منابع و ماخذ مقاله مجلس شورای ملی

خارجه شوروی (مولوتوف) به قوام گفت که دولت ایران باید استقلال آذربایجان را به رسمیت بشناسد و استالین پیشنهاد کرد شرکت مختلطی برای نفت شمال ایران تشکیل شود که 49 درصد سهام آن متعلق به ایران و 51 درصد متعلق به شوروی باشد.
توافق قطعی در این خصوص در مسکو حاصل نیامد اما در نتیجه این مذاکراتی که بین دو دولت صورت گرفته بود استالین به قوام السلطنه نخست وزیر ایران قول داده بود که در صورت اعطای امتیاز نفت شمال به شوروی، وی نیز نسبت به تخلیه ایران از نیروهای ارتش سرخ اقدام خواهد نمود و قوام السلطنه از اینکه بالاخره روسها راضی به معامله شده‌اند بسیار خشنود و راضی بود.
طبق مذاکرات قوام با مقامات شوروی درخصوص مسائل و مشکلات موجود بر سر نفت شمال، قرار بر این شده بود که بعد از برگشت قوام السلطنه به ایران و پس از ورود سادچیکف سفیر شوروی به تهران این مذاکرات ادامه پیدا کند تا به نتیجه‌ای منتج گردد که در 15 فروردین 1325 (4 آوریل 1946) ابلاغیه مشترکی به امضای قوام و سادچیکف در تهران منتشر شد که نتجه مذاکرات بود. متن ابلاغیه ص 214 کتاب ذوقی
این طرح قراردادی را در 15 فروردین 1325 قوام السلطنه از سوی ایران و سادچیکف (سفیر شوروی در ایران) از سوی شوروی امضاء کردند و از این رو به موافقت نامه قوام-سادچیکف معروف گردید.
طبق این موافقت نامه می‌بایستی شرکت مختلطی بین ایران و شوروی تشکیل گردد و امتیاز نفت شمال ایران تا مدت 50 سال به این شرکت داده شود. قرار بود که سهام شرکت در 25 سال اول به نسبت 51 و 49 درصد به شوروی و ایران تعلق داشته باشد و در 25 سال دوم آن، نسبت تعدیل گردد یعنی 50 درصد سهام به ایران واگذار شود و 50 درصد دیگر برای شوروی باقی بماند.
موافقت نامه قوام –سادچیکف یک موفقیت بزرگ برای دولت شوروی تلقی شده بود که اتحاد شوروی را قادر ساخت تا به اعمال هر گونه فشار قابل توجهی به دولت ایران پرداخته و نفوذ فوق‌العاده‌ای در ایران بدست آورد. (گزارش پیمن و رابرت)
بند اول: واکنش انگلیسی‌ها در برابر قرارداد قوام-سادچیکف
انگلیسی‌ها بعد از انتشار ابلاغیه رسمی دولت که موافقت ضمنی را برای ایجاد شرکت مختلط نفت ایران و شوروی بود از خود واکنش‌های متعددی نشان دادند از آن جمله رابرت‌ها یکی از کارشناسان امور ایران در بخش شرقی وزارت امور خارجه انگلستان در پایان گزارش خود اضافه کرده بود:
به این ترتیب و با وجود یک پارلمان و دولت دست نشانده، روسها شانس کنترل تمام ایران را خواهند داشت که مسلما تاثیر بسیار زیادی در تضعیف موقعیت ما، در ایران و به طور کلی در خاورمیانه و به ویژه در رابطه با کمپانی نفت انگلیس و ایران خواهد داشت. (گزارش 16 آوریل 1946) 26 منابع متفرقه بنابراین انگلیسی‌ها خواستار حمایت آمریکا از ایران جهت استقلال خود بودند بدین صورت که انگلیسی‌ها می‌خواستند تا با سهیم کردن آمریکایی‌ها در منافع نفتی ایران، موقعیت آمریکا در ایران را محکم‌تر نموده و در نتیجه حمایت بیشتر آمریکا را در جهت حفظ منافع خود به دست آورند. دیپلماسی انگلستان بعد از جنگ جهانی دوم در واقع دنباله سیاست‌های امپریالیستی قرن نوزدهم آن کشور بوده است، همراه با تجارت قرن بیستم و تفاوتی با سیاست دولتمردان انگلیس در دهه اول قرن بیستم و مشخصا در سال 1907 نداشت.
بند دوم: عدم تصویب موافقت نامه قوام-سادچیکف توسط مجلس شورای ملی
انتخابات دوره پانزدهم مجلس شورای ملی در تیر ماه 1326 به پایان رسید و مجلس در 25 تیر افتتاح و شروع به کار کرد. شوروی کاملا تمام مراحل را زیر نظر داشت زیرا علاقه مند بود تا هر چه زودتر موافقت نامه مربوط به نفت شمال را که با دولت قوام منعقد کرده بودند به تصویب مجلس برسانند.
مجلس شورای ملی هم چندی بعد از شروع به کار موافقت نامه نفت خود را با دولت شوروی را در جلسات خود مطرح کرد. در این هنگام سرجان روژتل سفیر کبیر انگلستان در تهران نیز طی تلگرافی به وزارت خارجه بریتانیا اطلاع داد، در صورتی که دولت ایران موفق نشود تعهدات آوریل 1946 قوام‌السلطنه را در مورد نفت به تصویب مجلس برساند باید قید استقلال خود را بزند. (تلگراف شماره 848)
سادچیکف سفیر شوروی در تهران که مدت چند ماه در محل ماموریت خود حضور نداشت و در شوروی به سر می‌برد روز 21 مرداد 1326 (12 اوت 1947) وارد تهران شد و به مجرد ورود به تهران متن یک قرارداد نفتی را که در آن تشکیل یک شرکت مختلط نفت ایران و شوروی، بر اساس نامه‌های متبادله شده بود، تسلیم نخست وزیر نمود و ضمن تسلیم متن قرارداد خواستار امضای فوری آن از طرف دولت ایران و تصویب بعدی آن به وسیله مجلس شورای ملی گردید. در 29 مرداد کفیل وزارت امور خارجه ایران به سادچیکف اطلاع داد برای تصویب مجلس شورای ملی باید نامه‌هایی که بین نخست وزیر ایران و او در آوریل 1946 در مورد نفت مبادله گردیده است را تقدیم مجلس نماید که در صورت تصویب مجلس، دیگر مانع بزرگی بر سر مذاکرات نخواهد بود.
ولی دولت شوروی این اقدام ایران را بهانه‌ای برای امتناع از امضای قرارداد دانست و سادچیکف
اعتراض نامه‌ای حاکی از نقض تعهدات آوریل 1946 تسلیم نخست وزیر مستعفی (قوام السلطنه) ایران نمود که خواسته ایران را به سمت سیاست خصومت آمیز نسبت به اتحاد شوری دانست.2 (مجدد دولت شوروی تبلیغات خود را بر علیه ایران از 2 شهریور (24 اوت) شروع کرد من جمله با درج مقاله‌ای در روزنامه پراودا. در همین دوران شایعاتی مبنی بر تجمع نیروهای شوروی در مرزهای ایران و حرکت ناوهای جنگی شوروی در آبهای خزر نی
ز به گوش می‌رسید. و این تبلیغات رادیویی مسکو و شایعات مربوط به تجمع نیروهای ارتش سرخ در مرزهای ایران مردم را در اضطراب و نگرانی فرو برد.
در این زمان قوام‌السلطنه مجددا به نخست وزیری برگزیده شد و از آمریکا و انگلیس درخواست کمک کرد. دولت آمریکا معتقد بود که مداخله مسلحانه شوروی در ایران تمامیت تشکیلات سازمان جدید التاسیس ملل متحد را در خطر و صلح و امنیت جهانی را مورد تهدید قرار می‌دهد و این امر مصائب و صدمات فراوانی برای جهان در بر خواهد داشت.
بندسوم: نظر آمریکا و انگلیس با اخذ امتیاز نفت شمال توسط شوروی
به طور کلی دولت آمریکا با اعطای امتیاز نفت مناطق شمالی ایران به شوروی مخالف بود و اعتقاد داشت که این امر سبب نفوذ شوروی در منطقه خلیج فارس و در نتیجه در تمامی خاورمیانه خواهد شد.
دولت انگلستان هم با این نظر آمریکا و همچنین با مورد تهدید قرار گرفتن استقلال ایران موافق بود ولی چون احتمال می‌داد که ممکن است در صورت عدم موافقت دولت ایران برای اعطای امتیاز نفت به شوروی شوروی حمله مسلحانه و نظامی به ایران بکند به این نتیجه رسیده بود که موافقت دولت و مجلس ایران با قرارداد نفت ایران و شوروی و اعطای امتیاز به روسها به مراتب از رد آن و مخالفت با روسها بهتر خواهد بود.
به این ترتیب واکنش ایران به این صورت جلوه داد که روزنامه اطلاعات در 21 شهریور مدعی شد که مذاکرات محرمانه‌ای بین شوروی و انگلستان در جریان است تا ایران را بر اساس همان طرح سال 1907 تقسیم نماید. در 22 شهریور قوام السلطنه ضمن مصاحبه‌ای با روزنامه اطلاعات ادعاهای این روزنامه را رد کرد ولی آنچه واقعیت داشت سفیر انگلیس این توصیه را که ایران نباید همه درها را ببندد و حتی اگر مجلس قرارداد پیشنهادی شوروی را رد نماید، دولت ایران باید باب مذاکرات را با شوروی باز نگهدارد را به قوام السلطنه نخست وزیر ایران نموده است.
ولی در حقیقت تناقض آشکاری بین سیاست آمریکا و انگلستان در مورد عکس العمل مجلس شورای ملی به درخواست شوروی وجود داشت. سفیر آمریکا صریحا رد آن توسط مجلس را توصیه می‌کرد، در حالی که سفیر انگلیس پیشنهاد باز بودن مذاکرات را حتی در صورت مخالفت مجلس می‌داد. و اما علت این پیشنهاد انگلیس بیشتر حفظ منافع خود بود زیرا دولت انگلیس عقیده داشت که اگر مجلس درخواست شوروی را رد نماید این احتمال وجود دارد که ناسیونالیزم پنهان و خفته ایرانیان بیدار شده و در صدد لغو امتیاز نفت جنوب گردد.
علاوه بر ترس انگلیسی‌ها از این موضوع، دولت انگلستان از فعالیت‌های حزب توده در جنوب که ممکن بود به منافع انگلیس صدمات و خساراتی وارد نماید، نگران بود ولی نظر آمریکایی‌ها آن بود که هر جا که بتوان باید در مقابل روس‌ها ایستاد. گذشت زمان ثابت کرد که برداشت مطبوعات ایران از سیاست انگلیس کاملا درست بوده است.
در 24 شهریور سفیر شوروی دومین یادداشت دولت متبوع خود را تسلیم قوام نمود که در آن شوروی از دولت ایران خواسته بود تا از روش تاخیر و تعلل دست برداشته و در اسرع وقت قرارداد نفت ایران و شوروی را به تصویب مجلس شورای ملی برساند. نهایتا قوام السلطنه در 29 مهر 1326 (21 اکتبر 1947) برای تخلیه ایران از نیروهای شوروی با قرارداد نفت یران و شوروی موافقت کرد آنگاه متن موافقت نامه را برای اخذ تصمیم لازم به مجلس شورای ملی تقدیم نمود.
پس از طرح در مجلس، نمایندگان از تصویب آن خودداری کرده و حتی حکم کلی تر نیز دادند، اول اینکه ممنوعیت مطلق واگذاری نفت به خارجیان و دیگر الزام دولت به استیفای حقوق ایران از نفت جنوب.
رئیس کمیسیون خارجی مجلس نیز، دکتر رضا زاده شفق ماده واحده‌ای را برای کان لم یکن کردن آن تقدیم مجلس نمود.
که نهایتا این ماده واحده با 102 رای موافق و 2 رای مخالف در 29 مهر 1326 به تصویب مجلس رسید بنابراین موافقت نامه مذکور کان لم یکن تلقی گردید. عکس العمل شوروی بر خلاف آنچه تصور می‌رفت خشن نبود و تنها اعتراض‌ها و انتقادهایی به قوام السلطنه گردید.

دولت قوام در 18 آذر 1326 سقوط کرد و دولت جدید به نخست وزیری ایراهیم حکیمی شروع به کار کرد و دولت هژیر در آخر خرداد 1327 بر سر کار آمد.
بند چهارم: قرارداد الحاقی گس-گلشائیان
بعد از جنگ جهانی دوم، اصولا هدف کشورهای جهان سوم آن بود تا کنترل بیشتری بر منابع طبیعی خود داشته باشند. به طور مثال در سال 1948 دولت ونزوئلا قرارداد جدیدی بر اساس اصل تقسیم منافع (پنجاه-پنجاه) با کمپانی‌های نفتی امضاء کرده بود. ایرانیان نیز با توجه به تحولاتی جهانی در زمینه کنترل منابع طبیعی ارزشمند خود خواستار تجدید نظر در قرارداد 1933 شدند که دولت ایران اعتراضات و پیشنهادات خود را برای تعدیل شرایط 1933 طی 25 ماده به کمپانی نفت جنوب تسلیم کرد. به طور کلی دولت ایران شش مورد مهم و اساسی را بیشتر مد نظر داشت:
1- میزان عواید دولت ایران از نفت
2- عرضه ارزان نفت ایران به نیروی دریایی و هوایی بریتانیا
3- محروم بودن ایران از دریافت سود حاصل از عملیات کمپانی در خارج از ایران
4- ضرورت دسترسی و حق نظارت به دفاتر حسابهای شرکت و تعیین دقیق درآمد شرکت نفت انگلیس وایران
5- بهبود وضع رفاهی کارکنان ایرانی شرکت نفت و نقش بیشتر ایرانیان در مدیریت شرکت

دانلود پایان نامه
برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید
رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

6- تجدید نظر در مدت قرارداد 1933
کمپانی نفت مخالفت خود را برای تجدید نظر در قرارداد اعلام کرد و خواهان تعدیل بعضی از موارد و شرایط قرارداد 1933 بود اما باز هم مذاکرات طرفین بی سرانجام ماند.
اما مذاکراتی که پس از سقوط حکومت هژیر توسط ساعد (که برای بار دوم در آبان ماه 1327 بر سر کار آمده بود) آغاز شده بود، نویل گس ریاست هئیت کمپانی و گلشائیان، وزیر دارای وقت، ریاست هئیت ایرانی را بر عهده داشت. موافقت نامه‌ای که در نتیجه این مذاکرات به امضاء رسید در 28 تیر 1328 برای تصویب به مجلس شورای ملی تقدیم شد. از این موافقت نامه گاهی به عنوان «لایحه نفت» و گاهی به عنوان «قرارداد الحاقی گس-گلشائیان» یاد می‌شود که بیشتر هدف آن تجدید نظر در قانون مهر 1326 بود.
به نظر می‌رسد ضررهایی که قرارداد 1933 برای دولت ایران به ارمغان آورد اختلافات شدیدی بین ایران و کمپانی نفت به وجود آمد که منجر به تنظیم قرارداد الحاقی معروف به گس-گلشائیان گردید.
اما عدم تصویب لایحه قرارداد الحاقی گس-گلشائیان توسط مجلس تضاد بین هدفهای سیاسی و اقتصادی و منافع آمریکا و انگلستان در ایران را روشن تر می‌کرد. یعنی انگلیسی‌ها با آن همه نفوذی که داشتند موفق به تصویب قرارداد در مجلس نشدند و با این اوصاف آمریکائی‌ها یک قدم از انگلیسی‌ها جلوتر بودند. لایحه نفت مایه بدنامی گلشائیان گردید و سال‌ها در مطبوعات و سخنرانی‌ها از وی به عنوان خائن و سرسپرده استعمار و جیره خوار شرکت نفت یاد می‌شد.
کلا از اسناد موجود بر می‌آید که گلشائیان روی هم رفته از مذاکرات راضی نبوده و قرارداد الحاقی را هم با اکراه امضاء نموده است. در هر حال گلشائیان به موجب اختیار نامه مورخ 26 تیر 1328 قرارداد الحاقی را از سوی دولت امضاء کرد که این قرارداد الحاقی در 28 تیر ماه به قید یک فوریتی به مجلس داده شد و تصویب گردید.
در انتخابات مجلس شانزدهم سعی بر آن بود که ابتدا قانون اساسی که مجلس موسسان در اردیبهشت 1328 آن را بر عهده مجلس شانزدهم گذاشته بودند اصلاح گردد و دوم تصویب لایحه نفت بود.
مخالفین این دوره گروههایی بودند که با مداخلات در جریان انتخابات دور دکتر مصدق گرد آمدند و در 1 آبان 1328 بیست تن از نمایندگان این گروهها در منزل دکتر مصدق بنا را بر این گذاشتند که جبهه واحدی به نام جبهه ملی تشکیل دهند و همین جبهه بود که در جریانات آینده سیاسی ایران نقش مهمی بر عهده داشت. در ابتدا مسئله نفت مد نظر این جبهه نبود و فقط خواستار تجدید نظر در قانون انتخابات بودند.
دولت شانزدهم روز 20 بهمن 1328 بعد از بازگشت شاه از سفر آمریکا افتتاح شد ولی هنوز نمایندگان انتخاب نشده بودند. دولت ساعد طبق سنت پارلمانی در 28 اسفند ماه همان سال استعفاء داد و علی منصور مامور تشکیل دولت جدید شد. منصور در برنامه نفت خود اشاره‌ای به لایحه نفت نکرده بود و بر خلاف انتظار و توقع انگلیسی‌ها هیچ گاه حاضر نشد که برای تصویب آن در مجلس فعالیتی از خود نشان دهد.
بند پنجم: تشکیل کمیسیون خاص نفت
روز 30 خرداد 1329 مجلس شورا به تقاضای منصور کمیسیون مخصوصی را برای رسیدگی به کار نفت تشکیل داد و لایحه نفت را به این کمیسیون ارجاع کرد.کمیسیون نفت مجلس 18 تن عضو داشت دکتر مصدق و چهار تن دیگر از نمایندگان جبهه ملی ایران جزو این 18 تن بودند. منصور پیش از آنکه این کمیسیون کار خود را شروع کند استعفاء داد و فرمان نخست وزیری در 5 تیر 1329 به نام سپهبد رزم آرا صادر شد. (که در آن زمان ریاست ستاد ارتش را بر عهده داشت.)
رزم آرا یکی از مرموزترین چهره‌های سیاست ایران بود. او به سفارت آمریکا قول داده بود که برنامه‌ای جدی برای اجرای اصلاحات تنظیم خواهد نمود و آمریکایی‌ها چنین تحولی را در ایران برای مقابله با کمونیسم ضروری می‌دانستند. آمریکایی‌ها فکر می‌کردند که رزم آرا با در دست داشتن ارتش از بهترین موقعیت برای اجرای اصلاحات برخوردار است. در برنامه کار رزم آرا دو اصل مهم دیگر وجود داشت: یکی محدود کردن قدرت شاه و دیگری برهم نزدن ساختار قراردادهای نفتی و قبول همان مقدار در آمدی که در سایر کشورهای نفت خیز خاورمیانه مورد توافق قرار می‌گیرد و از طرفی هم رزم آرا پشتیبانی انگلیسی‌ها را نیز به خود جلب کرده بود.
اما رزم آرا با همه استعداد و پشتیبانی‌هایی که از دولت‌های ذینفع به دست آورده بود در مقابل مصدق متهم شده بود و هم چنین رزم آرا به زودی از انگلیسی‌ها هم سرخورده شد. به عبارتی رزم آرا تا جایی که می‌توانست در برابر مجلس و کمیسیون نفت از اظهار نظر خودداری می‌کرد اما با وجود مصدق که ریاست کمیسیون نفت را بر عهده داشت ادامه این سیاست ممکن نبود.کمیسیون نفت در 27 شهریور 1329 به روش رزم آرا اعتراض کرد و از دولت خواست تا پرونده و سوابق مذاکرات را در اختیار کمیسیون قرار دهد و موضع خود را در برابر لایحه نفت روشن سازد، رزم آرا پرونده

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *