الگوی کاربری زمین و کمیت و کیفیت فعالیت

 

هرگونه الگوی کاربری زمین تاثیراتی بر شهر و در نتیجه فضاهای شهری دارد. منطقه بندی کاربری ها موجب الگوی پراکندگی فعالیت ها می شود و بعضا برخی از بخش های شهری و به تبع آن برخی از فضاهای شهری به لحاظ ماهیت و نوع فعالیت های غالب در آن بخش از شهر در برخی از ایام به ویژه شب ها، تقریبا از جمعیت خالی می شود. از طرف دیگر استقرار کاربری های ناسازگار نیز در مجاورت یکدیگر موجب اغتشاش فضایی و عملکردی و در نتیجه  کاهش کیفیت محیط می شود و متعاقباً کاهش کیفیت محیط، بی سازمانی اجتماعی، رفتارهای آنومیک و جرم را تبیین می کند.

کمیت و کیفیت فعالیت ها در سطح شهر، از آنجا که مستقیما بر روی درآمد مردم شهر تاثیر می گذارد حائز اهمیت است. در شهرهایی که فعالیت های شهر رونق یافته و کاربری های اشتغال زا در شهر استقرار می یابد، می توان انتظار داشت که با جذب جوانان جویای کار، فرصت های تبهکاری کاهش یابد.

ضعف کمی و کیفی فعالیت های اشتغال زا منجر به کاهش فرصت کار می شود و کاهش فرصت های کار به افزایش بیکاری می انجامد. « وجود بیکاری در شهر و کمبود فرصت ها برای کار نیز نگرانی هایی را برای مردم فقیری که بسیار آسیب پذیرند، به وجود می آورد. این نگرانی و اضطراب برای جوانان اغلب با هنجاری های اجتماعی ترکیب نشده است. هر چند که پیامدهای اجتماعی بیکاری شهری بسیار خوب اثبات شده است، ولی شکست و ضعف دولت در فراهم کردن فرصت ها برای مهار چنین منابع انسانی نیز، عامل دیگری است که در گسترش خشونت های شهری سهم بسزایی دارد.

کمبود درآمد قشر پایین اجتماع نیز این فرصت را ایجاد می کند که آنان به قیمت صورت گرفتن یک جنایت به عنوان آخرین چاره، هر کاری را انجام دهند؛ از این رو پدیده خشونت در مناطق فقیر نشین افزایش می یابد. بنابراین گروه تبهکاران و شروران از قلمرو  مناطق خاصی از شهر نشات گرفته و آن مناطق با پدیده جرایم و خشونت های شهری معروف و شناخته می شوند. در جامائیکا، کارفرمایان حاضر به استخدام افرادی که در مناطق خاصی ساکن هستند، نمی باشند، چرا که می ترسند آنان خشونت را به همراه بیاورند.» (پاتل : 1997 : 98)

 

2-3-6.  عوامل و ویژگی های مکانی موثر در پیدایش آنومی در فضاهای شهری

این نکته را باید در نظر داشت که هر فضای شهری به عنوان یک محیط انسان ساخت، علی الاصول بخشی از یک فضای اجتماعی بزرگ تر به نام شهر است و هر شهر نیز بخشی از یک فضای اجتماعی بزرگ تر به نام جامعه محسوب می شود.

از این رو، کلیه علل و عوامل پیدایش آنومی در جامعه ( به عنوان سطح کلان )، عوامل و علل موثر بر پیدایش آنومی در فضاهای شهری نیز محسوب می شوند. به عبارت دیگر کلیه عوامل و علل اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و محیطی برشمرده، اثر قاطعی بر رفتارهای اجتماعی در بخش های مختلف جامعه شهری از جمله بر رفتارهای مردم در فضاهای شهری دارند.

 

2-3-6-1- محل و موقعیت

محل و موقعیت وقوع رفتار آنومیک و جرم در بررسی عوامل موثر نقش ویژه ای می یابد. طبق نمودار اساساً هر نوع رفتار آنومیک یا جرم [1]در صورت تجریه، متشکل از سه مولفه ( به عنوان اضلاع سه گانه یک مثلث ) تحت عناوین خلافکار،[2] قربانی[3] و موقعیت[4] خواهد شد.

نمودار شماره 2-5: تجزیه رفتار آنومیک و جرم[5]

محل  و موقعیت
جرم یا

آنومی

قربانی
خلافکار

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منبع: Felson.M(1998) “Crime and Everyday Life-2nd Edition”. California,Pine Forge Press.

 

 

عوامل فضایی و کالبدی مورد بحث این رساله، در ضلع محل و موقعیت قابل تبیین هستند. طبق ایده جهانی CPTED[6] پژوهشگران این عرصه معتقدند از طریق شناسایی و انجام اصلاحات بر روی عوامل فضایی و کالبدی می توان شرایط جرم خیزی محل ها و موقعیت های جرم خیز را کاهش داد. نمودار زیر تاکید بیشتری بر روی موقعیت و محل در وقوع جرم و شرایط برخورد خلافکار با قربانی دارد:

 

 

 

نمودار شماره 2-6: موقعیت و محل حضور قربانی و خلافکار

 

موقعیت و محل
قربانی
خلافکار

 

 

 

منبع:صالحی، مرکز مطالعاتی و تحقیقاتی شهرسازی و معماری (1387 : 73)

 

موقعیت و محل مزبور، هر مکانی را می تواند شامل شود و طبعا این مکان ها در شهرها، به ویژه محلات مسکونی، حائز اهمیت بیش تری خواهند بود.

ویژگی های مکان ها و موقعیت های وقوع جرم و رفتار آنومیک متفاوت و متعدد می باشد. هر فضا دارای ویژگی های خاصی است. به طور کلی « ویژگی فضا در تعیین سرنوشت آن حیاتی است، موفقیت یا شکست یک فضای شهری متکی است بر ویژگی آن و نه فقط بر تاسیسات و تجهیزات آن» (ترنر: 1376 : 376).

از این رو همه پدیده هایی که در این فضاها ( مکان ها و موقعیت ها )، اعم از وقایع و رفتارهای نابهنجار اجتماعی و یا رفتارها و وقایع اجتماعی هنجارگونه به وقوع می پیوندد، جملگی تحت تاثیر مستقیم و یا غیرمستقیم ویژگی های مزبور، (که در اینجا می توان از آن ها به عنوان متغیرهای ذیربط یاد کرد) قرار دارند. در صورت تجزیه عام می توان ویژگی ها و متغیرهای مکان ها و موقعیت ها را شامل ویژگی های فرم، کالبد، محتوا و عملکرد برشمرد.

با وجود این، « از نظر پیتر ساندرز، هنوز به طور قطع می توان مدعی شد که متغیرهای جامعه شناختی در تبیین این پدیده ها اولویت دارند. رفتار انسانی در محیط های فضایی مشابه، متناسب با ویژگی های اقتصادی- اجتماعی و فرهنگی ساکنان تغییر می کند. با این وصف، تنظیمات فضایی و کالبدی مثل اندازه، تراکم و شکل فضایی را در تحلیل های جامعه شناختی نباید نادیده گرفت. تنظیمات فضایی و کالبدی می تواند مانع یا زمینه ساز یک سری از پدیده های اجتماعی باشد که در این صورت  علم اجتماعی نافضایی منتفی می گردد و مسیر برای علم اجتماعی غیرفضایی باز می شود. از سوی دیگر، جامعه شناسی به وجوه خاص هر مکان پی برده است و لذا شگفت انگیز نخواهد بود اگر مدعی شویم که موارد به طور متفاوت در مکان های مختلف و با تاریخ مختلف اتفاق می افتند. بنابراین، فضا همانند زمان مقوله ای با اهمیت است و نمی توان به دنبال علم اجتماعی نافضایی غیرتاریخی بود».(افروغ : 1377 : 150-149)

 

بنابراین عوامل موثر بر پیدایش آنومی در فضاهای شهری را می توانیم به دو دسته تقسیم کنیم:

الف- عوامل فضایی و کالبدی موثر در پیدایش رفتار آنومیک در فضاهای شهری

ب- سایر عوامل مکانی موثر در پیدایش رفتار آنومیک در فضاهای شهری

 

2-3-6-2- عوامل فضایی و کالبدی موثر در پیدایش رفتار آنومیک در فضاهای شهری

« نظم فرم شهر و نظم اجتماعی شهر نمی توانند جدا باشند. به صورت موازی توسعه می یابند و متقابلا یکدیگر را الهام می دهند»(الی : 1971 : 11).  « خام اندیشی است اگر روابط علی میان شکل فضایی- کالبدی و فرآیندهای اجتماعی را  در چارچوبی ساده بیان کنیم ( مهم نیست که کدام طرف آن برطرف دیگر می چربد) این سیستم بسی پیچیده تر از آن است. فرآیندهای اجتماعی و اشکال فضایی به طور جدایی ناپذیری در هم آمیخته و به هم مربوط اند و لذا باید آن دو را به صورت مکمل یکدیگر در برنامه ریزی شهری و یا در طراحی محیط زیست در نظر د اشت تا بتوان در هر دو بعد به طور همزمان مسائل را حل کرد. اما در اکثر مواقع مجبوریم که یا شکل فضایی و کالبدی را ثابت فرض کنیم ( که در این صورت می توانیم مسائل پیچیده فرآیندهای اجتماعی را حل کنیم) و یا فرآیندهای اجتماعی را ثابت در نظر بگیریم (که در این صورت می توان مسائل پیچیده اشکال فضایی را حل کرد)». (هاروی : 1376 : 21)

در اینجا قصد داریم از ویژگی های فضایی و کالبدی به سمت فرایندها و پدیده های اجتماعی حرکت کنیم. در واقع این ویژگی ها را به عنوان نقطه شروع انتخاب می نماییم.

در واقع در صورتی که سایر عوامل بازدارنده از جایگاه بنیادی برخوردار نباشند، عوامل فضایی و کالبدی می توانند بازدارنده و یا زمینه ساز شرایط برای رفتار آنومیک باشند. در همین خصوص، جین  جیکوب در کتاب زندگی و مرگ شهرهای بزرگ آمریکا، به مسئله امنیت و عوامل بازدارنده فضایی و کالبدی شهرها و محلات اشاره می نماید. وی به نقد شهرسازی مدرن پرداخته است و با ستایش خیابان و محلات به منظور جلوگیری از افزایش ناهنجاری های اجتماعی، خواستار احیای آنها می شود.

اسکار نیومن نیز در کتاب فضاهای قابل دفاع،  این موضوع را به صورت روشن تر مطرح ساخت. وی فضاهای غیر قابل دفاع را اماکن و فضاهایی تعریف نمود که به کسی تعلق ندارند و بر حفظ و نگهداری آنها نظارتی نمی شود و حتی در مقابل دیدگان عمومی که نوعی ابزار نظارتی و نیز عامل بازدارنده محسوب می شود، قرار ندارند.(نیومن، 1996)

بنابراین عوامل موثر فضایی و کالبدی بازدارنده آنومی و یا پیدایش آن درمحلات، به استناد نظریات موجود و نیز نظریه های تکمیلی از سوی نگارنده را می توان جمع بندی نمود. عوامل فضایی و کالبدی فضاهای شهری شامل کلیه ویژگی های فرم، سیمای بصری، اندازه، کاربری زمین، تراکم های ساختمانی و …. می شود.

 

2-3-6-3- سایر عوامل مکانی موثر در پیدایش آنومی در فضاهای شهری

عوامل دیگر در مکان وجود دارند که عمدتا نسبت به عوامل فضایی و کالبدی تاثیر بیش تری از سطوح میانی و کلان می گذارند. وضعیت اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی مردم حاضر در فضا، مستقیما در وضعیت روان شناختی و الگوهای رفتاری آن ها تاثیر می گذارد.

علاوه بر این، نقش و حضور کارآمد عوامل انتظامی و پلیس، تاثیر محسوسی در وقوع رفتارهای آنومیک دارد و هر چقدر ناسازگاری و ناهنجاری در سطوح کلان و میانی مورد اشاره بیشتر باشد، نمود بیشتری در سطح خرد ( فضای شهری) خواهد داشت.

از یک سو« چگونگی استفاده از فضاهای شهری، خصوصا توسط پیاده ها عمدتا ریشه و منشاء فرهنگی دارد و معماری و شهرسازی با فضاهایی سر و کار دارند که انواع فعالیت ها در چارچوبه ای متفاوت در آنها اتفاق می افتد و در حقیقت به این فضاها معنی و مفهوم می بخشد. این فعالیت ها تابع خصوصیات فرهنگی جامعه ای است که صاحبان این فعالیت ها به آنها تعلق دارند. این امر خصوصا در مورد فضاهای شهری کاملا صادق است.

بر اساس فرهنگ است که شخص رابطه فردی و اجتماعی خود را با فضاها و عناصر و اجزای آن، همین طور سایر آحاد جامعه مشخص کرده و در فضاهای شهری حضور می یابد. به عبارت دیگر فرهنگ، الگوهای رفتاری را به وجود می آورد و سپس الگوهای رفتاری تعیین کننده و بیان کننده چگونگی استفاده مردم از فضاها می شود.

در این خصوص مطالعات زیادی تاکنون انجام شده است. به عنوان نمونه وایت که علاقمند به شناخت نحوه رفتار مردم عادی در خیابان بود، این سوال را مطرح کرد که؛ آیا این رفتار از الگوی منظم خاصی تبعیت می کند یا نه، و به بررسی نقش فرهنگ در الگوهای رفتاری مردم در فضاهای شهری پرداخت …» .(بحرینی، 1375:320) از سوی دیگر وضعیت اقتصادی هر یک از افرادی که در فضاهای شهری حضور می یابند، نیز در بروز نوع رفتار آنها تاثیر می گذارد.

مسلماً محرومیت ها و نیز بحران های اقتصادی افراد، از جمله  افزایش دامنه فقر و بیکاری، متاثر از عوامل موثر اقتصادی جامعه و شهر، می تواند به صورت بالقوه، عامل افزایش رفتارهای آنومیک برخی از افرادی که دامن گیر چنین بحران هایی هستند را در هر یک از فضاهای شهری فراهم نماید و به اعمالی چون تکدی گری، سرقت اموال ویا برخورد و اعمال خشونت آمیز با سایرین منجر شود.

بر طبق نظریه توراتی و کولاژانی، عامل اصلی جرایم ارتکابی فقر همان فقر ا وست…  نتایج تحقیقات وی حاکی است که تنعم از جرایم علیه مالکیت می کاهد. مطالعات سایر جرم شناسان و جامعه شناسان نیز گویای این حقیقت است که بین نوسانات اقتصادی و اوضاع معیشتی افراد جامعه با تنزل یا افزایش جرم همبستگی وجود دارد. بنابراین در هر فقضای شهر یا هر ویژگی، در صورت تسری فقر می توان وقوع جرایم و رفتار آنومیک به خصوص علیه اموال را انتظار داشت.

همچنین عوامل روان شناختی و بهداشت روانی آحاد جامعه نیز در صورت بحرانی شدن، به عامل رفتارهای آنومیک در فضاهای شهری و بروز آن مبدل می شوند. به طور کلی، در هر جامعه ای ناتوانی شدید فرد را در تطبیق دادن رفتار و فکر خود با معیارها و ضوابط جاری زمان، انحراف و در موارد بارزتر، جنون می نامند. بنابر تعریف کنگره جهانی بهداشت روانی، رکن سلامت فکر و دیوانه نبودن عبارت است از سازگاری با محیط و کوشش در راه مفید بودن بر تامین سلامت و نشاط خود و دیگران (ایمانی، 1382:120). هر چند عوامل روان شناختی و بهداشت روانی، خود طیف گسترده ای از عوامل وراثتی، بالینی و محیطی را تشکیل می دهد و از حوصله این بحث خارج است، ولی در هر صورت حضور افراد بیمار روانی در فضاهای شهری موجب ناامنی آن فضا خواهند بود.

نقش حضور محسوس عوامل انتظامی و پلیس در فضاهای شهری، به عنوان عوامل غیر فضایی و کالبدی موثر  نیز در بروز رفتارهای آنومیک کاملا محسوس است. « پلیس در شهر که عموما به عنوان ضابط دستگاه قضایی، مسئول امنیت و حفظ آرامش جامعه می باشد، نقش مهمی در پیشگیری از جرایم و یا جرم خیزی و آشوب در جامعه و فضای شهری ایفا می کند. امروزه ضریب امنیت در جوامع، توسط پلیس لایق و کارآمد بالا می رود  و در مقابل پلیس ناکارآمد و ناآموخته روند مبارزه با جرایم را در جوامع مختل می کند.

نقش پلیس در ایجاد امنیت تا جایی است که در کشورهای پیشرفته اصلاح پلیس و اتخاذ تدابیر جدید در نهاد پلیس در رئوس برنامه های امنیتی و سیاسی دولت های آنان است. در واقع … توجه به نقش پلیس از آن جهت حائز اهمیت است که آنان حافظان رسمی و واقعی نظم اجتماعی اند. کشف و پیشگیری از جرم، از جمله کارکردهای اساسی پلیس به شمار می آیند…»(گلیزان، 1376:32). بنابراین، آن دسته از فضاهای شهری که پلیس و عوامل انتظامی در آن حضور محسوس دارند، مسلما مجالی برای بروز رفتارهای آنومیک به افراد بزهکار اجتماعی نخواهد داد.

با توجه به تقسیم عوامل موثر بر پیدایش آنومی در فضاهای شهری به دو دسته مذکور ( عوامل فضایی – کالبدی و عوامل غیر فضایی و غیرکالبدی) ، ادبیات مربوط به پیشگیری از جرم نیز به دو دسته کلی تقسیم می شود: پیشگیری از جرم با تاکید بر کاهش فرصت های ارتکاب جرم، پیشگیری از جرم با تاکید بر روش های اجتماعی.

در روش کاهش فرصت های ارتکاب جرم، از طریق برنامه ریزی شهری، بر کاهش فرصت های محیطی، فیزیکی و فضایی محلی تمرکز دارد. بهترین تدابیر استفاده شده در این روش عمدتا مبتنی بر اقدامات طراحی و برنامه ریزی ایجاد فضاهای قابل دفاع است. فرضیه این روش در پیشگیری از جرم این است که، انجام جرم و تخلف در فرصت های ایجاد شده، انتخاب می گردد. بنابراین راه حل موثر، مشکل تر ساختن انتخاب برای مجرم و کاهش فرصت های جرم و رفتارهای ضد اجتماعی می باشد. در روش های اجتماعی پیشگیری از جرم نیز به طور معمول بر روی علل بنیادی و اصل وقوع جرم متمرکز می شوند.، که عبارتند از: شرایط اقتصادی نامناسب ( برای مثال بیکاری)، نابرابری اجتماعی( برای مثال فقر) و شرایط نامناسب فرهنگی (برای مثال تبعیض نژادی و قومی)؛ در این چارچوب نیز بر تدابیر و راهکارهای خاصی نظیر: آموزش ها و اطلاع رسانی در رسانه های گروهی بر ضد خشونت، گسترش فعالیت های تفریحی و سرگرمی های سالم، توسعه اجتماعی ( مانند برنامه های اشتغال محلی و …) و … متمرکز می شوند. دو روش پیشگیری اجتماعی و کاهش فرصت ها در تقابل با یکدیگر نیستند. راهکار مناسب در حقیقت راهکاری است که ترکیبی از هر دو روش باشد. پس ازن موضوع را می توان این گونه جمع بندی نمود:

توجه به نظم اجتماعی و ایجاد ساز و کارهای نهادینه برای تامین امنیت، همزاد تمدن است. اساسا زندگی با انسان های دیگر از طریق نهادهایی که این زندگی کردن را با هم تنظیم می کنند و امنیت آن را فراهم می سازد، میسر می شود.

نیاز به نظم اجتماعی و امنیت در جوامع شهری به صورت مستقیم دارای بازتاب های فضایی و کالبدی می شود و از همان ابتدا فرم و ساختار کالبدی- فضایی شهرها به منظور تامین چنین نیازی شکل گرفتند..

از این روست که اساسا نظم فرم و نظم اجتماعی شهر، نمی توانند جدا باشند، بلکه به صورت موازی توسعه می یابند و متقابلاً یکدیگر را الهام می دهند.

تامین نظم اجتماعی در هر جامعه شهری، مستقیما در راستای امنیت قرار می گیرد و با تامین امنیت نیز هر یک از جرایم علیه اموال و اشخاص ( به عنوان رفتارهای آنومیک) امکان بروز نمی یابد. حال که روشن است نظم فرم و نظم اجتماعی شهر متقابلاً در یکدیگر تاثیر دارند، می توان این چنین نتیجه گرفت که با تمهیدات فضایی و کالبدی معطوف به هدف این مطالعه، می توان تاثیر مطلوبی بر روی نظم اجتماعی، امنیت و کاهش رفتارهای آنومیک از جمله جرایم شهری به وجود آورد. با وجود این باید توجه نمود که عوامل مختلف و متعدد در سطوح مختلف در پیدایش آنومی در جامعه، شهر و فضاهای شهری موثر هستند.

بررسی ها حاکی از آن است که در سطح جامعه؛ عوامل موثر هر یک دارای طیف گسترده ای از متغیرها و شاخص ها می باشند. متغیرها و شاخص های عوامل اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و محیطی موثر در پیدایش آنومی در جامعه همواره در ارتباط با یکدیگر دارای رابطه علت و معلولی و به عنوان یک سلسله علل وابسته مطرح هستند که از یک سو به عنوان نتیجه تجمع و رشد آن در طی زمان، و از سوی دیگر با ماهیت مخفی بودن قسمت اعظم آنها مجال بروز یافته اند.

در این شرایط، عوامل اجتماعی موثر در پیدایش آنومی در هر جامعه به عنوان مشکل اجتماعی آن جامعه تلقی می شود و هنجارهای پذیرفته اجتماعی نمی تواند در مدیان عمل جامه تحقق بپوشانند.

از طرفی مسئله اجتماعی، یا آنچه که رفتار انحرافی یا نابهنجار شناخته می شود به فرهنگ و هنجارهای آن جامعه بستگی دارد و از طرف دیگر خود به شدت تحت تاثیر عوامل اقتصادی و بحران های احتمالی در آن هستند و تاثیر همه این عوامل در یک بستر محیطی نامطلوب، تشدید می شود. بنابراین روابط میان عوامل یاد شده و متغیرهای زیر مجموعه آنها به صورت اندرکنش متقابل مطرح است.

نمودار شماره 2-7: روابط میان عوامل موثر در پیدایش آنومی در جامعه

عوامل اجتماعی
عوامل اقتصادی
عوامل فرهنگی
عومل محیطی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منبع:صالحی، مرکز مطالعاتی و تحقیقاتی شهرسازی و معماری (1387)

 

در سطح شهر، تحت تاثیر عوامل محیطی نقش و تاثیر هر یک از این عوامل در پیدایش رفتار آنومیک تشدید می شود. به طوری که بعضاً عنوان می شود که بزهکاری تابعی از توسعه شهرهاست و آمارها نیز حاکی از معنی دار بودن اختلاف فراوانی میزان ارتکاب به جرایم میان جوامع شهری و روستایی است.

صاحب نظران معتقد هستند که شهرها، شرایط بسیار مساعد محیطی برای بدکاران و مخفی شدن آنها فراهم می سازد. با وجود این؛ در پیدایش این شرایط  نیز عوامل متعددی موثر هستند که از جمله مهم ترین آنها اندازه، نرخ رشد، ساختار فضایی محلات، کیفیت توزیع فضایی خدمات و امکانات عمومی، کیفیت مسکن و الگوی کاربری زمین را می توان برشمرد.

در واقع، هر یک از عوامل به صورت بالقوه در ارتباط و تعامل با یکدیگر و یا با اصطکاک با عوامل دیگر برشمرده فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی، نابسامانی و ناهنجاری را به  همراه دارند.

 

نمودار شماره 2-8: نقش و روابط عوامل موثر در پیدایش آنومی ( رفتار ناهنجار و مجرمانه ) در شهر

– تشدید یا کاهش تاثیر عوامل اجتماعی

– تشدید یا کاهش عوامل اقتصادی

– تشدید یا کاهش عوامل فرهنگی

– عوامل اجتماعی

– عوامل اقتصادی

– عوامل فرهنگی

– اندازه شهر

– نرخ رشد بهتر

– ساختار فضایی و سلسله مراتب شهری

– کیفیت توزیع فضایی امکانات شهری

– کیفیت مسکن در مناطق مختلف شهر

– الگوهای کاربری زمین شهری

– شرایط فضایی و کالبدی فضاها

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منبع:صالحی، مرکز مطالعاتی و تحقیقاتی شهرسازی و معماری (1387 )

 

البته می توانیم ویژگی ها و یا عوامل موثر در پیدایش رفتار مجرمانه را در شهر، به دو بخش عوامل یا ویژگی های کالبدی و نیز عوامل یا ویژگی های غیرکالبدی تقسیم نماییم. به عبارت دیگر در صورت پیدایش ناهنجاری در هر بخش از یک شهر می توانیم این فرضیه را بپذیریم که آن ناهنجاری می تواند به پیدایش رفتار مجرمانه نیز بیانجامد.

 

نمودار شماره 2-9:  عوامل و ویژگی های محیطی موثر در پیدایش رفتار مجرمانه در سطح شهرها

ساختار میانه ( محیط شهر )
 

ویژگی های موثر محیط شهر در پیدایش رفتار مجرمانه

 

ناهنجاری عملکردی
ناهنجاری کالبدی
ناهنجاری در عملکردهای اجتماعی

ناهنجاری در عملکردهای اقتصادی

ناهنجاری در عملکردهای فرهنگی

ناهنجاری اندازه شهر

ناهنجاری کالبدی سکونت گاه ها

ناهنجاری در شبکه ارتباطی

ناهنجاری فرم فضاهای شهری

رفتار

مجرمانه

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منبع:صالحی، مرکز مطالعاتی و تحقیقاتی شهرسازی و معماری (1387 )

 2-3-7- پیشگیری از بزهکاری

پیچیدگی ماهیت بزهکاری پیشگیری را نیز مشکل می‌کند و رهیافت های چندگانه ای را می‌طلبد که کلیه عوامل خطرزا را در نظر بگیرد. از دیدگاه بهداشت عمومی در پیشگیری از بزه، استراتژی ها و مداخله ها در سه سطح کلی، شامل پیشگیری نوع اول یا اوّلیه، پیشگیری نوع دوم یا ثانویه و پیشگیری نوع سوم یا ثالثیه است که بر اساس سطوح مختلف برای هر جامعه ای متغیر است.

 

نمودار شماره 2-10: نمایش مدل تحلیلی بررسی عوامل موثر بر بزهکاری نوجوانان

 

منبع:صالحی، مرکز مطالعاتی و تحقیقاتی شهرسازی و معماری (1387 )

 

2-3-7-1- پیشگیری اوّلیه (سطح اول) : ایجاد یک محیط سالم

در پیشگیری اوّلیه به ریشه مسئله و عوامل خطرزای محیطی توجه می‌شود. این نوع پیشگیری سعی بر آن دارد که امکان درگیر شدن با مسئله طوری پیش برود که هرگز محلی برای رشد مسئله وجود نداشته باشد. به همین علت استراتژی های برنامه ضرورتاً طوری انتخاب می‌شوند که بتوانند عوامل مخاطره آمیز را کاهش دهند، وضع قوانینی که بعضی از محدودیت ها را ایجاب می‌کنند از آن جمله اند. برای مثال در جامعه ای که حمل اسلحه آزاد است،  این آزادی خود یک عامل خطرزای امکان درگیر شدن با مسئله بزه است . بنابراین منع حمل اسلحه یکی از استراتژی ها در آن جامعه خواهد بود. در جدول شماره 1 نمونه ای از استراتژی های پیشگیری نوع اول معرفی شده اند.

اگر چه تناقضاتی در بعضی از یافته های پژوهش در مورد کنترل بزه وجود دارد، لیکن اکثر یافته ها بیانگر آنند که برنامه های پیشگیری مستقیماً تأثیر زیادی در کاهش رفتار های بزهکارانه نداشته اند. در مقابل به پژوهش هایی نیز بر می‌خوریم که نشان داده اند مداخله اوّلیه جامعه و خانواده متفقاً در کنترل بزهکاری تأثیر دارند. عمده برنامه ریزی های این مداخلات بر اساس یافته هایی است که نشان می‌دهند عوامل خانوادگی مانند : طلاق، مرگ والدین، کثرت اولاد، فقدان حمایت های روانی و بی توجهی به نیاز های عاطفی فرزندان، بی انضباطی در خانواده، وجود فرد بزهکار یا ناسازگار اجتماعی، خیانت زن یا شوهر، اختلافات خانوادگی، طرد از خانواده، فقدان زمینه های تربیتی مناسب در خانواده، مسکن نامناسب از نظر فضای فیزیکی و فقر، در تقویت و یا کنترل بزهکاری نقش دارند. عوامل اجتماعی مانند، بی سوادی، رشد بی رویه جمعیت، صنعتی شدن، اختلافات طبقاتی، قوانین تحمیلی، بی عدالتی اجتماعی، بیکاری، جنگ، محیط اجتماعی نامناسب (زندگی در جوار بزهکاران)، فقدان امکانات تفریحی سالم و قابل دسترس همه طبقات جامعه، زاغه نشینی، زورمداری سیاسی و …، در کنترل و رشد بزه مؤثرند. به همین جهت استراتژی های مداخله ای خانواده گرا  و جامعه گرا در پیشگیری نوع اول اهمیت پیدا می‌کنند. خلاصه اینکه در سطح اول پیشگیری عمده مسئولیت به عهده خانواده و جامعه است. بسیاری از دیدگاه های روانشناختی، سن مناسب برای سطح پیشگیری نوع اول را قبل از 8 سالگی می‌دانند.

2-3-7-2- پیشگیری ثانویه (سطح دوم) : کاهش عوامل خطرزا

در پیشگیری ثانویه، هدف کلی دور نگهداشتن فرد از فعالیت هایی است که خطر بر چسب بزه را در فرد تقویت می‌کند، مثل کنترل خشم و خشونت، کنترل های خانواده بر رفتارهای ضد اجتماعی و دوری از دوستان بزهکار. پیشگیری نوع دوم نیز مانند پیشگیری نوع اول، استراتژی های برنامه ریزی خود را بر اساس یافته های پژوهش ها طرح می‌کند و تأکید زیادی بر فرد و یا ارتباطات فرد دارد. به همین جهت استراتژی های پیشگیری نوع دوم از طریق یادگیری مهارت های زندگی اجتماعی از یک طرف و محیط اجتماعی و ارتباطات فردی از طرف دیگر تأکید می‌کند. اهمیت این سطح به عنوان سطح پیشگیری کمک به افراد در معرض خطر است.

 

2-3-7-3- پیشگیری ثالثیه (سطح سوم) : کنترل موقعیت خطر

پیشگیری سطح سوم سعی می‌کند موقعیت مسئله را اصلاح و یا در آن مداخله کند و هدف آن پیشگیری از تکرار فعالیت هایی است که جرم شناخته می‌شوند.  برای این نوع پیشگیری لازم است درگیر مسائلی مانند تنبیه، جریمه و بازتوانی از طریق نظام حقوقی و قضا شد. پیشگیری نوع سوم، برنامه ریزی مداخله ای و اداره موقعیت های خطرناک[7] را بر اساس فعالیت هایی تنظیم می‌کند که ممکن است باعث بزهکاری شوند.

 

استراتژی های پیشگیری از بزهکاری

بهترین تمرین ها برای برنامه ریزی پیشگیری، با توجه به نو بودن مسئله، استفاده از روش های مطالعه طولی و طراحی تصادفی است. ارزشیابی های زیادی در مورد برنامه های پیشگیری  در همه سطوح انجام شده است، لیکن نتایج این پژوهش ها و ارزشیابی ها نتواسته اند این ادعا را ثابت کنند که طرح های مداخله ای موفقند . مرکز کنترل بیماری های آمریکا [8](CDC) ، استراتژی های جامعی را در مقابله با مسئله بزهکاری جوانان پیشنهاد کرده است که عبارتند از:

2-3-7-3-1ـ استراتژی های خانواده گرا

این استراتژی ها مهارت هایی را جهت تمرین آماده کرده است، مانند آموزش والدین در مورد روش های فرزند پروری، مهارت های ارتباطی بین کودک و خانواده و حل مشکلات کودک و خانواده بدون تخلف و تنبیه.  ملاقات های خانگی[9]  که قادرند منابع خطرزا را در خانه معرفی کنند و زمینه های راهنمایی لازم برای نگهداری و رشد سالم کودکان را در خانه فراهم کنند.

 

جدول 2-1:  استراتژی های پیشگیری از بزهکاری

رشد اجتماعی کنترل شخصی جامعه
حمایت های جامعه در آماده کردن جوانان برای تشکیل خانواده.

حمایت های مربوط به دوران بارداری .

مراقبت های حین زایمان توسط پزشک و تیم پزشکی

تأمین بهداشت

تأمین مسکن

�   مراقبت از خانواده برای ایجاد وابستگی از طریق آموزش

افزایش تعداد سازمان های حمایتی

قبل از ازدواج : آموزش در مورد اهداف زندگی مشترک.

قبل از تشکیل نطفه :  ممنوع کردن باروری برای کسانیکه در معرض عوامل خطرزای مختلف و چندگانه قرار گرفته اند ( این موضوع نقض قوانین حقوق بشر است).

هنگام تولد : فراهم کردن شرایط مناسب برای وضع حمل به طوریکه تمام عوامل خطر را در نظر داشته باشند.

بعد از تولد : ایجاد وابستگی کودک به خانواده

خانواده
درگیر کردن اطفال در فعالیت های اجتماعی سالم

شناساندن حس همکاری

 آگاهی از قوانین اجتماعی

قطع ارتباط با دوستان بزهکار

همتایان
مشخص کردن ارزش های جامعه توسط مدرسه، خانواده، بچه ها

درگیر کردن بچه ها با تکالیف درسی به صورت پروژه های گروهی

تعیین تکالیف درسی که بخشی از وقت کودکان به آن اختصاص یابد

ایجاد نظم و انضباط

تقویت رفتار های مناسب از طریق پاداش دهی

افزایش مهارت های اجتماعی و ارتباطی و زندگی

مدرسه
کار تمام وقت

آزادی صنعتی

ادغام کار با مطالعه

شرایط ورود به کار طبق قانون تعریف شود

(محدودیت های مربوط به سن شروع کار رعایت شود).

کار نیمه وقت بدون تنظیم قرارداد انجام شود.

حقوق زمان بیکاری پرداخت شود.(در مورد افرادی که شرایط احراز را دارند)

کار

2-3-7-3-2 ـ استراتژی جامعه گرا

این استراتژی، مهارت های لازم برای حل مشکلات را فراهم می‌کند، به طوریکه کودکان قادر باشند به جای برخورد بزهکارانه و متخلفانه مسئله را به طریق درست حل نمایند.

 

جدول 2-2: گام های طراحی استراتژی های مؤثر پیشگیری و درمان

 اوّلین اقدام در موضع پیشگیری، بررسی کمّی و کیفی داده های قبلی است که به نوعی شیوع رفتار های بزهکارانه را در جامعه تایید می‌کند . مقایسه مشکلات، تبیین عوامل خطر، آگاهی از آمار سازمان های مختلف بهداشتی تربیتی، نظر سنجی از جامعه و محققینی که در زمینه بزه مطالعه می‌کنند ضرورت دارد.  

گام اول

تشخیص

بعد از تشخیص رفتار بزهکارانه، جامعه درگیر را برای مداخله مشخص کنید. مطالعه در مورد ویژگی های گروه هدف و عوامل زمینه ای آن بر اساس برنامه ریزی و مشخص کردن استراتژی های مداخله است. توجه داشته باشید که استفاده از برنامه مداخله ای باید آسان و قابل دسترس باشد.  

گام دوم

شناخت گروه هدف

سومین اقدام مشخص کرن هدف های برنامه مداخله است.

تحلیل هدف ها از نظر قابلیت دسترسی و سهولت در دسترسی در این مرحله انجام می‌شود.

گام سوم

تبیین هدف ها

و تحلیل آن

این مرحله برای دسترسی به هدف ها برنامه ریزی می‌شود .

منابع حمایت کننده و درگیر مشخص می‌شوند . آموزش های لازم جهت مداخله صورت می‌گیرد و برنامه طراحی شده به اجرا در می‌آید.

گام چهارم

طراحی و اجرا

در آخرین مرحله، برای پایش و ارزشیابی طرح مداخله برنامه ریزی  می‌شود . نظارت در طول برنامه سبب می‌شود برنامه به همان نحو پیش بینی شده، پیش رفت نماید. عمل ارزشیابی می‌تواند اثر بخشی برنامه و نکات قوت و ضعف را مشخص کند. گام پنجم

نظارت و ارزشیابی

2-3-7-3-3 ـ استراتژی های پایشی

بیشتر بر پایه الگوهای تربیتی مثبت بزرگسالان استوار است و می‌تواند خطر رفتار بزهکارانه را کاهش دهد. در تدوین استراتژی های  مداخله ای توصیه هایی شده است که در جدول 2 خلاصه شده است.

توجه داشته باشید در برنامه های پیشگیری از بزهکاری مدل برنامه پیشگیری پزشکی که شامل تشخیص و درمان باشد چندان کارآیی ندارد. بهترین رهیافت در برنامه ریزی، استراتژی های هدف گرا و جامعه گرا است. اگر چه باید در نظر داشت که یک برنامه هرگز جوابگوی همه جوامع نیست. اما عناصری از برنامه که لازم است مورد توجه قرار گیرند عمدتاً مشترکند. این نقاط مشترک عبارتند از : توجه به افراد در معرض خطر، توجه چند جانبه در مداخله، توجه و حمایت از مجریان برنامه و ارزشیابی برنامه های پیشگیری.

[1] Crime

[2] Offender

[3] Victim

[4] Situation

[5] Felson.M (1998)”Crime and Everyday Life-2nd Edition”. California, Pine Forge Press.

[6] Crime Prevention Through Enviromental Design.

[7] Management Crisis Situation

[8] Centers for Diseases Control

[9] Home  Visit Strategies

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *