هالیجین و ویتبورن،۱۳۸۷).
در طول شش دهه گذشته، پژوهشگران و نظریه پردازان متعددی به بسط بینش و درک وسیع تر ما از اصطلاح مرزی کمک کرده اند. پس از استرن، مفهوم سازی های مختلفی درباره ماهیت این اختلال انجام شده است. کرنبرگ (١٩٧۵) از اصطلاح مرزی برای توصیف انواع پاتولوژی منش168 استفاده کرد. مفهوم سازی دوم که بر اساس مطالعات دهه ١٩۶۰و ١٩٧۰ انجام شده بیان می دارد که بیماران مبتلا به اختلال شخصیت مرزی گرایش عمیقی برای تجربه های شبه سایکوتیک یا سایکوتیک گذرا دارند. بر این اساس؛ وندر (١٩٧٧)، اختلال شخصیت مرزی را جزیی از اختلالات طیف اسکیزوفرنیا می داند. مفهوم سازی سوم که به آکیسکال169 (١٩۸١) و استون (١٩۸۰) تعلق دارد، بر اساس تجارب بالینی و پژوهش های تجربی دهه ١٩۸۰ شکل گرفته است. این دو پژوهشگر بر حالات دیسفوریک و بی ثباتی عاطفی بیماران مرزی تاکید کرده و معتقدند که اختلال شخصیت مرزی جزیی از اختلالات خلقی است. مفهوم سازی چهارم و پنجم درباره سایکوپاتولوژی مرزی؛ در طول دهه ١٩٩۰ شکل گرفته اند. زانارینی (١٩٩٣) پیشنهاد کرده که بهتر است این اختلال را جزیی از اختلالات طیف کنترل تکانه تلقی کنیم، یعنی، مشکلی که احتمالا به اختلالات سوءمصرف مواد، شخصیت ضداجتماعی، و شاید اختلالات خوردن ارتباط دارد (به نقل از محمود علیلو و شریفی،۱۳۹۰). از طرف دیگر و تقریبا در همان دوره زمانی، هرمان170 و ون درکولک171 (١٩۸٧) پیشنهاد کرده اند که بهتر است اختلال شخصیت مرزی را به عنوان نوعی اختلال استرس پس از سانحه172 مزمن تلقی شود. در واقع، این دیدگاه نظری معتقد است که اختلال شخصیت مرزی، نوعی اختلال طیف تروما است که با اختلال مذکور و اختلالات تجزیه ای ارتباط دارد (به نقل از محمودعلیلو و شریفی؛۱۳۹۰).
به رغم مبهم بودن مفهوم مرزی، این اصطلاح باقی ماند، زیرا خرده گروهی از درمانجویان را توصیف می کرد که با طبقه های تشخیصی موجود تناسبی نداشتند. تلاشها برای روشن کردن ماهیت این اختلال ادامه داشت تا، زمانیکه DSM-IV مراحل پایانی آماده شدن را طی می کرد، اغلب کارشناسان آن را به صورت اختلال شخصیت واحدی در نظر گرفتند (هالیجین و ویتبورن،۱۳۸۷).
معیارهای تشخیصی DSM-IV-TR در مورد اختلال شخصیت مرزی:
بی ثباتی در روابط بین فردی، خودانگاره و حالت عاطفی، و نیز آشکارا تکانشی بودن به صورت الگویی نافذ و فراگیر که از اوایل بزرگسالی شروع شده باشد و در زمینه های مختلف به چشم آید، که نشانه اش وجود حداقل پنج مورد از موارد زیر است:
1- انجام تلاش هایی مضطربانه، توام با سراسیمگی برای اجتناب از ترک شدن واقعی یا تصوری.
2- بی ثبات و شدید بودن روابط بین فردی، به صورت الگویی که مشخصه اش تناوب میان دو قطب افراطی است: ارزنده سازی و ناارزنده سازی.
3- آشفتگی هویت، بی ثبات بودن واضح و دایم خودانگاره یا احساس فرد در مورد خودش.
4- تکانشی بودن لااقل در دو تا از حوزه هایی که بالقوه به فرد صدمه می زنند (مثلا خرج کردن پول، روابط جنسی، سوءمصرف مواد، بی ملاحظگی در رانندگی و شکمبارگی).
5-رفتار، گشتار،یا تهدید به خودکشی به صورت مکرر یا خودزنی های مکرر.
6- بی ثباتی در حالت عاطفی به صورت واکنش پذیری آشکار خلق (مثل ملال، تحریک پذیری، یا اضطراب. شدید و حمله ای که چند ساعتی طول بکشد و خیلی به ندرت هم بیش از چند روز دوام داشته باشد).
7- احساس پوچی مزمن.
8- نامتناسب و شدید بودن خشم یا دشواری در تسلط بر خشم (مثلا تندخو شدن های پیاپی، خشمگین بودن دایمی، نزاع کردن های مکرّر).
9- بروز افکار بدگمانانه (پارانویید) یا علایم شدید تجزیه ای به صورت گذرا و در مواقع فشار روانی (استرس) (محمود علیلو و شریفی، ۱۳۹۰).
اختلال شخصیت مرزی، یکی از پیچیده ترین و جدی ترین اختلالات روانی است که وجه مشخصه آن، مشکلات پایدار در تنظیم هیجانات، کنترل تکانه، و بی ثباتی در روابط بین فردی و خودانگاره است. بیماران مبتلا به اختلال شخصیت مرزی، بین نزدیک شدن به دیگران از یک سو و دوری از آنها و اتکا به خویشتن از سوی دیگر تردید دارند. وقتی تنها هستند، شدیداً محتاج حضور دیگرانند، وقتی به سمت دیگران می روند به دلایل مختلف ناکام می شوند. این جزر و مد شدید در روابط بین فردی و مصائب حاصل از آن، سبب می شود تا سکوت و بی تفاوتی را بعنوان بهترین راه تسکین درد ناشی از رابطه ها تلقی کنند، ولی این وضع دوام دیرپایی ندارد، چرا که درون ریزی مکرر ناکامی ها، ذره ذره انباشته شده و به طغیان های ناگهانی خشم منجر می شود (محمود علیلو و شریفی،۱۳۹۰). گاندرسون173 و همکاران (١٩٩۶) معتقدند که دو ملاک بین فردی مهم، یکی اجتناب از رهاشدگی و دیگری روابط بین فردی بی ثبات، به تمایز اختلال شخصیت مرزی از سایر اختلالات شخصیت کمک می کند (به نقل از محمود علیلو و شریفی؛۱۳۹١). این گروه از بیماران در مقایسه با سایر اختلالات و یا افراد فاقد اختلال شخصیت با احتمال کمتری ازدواج می کنند (شوارتز174 و همکاران، ١٩٩۰؛ به نقل از محمود علیلو و شریفی،۱۳۹١) و میزان بیشتری از تعارض و متارکه را در روابط رمانتیک تجربه می کنند (دیلی175 و همکاران،٢۰۰۰؛ به نقل از محمود علیلو و شریفی،۱۳۹١)، تعارض بیشتری با والدین، همشیرها و دوستان خود پیدا می کنند و در کل، سازگاری اجتماعی ضعیف تری دارند (جویس176، ٢۰۰٣؛ به نقل از محمود علیلو و شریفی،۱۳۹١).
از سویی، مبتلایان به اختلال شخصیت مرزی در معرض خطر بالایی برای رفتارهای جرح خویشتن و خودکشی هستند؛ به طوریکه تخ
مین زده می شود میزان خودکشی های موفق در این افراد بالای ده درصد باشد(اولداهام177 و همکاران،٢۰۰١). اقدام به خودکشی در ۸۴/۰ از بیماران مرزی اتفاق می افتد و همین موضوع، علّت اصلی مراجعه آنها برای دریافت کمک است (لیب178 و همکاران،٢۰١۰؛ به نقل از علیلو و شریفی،١٣٩۰). در افراد مبتلا به این اختلال، بویژه کسانی که همزمان مبتلا به اختلال های خلقی یا مرتبط با مواد هستند، ممکن است مرگ زودرس ناشی از خودکشی وجود داشته باشد. معلولیت های جسمانی ممکن است ناشی از رفتارهای سوء مصرف عمدی مواد یا کوشش های ناموفّق خودکشی باشد(انجمن روانشناسی آمریکا،٢۰۰۰179). بنابراین، اختلال شخصیت مرزی، اختلالی مزمن، تضعیف کننده و تهدیدکننده زندگی است که نشانگر یک نگرانی جدی در حوزه سلامت عمومی و بالینی می باشد (شارما 180و بهادر سینگ181؛٢۰١٢).
مطالعات نشان می دهند مبتلایان به اختلال شخصیت مرزی گرایش دارند که دیگران را به صورت افرادی بدخواه (آرنتز182 و ویین183،٢۰۰١؛ مییر184، پیلکونیس 185و بیورز186؛٢۰۰۴، نیگ187، لوهر188،وستن،گولد 189و سیلک190؛١٩٩٢؛ به نقل از شارما و بهادر سینگ،٢۰١٢)، و خودشان را غیردوست داشتنی، ذاتا بد و شرور، وابسته و درمانده توصیف کنند (آرنتز، دیتزل191،دریسن192؛١٩٩٩؛ به نقل از شارما و هادر سینگ؛٢۰١٢). به نظر می رسد که مشکلاتی از این دست نتیجه بازنمایی های معیوب و آسیب دیده و نیز ناسازگارانه این افراد از خود و دیگران و یا ناشی از طرحواره های شناختی-عاطفی مبتلایان باشد، که عبارتست از اینکه فرد در موقعیت های اجتماعی راجع به خود و دیگران چگونه فکر و احساس می کند(بندر و اسکودول193، ٢۰۰٧؛ لوی194،٢۰۰۵؛ ؛ به نقل از شارما و بهادر سینگ؛٢۰١٢).
به خاطر وجود اغتشاشات متعدد در حوزه رفتاری، هیجانی، شناختی و بین فردی، این اختلال، پیامدهای سوء فردی،خانوادگی و اجتماعی به همراه دارد (برونو والووا195، لجویز196، داترز197، روزنشال198 و لینچ199،٢۰۰۵). افراد مبتلا به این اختلال در کار و روابط بین فردی دچار مشکل اند (مشهدی ،سلطانی و رزمجویی، ٢۰١۰). علی رغم عدم تجانس نشانه های این اختلال، امروزه یک اجماع نظر کلی وجود دارد که نارسا کنش وری هیجانی200 و بدتنظیمی هیجانی، مشخصه اصلی این اختلال است (سانیسلو201، گریلو202، موری203، بندر204، شودل205 و همکاران، ٢۰۰٢؛ کونکلین، برادلی و وستن، ٢۰۰۶؛ شارپ206، پن207، ها208، ونتا209، پاتل210 و همکاران،٢۰١١؛ به نقل از علیلو و همکاران،۱۳۹١).
شیوع:
شیوع اختلال شخصیت مرزی تقریبا ٢/۰ در جمعیت کلی، حدود ١۰/۰در میان بیماران سرپایی کلینیک های بهداشت روانی و تقریبا ٢۰/۰ در میان بیماران روانی بستری برآورد شده است. دامنه اختلال در میان جمعیت های بالینی مبتلا به اختلال شخصیت، از ٣۰/۰ تا ۶۰/۰ است (انجمن روانپزشکی آمریکا،٢۰۰۰؛ به نقل از علیلو و شریفی، ١٣٩۰). اکثر افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی در دوره سنی ١۸تا ٢۵سال، مبتلا به این اختلال تشخیص داده می شوند(علیلو و شریفی، ١٣٩۰). حدود ۷۵ درصد افراد مبتلا به این اختلال زن هستند. هر چند همچون اختلال شخصیت نمایشی، تصوّر بر این است که این تشخیص ممکن است سوگیری جنسیّتی داشته باشد (ویگ،۱۳۸۸). این تفاوت جنسیتی احتمالا تحت تاثیر تفاوت های مزاجی است. شاید زنان نسبت به مردان از مزاج شدیدتر و بی ثبات تری برخوردار باشند. با این حال عوامل محیطی، آموزش های خانوادگی و تفکر جمعی جامعه نیز در تبیین این تفاوت جنسیتی نقش دارند (یانگ و همکاران، ٢۰۰۳؛ به نقل از علیلو و شریفی، ١٣٩۰) در بستگان درجه یک مبتلایان، میزان شیوع افسردگی و الکلیسم و سوء مصرف مواد بالاتر است.
سیر و پیش آگهی:
پژوهشگران پیشگام در زمینه اختلال شخصیت مرزی معتقد بودند که این اختلال، پیش آگهی بدخیمی داشته و از این لحاظ با اسکیزوفرنیا قابل مقایسه است (استون،١٩٩۰؛به نقل از محمودعلیلو و شریفی،١٣٩۰). در سالهای اخیر دیدگاه خوش بینانه تری مطرح شده که اعلام می دارد علایم این اختلال، بویژه تکانشگری، طی دهه چهارم زندگی و پس از آن، رو به کاهش می گذارد (استیونسون211 و همکاران،٢۰۰٣، به نقل از علیلو و شریفی،١٣٩۰).از بین تمام اختلالات شخصیت، اختلال شخصیت مرزی، از ثبات کمتری در طول زمان برخوردار است و در بسیاری از مطالعات پیگیری کوتاه مدت و بلند مدت، نرخ بالایی از بهبودی گزارش شده است (زانارینی و همکاران،٢۰۰۶؛ به نقل از علیلو و همکاران،١٣٩۰). در مجموع، برخی از ویژگی های اختلال شخصیت مرزی با گذر زمان رو به کاهش می گذارد و به نظر می رسد که این فرآیند تحت تأثیر خلق و خوی بیمار قرار داشته باشد. ویژگی های عاطفی منفی مثل خشم، اضطراب و افسردگی و ویژگی های بین فردی مرتبط با وابستگی و ترس از رها شدگی، از جمله خصایصی هستند که از ثبات زمانی و شیوع بسیار بالایی برخوردارند، اما تکانشگری مثل اقدام به خودکشی و جرح خویشتن و ویژگی های بین فردی مرتبط با پسرفت درمانی، با گذر زمان کاهش یافته و از ثبات کمتری برخوردارند (لیچسینرینگ 212و همکاران،٢۰١١؛ به نقل از علیلو و شریفی؛١٣٩۰). به طور خلاصه، باید گفت که، زانارینی و همکاران (٢۰۰۶) سیر بالینی ده ساله اختلال را بررسی کرده و متغیرهایی که بهبودی سریع تر این اختلال را پیش بینی می کنند، به این شرح اعلام کردند: عدم تاریخچه سوءاستفاده جنسی کودکی، آزار کلامی، هیجانی یا جسمی کمتر در دوران کودکی، شاهد خشونت خانوادگی نبودن در دوران کودکی، عدم ابتلای اعضای خانواده به اختلالات خلقی یا سوءمصرف مواد، عدم تشخیص PTSD یا اختلا
لات همبود در خوشه مضطرب، وضعیت خوب شغلی و حرفه ای، نوروتیسیزم پایین، برونگرایی بالا، توافق گرایی بالا و باوجدان بودن بالا (به نقل از علیلو و شریفی،١٣٩۰).
این اختلال نسبتاً باثبات است و مطالعات طولی، پیشرفت به سوی اسکیزوفرنی را نشان نداده اند اما میزان بروز دوره های افسردگی بالاست. تشخیص معمولاً قبل از ۴۰ سالگی داده می شود، زمانی که این بیماران برای انتخاب شغل و همسر اقدام می کنند و در برابر این مراحل طبیعی دوران زندگی دچار ناتوانی می گردند (کاپلان و سادوک،۱۳۸۲).
سبب شناسی
اگرچه دلایل اختلال شخصیت مرزی هنوز مشخص نیست، اما متغیر های بیولوژیکی و روانشناختی زیادی با خطر شکل گیری این اختلال ارتباط دارد (ترول و همکاران،٢۰۰۰؛ به نقل از علیلو و شریفی، ١٣٩۰). در یک تقسیم بندی کلی، از بین عوامل سبب شناسی و ریسک فاکتورهای متعددی که برای این اختلال گزارش شده است، به موارد ذیل اشاره شده است: فقدان ها و

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   منبع پایان نامه دربارهنفت و گاز، خط لوله نابوکو
دسته‌ها: پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید