3-5-1) تعیین پایایی (قابلیت اعتماد) پرسشنامه70
3-5-2) تعیین اعتبار (روایی) پرسشنامه71
3-6) جامعه و نمونه آماری72

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

3-6-1) جامعه آماری72
3-6-2) قلمرو مکانی تحقیق73
3-6-3) قلمرو زمانی تحقیق73
3-6-4) نمونه آماری و روش محاسبه حجم نمونه73
3-8) روش تجزیه و تحلیل اطلاعات75
فصل چهارم:
4-1- مقدمه77
4-2- ویژگیهای جمعیت شناختی پاسخدهندگان77
4-3- تحلیل استنباطی دادهها79
4-3-1-بررسی نرمال بودن متغیرها80
4-3-1-1- بررسی نرمال بودن متغیرهای گرایش کارافرینانه80
4-3-1-2- بررسی نرمال بودن متغیر سرمایه اجتماعی81
4-3-3- بررسی همبستگی بین متغیرهای مستقل و وابسته81
4-3-3-1- همبستگی بین بعد ساختاری و کارآفرینی درون سازمانی81
4-3-3-2- همبستگی بین بعد شناختی و کارآفرینی درون سازمانی82
4-3-3-3- همبستگی بین بعد روانی و کارآفرینی درون سازمانی83
4-3-3-6- همبستگی بین گرایش کارآفرینانه و سرمایه اجتماعی83
فصل پنجم:
5-1- مقدمه86
5-2- مروری مختصر بر هدف، مسئله و چگونگی کار86
5-3- نتایج آزمونها87
5-3-1- تائید یا عدم تائید فرضیات با استفاده از مدل معادلات ساختاریافته خطی87
5-3-1 -1 آزمون فرضیه فرعی1: همبستگی معنی داری میان بعد ساختاری و کارآفرینی درون سازمانی وجود دارد..87
5-3-1 -2 آزمون فرضیه فرعی2: همبستگی معنی داری میان بعد شناختی و کارآفرینی درون سازمانی وجود دارد88
5-3-1 -3 آزمون فرضیه فرعی3: همبستگی معنی داری بین بعد روانی و کارآفرینی درون سازمانی وجود دارد.88
5-3-2- آزمون فرضیه اصلی: گرایش کارآفرینانه بر سرمایه اجتماعی سازمانی تأثیر دارد.89
5-4- نتیجهگیری و پیشنهادات کاربردی90
منابع و ماخذ97
مقدمه
تحولات قرن حاضر با شتاب فراوان تمامی رویکرد های سنتی به مفهوم سازمان به عنوان موضوع علم مدیریت را به کناری نهاده و با به هم ریختن قواعد کلاسیک مدیریت، مفاهیمی نوین را به تاریخ علم مدیریت تزریق می نماید . امروزه، منابع خلق ارزش با چرخشی آشکار ، از سرمایه های برون زا به سرمایه های درونی تغییر جهت داده است. سرمایه اجتماعی همچون ثروتی پنهان ( توسلی و همکاران ، 1382) ، به تولید دانش سازمانی منتهی می شوند و روش های قدیمی ایجاد ارزش همچون سرمایه های مادی و نیروی کار فیزیکی، جایگاه گذشته خود را از دست داده اند. یکی از اندیشمندان مدیریت به نام لیندا گراتون(2003) برای ترسیم این وضعیت جدید از استعاره انقلاب دموکراتیک در محیط های کاری استفاده می کند .به عقیده وی ، مفهوم دموکراسی سازمانی حول چند اصل اساسی بوجود می آید :ایجاد شرایطی که در آن افراد بتوانند توانایی بالقوه و کیفیت های متمایز خود را بیان کنند ، حمایت از استفاده اختیاری از قدرت ، مداخله افراد در تعیین شرایط ارتباطشان با سازمان و نهایتا توسعه فرصت برای دسترسی به منابع ارزشمند.
در این میان ، کارآفرینیی به عنوان مفهومی جدید پا به عرصه مفاهیم علمی نوین می گذارد و با رشد روز افزون کاربرد کارآفرینیی در دنیای واقع ، توجه سیاست گذاران و کلان نگران را به خود جلب می نماید. از دیگر سو برای شناخت و تفسیر نحوه عملکرد ، کارآفرینیی به عنوان یک برنامه تحقیقات علمی جایگاه خود را در تئوری های مدیریت می گشاید و برای توجیه تاثیر آن بر روی توسعه جامع و همه جانبه ، به نظریه پردازی می پردازد .
برای پی بردن به اهمیت پرورش روحیه کارآفرینیی کافی است بدانیم که فقط بین سالهای 1999 تا 2000 در کشور آمریکا قریب به 8/10 میلیون شغل برخاسته از فعالیت های کارآفرینیانه به وجود آمده است که درمقایسه با حذف 3/8 میلیون شغل به واسطه سیاست های کوچک سازی و افزایش بهره وری ، اقدامات کارآفرینیانه به ایجاد 5/2 میلیون فرصت شغلی به طور خالص کمک کرده است و اثرات منفی بیکاری را برطرف ساخته است . (سلیمی فر و مرتضوی ، 1384 )
از دیگر سو همانگونه که مطرح شد، مدتی است که سرمایه سرمایه اجتماعی به عنوان منابع جدید سازمانی مورد توجه قرار گرفته است. بنابر مطالعه اشام و دیگران طی سال های دهه 1990 به این سو ، بیشترین ارجاعات در مجلات معتبر موجود در بانک اطلاعاتی « EonLit » مربوط به کلید واژه سرمایه اجتماعی بوده است . همین طور طبق مطالعات فاین بنا بر نظر سردبیر مجله «Quarterly Journal of Economics» از مجلات معتبر در حوزه اقتصاد رایج و غالب ، یک چهارم ارجاعات مجله در دهه 1990 مربوط به اثر 1993 پوتنام مربوط به تعریف سرمایه اجتماعی بوده است( دینی ترکمانی ، 1385).
بدین مناسبت با توجه به اهمیت موضوع ، لزوم پرداختن به مساله کارآفرینیی و بررسی تمامی جوانب و ابعاد آن در تحقیقات متعددی مدنظر قرار گرفته است . در این راستا پرداختن به سرمایه اجتماعی و نیز در تئوری های کارآفرینی ، مورد توجه قرار گرفته است و مطالعات گسترده ای از ارتباط بین این متغیرها ، ارائه شده است . مبانی نظری کارآفرینیی در سازمان ، اهمیت سرمایه اجتماعی را در درک این که چگونه سازمان ها شبکه ها را خلق و آنها را مدیریت می کنند ، روشن می سازد . در سطح فردی نیز ، مطالعات صورت گرفته نشان می دهند ، شبکه های شخصی کارآفرینی ، امکان دسترسی به منابعی را که خود فرد به تنهایی قادر به دست یابی به آنها نیست ، فراهم می کند. اگر فردی توانایی و تمایل به خطرپذیری برای اقدام به کاسبی یا کارهای کارآفرینیانه را داشته باشد ، برای راه اندازی کسب و کار و کارهای کارآفرینیانه شانس مضاعف خواهد داشت . اگر چنین افرادی در کسب و کاری وجود داشته باشند ، به احتمال زیاد موفق خواهند بود( الوانی و عبدالله پور ، 1387).
1-2) بیان مساله
این امر مسلمی است که پژوهش های کاربردی، مساله مدار هستند. بدین معنی که تمام فرآیند پژوهش، از اولین گام های مشاهده تا آخرین مراحل استنتاج، می باید حول یک یا چند مساله یا مشکل دور بزند. بنابر این، روشن کردن مشکل یا مساله در یک تحقیق علمی و کاربردی، یکی از ضروری ترین و اولین گام های پژوهش است. اگر مساله خوب روشن یا تبیین نشود، تمام مراحل بعدی فرایند تحقیق از قبیل: جمع آوری اطلاعات و استنتاجات یا نتیجه گیری، دچار مشکلات و نواقصی خواهد شد که ناشی از خود آن مراحل نیست، بلکه ناشی از روشن نبودن و بیان نادرست مساله است. بنابر این شاید اغراق نباشد که بعضی از محققان معتقدند که خوب و درست روشن کردن مساله، معادل نیمی از فعالیت های پژوهشی است.
نگاه به کارآفرینی در چارچوب ساختارهای احاطه شده اجتماعی راه را برای یک چشم انداز وسیعی در مورد کارآفرینی هموار می سازد،‌ به طوری که توجه را به سمت نکات مبهم و کم تر پرداخته شده یعنی جنبه اجتماعی پدیده اقتصادی-اجتماعی همچون کارآفرینی سازمانی جلب می کند. اخیراً سرمایه اجتماعی باعث ایجاد تئوری هایی شده است که پایه ای برای سایر مطالعات مدیریت می باشد. این سرمایه از مفاهیم نوینی است که نقشی بسیار مهمتر از سرمایه فیزیکی و انسانی در سازمان ها و جوامع ایفاء می کند و امروزه در جامعه شناسی و اقتصاد و بتازگی در مدیریت و سازمان به صورت گسترده ای مورد استفاده قرار گرفته که به پیوند ها و ارتباطات میان اعضای یک شبکه به عنوان منابع با ارزش اشاره دارد و با خلق هنجاها و اعتماد متقابل موجب اهداف اعضاء می شود. در غیاب سرمایه اجتماعی سایر سرمایه ها اثربخشی خود را از دست داده و پیمودن راه های توسعه و تکامل فرهنگی و اقتصادی ناهموار و دشوار می گردد (قلی پور و دیگران،‌ 1378).
در حالی که فعالیت های کارآفرینی نتیجه ساز و کارها و تعاملات اجتماعی می باشند در موضوع کارآفرینی بیش تر تحقیقات صرفاً‌ به وی‍‍ژگی های شخصیتی و ساختاری و موقعیت محیط پرداخته و سرمایه اجتماعی به عنوان مهم ترین عامل مورد توجه قرار نگرفته است (الوهی،‌2004).
1-3) ضرورت و اهمیت انجام تحقیق
محیطی که امروزه کسب و کارها در آن فعالیت می کنند محیط جدیدی است که به وسیله نوآوریهای مستمر، توسعه فناوریهای ارتباطی و دیجیتالی، ارتباطهای شبکهای شکل سازمانها، گسترش عوامل تکنولوژیک و رواج عوامل نامشهود و سازمانی توصیف می شود. سرمایه اجتماعی مجموعه ای از شاخص های اجتماعی برای افراد است که متشکل از شاخصهایی چون اعتماد مشارکت و هنجار است. افرادی که دارای سرمایه اجتماعی بالاتری در جامعه هستند می توانند در تعاملات اجتماعی از انباشت ذخیره سرمایه اجتماعی برای تسهیل در روابط اجتماعی و کاهش در هزینه های مبادله کمک بگیرند. بسیاری از متغیر های شخصیتی مثبت در افراد وجود داشته باشند، ولی آنان زمانی می توانند از این متغیرها به صورت بهینه و با کمترین هزینه فرصت بهره بگیرند که دارای تعاملات اجتماعی بالا همراه با هزینه فرصت پایین باشند و این حالت تنها زمانی رخ می دهد که افراد دارای سرمایه اجتماعی بالایی باشند تا بتوانند از ویژگی های شخصیتی نهفته در خود را بروز داده و باعث ایجاد کنش مثبت در جامعه شوند. کارآفرینی نیز یک شاخصه درونی برای افراد است ولی تمام افرادی که دارای شخصیت کارآفرین هستند نمی توانند در مرحله عملی کارآفرینان موفقی شوند. موفقیت در کارآفرینی برای این افراد تنها زمانی رخ می دهد که دارای سرمایه اجتماعی بالای بوده و بتوانند با استفاده از سرمایه اجتماعی خود در تعاملات و کنش های اجتماعی به موفقیت شایانی در امر کارفرینی نائل شوند.
1-4) اهداف انجام تحقیق
اهداف انجام این تحقیق را می توان به صورت زیر خلاصه کرد:
اهداف علمی
1-شناخت وضعیت فعلی سرمایه اجتماعی و کارآفرینی سازمانی.
2-ارائه پیشنهادهای مناسب به منظور بهبود کارآفرینیی.
1-5) تعریف واژه ها و اصطلاحات تحقیق

سرمایه اجتماعی: مجموعه ای از منابع واقعی و بالقوه است که در شبکه روابطی که زیر نفوذ فرد یا واحد اجتماعی است ریشه دارد، از طریق شبکه قابل دسترسی است و از همین شبکه ناشی شده است.
الف- بعد ساختاری: عنصر ساختاری سرمایهاجتماعی اشاره به الگوی کلی تماسهای بین افراد دارد یعنی، شما به چه کسانی و چگونه دسترسی دارید. این بعد شامل: روابط شبکهای بین افراد، پیکربندی شبکهای و سازمان مناسب . به طور کلی این بعد حوزهای را بررسی میکند که در آن افراد در سازمان به هم مرتبط میشوند، الگوهای ارتباطات میان کارکنان توصیف و سودمندی چنین ارتباطاتی مطالعه میشود .
ب- بعد ارتباطی: این بعد ماهیت روابط در یک سازمان را در بر میگیرد. به عبارت دیگر در حالی که بعد ساختاری بر این امر متمرکز است که آیا کارکنان در یک سازمان با هم در ارتباط هستند یا خیر، بعد ارتباطی بر ماهیت و کیفیت این روابط متمرکز میشود. در واقع این بعد به ارتباط موثر بین همکارانی که یکدیگر را دوست دارند، به یکدیگر اعتماد دارند و با هم هویت مییابند توجه دارد. این بعد شامل اعتماد، هنجارها، تعهدات و هویت میباشد .
ج- بعد شناختی: این بعد دربرگیرنده میزان اشتراکات کارکنان درون یک شبکه اجتماعی از راه زبان مشترک و مبادله سرگذشتهای مشترک تحقق مییابد. زبان و سرگذشتهای مشترک موجب افزایش سطح درک میان اعضای سازمان میشود و توانایی کارکنان را برای پیش بینی اقدامات سایر همکاران افزایش میدهد. این بعد مانند بعد ارتباطی به ماهیت ارتباطات میان افراد در یک سازمان میپردازد وشامل موارد زیر زبان و کدهای مشترک و روایتهای مشترک میگردد.
کارافرینی سازمانی: فرایندی است که در آن محصولات یا فرایندهای نوآوری شده از طریق القا و ایجاد فرهنگ کارآفرینانه در یک سازمان از قبل تاسیس شده، به ظهور می رسند. کارآفرینی سازمانی در حیطه سازمان عمل می نماید و ساختارها، رویکردها، هنجارها ، تکنولوژ ی ها، خدمات و محصولات فعلی سازمان را گسترش داده ، یا در مسیرهای جدید قرار م ی دهد.
فصل دوم:
ادبیات و پیشینه تحقیق
2-1- مقدمه
تغییرات سریع محیط، تشدید فضای رقابتی بین شرکتها، رشد سریع کسب و کارهای کوچک، کوتاه شدن چرخه حیات محصولات و افزایش روزافزون انتظارات جامعه نیاز به نوآوری را برای بقای سازمانها اجتناب ناپذیر کرده است. نوآوری فرآیند خلق چیزی جدید است و امری بنیادی در فرآیند کارآفرینی به شمار میآید (جعفری مقدم و همکاران،1388). از این رو در دهههای اخیر فعالیتهای کارآفرینانه به درون سازمانها راه یافت و کارآفرینی به طور فزایندهایی مورد توجه مدیران قرار گرفت تا آنها بتوانند به اختراع و نوآوری و تجاری نمودن محصولات و خدمات خود بپردازند (حسن مرادی،1385).
بسیاری از اندیشمندان، کارآفرینی را نوعی رفتار و شیوه ی زندگی می دانند، گروهی دیگر آن را کار هنری می انگارند ولی پیتر دراکر، کارآفرینی را به مفهوم جستجوی دائمی برای تغییر، واکنشی در برابر آن و بهره برداری از آن به عنوان یک فرصت بیان می کند. از طرف دیگر شومپیتر، به عنوان کسی که برای نخستین بار این مقوله را در نظریات خود به صورت علمی بیان کرد، کارآفرینی را فرایند تخریب خلاق می داند. کارآفرینی، خلاقیت و کسب و کارهای مخاطره آمیز، سوخت موتور اقتصاد مدرن را فراهم می کنند . اهمیت این سه عنصر نمی تواند اغراق آمیز باشد. کارآفرینان که در رأس کسب و کارهای مخاطره آمیزند، در جستجوی فرصت ها هستند، و خلاقیت ها اغلب ابزاری برای موفقیت آن ها تلقی می شوند. کارآفرینان به عنصر تغییر به عنوان یک پدیده ی معمولی می نگرند و همیشه در جستجوی تغییر می باشند و به آن واکنش نشان می دهند و از آن به عنوان یک فرصت مناسب، بهره برداری می کنند. همچنین کارآفرینان منابع را به حوزه هایی که دارای بهره وری بالاتر هستند تغییر مکان می دهند. کارآفرینان همان کسانی هستند که با ویژگی های دنیای امروز سازگار می باشند، پس برای رشد و توسعه اقتصادی، بقا و تداوم فعالیت ها به این افراد نیازمندیم. از این رو اطلاق اصطلاح موتور توسعه به کارآفرینان چندان اغراق آمیز نیست(مقیمی، 1383).
با ظهور فرهنگ کسب و کار، بیش ازپیش پذیرفته شده است که کارآفرینی درباره ی ایجاد سازمان های جدید یا ایجاد ارزش های جدید بوده و در عین حال ، به مثابه موتوری است که اقتصاد را به حرکت در می آورد. در اقتصادهای توسعه یافته، شرکتهای کوچک و مستقل، امید اصلی برای توسعه اقتصادی به شمار می روند. برخلاف ساختارهای سنتی، در ساختارهای اقتصادی نوین و پیشرفته، ایجاد شغل از وظایف دولت به شمار نمی رود. نقش دولت تنها گسترش فرهنگ کارآفرینی و توسعه زیرساختارهای عمومی و قانونی لازم برای ایجاد و توسعه فرصت های شغلی مناسب است، وظیفه ی اصلی کشف و بهره بردای از این فرصت ها را کارآفرینان برعهده دارند (هزار جریبی، 1384).
سرمایه اجتماعی از مفاهیم نسبتاً جدیدی است که توانسته است در مدت زمان کوتاهی جایگاه مناسب در ساخت توسعه پیدا نموده وسهم بسزایی در تبیین مسائل توسعه کسب نماید. از مهم ترین صاحب نظران سرمایه اجتماعی می توان جمیز کلمن، رابرت پاتنام و کلاوس اوفه اشاره نمود که در کتب و مقاله ها متعدد به پروراندن این مبحث مبادرت ورزیده و در دستگاه های تئوریک خود از آن بهره جسته اند. در بین شاخص های سرمایه اجتماعی، اعتماد اجتماعی است که به عنوان مهم ترین مؤلفه خودرا برای تعامل اجتماعی و پیدایش حوزه و عرصه عمومی در جامعه خواهد گشود و سبب افزایش تعاملات بین افراد و در نتیجه مشارکت خواهد گردید. دراین فصل ابتدا در بررسی مبانی نظری، تعاریف لغات کلیدی و مفاهیم اولیه پژوهش، ابتدا به تعریف سرمایه اجتماعی و کارافرینی و انواع آن می پردازیم. در ادامه به شرح و توضیح مفهوم سرمایه اجتماعی و کارافرینی پرداخته و سپس در مورد پیشینه پژوهش در دنیا و ایران مواردی آورده خواهد شد.

2-2- سرمایه
ابتدا به ماهیت سرمایه از نظر متغیرهای اقتصادی پرداخته و سپس انواع سرمایه و شباهت ها و تفاوت های آنها را با یکدیگر مورد بررسی قرار می گیرد. اصولاً منابع در اقتصاد به سه صورت مورد استفاده قرار می گیرند:
مصرف می شوند.
ذخیره می شوند.
سرمایه گذاری می شوند.
سرمایه منبعی است که برای ایجاد ارزش افزوده سرمایه گذاری می شود. به منابعی که مصرف می شوند و یا برای مصارف آینده ذخیره می شوند، سرمایه اطلاق می شوند. مردم دنیا برای انجام امور متداول زندگی خودشان از انواع سرمایه استفاده می کنند. اما آن چیزی که بین مردم به عنوان سرمایه تلقی می کنند. در صورتی که پول و اوراق اعتباری تنها یک نوع از پنج نوع سرمایه ایی است که در چرخش امورات اقتصادی و اجتماعی استفاده می شود. در اصطلاح علمی این نوع سرمایه با عنوان سرمایه مالی شناخته شده است.
اقتصاددانان سرمایه را معمولاً را به مفهوم دارایی فیزیکی نظیر ماشین آلات، تأسیسات، ساختمان ها، موجودی کالا و بعضاً ارزش فعلی سرمایه گذاری انجام شده در نیروی انسانی و فن آوری بکار می برند. گروهی دیگر دارایی های مولد ثروت را سرمایه می پندارند. حسابداران سرمایه را به مفهوم وجوهی که در طرف بدهی ترازنامه نشان داده می شود و متعلق به صاحبان واحد اقتصادی است، می شناسند. در واقع انباشت منابع مالی در دارایی ها، اعم از دارایی های فیزیکی یا مالی مفهوم کلی تری از سرمایه مورد نظراست، منابع مالی به ویژه منابع مالی بلند مدتی است که برای اجرا، تکمیل، توسعه، بازسازی و راه اندازی واحدهای اقتصادی – صنعتی به کار گرفته شده است.
2-3- انواع سرمایه
به طور کلی سرمایه در اقتصاد به سه صورت شناخته شده است که عبارتند از: سرمایه مالی- سرمایه فیزیکی، سرمایه انسانی و سرمایه اجتماعی.
1- سرمایه فیزیکی– مالی: این نوع سرمایه که در علم اقتصاد بسیار متداول است شامل دارایی های مالی، زیر ساخت هایی همچون پل ها، راه ها و تجهیزات ساختمانی و فنی می شوند. در تئوری های اولیه رشد از سرمایه فیزیکی و مالی به عنوان موتور رشد اقتصادی یاد می شود. سرمایه در اصطلاح اقتصادی مجموعه ای از اجزاء گوناگون شامل انواع ماشین آلات، ابزار کارخانه ها، ساختمان ها، موجودی انبار و غیره است. تفاوت سرمایه و سرمایه گذاری نیز مهم است نمود (سعادت، 1384).
سرمایه یک متغیر (انباشت) است که میزان موجودی سرمایه را در زمان مورد نظر نشان می دهد. در صورتیکه سرمایه گذاری یک متغیر جریانی (روانه) طول یک دوره است.
2- سرمایه انسانی: سرمایه های مولدی که در وجود انسان ها جمع شده، شامل مهارت ها و توانائی ها اندیشه ها، سلامتی و غیره است که ناشی از سرمایه گذاری در آموزش و برنامه های کارآموزی و مراقبت های پزشکی است و به عنوان سرمایه تلقی می شود. در این تعریف نیز برخی از سرمایه های انسانی که به طور مستقیم بر تولید اثر نخواهد گذاشت تصریح نشده است، بنابراین در سرمایه گذاری های انسانی نباید صرفاً افزایش تولیدی را مد نظر قرار داد که قادر به محاسبه و اندازه گیری آن هستیم، بلکه جنبه های دیگری را نیز باید دنبال کرد.
تعریف سرمایه گذاری انسانی: ارتقائ و بهبود ظرفیت مولد افراد که ناشی از بهبود کیفیت نیروی کار می باشد. ظرفیت افراد عبارت است از: استعدادها و توانائی های بالفعل آماده افراد جامعه می باشد.
ظرفیت مولد افراد: آن بخش از ظرفیت افراد است که بر افزایش تولید جامعه اثر می گذارد که این اثر گذاری یا به صورت مستقیم و یا غیر مستقیم (اثرات خارجی) می باشد. به تعبیر دیگر، عاملی است که آن بخش از ظرفیت افراد را که در اثر عوامل مختلف مستهلک می شود، جبران می نماید. ارتقاء ظرفیت، ظرفیت بالقوه را بالفعل می نماید. همچنین یادآوری می شود که سرمایه انسانی همان ظرفیت افراد است و سرمایه گذاری انسانی بهبود و ارتقاء آن است.
همانطور که ذکر شد سرمایه انسانی دارای ابعاد وسیعی است، ولی به جهت محدودیت های محاسباتی و یا مفهومی، در تعیین اجزای آن اختلاف نظر وجود دارد. در این ارتباط به یکی از پیشنهادهایی که توسط کمسیون آمار سازمان ملل متحد در رابطه با تعیین اجزای انسانی ارائه شده اشاره می شود:
اجزای سرمایه انسانی عبارتست از بهداشت، تغذیه، آموزش، اشتغال، شرایط کار، مسکن، امنیت اجتماعی، پوشاک، فراغت، آسایش خیال، آزادی های فردی ( نیازی، 1379 )
3- سرمایه اجتماعی: سرمایه اجتماعی یک واژه بین رشته بین علم اقتصاد و علوم اجتماعی است. سرمایه اجتماعی از دو واژه سرمایه که یک مفهوم اقتصادی است و واژه اجتماعی یک مفهوم جامعه شناسی است تشکیل شده و برشاخص های اجتماعی استوار است.
2-4- سرمایه اجتماعی
از آنجایی که سرمایه اجتماعی نقش موثری در کاهش هزینه های فعالیت ها و موفقیت افراد در دست یابی به اهداف خود دارد، یکی از موضوعات پژوهشی مرتبط با نهادهای اجتماعی است: فرضیه اساسی در تبیین سرمایه اجتماعی این است که افراد خانواده با گرد هم آمدن در قابل یک نهاد اجتماعی، سرمایه اجتماعی را شکل می دهند، پاداش های آن در شکل حمایت های مادی و معنوی به آنها در زندگی اجتماعی بروز می کند. در مجموع سرمایه اجتماعی بنیان توسعه پایدار و همه جانبه را تشکیل می دهد. تلاش برای تشکیل توسعه و تداوم چنین سرمایه ای که کنار سایر انواع سرمایه ها چون سرمایه طبیعی، تولیدی و انسانی ضریب موفیت برنامه های بلند مدت توسعه را دو چندان خواهد کرد. این مفهوم به دلیل ماهیت و محتوایی که دارد تقریباً با تمام موضوعات و مسائل مطرح در حوزه انسانی و اجتماعی ارتباط پیدا می کند. این ارتباط و پیوند هر چند که در نوع خود بیانگر اهمیت کارکردی سرمایه اجتماعی می باشد. لیکن موجب پیچیدگی، گستردگی و تنوع موضوع نیز شده است که برآیند آن را می توان در چند وجهی بودن، اختیار نمودن سطوح و واحدهای تحلیلی متعدد و پیچیدگی مفهومی جستجو کرد.
شناخت سرمایه اجتماعی در درجه نخست مستلزم بررسی ابعاد مفهومی و نظری سرمایه اجتماعی به رغم تنوع قابل ملاحظه آن است تا پایه و مبنایی برای طرح ابعاد علمیاتی فراهم شود.
مفهوم سرمایه اجتماعی در آغاز توسط جامعه شناسان معرفی گردید و در تحقیقات آنها مورد استفاده قرار گرفت . این مفهوم به تدریج توجه اندیشمندان سایر رشته های علوم اجتماعی را به خود جلب کرد و در دهه های اخیر علاوه بر اینکه در جامعه شناسی ، علوم سیاسی و اقتصاد مورد استفاده قرار گرفته است ؛ در رشته های سازمان و مدیریت نیز طرفداران زیادی پیدا کرده است. (درانی و رشیدی، 1387)
در اواخر دهه 1990 نسبت به اعتبار هدف سازمان های یادگیرنده تردیدهای فزاینده ای ایجاد شد. بسیاری از سازمان ها این اصطلاح را از بیانیه های راهبرد و گزارش سالانه رؤسای خود حذف کردند . به دلیل آن که مفهوم روشنی نبود و به نظر می رسید در مواجهه با بی رحمی موقعیت اقتصادی بسیار خام و سست است. با وجودی که استفاده از این فنون و نظریه ها در سازمان کم تر شده است، ولی سازمان ها هنوز می توانند به خود ببالند که افراد بزرگ ترین دارایی آنها هستند. روند جدید که به نظر می رسد برای رهبران کسب و کار جالب باشد ، استفاده از مفهوم سرمایه درباره افراد ، و به ویژه اندیشه سرمایه اجتماعی است که توجه مدیران عالی سازمان ها را به خود جلب کرده است. چنین زمینه مساعدی از وجود مباحث اجتماعی در محدوده سازمان شرایط رویکرد به سرمایه اجتماعی را در سازمان ومدیریت فراهم کرده و بررسی سرمایه اجتماعی و استفاده از آن در مطالعات سازمانی نیز به سرعت افزایش یافته است. اهمیت سرمایه اجتماعی در مطالعات سازمان ها و تبیین موقعیت نسبی نقش آفرینان در بسیاری از حوزه های مورد توجه در تحقیقات سازمان تأیید شده است( فقیهی و فیضی،1385).
سرمایه اجتماعی مفهوم نسبتاً جدیدی در علوم اجتماعی است و به طور خلاصه به معنای هنجارها و شبکه هایی است که امکان مشارکت مردم را در اقدامات جمعی به منظور کسب سود متقابل فراهم می کند این مفهوم با شیوه هایی همچون سنجش سطح اعتماد اجتماعی و سطوح عضویت در انجمن های مدنی، یا میزان موجودی رسمی یا غیر رسمی قابل اندازه گیری است. سرمایه اجتماعی مفهومی ترکیبی است که این هنجارها و شبکه ها را در یک جامعه و در یک مقطع زمانی خاص تشریح می کند. رابطه متقابل، رفتار غیر خودخواهانه و اعتماد، نمونه هایی از این هنجارها است.
از این منظور سرمایه اجتماعی یکی از عناصر مهم قدرت جامعه مدنی یا ظرفیت جوامع برای مدیریت خویش از طریق فعالیت های گروهی غیر رسمی، داوطلبانه یا غیر دولتی و غیر انتفاعی است.
اصطلاح سرمایه اجتماعی نخستین بار در اثر کلاسیک جین جاکوب در سال 1961 با عنوان مرگ و زندگی در شهرهای بزگ آمریکا، به کار رفته است. در آن اثر، ایشان توضیح داده اند که شبکه های اجتماعی فشرده در محدوده های حومه قدیمی و مختلط شهری، صورتی از سرمایه اجتماعی را تشکیل می دهند و در ارتباط با حفظ نظافت، عدم وجود جرم و جنایت خیابان و دیگر تصمیم ها در مورد بهبود کیفیت زندگی، در مقایسه با عوامل نهادهای رسمی مانند نیروی حفاظتی پلیس و نیروی انتظامی، مسئولیت بیشتری از خود نشان می دهند. گلن لوری اقتصاددان همچون ایوان لایت جامعه شناس، اصطلاح سرمایه اجتماعی را در دهه1970 برای توصیف اقتصاد درون شهری به کار برد.
از طرفی دیگر واژه ی سرمایه دلالت می کند که سرمایه اجتماعی همانند سرمایه انسانی یا سرمایه اقتصادی ماهیتی زاینده و مولد دارد، یعنی ما را قادر می سازد ارزش ایجاد کنیم، کارها را انجام دهیم، به اهدافمان دست یابیم، مأموریت هایمان را در زندگی به اتمام رسانیم و به سهم خویش به دنیایی یاری رسانیم که در آن زندگی می کنیم. وقتی می گوییم سرمایه های اجتماعی زاینده و مولد هستند، منظور این است که هیچ کس بدون آن موفق نیست و حتی زنده نمی ماند.
در اینکه سرمایه انسانی در موفقیت یک سازمان و یک ملت اهمیت استراتژیک ویژه ای دارد‍، تردیدی نیست، ولی این سرمایه زمانی از اولویت بالاتری برخوردار است که منسجم و یکپارچه باشد و این یکپارچگی در سایه همبستگی،همکاری، تعاون و اعتماد متقابل به وجود می آید‍؛ در این‍صورت است که سرمایه به سرمایه اجتماعی مبدل می شود و این سرمایه است که هم افزایی دارد. در غیر این‍‍‍‍‍‍‍صورت‍، سرمایه های انسانی حتی اگر در سازمان و یا در کشور ماندگار شوند و فرار نکنند، به
نویسندگان تعاریفناهاپیت و گوشال(1998)سرمایه اجتماعی را مجموعه منابع واقعی و بالقوه ای می دانند که در شبکه روابطی که زیر نفوذ فرد یا واحد اجتماعی است ریشه دارد ،از طریق شبکه قابل دسترسی است و از همین شبکه ناشی شده است .فوکویاما(1999)سرمایه اجتماعی، مجموعه هنجارهای موجود در سیستم‌های اجتماعی است که موجب ارتقای سطح همکاری اعضای آن جامعه گردیده و پایین آمدن سطح هزینه‌های تبادلات و ارتباطات می‌شود .
کوهنوپروساک (2001)سرمایه اجتماعی شامل اعتماد،شناخت متقابل،ارزش های مشترک و رفتارهایی است که اعضای شبکه های انسانی و اجتماعات را به هم پیوند می دهد و همکاری انها را امکان پذیر می سازد .واین بیکر(1382)سرمایه اجتماعی را منابعی می داند که از طریق شبکه های کسب و کار یا شبکه های فردی ،یا در درون آنها در دسترس قرار می گیرد.این منابع شامل اطلاعات ،اندیشه ها،راهنماییها،فرصت های کسب و کار ،سرمایه های مالی،قدرت و نفوذ،پشتیبانی عاطفی ،خیر خواهی ،اعتماد و همکاری است .بانک جهانی(2003)سرمایه اجتماعی را پدیده‌ای می‌داند که حاصل تأثیر نهادهای اجتماعی، روابط انسانی و هنجارها بر روی کمیت و کیفیت تعاملات اجتماعی است و از طرف دیگر افزایش آن می‌تواند موجب پایین آمدن جدی سطح هزینه‌های اداره جامعه و نیز هزینه‌های عملیاتی سازمانها می‌شود .قول آقای رابینز، ایجاد سینرژی (هم افزایی) منفی می کنند‍. اصطلاح “سرمایه” به ثروت انباشته، به‍ ویژه آنچه برای تولید ثروت بیشتر به کار می رود، اطلاق می شود‍‍‍‍‍‍‍‍‍.کلمه “اجتماعی‍” در سرمایه اجتماعی نشان  می دهد که منابع موجود درون شبکه‍ های کسب و کار یا شبکه های فردی دارایی‍های شخصی محسوب نمی شوند، و هیچ فردی به تنهایی مالک آنها نیست. این منابع درون شبکه های روابط قرار گرفته اند. اگر سرمایه انسانی آن چیزی باشد که انسان می‍داند (مجموع دانش، مهارتها و تجارب)، سرمایه اجتماعی روابطی است که انسان با کسانی که می شناسد برقرار می کند؛ یعنی اندازه، کیفیت و گوناگونی شبکه های کسب و کار و شبکه های ارتباطی شخصی که انسان در آن نقش دارد. اما فراتر از آن، سرمایه اجتماعی به کسانی که انسان نمی‍شناسد نیز بستگی دارد، البته اگر به طور غیر مستقیم و به وسیله شبکه ها با آنها در ارتباط باشد‍. مدیران وکسانی که بتوانند در سازمان، سرمایه‍ اجتماعی ایجاد کنند، راه کامیابی شغلی و سازمانی خود را هموار می سازند. از سوی دیگر، سرمایه اجتماعی به زندگی فرد، معنی و مفهوم می‍بخشد و زندگی را ساده تر و لذت بخش‍تر می سازد.
پورتز(‍1998)، سرمایه اجتماعی را به عنوان توانایی کنش‍گران برای به دست آوردن و حفظ کردن منابع ، بر اثر عضویت در شبکه های اجتماعی تعریف می کند. وی بیشتر بر روابط و شبکه های اجتماعی در تحلیل سرمایه اجتماعی تمرکز دارد.فرانسیس فوکویاما‍‍ سرمایه اجتماعی را به عنوان مجموعه معینی از هنجارها یا ارزشهای غیر رسمی تعریف کرده است که اعضای گروهی که همکاری و تعاون میان‍شان مجاز است، در آن سهیم اند. مشارکت در ارزشها و هنجارها به خودی خود باعث تولید سرمایه اجتماعی نمی شود، زیرا این ارزش‍ها ممکن است ارزشهای منفی باشند. بر عکس، هنجارهایی که تولید سرمایه اجتماعی می‍کنند،‍اساساً باید شامل سجایایی مانند صداقت، ادای تعهدات و ارتباطات دو جانبه باشد. براساس نظر کلمن سرمایه اجتماعی با کارکردش تعریف می‍شود. سرمایه اجتماعی شیء واحدی نیست، بلکه انواع چیزهای گوناگونی است که دو ویژگی مشترک دارند:
2-1  همه آنها جنبه ای از یک ساخت اجتماعی را در بر می گیرند و کنشهای معین افراد درون ساختار را تسهیل می‍ کنند.
2-2  مانند شکل‍های دیگر سرمایه مولد است، و دستیابی به هدفهای معینی را که در نبودن آن دست یافتنی نخواهد بود، امکان پذیر می سازد.
2-5- تعریف سرمایه اجتماعی
تعاریف مختلفی از سرمایه اجتماعی به عمل آمده اما تا حالا یک تعریف منسجم از سرمایه اجتماعی در دست نیست. بنابراین جهت آشنایی با نظریه ها اندیشمندان سرمایه اجتماعی و همچنین نظم و تربیت توالی زمانی نظریه ها، ابتدا به تعاریف بنیان گذاران سرمایه اجتماعی می پردازیم و در ادامه به برخی از تعاریف مهم و قابل تأمل اشاره می کنیم.
تعاریف متعددی از سرمایهاجتماعی صورت گرفته است که با توجه به جدید بودن این مفهوم، عملا تعریف پذیرفته شده و یکسانی برای سرمایه اجتماعی وجود نداشته و در ادبیات علم مدیریت، تعاریف مختلفی برای آن ارائه شده است و محققان از زوایای گوناگون و در سطوح تحلیل متفاوت به این مفهوم نگریستهاند . اهمیت سرمایه اجتماعی امروزه به طور قطعی شناسایی شده است و با توجه به ابعاد چند وجهی آن و نفوذ آن در علوم مختلف از جمله روانشناسی ، علوم رفتاری ، علوم سیاسی ، اقتصاد و مدیریت ، دامنه گسترده ای از پژوهشهای علوم انسانی را به خود اختصاص داده است . به طور کلی در رابطه با تعریف سرمایهاجتماعی دو رویکرد اصلی وجود دارد :
الف: تعریف سرمایهاجتماعی براساس کارکردهای آن .
ب: تعریف سرمایهاجتماعی بر اساس ساختار آن .
از نظر جیمز کلمن «سرمایهاجتماعی» با کارکردش تعریف میشود. از نظر وی سرمایه اجتماعی شیء واحد نیست بلکه انواع چیزهای گوناگونی است که دو ویژگی مشترک دارند: همه آنها شامل جنبهای از یک ساخت اجتماعی هستند و کنشهای معین افرادی را که در درون ساختار هستند تسهیل میکنند و دیگر اینکه مانند شکلهای دیگر سرمایه مولد هستند و دستیابی به هدفهای معینی را که در نبودن آنها دست یافتنی نخواهد بود را امکانپذیر میسازند ( کلمن، 1377). به نظر پوتنام (1993) نیز سرمایه اجتماعی جنبههای گوناگونی از یک سازماناجتماعی نظیر اعتماد، هنجار و شبکههاست که میتوانند از طریق تسهیل اقدامات هماهنگ،کارایی جامعه را بهبود بخشند . در مقابل فوکویاما(1379) به این نوع تعاریف انتقاد دارد و مدعی است که بسیاری از این تعاریف به جای خود سرمایهاجتماعی، اشاره به تجلیات سرمایهاجتماعی(اعتماد، شبکهها،جامعه مدنی و نظیر آن) که با سرمایهاجتماعی مرتبط هستند دارند. فوکویاما خود سرمایهاجتماعی را به عنوان وجود مجموعه معینی از هنجارها یا ارزشهای غیررسمی تعریف میکند که اعضای گروهی که همکاری و تعاون میانشان مجاز است، در آن هم سهیم هستند. هنجارهایی که تولید سرمایهاجتماعی میکنند اساساً باید شامل سجایایی از قبیل صداقت،ادای تعهدات و ارتباطات دو جانبه باشند. تعدادی از تعاریفی که توسط اندیشمندان مدیریت در زمینه سرمایه اجتماعی ارائه شده است در جدول قابل مشاهده است:
سرمایه اجتماعی منبعی اجتماعی – ساختاری است که دارایی و سرمایه افراد محسوب می شود. این دارایی شئ واحدی نیست، بلکه ویژگی هایی است که در ساختار اجتماعی وجود دارد و باعث می شود افراد با سهولت بیشتری وارد کنش اجتماعی شوند. این نوع سرمایه در روابط بین افراد تجسم می یابد که می تواند فعالیت های با بازدهی بالا تسهیل کند
سرمایه اجتماعی وجوه گوناگون ساختارهای اجتماعی نظیر اعتماد، هنجارها و شبکه هایی است که می توانند با ایجاد و تسهیل امکانات هماهنگی و کارایی جامعه را بهتر کنند. سرمایه اجتماعی به ارتباط بین افراد، شبکه های اجتماعی و هنجارهای عمل متقابل و نیز قابلیت اعتماد پذیری که از این ارتباطات ناشی می شود، بر می گردد
فوکویاما نیز سرمایه اجتماعی را این گونه تعریف می کند: سرمایه اجتماعی مجموعه معین یا هنجارها و ارزش های غیر رسمی است که اعضای گروهی که همکاری و تعاون میان آنها مجاز است، در آن سهیم هستند(فوکویاما،1379).
تعاریف دیگری در این ارتباط ارائه شده است که به برخی از آنها اشاره می شود:
سرمایه اجتماعی روابط بین گروه ها را توضیح می دهد.
فلورا وجدان جمعی را به عنوان سرمایه اجتماعی می دانند و اعتماد متقابل را به عنوان نرم وجدان جمعی معرفی می کنند .
سرمایه اجتماعی توانایی و هنر افراد در انجام نقش خود در شبکه های اجتماعی یا ساختارهای اجتماعی است.
سرمایه اجتماعی یک جامعه عبارت است نهادها، روابط، عقاید و ارزش های است که روابط بین مردم را مدیریت می کند و در توسعه اقتصادی و توسعه اجتماعی نقش اساسی دارد.
سرمایه اجتماعی به مفاهیم ارزشمندی از قبیل شبکه های اجتماعی، روابط متقابل، اعتماد عمومی، تعهد، اطلاق می شود. سرمایه اجتماعی موقعی انباشت می شود که مردم ارتباط متقابل در درون خانواده، محل کار، روابط همسایگی و ارتباطات مردمی در انجمن های محلی، و عمومی پیدا می کنند.
کاواچی و همکارانشان عقیده دارند سرمایه اجتماعی میزان همگونی توزیع سلامت در نواحی جغرافیایی یک منطقه است و بحث ویژگی سلامتی سرمایه اجتماعی ریشه های تاریخی نیز دارد. امیل دور کیم در مطالعات خود نشان داده است که هم گرایی جوامع با نرخ خودکشی جوامع رابطه معکوس دارد
وینتر عنوان می کند که یک توافق معقول در تعریف مفهوم سرمایه اجتماعی وجود دارد. او یک تعریف کاربردی از سرمایه اجتماعی ارائه می دهد: سرمایه اجتماعی منافع دو جانبه روابط اجتماعی است که به وسیله هنجارها، اعتماد و تعامل متقابل ایجاد می شود(تاجبخش،1384).
تعاریف بالا تنها بخشی از تعاریف عنوان شده در ادبیات سرمایه اجتماعی است. این مسأله نشان می دهدکه شاخصه غیر قابل مشاهده بودن سرمایه اجتماعی، باعث شده است که هر محققی با برداشت نسبی که از سرمایه اجتماعی دارد؛ اقدام به تعریف این پدیده جدید بنماید. اما این امر به مفهوم این نیست که تعاریف مذکور در مقابل هم هستند و نکات مشترکی بین تعاریف مذکور وجود ندارد. بلکه با کمی توجه می توان فهمید که اتفاقاً همه تعاریف به یک نکته اشاره می کنند و بر اساس همین نکته مشترک، می توان یک تعریف جامع از سرمایه اجتماعی عنوان نمود(سعادت، 1384).
سرمایه اجتماعی، پتانسیل نهفته در روابط بین و میان افراد یک جامعه است که باعث انجام کارای امور آن جامعه می شود.
مطابق تعریف ناهاپیت و گوشال(1998) که مجددا توسط بولینو و ترنلی(2002) بکار گرفته شده است، سرمایه اجتماعی عبارت است از؛ مجموع منابع و ارزشی که در داخل شبکه ای از روابط فردی و سازمانی موجود است و از آن نشات می گیرد. در این خصوص لاکی لی(2005) عنوان می نماید شبکه های ارتباطی به عنوان منبعی ارزش آفرین(سرمایه) برای افراد یا سازمان ها محسوب می شود.
سرمایه اجتماعی به صورت میان فردی یا میان سازمانی است. سرمایه اجتماعی فردی در شبکه های ارتباطی میان افراد ایجاد می شود در حالیکه سرمایه اجتماعی سازمانی، ناشی از شبکه های ارتباطی میان سازمان ها است. استون(2001) سرمایه اجتماعی میان فردی را شامل منابع سازمانی موجود در میان شبکه های انسانی می داند که توسط اعتماد و همکاری میان آنان پشتیبانی می شود(الوانی، ناطق، 1386).
2-6- تفاوت سرمایه اجتماعی با سایر سرمایه ها
سرمایه اجتماعی، هنگامی به وجود می آید که روابط میان افراد به شیوه ای دگرگون می شود که کنش را تسهیل می کند. سرمایه فیزیکی کاملاً ملموس است، و به صورت مادی قابل مشاهده بوده و تجسم یافته است. سرمایه انسانی کمتر ملموس است و در مهارت ها و دانشی که فردی کسب کرده است، تجسم می یابد. سرمایه اجتماعی میزان ملموسیت کمتری برخوردار است، چون در روابط متقابل میان کنش گران متجلی می شود. بدین ترتیب می توان دریافت که سرمایه اجتماعی دارای خصوصیات ویژه ای است که سبب اختلاف مفهومی این سرمایه با سایر سرمایه های شناخته شده می شود.
از تفاوت های عمده سرمایه اجتماعی با سایر سرمایه ها می توان به موارد زیر اشاره کرد:
1- برخلاف سرمایه فیزیکی که استفاده از آن موجب استهلاک و کاهش ارزش آن سرمایه می شود، استفاده از سرمایه اجتماعی(مانند سرمایه انسانی) موجب انباشت روزافزون آن خواهد شد. پاتنام با اشاره به آلبرت هیرشمن، فیلسوف علوم اجتماعی، سرمایه اجتماعی را منبع اخلاقی می داند؛ یعنی برخلاف سرمایه فیزیکی، به تبع استفاده، نه تنها دچار کاستی نمی شود، بلکه افزایش می یابد و برعکس؛ در صورت استفاده نشدن، نابود می شود.
2- برای آنکه سرمایه اجتماعی ایجاد و یا فعال شود باید حداقل دو فرد در جامعه وجود داشته باشند. بنابراین برخلاف سرمایه انسانی، که بر عاملیت فردی تأکید دارد، سرمایه اجتماعی بر شبکه ها و روابط بین آنها متکی است. در حالیکه سایر اشکال سرمایه حتی در یک جامعه؛ تک نفری، اثرات خلاقانه خود را به صورت بالقوه دارا می باشد.
3- سرمایه اجتماعی در جریان تشریک مساعی نیاز به گذشت و سعه صدر دارد . سرمایه اجتماعی خصوصیت کالاهای عمومی را دارا می باشد و مانند سایر کالاهای عمومی افراد بدلیل عدم توانایی در بهره بردای کامل از آثار خارجی مثبت آن، تمایل به تولید آن ندارند. به همین دلیل است که سازمان ها و نهاد هایی که دارای ارتباطات افقی هستند(که مشخصه آن تساوی قدرت میان اعضا است) در تولید سرمایه اجتماعی موفق تر هستند. زیرا افراد در این سازمان ها به دلیل اینکه شانس مساوی برای کسب منافع حاصل از این سرمایه دارند، علی القاعده مشارکت بیشتری در تولید آن می نمایند و امتیاز بیشتری کسب می کنند(برهان یزدان، 1383).
4- الگوی سرمایه انسانی رویکردی مستقیم و خطی دارد که سرمایه گذاری در زمان و یا با پول می شود و سود اقتصادی هم مستقیم به دست می آید. سرمایه اجتماعی خیلی کم به رویکرد خطی و مستقیم توجه دارد، بلکه بیشتر نوعی پراکنده و کمی هم ابهام آمیز به نظر می رسد(رنانی، دلیری، 1388)
تفاوت الگوی سرمایه انسانی و الگوی سرمایه اجتماعی را می توان به تمایز بین آموزش، مثلاً یک مهارت که نتایج و عواید زودرس دارد و تحصیلات که گسترده تر است و نتایج غیر مستقیم ولی گوناگونی می تواند داشته باشد، تشبیه کرد.
مشاهدات نشان می دهد که سرمایه اجتماعی نیز ما نند سایر انواع سرمایه، انباشته و یا مستهلک می شود و یا حتی از بین می رود. انباره سرمایه اجتماعی با تغییر بلند مدت در تعداد تعاملات اجتماعی، افزایش خواهد یافت. به عنوان مثال در یک روستا با کاهش فاصله مکانی خانوارها، تعاملات اجتماعی بین آنها ا فزایش یافته و تشکیل سرمایه اجتماعی تسهیل می شود. اما نکته مبهم در مورد سرمایه اجتماعی تولید شدن آن است. سرمایه فیزیکی از طریق سرمایه گذاری ایجاد و تولید می شود و فرایند تولید آن نیز کاملاً عینی و محسوس است. سرمایه انسانی نیز در یک اقتصاد توسط آموزش های ضمنی و یا حتی صریح تولید می شود. اما به ندرت دیده شده است که سرمایه اجتماعی به صورت برنامه ریزی شده تولید شود، بلکه اغلب آثارخارجی سایر فعالیت هایی که به مقاصد و منظورهای دیگر انجام می گیرند، طبقه بندی می شود(البته در ادامه توضیح داده خواهد شد که در حال حاضر نیز قسمت هایی از سرمایه اجتماعی به صورت برنامه ریزی شده در حال شکل گیری است). تحقیقات انجام شده بر روی سرمایه اجتماعی نشان داده است که اصطلاح سرمایه، در واژه سرمایه اجتماعی، بیانگر یک مفهوم استعاری است و نمی تواند از نظر اقتصادی تمام خصوصیات سرمایه را دارا باشد . به عنوان مثال، سولو به این مطلب خرده می گیرد که تعریف حاضر از سرمایه اجتماعی را نمی توان مانند انواع دیگر سرمایه، در یک نظام حسابداری گنجاند.
در یک نظام اجتماعی، تقابل میان کنش گران، پایه و اساس نظام به شمار می رود. بر مبنای کنش های هدفمند، این تقابل در راستای تأمین اهداف نهایی کنش گران است .تقابل در مبادلات دائمی کالا و خدمات بین افراد و گروه ها در هر تشکل ساده ای از یک جامعه دیده می شود و این، جامعه را از یک طرف در تولید هنجارهای مشترک، هویت مشترک، اعتماد و اطمینان و از طرف دیگر روابط اقتصادی قوی با یکدیگر متحد می سازد.
بدین ترتیب، سرمایه اجتماعی می تواند چهار نوع خدمت ارائه دهد:
1- خدمات اقتصادی: در این حالت می توان گفت فقدان سرمایه اجتماعی در جامعه سبب می شود افراد کنش های خودخو اهانه ای در مصرف داشته باشند ولی با وجود سرمایه اجتماعی، تابع مطلوبیت افراد علاوه بر وجود مصرف خود شخص، حاوی میزان مصرف سایر افرادی که با آنها وابستگی اجتماعی دارند، قرار می گیرد.
2- خدمات اجتماعی: احساس نیاز به انتقال تجربه در انسان ها یک نیاز ضروری است و این حالت تنها زمانی به وجود می آید که بین افراد کنش های مبتنی بر اعتماد متقابل برقرار شود.
3- اعتباریاب: روابطی را که شما به عقاید فرد مقابل احترام بگذارید و در عوض فرد مقابل نیز به عقاید شما احترام بگذارد، سبب ایجاد یک پشتوانه قوی برای خویشتن شناسی و آینده نگری خواهد شد. این عمل می تواند سبب تشکیل سرمایه اجتماعی شده و در آینده فرد از این سرمایه خود، برای رسیدن به مقاصد مختلف، بهره برداری کند.

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید