سازمان امنیت و همکاری اروپا(آگیت)172، اتحادیه گمرکی اروپا173و … پذیرفته شده و از اعضای فعال این مجموعههای اروپایی است اما پذیرش کامل و نهایی ترکیه در اتحادیهاروپا به آرزوی نود سالهای برای سران ترکیه تبدیل شده که سرانجام آن نیز مشخص نیست.

4-2-16- پشت دروازههای تمدن غربی یا مسیحی
اتحادیهاروپا که اکنون به این نام خوانده میشود، بعد از جنگ جهانی دوم و بر اساس دو آرمان، همکاری و همگرایی اروپا و سپس همکاریاقتصادی برای بازسازی اروپای بعد از جنگ، به وجود آمد. بنیانگذاران اتحادیه و به خصوص نظریه پردازان همکاری174 و ادغام اروپا175، معتقد بودند با ایجاد اتحادیه و ادغام کشورهای اروپایی، میتوان از تکرار دو جنگ جهانی گذشته در سالهای بعد جلوگیری نمود. اتحادیه اروپا که طی مراحل مختلف و بعد از تشکیل ا
تحادیه‌هایی مانند اتحادیهذغال سنگ و فولاد اروپا176 در سال 1950، بانک سرمایه گذاری اروپا177، اتحادیه تجارت آزاد اروپا178، جامعه اروپا در سال 1967 و نهایتاً در سال 1992 و بر اساس پیمان ماستریخت179 فرانسه به وجود آمده است را میتوان یک اتحادیهاقتصادی و پولی دانست که البته در محافل سیاسی به عنوان کلوپ مسیحی180 یا اتحادیه مسیحی نیز از آن نام برده می شود.
اتحادیهاروپا که ریشه در مشکلات اقتصادی و پیمانهای اقتصادی کشورهای اروپای غربی بعد از جنگ جهانی دوم دارد، برای ترکیه چنان اهمیت دارد که برای ورود به این اتحادیه و پذیرش کامل در آن طی دهههای اخیر مجبور به اجرای برنامهها و دستورات مختلف اتحادیه برای کسب شرایط لازم گردیده است. دستوراتی در مورد تعدیل قوانین دینی و اسلامی، تغییر انگارههای هویتی و فرهنگی جامعه ترکیه و همخوان کردن آنها با نمادهای اروپایی و غربی و …، این دستورالعملهای اتحادیهاروپا را میتوان در چهره همان برنامه اصلی کارگزاران دولت ترکیه در تغییر هویت و منافع این کشور به خوبی مشاهده نمود.
اتحادیهاروپا که انصافاً و علیرغم وجود برخی آزادیها و قوانین حقوق بشری آن، دارای راهبرد ضداسلامی و ضدشرقی است را باید همان اتحادیه مسیحی دانست که برای ورود به آن لازم است تا هویت و ماهیت مردم، کارگزاران و سیاست‌های داخلی و خارجی ترکیه تغییر کرده و با هویت و ساختار سیاستهای اروپایی و غربی منطبق گردد.
هویت غربی اتحادیهاروپا را نمیتوان جدا از فرهنگ و مذهب مسیحیت مورد بررسی قرار داد. این اتحادیه به شدت تحت تأثیر مسیحت بوده و علیرغم انکار مسئولین آن، باید اتحادیهاروپا را یک بلوک دینی و دارای هویت مسیحی دانست. بنابر شواهد موجود، هفت کشور عضو اتحادیه شامل ایتالیا، لیتوانی، مالت، لهستان، پرتغال، اسلواکی و جمهوری چک خطاب به دیگر اعضای اتحادیه، از آنها خواسته‌اند که قانون اساسی اروپا با صراحت به ریشههای مسیحی اروپا اشاره نماید (وثیق 1387، 150).
4-2-17- دروازههای تمدن، انگاره مشترک محمدرضاشاه و اردوغان
سران حزب عدالت و توسعه نیز علیرغم اذعان به ماهیت و هویت غربی اتحادیهاروپا، بر تغییر هویت ترکیه برای پذیرش کامل در اتحادیه اروپا، پافشاری میکنند و معتقدند که ترکیه باید به نوسازی یا ساخت مجدد فرهنگ سیاسی، روانشناسی، نهادها، نظام و ساختار خود بپردازد تا بتواند با تغییر هویت مردم ترکیه و کسب مشروعیت مردمی برای هویت جدید خود، برای ورود به اتحادیه از همکاری و پشتیبانی مردم نیز برخوردار گردد (داوداوغلو 1391، 497).
به نظر میآید سران ترکیه و به خصوص اردوغان و دوستانش، خود را در پشت دروازههای تمدنی میبینند که همه آمال و آروزهای آنان را در اختیار خود دارد. تمدن و هویت غرب و اروپایی که اردوغان در آرزوی عبور از دروازه ورودی آن می‌باشند. این دروازه و آرزوهای اردوغان را باید با ذهنیت دروازههای تمدن بزرگ محمدرضا پهلوی مقایسه نمود، دروازه‌هایی که هرگز بر روی محمدرضاشاه باز نشده و بلکه به جای دروازههای تمدن خیالی، دروازههای برزخ و فلاکت را بر روی خود باز شده دید!
احتمال اینکه اردوغان و دوستانش نیز به سرانجام محمدرضا شاه گرفتار شده و از قدرت و مقبولیت ساقط شده و در آرزوی باز شدن دروازههای غربی اروپا، نابود شوند، بسیار است .

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   منبع پایان نامه ارشد با موضوعتأمین اجتماعی، میزان استفاده، تسهیلات مالی

4-2-18- همه تلاشهای ترکیه، همه وعدههای اتحادیهاروپا
ترکیه در مسیر تغییرات هویتی و کسب شرایط لازم برای پذیرش در جامعه اروپا و اکنون اتحادیه اروپا، اقدامات و برنامه‌های تحمیلی از سوی اتحادیه را مورد توجه و اجرا قرار داده است، اما تاکنون و انتهای سال 2012، خبری از پذیرش ترکیه در اتحادیه نیست و البته گویا اعتباری برای پذیرش ترکیه در سال 2013 نیز در بودجه سالانه اتحادیه دیده نشده است!
ترکیه از همان آغاز تشکیل نهادهای اروپایی، به دنبال ورود به این نهادها بوده و در این راه از هیچ تلاش و هزینهای نیز چشم پوشی نکرده است. اولین و مهمترین نهادی که حاضر به پذیرش ترکیه در ساختار خود شد را باید شورای اروپا181 به سال 1949 دانست، پیمان ناتو به عنوان یک سازمان امنیتی و نظامی غربی و امریکایی در سال 1952 و بر اساس سیاستهای استراتژیک خود اقدام به پذیرش ترکیه نموده است. سازمان امنیت و همکاری اروپا (1975) که آگیک و آگیت نیز خوانده میشوند از دیگر نهادهای اروپایی پذیرش کننده ترکیه بودهاند. ترکیه در 1995 نیز در معاهده گمرکی اروپا پذیرفته شده است، اما تمامی تلاشهای دولت‌های ترکیه از زمان امضای توافقنامه آنکارا در سال 1963، شروع شد و درخواست رسمی ترکیه برای ورود به اتحادیه اروپا در سال 1987 توسط تورگوت‌ اوزال نخست وزیر وقت ترکیه به اتحادیه ارسال شده است (اعتضادالسلطنه 1391، 191-192).
تلاش ترکیه برای ورود به اتحادیه از سال 1963 شروع شده، در سال 1980 و 1986، ترکها مجدداً درخواست عضویت دادند که به علت کودتای ارتش در این کشور، درخواست عضویت آنان در اتحادیه بلااثر گردید. درخواست سال 1987 تورگوت اوزال نیز به علت مشکلات اقتصادی و سیاسی ترکیه، از سوی اتحادیه رد شد. در سال 1999، مسئولین اتحادیه خواستار عضویت ترکیه در لیست اروپا شدند، در همین سال و در اجلاس هلسینکی182، عضویت ترکیه مورد تصویب قرار گرفته و برای ترکیه شرایطی تعیین گردید. ترکیه در سال‌های 1999 و 2000 به عنوان ناظر در جلسات اتحادیه حاضر شد. در سال 2000، سران اتحادیه در نشست کپنهاک183 متعهد شدند تا در سال 2004 در مورد موضوع عضویت ترکیه در اتحادیه، تصمیمگیری کنند.
در سال 2004 بود که رهبرا
ن بیست و پنج کشور عضو اتحادیه اروپا با هدایت ژاک شیراک184 رئیس جمهور فرانسه و گرهارد شرودر185 صدراعظم آلمان، در جلسهای و بعد از چندین ساعت رایزنی و گفتگو، سوم اکتبر 2005 میلادی را برای آغاز زمان گفتگوهای اتحادیهاروپا با ترکیه در مورد پذیرش در اتحادیه را تعیین کردند. تلاشهای نخبگان ترکیه در تغییر نگاه مردم ترکیه به غرب و اقتصادمحوری این اندیشه به خصوص بعد از پیروزی حزب عدالت و توسعه در ترکیه چنان بوده است که یک نظرسنجی در سال 2005 میلادی، نشان داده است که حدود هفتاد و چهار درصد مردم ترکیه با عضویت کشورشان در اتحادیه اروپا موافق بوده و این عضویت را موجب حل مشکلات کشورشان دانستهاند (واحدنان 1382، 60 و ایسنا 7 خرداد 1384).
اما تمامی قول‌ها و وعده‌های سران اتحادیه اروپا برای پذیرش ترکیه در اتحادیه اروپا، معمولاً توسط همان سران مدعی پذیرش و یا جانشینان دوره بعدی آنان مورد انکار و یا تمدید زمان برای انطباق شرایط ترکیه با اتحادیه شداند. چنانچه ژاک

دسته‌ها: پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید