3-6-1) جامعهآماری72
3-6-2) قلمرومکانیتحقیق73
3-6-3) قلمروزمانیتحقیق73
3-6-4) نمونهآماریوروشمحاسبهحجمنمونه73
3-8) روشتجزیهوتحلیلاطلاعات75
فصل چهارم:
4-1- مقدمه77
4-2- ویژگیهایجمعیتشناختیپاسخدهندگان77
4-3- تحلیلاستنباطیدادهها79
4-3-1-بررسینرمالبودنمتغیرها80
4-3-1-1- بررسینرمالبودنمتغیرهایگرایشکارافرینانه80
4-3-1-2- بررسینرمالبودنمتغیرسرمایهاجتماعی81
4-3-3- بررسیهمبستگیبینمتغیرهایمستقلووابسته81
4-3-3-1- همبستگیبینبعدساختاریوکارآفرینیدرونسازمانی81
4-3-3-2- همبستگیبینبعدشناختیوکارآفرینیدرونسازمانی82
4-3-3-3- همبستگیبینبعدروانیوکارآفرینیدرونسازمانی83
4-3-3-6- همبستگیبینگرایشکارآفرینانهوسرمایهاجتماعی83
فصل پنجم:
5-1- مقدمه86
5-2- مروریمختصربرهدف،مسئلهوچگونگیکار86
5-3- نتایجآزمونها87
5-3-1- تائیدیاعدمتائیدفرضیاتبااستفادهازمدلمعادلاتساختاریافتهخطی87
5-3-1 -1 آزمونفرضیهفرعی1: همبستگیمعنیداریمیانبعدساختاریوکارآفرینیدرونسازمانیوجوددارد..87
5-3-1 -2 آزمونفرضیهفرعی2: همبستگیمعنیداریمیانبعدشناختیوکارآفرینیدرونسازمانیوجوددارد88
5-3-1 -3 آزمونفرضیهفرعی3: همبستگیمعنیداریبینبعدروانیوکارآفرینیدرونسازمانیوجوددارد.88
5-3-2- آزمونفرضیهاصلی: گرایشکارآفرینانهبرسرمایهاجتماعیسازمانیتأثیردارد.89
5-4- نتیجهگیریوپیشنهاداتکاربردی90
منابعوماخذ97
مقدمه
تحولات قرن حاضر با شتاب فراوان تمامی رویکرد های سنتی به مفهوم سازمان به عنوان موضوع علم مدیریت را به کناری نهاده و با به هم ریختن قواعد کلاسیک مدیریت، مفاهیمی نوین را به تاریخ علم مدیریت تزریق می نماید . امروزه، منابع خلق ارزش با چرخشی آشکار ، از سرمایه های برون زا به سرمایه های درونی تغییر جهت داده است. سرمایه اجتماعی همچون ثروتی پنهان ( توسلی و همکاران ، 1382) ، به تولید دانش سازمانی منتهی می شوند و روش های قدیمی ایجاد ارزش همچون سرمایه های مادی و نیروی کار فیزیکی، جایگاه گذشته خود را از دست داده اند. یکیازاندیشمندانمدیریتبهناملینداگراتون(2003)برایترسیماینوضعیتجدیدازاستعارهانقلابدموکراتیکدرمحیطهایکاریاستفادهمیکند .بهعقیدهوی،مفهومدموکراسیسازمانیحولچنداصلاساسیبوجودمیآید :ایجادشرایطیکهدرآنافرادبتوانندتواناییبالقوهوکیفیتهایمتمایزخودرابیانکنند، حمایتازاستفادهاختیاریازقدرت،مداخلهافراددرتعیینشرایطارتباطشانباسازمانونهایتاتوسعهفرصتبرایدسترسیبهمنابعارزشمند.
در این میان ، کارآفرینیی به عنوان مفهومی جدید پا به عرصه مفاهیم علمی نوین می گذارد و با رشد روز افزون کاربرد کارآفرینیی در دنیای واقع ، توجه سیاست گذاران و کلان نگران را به خود جلب می نماید. از دیگر سو برای شناخت و تفسیر نحوه عملکرد ، کارآفرینیی به عنوان یک برنامه تحقیقات علمی جایگاه خود را در تئوری های مدیریت می گشاید و برای توجیه تاثیر آن بر روی توسعه جامع و همه جانبه ، به نظریه پردازی می پردازد .
برای پی بردن به اهمیت پرورش روحیه کارآفرینیی کافی است بدانیم که فقط بین سالهای 1999 تا 2000 در کشور آمریکا قریب به 8/10 میلیون شغل برخاسته از فعالیت های کارآفرینیانه به وجود آمده است که درمقایسه با حذف 3/8 میلیون شغل به واسطه سیاست های کوچک سازی و افزایش بهره وری ، اقدامات کارآفرینیانه به ایجاد 5/2 میلیون فرصت شغلی به طور خالص کمک کرده است و اثرات منفی بیکاری را برطرف ساخته است . (سلیمی فر و مرتضوی ، 1384 )
از دیگر سو همانگونه که مطرح شد، مدتی است که سرمایه سرمایه اجتماعی به عنوان منابع جدید سازمانی مورد توجه قرار گرفته است. بنابر مطالعه اشام و دیگران طی سال های دهه 1990 به این سو ، بیشترین ارجاعات در مجلات معتبر موجود در بانک اطلاعاتی « EonLit » مربوط به کلید واژه سرمایه اجتماعی بوده است . همین طور طبق مطالعات فاین بنا بر نظر سردبیر مجله «Quarterly Journal of Economics» از مجلات معتبر در حوزه اقتصاد رایج و غالب ، یک چهارم ارجاعات مجله در دهه 1990 مربوط به اثر 1993 پوتنام مربوط به تعریف سرمایه اجتماعی بوده است( دینی ترکمانی ، 1385).
بدین مناسبت با توجه به اهمیت موضوع ، لزوم پرداختن به مساله کارآفرینیی و بررسی تمامی جوانب و ابعاد آن در تحقیقات متعددی مدنظر قرار گرفته است . در این راستا پرداختن به سرمایه اجتماعی و نیز در تئوری های کارآفرینیی ، مورد توجه قرار گرفته است و مطالعات گسترده ای از ارتباط بین این متغیرها ، ارائه شده است . مبانی نظری کارآفرینیی در سازمان ، اهمیت سرمایه اجتماعی را در درک این که چگونه سازمان ها شبکه ها را خلق و آنها را مدیریت می کنند ، روشن می سازد . در سطح فردی نیز ، مطالعات صورت گرفته نشان می دهند ، شبکه های شخصی کارآفرینی ، امکان دسترسی به منابعی را که خود فرد به تنهایی قادر به دست یابی به آنها نیست ، فراهم می کند. اگر فردی توانایی و تمایل به خطرپذیری برای اقدام به کاسبی یا کارهای کارآفرینیانه را داشته باشد ، برای راه اندازی کسب و کار و کارهای کارآفرینیانه شانس مضاعف خواهد داشت . اگر چنین افرادی در کسب و کاری وجود داشته باشند ، به احتمال زیاد موفق خواهند بود( الوانی و عبدالله پور ، 1387).
1-2) بیان مساله
این امر مسلمی است که پژوهش های کاربردی، مساله مدار هستند. بدین معنی که تمام فرآیند پژوهش، از اولین گام های مشاهده تا آخرین مراحل استنتاج، می باید حول یک یا چند مساله یا مشکل دور بزند. بنابر این، روشن کردن مشکل یا مساله در یک تحقیق علمی و کاربردی، یکی از ضروری ترین و اولین گام های پژوهش است. اگر مساله خوب روشن یا تبیین نشود، تمام مراحل بعدی فرایند تحقیق از قبیل: جمع آوری اطلاعات و استنتاجات یا نتیجه گیری، دچار مشکلات و نواقصی خواهد شد که ناشی از خود آن مراحل نیست، بلکه ناشی از روشن نبودن و بیان نادرست مساله است. بنابر این شاید اغراق نباشد که بعضی از محققان معتقدند که خوب و درست روشن کردن مساله، معادل نیمی از فعالیت های پژوهشی است.
نگاه به کارآفرینی در چارچوب ساختارهای احاطه شده اجتماعی راه را برای یک چشم انداز وسیعی در مورد کارآفرینی هموار می سازد،‌ به طوری که توجه را به سمت نکات مبهم و کم تر پرداخته شده یعنی جنبه اجتماعی پدیده اقتصادی-اجتماعی همچون کارآفرینی سازمانی جلب می کند. اخیراً سرمایه اجتماعی باعث ایجاد تئوری هایی شده است که پایه ای برای سایر مطالعات مدیریت می باشد. این سرمایه از مفاهیم نوینی است که نقشی بسیار مهمتر از سرمایه فیزیکی و انسانی در سازمان ها و جوامع ایفاء می کند و امروزه در جامعه شناسی و اقتصاد و بتازگی در مدیریت و سازمان به صورت گسترده ای مورد استفاده قرار گرفته که به پیوند ها و ارتباطات میان اعضای یک شبکه به عنوان منابع با ارزش اشاره دارد و با خلق هنجاها و اعتماد متقابل موجب اهداف اعضاء می شود. در غیاب سرمایه اجتماعی سایر سرمایه ها اثربخشی خود را از دست داده و پیمودن راه های توسعه و تکامل فرهنگی و اقتصادی ناهموار و دشوار می گردد (قلی پور و دیگران،‌ 1378).
در حالی که فعالیت های کارآفرینی نتیجه ساز و کارها و تعاملات اجتماعی می باشند در موضوع کارآفرینی بیش تر تحقیقات صرفاً‌ به وی‍‍ژگی های شخصیتی و ساختاری و موقعیت محیط پرداخته و سرمایه اجتماعی به عنوان مهم ترین عامل مورد توجه قرار نگرفته است (الوهی،‌2004).
1-3) ضرورت و اهمیت انجام تحقیق
محیطیکهامروزهکسبوکارهادرآنفعالیتمی کنندمحیط جدیدیاستکهبهوسیلهنوآوریهایمستمر،توسعهفناوریهایارتباطی ودیجیتالی،ارتباطهایشبکهایشکلسازمانها،گسترشعوامل تکنولوژیکورواجعواملنامشهودوسازمانیتوصیفمی شود.سرمایه اجتماعی مجموعه ای از شاخص های اجتماعی برای افراد است که متشکل از شاخصهایی چون اعتماد مشارکت و هنجار است. افرادی که دارای سرمایه اجتماعی بالاتری در جامعه هستند می توانند در تعاملات اجتماعی از انباشت ذخیره سرمایه اجتماعی برای تسهیل در روابط اجتماعی و کاهش در هزینه های مبادله کمک بگیرند. بسیاری از متغیر های شخصیتی مثبت در افراد وجود داشته باشند، ولی آنان زمانی می توانند از این متغیرها به صورت بهینه و با کمترین هزینه فرصت بهره بگیرند که دارای تعاملات اجتماعی بالا همراه با هزینه فرصت پایین باشند و این حالت تنها زمانی رخ می دهد که افراد دارای سرمایه اجتماعی بالایی باشند تا بتوانند از ویژگی های شخصیتی نهفته در خود را بروز داده و باعث ایجاد کنش مثبت در جامعه شوند. کارآفرینی نیز یک شاخصه درونی برای افراد است ولی تمام افرادی که دارای شخصیت کارآفرین هستند نمی توانند در مرحله عملی کارآفرینان موفقی شوند. موفقیت در کارآفرینی برای این افراد تنها زمانی رخ می دهد که دارای سرمایه اجتماعی بالای بوده و بتوانند با استفاده از سرمایه اجتماعی خود در تعاملات و کنش های اجتماعی به موفقیت شایانی در امر کارفرینی نائل شوند.
1-4) اهداف انجام تحقیق
اهداف انجام این تحقیق را می توان به صورت زیرخلاصه کرد:
اهداف علمی
1-شناخت وضعیت فعلی سرمایه اجتماعی و کارآفرینی سازمانی.
2-ارائه پیشنهادهای مناسب به منظور بهبود کارآفرینیی.
1-5) تعریف واژه ها و اصطلاحات تحقیق
سرمایه اجتماعی: مجموعه ای از منابع واقعی و بالقوه است که در شبکه روابطی که زیر نفوذ فرد یا واحد اجتماعی است ریشه دارد،از طریق شبکه قابل دسترسی است و از همین شبکه ناشی شده است.
الف- بعد ساختاری: عنصرساختاریسرمایهاجتماعیاشارهبهالگویکلیتماسهایبینافرادداردیعنی، شمابهچهکسانیوچگونهدسترسیدارید. این بعد شامل: روابطشبکهایبینافراد، پیکربندیشبکهای وسازمانمناسب . به طور کلی این بعد حوزهای را بررسی میکند که در آن افراد در سازمان به هم مرتبط میشوند، الگوهای ارتباطات میان کارکنان توصیف و سودمندی چنین ارتباطاتی مطالعه میشود .
ب-بعد ارتباطی: این بعد ماهیت روابط در یک سازمان را در بر میگیرد. به عبارت دیگر در حالی که بعد ساختاری بر این امر متمرکز است که آیا کارکنان در یک سازمان با هم در ارتباط هستند یا خیر، بعد ارتباطی بر ماهیت و کیفیت این روابط متمرکز میشود. در واقع این بعد به ارتباط موثر بین همکارانی که یکدیگر را دوست دارند، به یکدیگر اعتماد دارند و با هم هویت مییابند توجه دارد. این بعد شامل اعتماد، هنجارها، تعهدات و هویت میباشد .
ج-بعدشناختی: این بعد دربرگیرنده میزان اشتراکات کارکنان درون یک شبکه اجتماعی از راه زبان مشترک و مبادله سرگذشتهای مشترک تحقق مییابد. زبان و سرگذشتهای مشترک موجب افزایش سطح درک میان اعضای سازمان میشود و توانایی کارکنان را برای پیش بینی اقدامات سایر همکاران افزایش میدهد. این بعد مانند بعد ارتباطی به ماهیت ارتباطات میان افراد در یک سازمان میپردازد وشامل موارد زیر زبان و کدهای مشترک و روایتهای مشترک میگردد.
کارافرینی سازمانی: فرایندی است که در آن محصولات یا فرایندهای نوآوری شده از طریق القا و ایجاد فرهنگکارآفرینانه در یک سازمان از قبل تاسیس شده، به ظهور می رسند. کارآفرینی سازمانی در حیطهسازمان عمل می نماید و ساختارها، رویکردها، هنجارها ، تکنولوژ ی ها، خدمات و محصولاتفعلی سازمان را گسترش داده ، یا در مسیرهای جدید قرار م ی دهد.
فصل دوم:
ادبیات و پیشینه تحقیق
2-1- مقدمه
تغییرات سریع محیط، تشدید فضای رقابتی بین شرکتها، رشد سریع کسب و کارهای کوچک، کوتاه شدن چرخه حیات محصولات و افزایش روزافزون انتظارات جامعه نیاز به نوآوری را برای بقای سازمانها اجتناب ناپذیر کرده است. نوآوری فرآیند خلق چیزی جدید است و امری بنیادی در فرآیند کارآفرینی به شمار میآید (جعفری مقدم و همکاران،1388). از این رو در دهههای اخیر فعالیتهای کارآفرینانه به درون سازمانها راه یافت و کارآفرینی به طور فزایندهایی مورد توجه مدیران قرار گرفت تا آنها بتوانند به اختراع و نوآوری و تجاری نمودن محصولات و خدمات خود بپردازند (حسن مرادی،1385).
بسیاریازاندیشمندان،کارآفرینیرانوعیرفتاروشیوهیزندگیمیدانند،گروهیدیگرآنراکارهنریمیانگارندولیپیتردراکر،کارآفرینیرابهمفهومجستجویدائمیبرایتغییر،واکنشیدربرابرآنوبهرهبرداریازآنبهعنوانیکفرصتبیانمیکند. ازطرفدیگرشومپیتر،بهعنوانکسیکهبراینخستینباراینمقولهرادرنظریاتخودبهصورتعلمیبیانکرد،کارآفرینیرافرایندتخریبخلاقمیداند.کارآفرینی،خلاقیتوکسبوکارهایمخاطرهآمیز،سوختموتوراقتصادمدرنرافراهممیکنند . اهمیتاینسهعنصرنمیتوانداغراقآمیزباشد. کارآفرینانکهدررأسکسبوکارهایمخاطرهآمیزند،درجستجویفرصتهاهستند،وخلاقیتهااغلبابزاریبرایموفقیتآنهاتلقیمیشوند. کارآفرینانبهعنصرتغییربهعنوانیکپدیدهیمعمولیمینگرندوهمیشهدرجستجویتغییرمیباشندوبهآنواکنشنشانمیدهندوازآنبهعنوانیکفرصتمناسب،بهرهبرداریمیکنند. همچنینکارآفرینانمنابعرابهحوزههاییکهدارایبهرهوریبالاترهستندتغییرمکانمیدهند. کارآفرینانهمانکسانیهستندکهباویژگیهایدنیایامروزسازگارمیباشند،پسبرایرشدوتوسعهاقتصادی،بقاوتداومفعالیتهابهاینافرادنیازمندیم. ازاینرواطلاقاصطلاحموتورتوسعهبهکارآفرینانچنداناغراقآمیزنیست(مقیمی، 1383).
باظهورفرهنگکسبوکار،بیشازپیشپذیرفتهشدهاستکهکارآفرینیدربارهیایجادسازمانهایجدیدیاایجادارزشهایجدیدبودهودرعینحال،بهمثابهموتوریاستکهاقتصادرابهحرکتدرمیآورد. دراقتصادهایتوسعهیافته،شرکتهایکوچکومستقل،امیداصلیبرایتوسعهاقتصادیبهشمارمیروند.برخلافساختارهایسنتی،درساختارهایاقتصادینوینوپیشرفته،ایجادشغلازوظایفدولتبهشمارنمیرود. نقشدولتتنهاگسترشفرهنگکارآفرینیوتوسعهزیرساختارهایعمومیوقانونیلازمبرایایجادوتوسعهفرصتهایشغلیمناسباست،وظیفهیاصلیکشفوبهرهبردایازاینفرصتهاراکارآفرینانبرعهدهدارند (هزارجریبی، 1384).
سرمایهاجتماعیازمفاهیمنسبتاًجدیدیاستکهتوانستهاستدرمدتزمانکوتاهیجایگاهمناسب درساختتوسعهپیدانمودهوسهمبسزاییدرتبیینمسائلتوسعهکسبنماید.ازمهمترینصاحبنظران سرمایهاجتماعیمیتوانجمیزکلمن،رابرتپاتناموکلاوساوفهاشارهنمودکهدرکتبومقالههامتعدد بهپروراندناینمبحثمبادرتورزیدهودردستگاههایتئوریکخودازآنبهرهجستهاند.دربینشاخص هایسرمایهاجتماعی،اعتماداجتماعیاستکهبهعنوانمهمترینمؤلفهخودرابرایتعاملاجتماعیو پیدایشحوزهوعرصهعمومیدرجامعهخواهدگشودوسببافزایشتعاملاتبینافرادودرنتیجهمشارکت خواهدگردید.دراینفصلابتدادربررسیمبانینظری،تعاریفلغاتکلیدیومفاهیماولیهپژوهش،ابتدابه تعریفسرمایه اجتماعی و کارافرینی وانواعآنمیپردازیم.درادامهبهشرحوتوضیحمفهومسرمایهاجتماعی و کارافرینیپرداختهوسپسدرموردپیشینهپژوهشدردنیاوایرانمواردیآورده خواهدشد.
2-2- سرمایه
ابتدابهماهیتسرمایهازنظرمتغیرهایاقتصادیپرداختهوسپسانواعسرمایهوشباهتهاوتفاوت هایآنهارابایکدیگرموردبررسیقرارمیگیرد.اصولاًمنابعدراقتصادبهسهصورتمورداستفادهقرارمی گیرند:
مصرفمیشوند.
ذخیرهمیشوند.
سرمایهگذاریمیشوند.
سرمایهمنبعیاستکهبرایایجادارزشافزودهسرمایهگذاریمیشود.بهمنابعیکهمصرفمیشوند ویابرایمصارفآیندهذخیرهمیشوند،سرمایهاطلاقمیشوند. مردمدنیابرایانجامامورمتداولزندگی خودشانازانواعسرمایهاستفادهمیکنند. اماآنچیزیکهبینمردمبهعنوانسرمایهتلقیمیکنند. در صورتیکهپولواوراقاعتباریتنهایکنوعازپنجنوعسرمایهاییاستکهدرچرخشاموراتاقتصادیو اجتماعیاستفادهمیشود.دراصطلاحعلمیایننوعسرمایهباعنوانسرمایهمالیشناختهشدهاست.
اقتصاددانان سرمایهرامعمولاًرابهمفهومداراییفیزیکینظیرماشینآلات،تأسیسات،ساختمانها،موجودیکالا وبعضاًارزشفعلیسرمایهگذاریانجامشدهدرنیرویانسانیوفنآوریبکارمیبرند. گروهی دیگرداراییهایمولدثروترا سرمایهمیپندارند.حسابدارانسرمایهرابهمفهوموجوهیکهدرطرفبدهیترازنامهنشاندادهمیشودومتعلقبهصاحبانواحداقتصادیاست،میشناسند.درواقعانباشت منابعمالیدرداراییها،اعمازداراییهایفیزیکییامالیمفهومکلیتریاز سرمایهموردنظراست،منابعمالیبهویژهمنابعمالیبلندمدتیاستکهبرایاجرا،تکمیل،توسعه،بازسازیوراهاندازی واحدهایاقتصادی – صنعتیبهکارگرفتهشدهاست.
2-3- انواع سرمایه
بهطورکلیسرمایهدراقتصادبهسهصورتشناختهشدهاستکهعبارتنداز: سرمایهمالی- سرمایهفیزیکی،سرمایهانسانیوسرمایهاجتماعی.
1-سرمایهفیزیکی– مالی: ایننوعسرمایهکهدرعلماقتصادبسیارمتداولاستشاملداراییهایمالی،زیرساختهاییهمچونپلها،راههاوتجهیزاتساختمانیوفنیمیشوند. درتئوریهایاولیهرشدازسرمایهفیزیکیومالیبهعنوانموتوررشداقتصادییادمیشود. سرمایهدراصطلاحاقتصادیمجموعهایازاجزاءگوناگونشاملانواعماشینآلات،ابزارکارخانهها،ساختمانها،موجودیانباروغیرهاست. تفاوتسرمایهوسرمایهگذارینیزمهماستنمود (سعادت، 1384).
سرمایهیکمتغیر (انباشت) استکهمیزانموجودیسرمایهرادرزمانموردنظرنشانمیدهد. درصورتیکهسرمایهگذارییکمتغیرجریانی (روانه) طولیکدورهاست.
2-سرمایهانسانی: سرمایههایمولدیکهدروجودانسانهاجمعشده،شاملمهارتهاوتوانائیهااندیشهها،سلامتیوغیرهاستکهناشیازسرمایهگذاریدرآموزشوبرنامههایکارآموزیومراقبتهایپزشکیاستوبهعنوانسرمایهتلقیمیشود. دراینتعریفنیزبرخیازسرمایههایانسانیکهبهطورمستقیمبرتولیداثرنخواهدگذاشتتصریحنشدهاست،بنابرایندرسرمایهگذاریهایانسانینبایدصرفاًافزایشتولیدیرامدنظرقراردادکهقادربهمحاسبهواندازهگیریآنهستیم،بلکهجنبههایدیگریرانیزبایددنبالکرد.
تعریفسرمایهگذاریانسانی: ارتقائوبهبودظرفیتمولدافرادکهناشیازبهبودکیفیتنیرویکارمی باشد. ظرفیتافرادعبارتاستاز: استعدادهاوتوانائیهایبالفعلآمادهافرادجامعهمیباشد.
ظرفیتمولدافراد: آنبخشازظرفیتافراداستکهبرافزایشتولیدجامعهاثرمیگذاردکهایناثرگذارییابهصورتمستقیمویاغیرمستقیم (اثراتخارجی) میباشد. بهتعبیردیگر،عاملیاستکهآنبخشازظرفیتافرادراکهدراثرعواملمختلفمستهلکمیشود،جبرانمینماید. ارتقاءظرفیت،ظرفیتبالقوهرابالفعلمینماید.همچنینیادآوریمیشودکهسرمایهانسانیهمانظرفیتافراداستوسرمایهگذاریانسانیبهبودوارتقاءآناست.
همانطورکهذکرشدسرمایهانسانیدارایابعادوسیعیاست،ولیبهجهتمحدودیتهایمحاسباتیو یامفهومی،درتعییناجزایآناختلافنظروجوددارد. دراینارتباطبهیکیازپیشنهادهاییکهتوسطکمسیونآمارسازمانمللمتحددررابطهباتعییناجزایانسانیارائهشدهاشارهمیشود:
اجزایسرمایهانسانیعبارتستازبهداشت،تغذیه،آموزش،اشتغال،شرایطکار،مسکن،امنیتاجتماعی،پوشاک،فراغت،آسایشخیال،آزادیهایفردی ( نیازی، 1379 )
3-سرمایهاجتماعی: سرمایهاجتماعییکواژهبینرشتهبینعلماقتصادوعلوماجتماعیاست. سرمایهاجتماعیازدوواژهسرمایهکهیکمفهوماقتصادیاستوواژهاجتماعییکمفهومجامعهشناسیاستتشکیلشدهوبرشاخصهایاجتماعیاستواراست.
2-4- سرمایهاجتماعی
ازآنجاییکهسرمایهاجتماعینقشموثریدرکاهشهزینههایفعالیتهاوموفقیتافراددردست یابیبهاهدافخوددارد،یکیازموضوعاتپژوهشیمرتبطبانهادهایاجتماعیاست: فرضیهاساسیدرتبیینسرمایهاجتماعیایناستکهافرادخانوادهباگردهمآمدندرقابلیکنهاداجتماعی،سرمایهاجتماعیراشکلمیدهند،پاداشهایآندرشکلحمایتهایمادیومعنویبهآنهادرزندگیاجتماعی بروزمیکند. درمجموعسرمایهاجتماعیبنیانتوسعهپایداروهمهجانبهراتشکیلمیدهد. تلاشبرایتشکیلتوسعهوتداومچنینسرمایهایکهکنارسایرانواعسرمایههاچونسرمایهطبیعی،تولیدیوانسانی ضریبموفیتبرنامههایبلندمدتتوسعهرادوچندانخواهدکرد.اینمفهومبهدلیلماهیتومحتواییکهداردتقریباًباتمامموضوعاتومسائلمطرحدرحوزهانسانیواجتماعیارتباطپیدامیکند. اینارتباطوپیوندهرچندکهدرنوعخودبیانگراهمیتکارکردیسرمایهاجتماعیمیباشد. لیکنموجبپیچیدگی،گستردگیوتنوعموضوعنیزشدهاستکهبرآیندآنرامیتواندرچندوجهیبودن،اختیارنمودنسطوحوواحدهایتحلیلیمتعددوپیچیدگیمفهومیجستجوکرد.
شناختسرمایهاجتماعیدردرجهنخستمستلزمبررسیابعادمفهومیونظریسرمایهاجتماعیبهرغمتنوعقابلملاحظهآناستتاپایهومبناییبرایطرحابعادعلمیاتیفراهمشود.
مفهوم سرمایه اجتماعی در آغاز توسط جامعه شناسان معرفی گردید و در تحقیقات آنها مورد استفاده قرار گرفت . این مفهوم به تدریج توجه اندیشمندان سایر رشته های علوم اجتماعی را به خود جلب کرد و در دهه های اخیر علاوه بر اینکه در جامعه شناسی ، علوم سیاسی و اقتصاد مورد استفاده قرار گرفته است ؛ در رشته های سازمان و مدیریت نیز طرفداران زیادی پیدا کرده است. (درانی و رشیدی، 1387)
در اواخر دهه 1990 نسبت به اعتبار هدف سازمان های یادگیرنده تردیدهای فزاینده ای ایجاد شد. بسیاری از سازمان ها این اصطلاح را از بیانیه های راهبرد و گزارش سالانه رؤسای خود حذف کردند . به دلیل آن که مفهوم روشنی نبود و به نظر می رسید در مواجهه با بی رحمی موقعیت اقتصادی بسیار خام و سست است. با وجودی که استفاده از این فنون و نظریه ها در سازمان کم تر شده است، ولی سازمان ها هنوز می توانند به خود ببالند که افراد بزرگ ترین دارایی آنها هستند. روند جدید که به نظر می رسد برای رهبران کسب و کار جالب باشد ، استفاده از مفهوم سرمایه درباره افراد ، و به ویژه اندیشه سرمایه اجتماعی است که توجه مدیران عالی سازمان ها را به خود جلب کرده است. چنین زمینه مساعدی از وجود مباحث اجتماعی در محدوده سازمان شرایط رویکرد به سرمایه اجتماعی را در سازمان ومدیریت فراهم کرده و بررسی سرمایه اجتماعی و استفاده از آن در مطالعات سازمانی نیز به سرعت افزایش یافته است. اهمیت سرمایه اجتماعی در مطالعات سازمان ها و تبیین موقعیت نسبی نقش آفرینان در بسیاری از حوزه های مورد توجه در تحقیقات سازمان تأیید شده است( فقیهی و فیضی،1385).
سرمایهاجتماعیمفهومنسبتاًجدیدیدرعلوماجتماعیاستوبهطورخلاصهبهمعنایهنجارهاو شبکههاییاستکهامکانمشارکتمردمرادراقداماتجمعیبهمنظورکسبسودمتقابلفراهممیکند اینمفهومباشیوههاییهمچونسنجشسطحاعتماداجتماعیوسطوحعضویتدرانجمنهایمدنی، یامیزانموجودیرسمییاغیررسمیقابلاندازهگیریاست.سرمایهاجتماعیمفهومیترکیبیاستکه اینهنجارهاوشبکههارادریکجامعهودریکمقطعزمانیخاصتشریحمیکند. رابطهمتقابل،رفتارغیر خودخواهانهواعتماد،نمونههاییازاینهنجارهااست.
ازاینمنظورسرمایهاجتماعییکیازعناصرمهمقدرت جامعهمدنییاظرفیتجوامعبرایمدیریت خویشازطریقفعالیتهایگروهیغیررسمی،داوطلبانهیاغیردولتیوغیرانتفاعی است.
اصطلاحسرمایهاجتماعینخستینباردراثرکلاسیکجینجاکوبدرسال 1961 باعنوانمرگو زندگیدرشهرهایبزگآمریکا،بهکاررفتهاست.درآناثر،ایشانتوضیحدادهاندکهشبکههایاجتماعی فشردهدرمحدودههایحومهقدیمیومختلطشهری،صورتیازسرمایهاجتماعیراتشکیلمیدهندودر ارتباطباحفظنظافت،عدموجودجرموجنایتخیابانودیگرتصمیمهادرموردبهبودکیفیتزندگی،در مقایسهباعواملنهادهایرسمیمانندنیرویحفاظتیپلیسونیرویانتظامی،مسئولیتبیشتریازخود نشانمیدهند. گلنلوریاقتصاددانهمچونایوانلایتجامعهشناس،اصطلاحسرمایهاجتماعیرادردهه1970 برایتوصیفاقتصاددرونشهریبهکاربرد.
ازطرفیدیگرواژهیسرمایهدلالتمیکندکهسرمایهاجتماعیهمانندسرمایهانسانییاسرمایه اقتصادیماهیتیزایندهومولددارد،یعنیماراقادرمیسازدارزشایجادکنیم،کارهاراانجامدهیم،به اهدافماندستیابیم،مأموریتهایمانرادرزندگیبهاتمامرسانیموبهسهمخویشبهدنیایییاریرسانیم کهدرآنزندگیمیکنیم.وقتیمیگوییمسرمایههایاجتماعیزایندهومولدهستند،منظورایناستکه هیچکسبدونآنموفقنیستوحتیزندهنمیماند.
در اینکه سرمایهانسانی در موفقیت یک سازمان و یک ملت اهمیت استراتژیک ویژهای دارد‍، تردیدی نیست، ولی این سرمایه زمانی از اولویت بالاتری برخوردار است که منسجم و یکپارچه باشد و این یکپارچگی در سایه همبستگی،همکاری، تعاون و اعتماد متقابل به وجود میآید‍؛ در این‍صورت است که سرمایه به سرمایه اجتماعی مبدل میشود و این سرمایه استکه هم افزایی دارد. در غیر این‍‍‍‍‍‍‍صورت‍، سرمایههایانسانی حتی اگر در سازمان و یا در کشور ماندگار شوند و فرار نکنند، به
نویسندگان تعاریفناهاپیت و گوشال(1998)سرمایه اجتماعی را مجموعه منابع واقعی و بالقوه ای می دانند که در شبکه روابطی که زیر نفوذ فرد یا واحد اجتماعی است ریشه دارد ،از طریق شبکه قابل دسترسی است و از همین شبکه ناشی شده است .فوکویاما(1999)سرمایه اجتماعی، مجموعه هنجارهای موجود در سیستم‌های اجتماعی است که موجب ارتقای سطح همکاری اعضای آن جامعه گردیده و پایین آمدن سطح هزینه‌های تبادلات و ارتباطات می‌شود .
کوهنوپروساک (2001)سرمایه اجتماعی شامل اعتماد،شناخت متقابل،ارزش های مشترک و رفتارهایی است که اعضای شبکه های انسانی و اجتماعات را به هم پیوند می دهد و همکاری انها را امکان پذیر می سازد .واین بیکر(1382)سرمایه اجتماعی را منابعی می داند که از طریق شبکه های کسب و کار یا شبکه های فردی ،یا در درون آنها در دسترس قرار می گیرد.این منابع شامل اطلاعات ،اندیشه ها،راهنماییها،فرصت های کسب و کار ،سرمایه های مالی،قدرت و نفوذ،پشتیبانی عاطفی ،خیر خواهی ،اعتماد و همکاری است .بانکجهانی(2003)سرمایه اجتماعی را پدیده‌ای می‌داند که حاصل تأثیر نهادهای اجتماعی، روابط انسانی و هنجارها بر روی کمیت و کیفیت تعاملات اجتماعی است و از طرف دیگر افزایش آن می‌تواند موجب پایین آمدن جدی سطح هزینه‌های اداره جامعه و نیز هزینه‌های عملیاتی سازمانها می‌شود .قول آقای رابینز، ایجاد سینرژی (هم افزایی) منفی میکنند‍. اصطلاح “سرمایه” به ثروت انباشته، به‍ ویژه آنچه برای تولید ثروت بیشتر بهکار میرود، اطلاق میشود‍‍‍‍‍‍‍‍‍.کلمه “اجتماعی‍” در سرمایه اجتماعی نشان  میدهد که منابع موجود درون شبکه‍های کسب و کار یا شبکه های فردی دارایی‍های شخصی محسوب نمی شوند، و هیچ فردی بهتنهایی مالک آنها نیست.این منابع درون شبکه های روابط قرار گرفتهاند. اگر سرمایهانسانی آن چیزی باشد که انسان می‍داند (مجموع دانش، مهارتها و تجارب)، سرمایه اجتماعی روابطی است که انسان با کسانی که میشناسد برقرار میکند؛ یعنی اندازه، کیفیت و گوناگونی شبکههای کسب و کار و شبکه های ارتباطی شخصی که انسان در آن نقش دارد. اما فراتر از آن، سرمایه اجتماعی به کسانی که انسان نمی‍شناسد نیز بستگی دارد، البته اگر بهطور غیر مستقیم و بهوسیله شبکهها با آنها در ارتباط باشد‍. مدیران وکسانی که بتوانند در سازمان، سرمایه‍اجتماعی ایجاد کنند، راه کامیابی شغلی و سازمانی خود را هموار می سازند. از سوی دیگر، سرمایه اجتماعی به زندگی فرد، معنی و مفهوم می‍بخشد و زندگی را سادهتر و لذت بخش‍تر می سازد.
پورتز(‍1998)،سرمایه اجتماعی را بهعنوان توانایی کنش‍گران برای بهدست آوردن و حفظ کردن منابع ، بر اثر عضویت در شبکه های اجتماعی تعریف می کند.وی بیشتر بر روابط و شبکههای اجتماعی در تحلیل سرمایه اجتماعی تمرکز دارد.فرانسیس فوکویاما‍‍سرمایه اجتماعی را بهعنوان مجموعه معینی از هنجارها یا ارزشهای غیر رسمی تعریف کرده است که اعضای گروهی که همکاری و تعاون میان‍شان مجاز است، در آن سهیماند. مشارکت در ارزشها و هنجارها بهخودی خود باعث تولید سرمایه اجتماعی نمی شود، زیرا این ارزش‍ها ممکن است ارزشهای منفی باشند. برعکس، هنجارهایی که تولید سرمایه اجتماعی می‍کنند،‍اساساً باید شامل سجایایی مانند صداقت، ادای تعهدات و ارتباطات دو جانبه باشد. براساس نظر کلمنسرمایه اجتماعی با کارکردش تعریف می‍شود. سرمایه اجتماعی شیء واحدی نیست، بلکه انواع چیزهای گوناگونی است که دو ویژگی مشترک دارند:
2-1  همه آنها جنبهای از یک ساخت اجتماعی را در بر میگیرند و کنشهای معین افراد درون ساختار را تسهیل می‍کنند.
2-2  مانند شکل‍های دیگر سرمایه مولد است، و دستیابی به هدفهای معینی را که در نبودن آن دست یافتنی نخواهد بود، امکان پذیر میسازد.
2-5- تعریف سرمایه اجتماعی
تعاریفمختلفیازسرمایهاجتماعیبهعملآمدهاماتاحالایکتعریفمنسجماز سرمایهاجتماعیدردستنیست. بنابراینجهتآشناییبانظریههااندیشمندانسرمایهاجتماعیوهمچنین نظموتربیتتوالیزمانینظریهها،ابتدابهتعاریفبنیانگذارانسرمایهاجتماعیمیپردازیمودرادامهبه برخیازتعاریفمهموقابلتأملاشارهمیکنیم.
تعاریفمتعددیازسرمایهاجتماعیصورتگرفتهاست که باتوجهبهجدیدبودناینمفهوم، عملاتعریفپذیرفتهشدهویکسانیبرایسرمایهاجتماعی وجودنداشتهودرادبیات علم مدیریت، تعاریفمختلفیبرایآنارائهشدهاست ومحققاناز زوایایگوناگونودرسطوحتحلیلمتفاوتبهاینمفهومنگریستهاند . اهمیت سرمایه اجتماعی امروزه به طور قطعی شناسایی شده است و با توجه به ابعاد چند وجهی آن و نفوذ آن در علوم مختلف از جمله روانشناسی ، علوم رفتاری ، علوم سیاسی ، اقتصاد و مدیریت ، دامنه گسترده ای از پژوهشهای علوم انسانی را به خود اختصاص داده است . به طور کلی در رابطه با تعریف سرمایهاجتماعی دو رویکرد اصلی وجود دارد :
الف: تعریف سرمایهاجتماعی براساس کارکردهای آن .
ب: تعریف سرمایهاجتماعی بر اساس ساختار آن .
از نظر جیمز کلمن«سرمایهاجتماعی» با کارکردش تعریف میشود. از نظر وی سرمایه اجتماعی شیء واحدنیست بلکه انواع چیزهای گوناگونی است که دو ویژگی مشترک دارند: همه آنها شامل جنبهای از یک ساخت اجتماعی هستند و کنشهای معین افرادی را که در درون ساختار هستندتسهیل میکنند و دیگر اینکه مانند شکلهای دیگر سرمایه مولد هستند و دستیابی به هدفهای معینی را که در نبودن آنها دست یافتنی نخواهد بود را امکانپذیر میسازند ( کلمن، 1377). به نظر پوتنام(1993) نیز سرمایهاجتماعی جنبههای گوناگونی از یکسازماناجتماعی نظیر اعتماد، هنجار و شبکههاست که میتوانند از طریق تسهیل اقداماتهماهنگ،کارایی جامعه را بهبود بخشند . در مقابل فوکویاما(1379) به این نوع تعاریف انتقاد دارد و مدعی است که بسیاری ازاین تعاریف به جای خود سرمایهاجتماعی، اشاره به تجلیات سرمایهاجتماعی(اعتماد،شبکهها،جامعه مدنی و نظیر آن) که با سرمایهاجتماعی مرتبط هستند دارند.فوکویاما خود سرمایهاجتماعی را به عنوانوجود مجموعه معینیاز هنجارها یا ارزشهای غیررسمی تعریف میکند که اعضای گروهی کههمکاری و تعاون میانشان مجاز است، در آن هم سهیم هستند. هنجارهایی که تولیدسرمایهاجتماعی میکنند اساساً باید شامل سجایایی از قبیل صداقت،ادای تعهدات وارتباطات دو جانبه باشند. تعدادی از تعاریفی که توسط اندیشمندان مدیریت در زمینه سرمایه اجتماعی ارائه شده است در جدول قابل مشاهده است:
سرمایهاجتماعیمنبعیاجتماعی – ساختاریاستکهداراییوسرمایهافرادمحسوبمیشود. این داراییشئواحدینیست،بلکهویژگیهاییاستکهدرساختاراجتماعیوجودداردوباعثمیشود افرادباسهولتبیشتریواردکنشاجتماعیشوند. ایننوعسرمایهدرروابطبینافرادتجسممییابدکهمی تواندفعالیتهایبابازدهیبالاتسهیلکند
سرمایهاجتماعیوجوهگوناگونساختارهایاجتماعینظیراعتماد،هنجارهاوشبکههاییاستکه میتوانندباایجادوتسهیلامکاناتهماهنگیوکاراییجامعهرابهترکنند. سرمایهاجتماعیبهارتباطبین افراد،شبکههایاجتماعیوهنجارهایعملمتقابلونیزقابلیتاعتمادپذیریکهازاینارتباطاتناشیمی شود،برمیگردد
فوکویامانیزسرمایهاجتماعیرااینگونهتعریفمیکند: سرمایهاجتماعیمجموعهمعینیاهنجارهاو ارزشهایغیررسمیاستکهاعضایگروهیکههمکاریوتعاونمیانآنهامجازاست،درآنسهیمهستند(فوکویاما،1379).
تعاریفدیگریدراینارتباطارائهشدهاستکهبهبرخیازآنهااشارهمیشود:
سرمایهاجتماعیروابطبینگروههاراتوضیحمیدهد.
فلوراوجدانجمعیرابهعنوانسرمایهاجتماعیمیدانندواعتمادمتقابلرابهعنواننرموجدان جمعیمعرفیمیکنند.
سرمایهاجتماعیتواناییوهنرافراددرانجامنقشخوددرشبکههایاجتماعییاساختارهای اجتماعیاست.
سرمایهاجتماعییکجامعهعبارتاستنهادها،روابط،عقایدوارزشهایاستکهروابطبینمردم رامدیریتمیکندودرتوسعهاقتصادیوتوسعهاجتماعینقشاساسیدارد.
سرمایهاجتماعیبهمفاهیمارزشمندیازقبیلشبکههایاجتماعی،روابطمتقابل،اعتمادعمومی، تعهد،اطلاقمیشود. سرمایهاجتماعیموقعیانباشتمیشودکهمردمارتباطمتقابلدردرونخانواده، محلکار،روابطهمسایگیوارتباطاتمردمیدرانجمنهایمحلی،وعمومیپیدامیکنند.
کاواچیوهمکارانشانعقیدهدارندسرمایهاجتماعیمیزانهمگونیتوزیعسلامتدرنواحی جغرافیایییکمنطقهاستوبحثویژگیسلامتیسرمایهاجتماعیریشههای تاریخینیزدارد. امیلدورکیمدرمطالعاتخودنشاندادهاستکههمگراییجوامعبانرخخودکشیجوامع رابطهمعکوسدارد
وینترعنوانمیکندکهیکتوافقمعقولدرتعریفمفهومسرمایهاجتماعیوجوددارد. اویکتعریف کاربردیازسرمایهاجتماعیارائهمیدهد: سرمایهاجتماعیمنافعدوجانبهروابطاجتماعیاستکهبهوسیله هنجارها،اعتمادوتعاملمتقابلایجادمیشود(تاجبخش،1384).
تعاریفبالاتنهابخشیازتعاریفعنوانشدهدرادبیاتسرمایهاجتماعیاست.اینمسألهنشانمیدهدکهشاخصهغیرقابلمشاهدهبودنسرمایهاجتماعی،باعثشدهاستکههرمحققیبابرداشتنسبیکهاز سرمایهاجتماعیدارد؛اقدامبهتعریفاینپدیدهجدیدبنماید. امااینامربهمفهومایننیستکهتعاریف مذکوردرمقابلهمهستندونکاتمشترکیبینتعاریفمذکوروجودندارد. بلکهباکمیتوجهمیتوان فهمیدکهاتفاقاًهمهتعاریفبهیکنکتهاشارهمیکنندوبراساسهمیننکتهمشترک،میتوانیکتعریف جامعازسرمایهاجتماعیعنواننمود(سعادت، 1384).
سرمایهاجتماعی،پتانسیلنهفتهدرروابطبینومیانافرادیکجامعهاستکهباعثانجامکارایامورآنجامعهمیشود.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

مطابقتعریفناهاپیتوگوشال(1998) کهمجدداتوسطبولینووترنلی(2002) بکارگرفتهشدهاست،سرمایهاجتماعیعبارتاستاز؛مجموعمنابعوارزشیکهدرداخلشبکهایازروابطفردیوسازمانیموجوداستوازآننشاتمیگیرد. دراینخصوصلاکیلی(2005) عنوانمینمایدشبکههایارتباطیبهعنوانمنبعیارزشآفرین(سرمایه) برایافرادیاسازمانهامحسوبمیشود.

سرمایهاجتماعیبهصورتمیانفردییامیانسازمانیاست. سرمایهاجتماعیفردیدرشبکههایارتباطیمیانافرادایجادمیشوددرحالیکهسرمایهاجتماعیسازمانی،ناشیازشبکههایارتباطیمیانسازمانهااست. استون(2001) سرمایهاجتماعیمیانفردیراشاملمنابعسازمانیموجوددرمیانشبکههایانسانیمیداندکهتوسطاعتمادوهمکاریمیانآنانپشتیبانیمیشود(الوانی،ناطق، 1386).
2-6- تفاوتسرمایهاجتماعیباسایرسرمایهها
سرمایهاجتماعی،هنگامیبهوجودمیآیدکهروابطمیانافرادبهشیوهایدگرگونمیشودکهکنشراتسهیلمیکند. سرمایهفیزیکیکاملاًملموساست،وبهصورتمادیقابلمشاهدهبودهوتجسمیافتهاست. سرمایهانسانیکمترملموساستودرمهارتهاودانشیکهفردیکسبکردهاست،تجسممییابد. سرمایهاجتماعیمیزانملموسیتکمتریبرخورداراست،چوندرروابطمتقابلمیانکنشگرانمتجلیمیشود. بدینترتیبمیتواندریافتکهسرمایهاجتماعیدارایخصوصیاتویژهایاستکهسبباختلافمفهومیاینسرمایهباسایرسرمایههایشناختهشدهمیشود.
ازتفاوتهایعمدهسرمایهاجتماعیباسایرسرمایههامیتوانبهمواردزیراشارهکرد:
1- برخلافسرمایهفیزیکیکهاستفادهازآنموجباستهلاکوکاهشارزشآنسرمایهمیشود،استفادهازسرمایهاجتماعی(مانندسرمایهانسانی) موجبانباشتروزافزونآنخواهدشد. پاتنامبااشارهبهآلبرتهیرشمن،فیلسوفعلوماجتماعی،سرمایهاجتماعیرامنبعاخلاقیمیداند؛یعنیبرخلافسرمایهفیزیکی،بهتبعاستفاده،نهتنهادچارکاستینمیشود،بلکهافزایشمییابدوبرعکس؛درصورتاستفادهنشدن،نابودمیشود.
2- برایآنکهسرمایهاجتماعیایجادویافعالشودبایدحداقلدوفرددرجامعهوجودداشتهباشند. بنابراینبرخلافسرمایهانسانی،کهبرعاملیتفردیتأکیددارد،سرمایهاجتماعیبرشبکههاوروابطبینآنهامتکیاست. درحالیکهسایراشکالسرمایهحتیدریکجامعه؛تکنفری،اثراتخلاقانهخودرابهصورتبالقوهدارامیباشد.
3- سرمایهاجتماعیدرجریانتشریکمساعینیازبهگذشتوسعهصدردارد . سرمایهاجتماعیخصوصیتکالاهایعمومیرادارامیباشدومانندسایرکالاهایعمومیافرادبدلیلعدمتواناییدربهرهبردایکاملازآثارخارجیمثبتآن،تمایلبهتولیدآنندارند. بههمیندلیلاستکهسازمانهاونهادهاییکهدارایارتباطاتافقیهستند(کهمشخصهآنتساویقدرتمیاناعضااست) درتولیدسرمایهاجتماعیموفقترهستند. زیراافراددراینسازمانهابهدلیلاینکهشانسمساویبرایکسبمنافعحاصلازاینسرمایهدارند،علیالقاعدهمشارکتبیشتریدرتولیدآنمینمایندوامتیازبیشتریکسبمیکنند(برهانیزدان، 1383).
4- الگویسرمایهانسانیرویکردیمستقیموخطیداردکهسرمایهگذاریدرزمانویاباپولمیشودوسوداقتصادیهممستقیمبهدستمیآید. سرمایهاجتماعیخیلیکمبهرویکردخطیومستقیمتوجهدارد،بلکهبیشترنوعیپراکندهوکمیهمابهامآمیزبهنظرمیرسد(رنانی،دلیری، 1388)
تفاوتالگویسرمایهانسانیوالگویسرمایهاجتماعیرامیتوانبهتمایزبینآموزش،مثلاًیکمهارتکهنتایجوعوایدزودرسداردوتحصیلاتکهگستردهتراستونتایجغیرمستقیمولیگوناگونیمیتواندداشتهباشد،تشبیهکرد.
مشاهداتنشانمیدهدکهسرمایهاجتماعینیزمانندسایرانواعسرمایه،انباشتهویامستهلکمیشودویاحتیازبینمیرود. انبارهسرمایهاجتماعیباتغییربلندمدتدرتعدادتعاملاتاجتماعی،افزایشخواهدیافت. بهعنوانمثالدریکروستاباکاهشفاصلهمکانیخانوارها،تعاملاتاجتماعیبینآنهاافزایشیافتهوتشکیلسرمایهاجتماعیتسهیلمیشود. امانکتهمبهمدرموردسرمایهاجتماعیتولیدشدنآناست. سرمایهفیزیکیازطریقسرمایهگذاریایجادوتولیدمیشودوفرایندتولیدآننیزکاملاًعینیومحسوساست. سرمایهانسانینیزدریکاقتصادتوسطآموزشهایضمنیویاحتیصریحتولیدمیشود. امابهندرتدیدهشدهاستکهسرمایهاجتماعیبهصورتبرنامهریزیشدهتولیدشود،بلکهاغلبآثارخارجیسایرفعالیتهاییکهبهمقاصدومنظورهایدیگرانجاممیگیرند،طبقهبندیمیشود(البتهدرادامهتوضیحدادهخواهدشدکهدرحالحاضرنیزقسمتهاییازسرمایهاجتماعیبهصورتبرنامهریزیشدهدرحالشکلگیریاست). تحقیقاتانجامشدهبررویسرمایهاجتماعینشاندادهاستکهاصطلاحسرمایه،درواژهسرمایهاجتماعی،بیانگریکمفهوماستعاریاستونمیتواندازنظراقتصادیتمامخصوصیاتسرمایهراداراباشد . بهعنوانمثال،سولوبهاینمطلبخردهمیگیردکهتعریفحاضرازسرمایهاجتماعیرانمیتوانمانندانواعدیگرسرمایه،دریکنظامحسابداریگنجاند.
دریکنظاماجتماعی،تقابلمیانکنشگران،پایهواساسنظامبهشمارمیرود. برمبنایکنشهایهدفمند،اینتقابلدرراستایتأمیناهدافنهاییکنشگراناست .تقابلدرمبادلاتدائمیکالاوخدماتبینافرادوگروههادرهرتشکلسادهایازیکجامعهدیدهمیشودواین،جامعهراازیکطرفدرتولیدهنجارهایمشترک،هویتمشترک،اعتمادواطمینانوازطرفدیگرروابطاقتصادیقویبایکدیگرمتحدمیسازد.
بدینترتیب،سرمایهاجتماعیمیتواندچهارنوعخدمتارائهدهد:
1- خدماتاقتصادی: دراینحالتمیتوانگفتفقدانسرمایهاجتماعیدرجامعهسببمیشودافرادکنشهایخودخواهانهایدرمصرفداشتهباشندولیباوجودسرمایهاجتماعی،تابعمطلوبیتافرادعلاوهبروجودمصرفخودشخص،حاویمیزانمصرفسایرافرادیکهباآنهاوابستگیاجتماعیدارند،قرارمیگیرد.
2- خدماتاجتماعی: احساسنیازبهانتقالتجربهدرانسانهایکنیازضروریاستواینحالتتنهازمانیبهوجودمیآیدکهبینافرادکنشهایمبتنیبراعتمادمتقابلبرقرارشود.
3- اعتباریاب: روابطیراکهشمابهعقایدفردمقابلاحترامبگذاریدودرعوضفردمقابلنیزبهعقایدشمااحترامبگذارد،سببایجادیکپشتوانهقویبرایخویشتنشناسیوآیندهنگریخواهدشد. اینعملمیتواندسببتشکیلسرمایهاجتماعیشدهودرآیندهفردازاینسرمایهخود،برایرسیدنبهمقاصدمختلف،بهرهبرداریکند.
4- خدماتاطلاعاتییاانعکاسی: هرشخصینیازداردتاخودراازنگاهدیگرانببیند،دراینحالتفردبهیکدلگرمیبرایانجامکارخواهدرسید. وجودروابطاجتماعیبینافراداینامکانرابهآنانمیدهدکهبتوانندخودراازمنظردیگرانببینند.
2-7- انواعسرمایهاجتماعی
سرمایهاجتماعیرامیتوانبهشرحزیرتقسیمنمود: (مرجایی، 1384)
1- سرمایهاجتماعیگروهی: ایننوعسرمایهاجتماعیاغلبدربیناعضاییکخانوادهویادرمیاناعضاییکگروهمذهبیوجودداردو شبیهیکنوع« چسب » وتعلقاجتماعیاست کهاعضایگروهرابههمپیوندمیدهد.
صلهرحم،دیدوبازدیدهایخانوادگیوهمچنینجلساتمذهبیوبرگزاریاعیادومراسممذهبیازکارکردهایایننوعسرمایهاجتماعیاست.
2- سرمایهاجتماعیبینگروهی: توسطگروههایعرضیولیضعیفترازسرمایهاجتماعیگروهی،مشخصمیشود. مشارکتهایفعالیتی،آشناییبادیگران،دوستیبیناعضایگروههایمختلفدرحقیقتمیتوانایننوعسرمایهاجتماعیرابینگروهی (گروههایقویمثلخانوادهوگروههایمذهبی) قلمدادکرد.
3- سرمایهاجتماعیارتباطی: کهبهتوسطارتباطبینافرادیکهبهطبقاتمختلفقدرتویامنزلتاجتماعیمتفاوتیتعلقدارندمشخصمیشوند. ارتباطبیننخبگانومردمعادیوهمچنینارتباطبینافرادازطبقاتمختلفاجتماعیبایکدیگرازایننوعسرمایهاجتماعیمحسوبمیشود. ایننوعسرمایهاجتماعیابتداتوسطولکاک (2003) پیشنهادشد.
طبقهبندیفوقبراساسقوتوضعفگروههایاجتماعیصورتگرفتهاست. سرمایهاجتماعیملی میتواندازترکیبیازهمهنوعسرمایههایفوقباشدکهدریکمدلتجمیعیباهمترکیبشدهوسرمایهملیراشکلمیدهند. یکجامعهایدهآلجامعهایاستکهسرمایهملیاجتماعیآنجامعهدرتمامیابعادفوقحداکثرباشدیعنیاعتمادوفداکاریوایثاروتعاونوهمکاریدربیناعضایخانوادهویابینگروههاوبیناعضایمختلفازطبقاتقدرتومنزلتاجتماعیدرحداکثرکارکردممکنخودباشد.
2-8- سرمایهاجتماعیبهمثابهیکیازمشخصههایجوامعوملتها
برایبردیو،کلمن (1990) ودیگرجامعهشناسان،پیوندهایاجتماعیبدینجهتمهماستکهمنافعیرابهصورتانتظاراتقابلاعتمادنصیبافرادمیکنند. هنگامیکهمفهومیبهسایررشتههایعلمی میرود،تغییراتنامحسوسوظریفیدرآنصورتمیگیرد. مثلسرمایهاجتماعیکهمشخصهصرفاًاجتماعیپیداکردهاست. دراینکسوتجدید،منافعسرمایهاجتماعیبهمقدارزیادیعایدفردنمیشود،بلکهبیشتربهصورتکاهشنرخجرموجنایت،تنزلرشوهخواریدولتیوبهبودادارهحکومتنصیبجمعمیگردد.اینانعطافپذیریمفهومی،کهتوسطرابرتپوتنامعالمسیاسیمعرفیشد،بحثوگفتگودرمورداثراتساختاریوتبعیگسترشسرمایهاجتماعیراممکنساخت. سرمایهاجتماعیبهعنانحقوقشهروندانیاملتهابهلحاظکیفیازنوعفردیاشمتمایزومتفاوتاست. نکاتمتعددیدربارهایندوحوزه–جمعیوفردیوجودداردکهدرخورتوجهدقیقاست.اولاًگذارمفهومسرمایهاجتماعیازمنافعفردیبهسویمشخصههایجمعییاملی،هیچگاهبهطورواضحتئوریزهنشدهاست. اینمسئلهباعثشدهکهاینکدرموردمعنایاینواژهحالتسردرگمیوپریشانی بهوجودآید.دریکجامعه،سرمایهاجتماعیبهمعنایمنافعخانوادههایدرارتباطباهمآوردهمیشد،درجامعهدیگر،سرمایهاجتماعییکیازمشخصههایشبکهتاجرانوبازرگاناناستودرجامعهبعدیسرمایهاجتماعیتبیینمیکندکهچراهمهشهروندانبایدبهخوبینظارتوکنترلشوندوچراآنهابهلحاظاقتصادیدرحالپیشرفتهستند. هنگامیکهبیمآنمیرودمفاهیمومعانیمختلفسرمایهاجتماعیبا یکدیگروباتمامیمفاهیمیکهدرزندگیاجتماعیمطلوبومفیدهستند،مترادفشود،آنگاهارزشراهبردیآنمفاهیمسرمایهاجتماعیدچارلطمهوزیانمیشوند.
هنگامیکهاینحالتسردرگمیبهترقابلمشاهدهاستکهماباتعاریففردیوجمعیازاینمفهوممراجعهکنیم. هرچندکهاینتعاریفدربرخیازمواردهماهنگوموافقبایکدیگرند،ولیدربقیهمواردباهمبیگانهاند.
برایمثال ،حقخویشاوندیاجازهمیدهدتاافرادخاصیبهقراردادهایکارعمومیومنفعتدستیابندوقوانینیراکناربزنند،قوانینیکهدیگرانبهرعایتآنمجبورند (تاجبخش، 1384)
سرمایهاجتماعیفردیدراینمثالبهطوردقیقمشتملبرتضعیفومترلزلکردنسرمایهاجتماعی تعریفشدهوبرپایهبهکاربستنبی « اخلاقشهروندی » جمعیاست. سرمایهاجتماعیجمعیبهعنوانطرفانهومنصفانهحقوقاستوارمیگردد. بهعنوانمثال،پیوندهایبسیارقویومستحکمیکهدرمیان خانوادههایمافیاریشهدواندهویامنافعوحمایتهاییکهباندتبهکارانمحملههایقدیمیشهرازفرداعضایگروهبهقیمتنظموامنیتعمومیانجاممیدهند.
ثانیا،عللوتبعاتسرمایهاجتماعیبهعنوانیکیازمشخصههایجوامع،چندانروشنوواضحنیست.بلکهاینعللوتبعاتبهاستدلالهایدوریمنجرشدهاند. نظریهپردازیهایپرزحمتودشواریکهتوسطبردیووشاگردانشانجامگرفت،مانعازاینشدهاستکهسرمایهاجتماعیتنهابهعنوانیکخصیصهفردیمطرحشود. بلکهمنشأئسرمایهاجتماعیآشکاراباشبکههاییازافراددرارتباطاست،افرادیکهبهطورواضحودقیقبرایاهدافآنشبکهکنارهمجمعشدهاند.
2-9- منشأهایسرمایهاجتماعی
باتوجهبهآنچهکهتاکنونبیانشدمیتواننتیجهگرفتمعیاراصلیدرشناختسرمایهاجتماعی،روابطاجتماعیافرادونحوههمزیستیآنهادریکجامعهاست. لذااینعاملمرتبطباحوزهجامعهشناسی استوعللوعواملتشکیلآنرابایددرعللوعواملیجستجوکردکهدرساختفرهنگ،آدابوسنن،معیارها،هنجارهاوارزشهاوحتیقوانینرسمییکجامعهاثرگذاربودهوشکلکنونیآنرارقمزدهودرجهایازسرمایهاجتماعیرابهارمغانآوردهاند.
تعریفسرمایهاجتماعیبهعنوانتواناییاکتسابمنافع،بهواسطهعضویتدرشبکههایاجتماعییاساختارهااجتماعیبزرگ،قابلقبولترینامروزیاینواژهاست. البتهاینتعریفهمخالیازاشکالنیست.اولاًجهتگیریمعمولیایبرایبرهمزدنتواناییاکتسابمنابع،ازطریقخودشبکههاوجوددارد. اینمنابع،ازطریقخودشبکههاوجوددارد. اینتعریفبهراحتیمیتواندبهیکگزارههمانگویانهمنجرشود،درحالیکهاینتعریفتبعاتمفیدوسودمندراباوجودسرمایهاجتماعیلزوماًرقممیزند. تبعاتمنفیرابافقدانسرمایهاجتماعیبههمراهدارد (سعادت،1384).
ثانیأ،آثارونوشتههایکهبهاینموضوعمیپردازدبیشتربررویتبعاتمفیدوسودمندپیوندهایاجتماعیتأکیدورزیدهاندوتبعاتنامطلوبشرااستثنامیکنندباانهمهسرمایهاجتماعیمیتواندمثلدیگرمکانیسمهایمشابهبهمجموعهایازتبعاتمنفیبرایجامعهمنجرمیشود. مطالعاتجدیددرموردسرمایهاجتماعی،حداقلچهارپیامدمنفیآنراروشنمیسازند: محرومکردنافرادخارجازگروه،محدودکردنآزادیهایفردیوکاهشهنجارهایفردیوکاهشهنجارهایبرابروهمسطح. برایمثال،روابطداخلییکگروهاعضایگروهراقادرمیسازدتادستیابیبهمنابعیکسان،محرومسازدمعمولأترجیحأاختصاصیکهبهیکحلقهیاگروهدوستیاعطامیشود،بهضررحقوقی عمومیدیگرانپایانمییابد.
ثالثاً،تعریفسرمایهاجتماعیکهدربالابداناشارهشده،انگیزههایکمککنندگانرادراینمبادلاتوهمکاریهانادیدهگرفتهوآنراتئوریزهنکردهاست. ازنگاهکمکشوندگان،منابعیکهبهخاطرپیونددارد. درحالیکهدراینبینموضوعمهمو « پیشکشیوبخشش » اجتماعیبهدستمیآورند،خصلتمسئلهسازترانگیزههایکمککنندگاناست.ازمشاهداتومطالعاتدورکهایم،مارکس،وبروسیملبررویدینامیکگروهها،ماباچهارمنشأسرمایهاجتماعیآشنامیشویم. سرمایهاجتماعیبهخاطروجودوعدمساختارهایگستردهوفراگیریاجتماعیایجادمیشودوآنهاویژگیاینمبادلاتوهمکاریهارامشخصمیکنند. منشأهاینوعدوستانهسرمایهاجتماعیعبارتنداز(سعادت، 1384)
1-بخشیدنامکاناتمالیخارجازوظایفاخلاقیبهدیگران(مثلاًبخشهایوالدینبهفرزندان،دادنخیراتبهفقیران). اینمواردبراثرارزشهاییکهافراددرخلالفرایندهایجامعهپذیریفرامیگیرند،بنیانیافتهاست.
2-بخشیدنامکاناتمالیبهدیگرانخارجازهمبستگیایکهمیاناعضاییکجامعهبهخاطرسرزمین،اخلاقیامذهبیکسانوجوددارد (همبستگیهایقومیوپابرجا). اینمنشأمبتنیبرارزشهایعمومیوهمگانینیست،بلکهبراساسوفاداریهایخصوصیبنایافتهاستکهدرداخلیکگروهشکلمی گیرند. (مثلاًاعطایکمکهزینهتحصیلیبرایجوانانهمنژاد،هدیهکردنزمانبیشتریبرایبازپرداختوامبهاتحادیههمکاران).
منشأابزارانگارانهسرمایهاجتماعینیزبهدوقسمتتقسیممیشود(سعادت، 1384)
1-سرمایهاجتماعیمثلمعاملهایدوجانبهومتقابلکهگروهمنتفع،حداکثرسودوعایدیمناسبراانتظارمیکشد (رابطهمتقابلساده).
2-سرمایهاجتماعیمبادلهمنافعدرساختارعظیماجتماعیاست،ساختاراجتماعیکهبازپرداختطلبهایکمککنندگاهراتضمینمیکند. فرقینمیکندکهکمککنندهازگروهمنتفع،یابهطورکلیازجامعهباشد (اعتمادعملی). برایاینمنشأمثالمیزنیم: پرداختوامهایبدونوثیقهبهاعضاییکجامعه،بااینتوقعکهاهرمهایکنترلیاجتماعیبازپرداختاینوامهاراضمانتخواهندکردوبهعلاوه،اینوامهاموقعیتومنزلتاجتماعیخاصرابرایکمککنندگانبهارمغانخواهدآورد .
2-10- الگوهایاندازهگیریسرمایهاجتماعی
سنجشوتعیینشاخصمربوطهبهسرمایهاجتماعیبهماننددیگرمفاهیممتأثرازتعریفمفهومی اختیارشدهبرایسرمایهاجتماعی،بینشنظریمحقق،سطحتحلیل،واحدمشاهده،دادههایموجودویاقابلجمعآوری،ساختاروشرایطتاریخیوحوزهموردمطالعهمیباشند. یکیازانتقادهایصورتگرفتهبهکسانیکهسعیدرتوسعهمفهومسرمایهاجتماعیدرمباحثاقتصادیدارنداینستکههنوزالگوهایکمیمناسبیبرایاینامرارائهنگردیدهاست. بهطوریکلی میتوانگفتکهپیچیدگیمفهوموتاثیراتاقتصادیآنازجهتکاهشهزینههایتعاملاتاجتماعی واقتصادیبپردازداماالگوهاینیزوجوددارندکهسعیدارندبااستفادهازشیوهخود،تحلیلیکمیازسرمایهاجتماعیارائهکنند . عمومأتحلیلراجعبهسرمایهاجتماعیمیبایستبردوحوزهمتمرکزشود:
اولأ: تحلیلتئوریکرویکرد « توانایی » کهآماریتاسمطرحکرده،تابفهمکهفضایبرنامهریزیافرادچگونهشکلگرفتهاست.
ثانیأ: بایستدرتحلیلبهدروننهادهابنگریم،یعنیبهجایشمارشتعدادنهادها،ویژگیهایآنهاراموردبرسیقرارمیدهم.
سرمایهاجتماعی،بهنوبهخود،هنگامیبهوجودمیآیدکهروابطمیانافرادبهشیوهایدگرگونمیشودکهکنشراتسهیلمیکندسرمایهفیزیکیکاملأملموس. ودرمهارتهاودانشیکهفردکسبکردهاستتجسممییابد،سرمایهفیزیکیوسرمایهانسانیفعالیتتهسیلیراتولیدمیکنند،وسرمایهاجتماعینیزهمانندآنهاعملمیکنندمثلأگروهیکهاعضایشزیادبهیکدیگراعتمادمیکنند،خواهندتوانستکارهایبسیاربیشترازگروه هایکهفاقدآناست،انجامدهد.
اعممحورهایمعیارهایوشاخصهایاندازهگیریسرمایهاجتماعیبهشرحزیرمیباشد (علوی، 1385)
عضویتدرمجامعوباشگاههاوانجمنهاوگروههایاجتماعی
تمایلبهفعالیتدرمتناجتماعوهمکاریهایاجتماعی
دسترسیبهاطلاعاتومیزاناطلاعرسانیومیزاناطلاعرسانیدرسطحجامعه (ماهواره،اینترنت،رسانهها)
تحملپذیرینسبتبهتنوعوتکثر
ارزشمنددانستنزندگی
آگاهیعمومی
پایبندیحکومتبهقانونومقررات
احترامبهیکدیگر
احساسوفاداریبهکشور
تفکرعقلانی
نظمپذیری
کارآمدیحکومت
فساددرسطححاکمیتوجامعه
شرکتدرانتخابات
روزنامهخواندن
اعتمادومیزانآنبینشهروندانوحکومتونهادهایبرآمدهازآن
احساسامنیت
تعاملاتاجتماعی،شامل: روابطهمسایگی،روابطخویشاوند،روابطدوستی،روابطکارینهادهایعمومیومدنی
شبکههایتلویزیونهایخصوصی
الگوهاییکهبرایاندازهگیریسرمایهاجتماعیارائهشدهاندوابستهبهرویکردیهستندکهمحققانمربوطهدربررسیاینپدیدهداشتهاند. برخیصرفاًآنراازمنظراجتماعی،فرهنگیوسیاسیموردتوجهقراردادهوبرخیدیگرآنرابراساسمحوراقتصادیموردبحثقراردادهاند(علوی، 1385).
2-11- عواملتعیینکنندهپیدایشسرمایهاجتماعیدراینحیطه(سازمان)
استفادهنادرستازحسابداریخلاقکهدرتحریفاطلاعاتمالیمشهوداست،و تجاربناموفقبازیگرانمتعدددربازارهایجهانی،وعواملینظیراین،زمانحالوچشم اندازهایتوسعهاقتصادیکنونیرامبهمنمودهاست.
ضمناَشرایطدیگرینیزنقشسرمایهاجتماعیراافزونکردهاستکهمیتوانبهصورت زیرعنواننمود:
افزایشمستمرتفاوتبینارزشاسمیشرکت،باارزشبازاریآن،کهبیشتربهوسیله ارتقایارزشدارائیهاینامشهودتوصیفمیشود؛
فقدانتوافقتئوریکیدرمجامعحرفهایوآکادمیک،دربارهاصولاندازهگیریو مدیریتدارائیهاینامشهود.
کساداقتصادیناشیازبحرانهایمشهوداقتصادنوین.
ارتباطهاتنهابهصورتقراردادهایرسمینیستکهبروشنیبرمدلهایمالیایمبتنی باشدکههدفآنهاحداکثرنمونسودسهامداراندرکوتاهمدتباشد؛بلکهبهصورتغیررسمی(مبتنیبراطمینان،وفاداریواخلاقیات) میباشد.
2-12- رویکردهایمفهومیاصلیبهسرمایهاجتماعی
سرمایهاجتماعیماهیتیچندبعدیدارد.اینسرمایه،دارایکاربرد وسیعبودهومیتوانآنرادرزمینههایمختلفمورداستفادهقراردارد. برخینویسندگان،آنرا مفهومیمیدانندکهبرایبیشترافرادمعنادارمیباشد.باوجوداینکه بهنظرمیرسدسرمایهاجتماعیبهطورکلیموردقبولواقعشدهاست،سردرگمیهایفراوانی دربارهمعناوسنجشوتاثیراتآنوجوددارد . طبقنظرلوینوهیریچ؛سرمایهاجتماعیدراولینگامچرخهزندگیاشقراردارد؛لذارویکردهایمختلفیظهورمیکنند،کهدرزیربهرویکردهای تئوریکیاصلیدرموردسرمایهاجتماعیاشارهشدهاست:
۱. رویکردیکهبرگرفتهازتئوریتوسعهاقتصادیاست؛
۲. رویکردمسؤولیتاجتماعیواصولاخلاقی؛
؛۳. ضوابطمدیریتشرکتی
۴. رویکردسرمایهفکری.
2-13- سنجشسرمایهاجتماعی
امروزهیکیازپرمناقشهترینموضوعاتدربیناندیشمنداناجتماعیایناستسرمایهاجتماعیراچگونهتعریفواندازهگیریکنند . اینمسألهبحثوانتقاداتزیادیرادرمحافلدانشگاهیبههمراهداشتهاست . برایاینکهدراندازهگیریسرمایهاجتماعیدقتزیادمفهومسرمایهاجتماعیکهمبناییبرایچارچوبتجربیتئوریکیحاصلنماییم،درکصحیحاست،ضروریبهنظرمیرسد. بیشترتحقیقاتجهتسنجشسرمایهاجتماعی،بهاندازهگیرینتایجسرمایهاجتماعیمتکیبودهتاشاخصهایخودسرمایهاجتماعی . سنجشهنجاراعتمادبانتایجرفتاریآنهنجارمتفاوتمی باشد.عملیاتیکردن،بادرکسرمایهاجتماعیبهعنوانشبکههاییازهنجارهایاعتمادوروابطمتقابل،وتعیینساختارروابطاجتماعیعاملینشروعمیشود. شبکههاممکناستبهعنوانعناصرساختاریسرمایهاجتماعیتلقیشوند. « محتوای» اینشبکههادراصطلاحسرمایهاجتماعیبههنجارهایاعتمادوروابطمتقابلمربوطاستکهدرداخلاینساختارهاعملمینمایند. ازآنجاکهدرعملیاتیکردنسرمایهاجتماعی،بایدتعاریفوابعاداینسرمایهرابدقتموردبررسیقراردادهودرکنماییم،بهبررسیومداقهابعادسرمایهاجتماعیازدیدگاههایمختلفخواهیمپرداخت:
یکی از بررسیهای مفید برای شناخت سرمایهاجتماعی در حوزه کسب و کار، پژوهش ناهاپیت و گوشال(1998) با عنوان «سرمایه اجتماعی،سرمایه فکری1 و مزیت سازمانی است» . این نویسندگان برای سرمایهاجتماعی سه بعد ساختاری،رابطه ای و شناختی در نظر گرفته اند:
بعدساختاریسرمایهاجتماعی،
بعدارتباطیسرمایهاجتماعی،
بعدشناختیسرمایهاجتماعی
که در ادامه توضیح مختصری داده می شود.
الف- بعد ساختاری: عنصرساختاریسرمایهاجتماعیاشارهبهالگویکلیتماسهایبینافرادداردیعنی، شمابهچهکسانیوچگونهدسترسیدارید. این بعد شامل: روابطشبکهایبینافراد، پیکربندیشبکهای وسازمانمناسب . به طور کلی این بعد حوزهای را بررسی میکند که در آن افراد در سازمان به هم مرتبط میشوند، الگوهای ارتباطات میان کارکنان توصیف و سودمندی چنین ارتباطاتی مطالعه میشود .
ب-بعد ارتباطی: این بعد ماهیت روابط در یک سازمان را در بر میگیرد. به عبارت دیگر در حالی که بعد ساختاری بر این امر متمرکز است که آیا کارکنان در یک سازمان با هم در ارتباط هستند یا خیر، بعد ارتباطی بر ماهیت و کیفیت این روابط متمرکز میشود. در واقع این بعد به ارتباط موثر بین همکارانی که یکدیگر را دوست دارند، به یکدیگر اعتماد دارند و با هم هویت مییابند توجه دارد. این بعد شامل اعتماد، هنجارها، تعهدات و هویت میباشد .
ج-بعدشناختی: این بعد دربرگیرنده میزان اشتراکات کارکنان درون یک شبکه اجتماعی از راه زبان مشترک و مبادله سرگذشتهای مشترک تحقق مییابد. زبان و سرگذشتهای مشترک موجب افزایش سطح درک میان اعضای سازمان میشود و توانایی کارکنان را برای پیش بینی اقدامات سایر همکاران افزایش میدهد. این بعد مانند بعد ارتباطی به ماهیت ارتباطات میان افراد در یک سازمان میپردازد وشامل موارد زیر زبان و کدهای مشترک و روایتهای مشترک میگردد.
2. ابعادسرمایهاجتماعیسازمانیازدیدگاهلیناووانبورن
وابستگی
اعتماد
3.ابعادسرمایهاجتماعیازدیدگاهبوردیوبهصورتزیرمیباشد:
اندازهگروهیاشبکه،
حجمسرمایهایکههرکدامازاعضایشبکهدارایآنهستند.
۴. کلمن،سهبعدزیررابرایسرمایهاجتماعیدرنظرمیگیرد:
تعهدات،انتظاراتواعتمادمتقابل،
کانالهایارتباطی،
هنجارهاوضمانتهایاجراییمؤثر
5. ابعادسرمایهاجتماعیازدیدگاهگروه کندیدردانشگاههاروارد:
اینگروه،هشتبعدزیررامطرحکردند:
1) اعتماد، 2)مشارکتسیاسی، 3) مشارکتورهبریمدنی، 4) پیوندهایاجتماعیغیررسمی، 5) بخششوروحیهداوطلبی، 6) مشارکتمذهبی، 7) عدالتدرمشارکتمدنی، 8)تنوعمعاشرتهاودوستیها (الوانیوسیدنقوی، 1380)
6. ابعادسرمایهاجتماعیازنظرموسسهمطالعاتاسترالیا
همانطورکهاشارهشد،عملیاتیکردن،بادرکسرمایهاجتماعی،بهعنوانشبکههاییازهنجارهایاعتمادوروابطمتقابل،وتعیینساختارروابطاجتماعیعاملینشروعمیشود . دراینتحقیقباتوجهبهمدلهایوابعاداشارهشدهبرایسرمایهاجتماعی،وبهمنظورسنجشسرمایهاجتماعیازابعادمختلفواجتنابازسنجشتکبعدیآن،ازابعاداشارهشدهلاکلی( 2005 )واستون ( 2001) کهعبارتندازبعدشناختی (کیفیت) وبعدساختاری،استفادهشدهاست.
2-14- کارآفرینی
بسیاری از مطالعات بر اهمیت کارآفرینی به عنوان یک مزیت بنیادین رقابتی برای خلق ارزش تاکید کرده اند . هیت و آیرلند(2002) از کارآفرینی سازمانی به عنوان مزیتی رقابتی برای خلق ارزش درون سازمانی نام می برند و باومل (2002) کارآفرینی را به عنوان مزیت جدید رقابتی معرفی می نماید. رشد و توسعه اقتصادی مستلزم شناسایی و خلق فرصتهای کارآفرینی میباشد. به عبارت دیگر، کارآفرینی به عنوان یک پدیده نوین در اقتصاد نقش موثری را در توسعه و پیشرفت اقتصادی کشورها دارد.کارآفرینی در اقتصاد رقابتی و مبتنی بر بازار امروزه دارای نقش کلیدی است. در یک اقتصاد پویا، ایده ها، محصولات و خدمات همواره در حال تغییر میباشند و در این میان کارآفرین است که الگویی برای مقابله و سازگاری با شرایط جدید را به ارمغان میآورد.از این رو در یک گستره وسیع تمام عناصر فعال در صحنه اقتصاد (مصرف کنندگان، تولید کنندگان، سرمایه گذاران) باید به کارآفرینی بپردازند و به سهم خود کارآفرین باشند. به دلیل نقش و جایگاه ویژه کارآفرینان در روند توسعه و رشد اقتصادی، بسیاری از دولتها در کشورهای توسعه یافته و درحال توسعه تلاش میکنندباحداکثر امکانات و بهرهبرداری از دستاوردهای تحقیقاتی،شمار هر چه بیشتری از جامعه را که دارای ویژگیهایکارآفرینی هستندبهآموزش درجهت کارآفرینی و فعالیتهای کارآفرینانه تشویق و هدایت کنند.کارآفرینان با مهارتی که در تشخیص فرصتها و موقعیتها و ایجاد حرکت درجهت توسعه این موقعیتها دارند،پیشگامان حقیقی تغییر در اقتصاد و تحولات اجتماعی محسوب میشوند.آنها تصدیق میکنند که موفقیت و بقا در چشم اندازهای برخواسته از فردا، نیازمند چالاکی، قوه ابتکار و خلاقیت است.علاوه بر اینکارآفرینی به ریسک پذیری،نوآوری و کنش کارآفرینانه هم نیاز دارد.
لیائو و ولش (2005) مطالعات انجام شده روی سازمانها را به سه دسته طبقه بندی می کنند : شاخه اول مطالعات بر « فرد » و« تمایل » و « توانایی » کارآفرین برای کارهای مخاطره آمیز تاکید می کند. مطالعات بسیاری در مورد تمایل به کارآفرینی و توان کارآفرینان توسط دانشمندان انجام گرفته اند. مطالعات صورت گرفته درمورد تمایل به راه اندازی کسب و کار جدید که خود نوعی مخاطره محسوب می شود و نیز تمایل به انجام کارهای کارآفرینانه و پر مخاطره بر ویژگی های رفتاری و روان شناختی کارآفرین تمرکز می کنند. معروف ترین این مطالعات عبارتند از: « نیاز به موفقیت » ، « قابلیت نوآوری » ، « اعتقاد به اعمال نفوذ و دخالت در سرنوشت خود و محیط اطراف » و« ریسک پذیری »( الوانی و عبدالله پور ، 1387 ).
2-15- تاریخچهکارآفرینی
کارآفرینیابتدا،درحوزهیموزیکمطرحبودهاستوکارآفریندرفرهنگلغت”آکسفورد” رئیسومدیرمؤسسهملیموزیکتعریفشدهاست،یعنیکسیکهسرگرمیهایموزیکالراتدارکمیبیند(صمدآقایی،1378).
درواژهنامهیدانشگاهیوبسترکارآفرینکسیاستکهمتعهدمیشودخطرهاییکفعالیتاقتصادیراسازماندهی،ادارهوتقبلکند.کارآفرینیمفهومجدیدینیست.ریشهآنبهقرنهیجدهمبازمیگردد،یعنیزمانیکهریچاردکانتیلونعواملاقتصادیرابهسهدستهتقسیمکرد: -1مالکانزمین-2عواملاقتصادیدستمزدبگیرو – 3آندستهازعواملاقتصادیکهباقبولخطردربازاربورسفعالیتمیکنند.
ژانباتیستسیحدودسال 1800 میلادی کارآفرینیرامختصفردیمیدانست،کهمنابعاقتصادیراازیکحوزهبابهرهوریوسودپایین،بهحوزههاییبابهرهوریوسودبالامنتقلکند(مقیمی، 1384).ورینصاحبنظرفرانسوی،درکتابخود،کهراجعبهکارآفرینیدرسال 1982 میلادیبهرشتهتحریردرآوردهاست بیانمیکندکهواژهیکارآفرینیبرگرفتهازکارواژهیفرانسوی آنترپرونخرمیباشدکهبهمعنی انجامکاریرابرعهدهگرفتناست. جنینگزنیزدرسال 1994 میلادیدرکتابخودتحتعنواندیدگاههایچندگانهازکارآفرینیاینموضوعراموردتأییدقرارمیدهد
پژوهشدرحوزهیکارآفرینی،دردهههای 1950 و 1960 میلادیرایجگردید،امادردهههای 1970 و1980 میلادیباسکونمواجهشدوازاواخردهه 1980 میلادیمجدداًتوجهاترابهسویخودمعطوفنمود.ازاوایلدههی 1990 میلادیشاهدتحولاتیدربخشدولتیکشورهابودهایم،بهگونهایکهساختارسلسلهمراتبیوبورکراتیکادارهاموردولتیکهدراکثرسالهایقرنبیستمحالتمسلطراداشتدرحالتبدیلبهنوعیمدیریتدولتیقابلانعطافوکارآمداست. اینتغییروتبدیلیکتجدیدنظرسادهویکتغییرجزییدرمدیریتنیست،بلکهتغییریهمهجانبهاستکهپارادیمجدیدیتحتعنوان«مدیریتکارآفرینانه » آنراحمایتمیکند (مقیمی، 1384).
دردهه 1990 میلادیشاهداحیایتحقیقاتوعملیاتکارآفرینیبودهایمکهآنرا انقلابکارآفرینانهنامگذارینمودهاندواینانقلابهنوزهماستمراردارد. بهغیرازرشدخیلیسریعادبیاتعلمیوحرفهایکارآفرینیوسرمایهگذاریهایکارآفرینانهدرپهنهجهانی،شایدواضحترینمدرکدراینخصوصتوجهمجددبهکارآفرینی،ظهوررشتههایدانشگاهیدرزمینهکارآفرینیبودهاست . درسال 1993 میلادیبیشاز 400 دانشگاهودانشکدهازایالاتمتحدهآمریکادارایرشتههایتحصیلیکارآفرینیبودهاند(مقیمی، 1384). اینواژهدرادبیاتفارسیابتدابهمعنایکارفرماوسپسکارآفرینترجمهشدهاست . البتهاینترجمهجامع،مفیدوبهمعنایدقیقواژهنیست. درواقعاگراینواژه ارزشآفرینترجمهمیشدبهنظررساتربود (احمدپورداریانی، 1383).
درایرانکارآفرینیومطالعاتمربوطبهآنسابقهطولانیندارد،مؤسسهکاروتأمیناجتماعی،سازمانآموزشوپژوهشوابستهبهوزارتکارواموراجتماعی،باترجمهمقالاتدربارهیاشتغالآزادوخوداشتغالی،باهمکاریدفتربینالمللیکارنخستینبارطرح آموزشکارآفرینیدرفروردینماه 1367 رامطرحکرد. دراینرابطهشورایعالیآموزشوپرورشبرایاجرایطرحهایخوداشتغالیدرسال 1368 دروسکارآفرینیرادربرخیازرشتههاپیشنهادنمود.ازسال 1379 برنامههاییبرایآموزشکارآفریناندردانشگاههاتدوینشد. دراینسالمبحثکارآفرینیدربرنامهیتوسعهباعنوانطرحکاراد (طرحتوسعهیکارآفرینیدردانشگاههایکشور ) گنجاندهشد . مسئولیتپیگیری،اجراءوامورستادیآنازطرفوزارتعلومتحقیقاتوفناوری،بهسازمانسنجشمحولگردید.هماکنوناینطرحدر 12 دانشگاهدرحالاجرامیباشد.
باتوجهبهاینکهدربرنامهتوسعهسومبهاهمیتکارآفرینیدرسطحجامعهتوجهگردیدهاست،وهماکنون12 دانشگاهکشوردورههاییبرایتوسعهکارآفرینیایجادنمودهاند،بااینحالنظامآموزشعالینتوانستهاستکهرسالتخودرادرجهتتحققاهدافکارآفرینیاجراءنماید (حقیقی، 1385)
کارآفرینیموضوعجدیدیدرعلوماجتماعینیست. مفهومکارآفرینیدرعرصهیوسیعیازچشماندازهایعلمیدررشتههایمختلفیازروانشناسیگرفتهتااقتصاد،بهطورعمیقموردمطالعهقرارگرفتهاست. درعلوممدیریتعلمی،کارآفرینیراتمرکزبر 4 عاملتصمیمگیری،استراتژیوعملکرد،طراحیسازمانوخطرپذیریمیدانند.فعالیتکارآفرینیشاملتغییرشکلوتحولکالایازقبلتولیدشده،بهوسیلهنوآوریازمحصولویانوآوریدرروشتولیدمحصولات،بافنآوریقدیمیاستکههمانمحصولبافنآوریجدیدتربهبازارعرضهشود. دراینحالتدسترسیبهمنابعجدیدمواداولیهامکانپذیراستوباایجادنمایندگیهایفروشجدیدبرایمحصولات،میتوانپایهریزییکصنعتجدیدراانتظارداشت (شومیتر،بهنقلازاحمدپورداریانی، 1379).
2-16- تعاریفکارآفرینی
با توجه به تعاریفی مختلفی که ازطرف دانشمندان علوم اجتماعی‍، روانشناسی، اقتصاد و مدیریت از کارآفرینی شده می‍توان گفت که کارآفرینان محور توسعه اقتصادی در هر کشور هستند و با تخریب روش‍های قدیمی و ناکارآمد قبل و جایگزینی آنها بهوسیله شیوه های جدید و نوین و خلاقانه به سیستم اقتصادی پویایی و حیات میدهند.در میان تمام تعاریفی که از کارآفرینی شده است‍،، تعریف رابرت هیسریچ از جامعیت بیشتری برخوردار است:”کارآفرینی فرایند خلق چیزی جدید و با ارزش است از طریق راه ندازی یک کسب و کار و با اختصاص زمان و تلاش مورد نیاز، با در نظر گرفتن ریسک های مالی فروانی و اجتماعی، به منظور رسیدن به رضایت شخصی، پاداش مالی و ارضای نیاز استقلال طلبی. بنابر تعریف واژهنامه وبستر کارآفرین کسی است که متعهــــــد میشود مخاطره یک فعالیت اقتصادی را سازماندهی اداره و تقبل نماید»‍. رابرت هیسریچ کارآفرینی فردی را فرایند خلق چیزی نو می‍داند که توام با صرف وقت و تلاش بسیار و پذیرش مخاطرات مالی، روحی، اجتماعی برای بهدست آوردن منابع مالی، رضایت شخصی و استقلال است، که نتیجه این فرآیند از فعالیت های منظمی حاصل میشود که خلاقیت و نوآوری را به نیازمندی‍ها و فرصت های بازار پیوند میدهد. صمدآقایی میگوید:‍آنچه یک سازمان را کارآفرین می‍سازد، تعهد قوی نسبت به نوآوری محصول، نوآوری تکنولوژیکی، ریسکپذیری و پیشتاز بودن است.
تامپسون (2000 میلادی) کارآفرینیرافرایندیمی‌داندکهدرآنبتوانبااستفادهازخلاقیت،عضوجدیدراهمراهباارزشجدیدبااستفادهاززمان،منابع،ریسکوبه‌کارگیریدیگرعواملبهوجودآورد. دیده‌بانجهانیکارآفرینی GEM،کارآفرینیرابهعنوانهرتلاشیتعریفمیکندکهبهوسیلهافرادبرایراه‌اندازیبککسبوکار (دارایکمتراز 100 نفرکارمند) وخوداشتغالیصورتمیگیرد(گزارشبرنامهسال 2008 GEM ایران، 1387)
درنتیجهکارآفرینیرابصورتعاممیتواناینگونهتعریفنمودکه؛کارآفرینیعبارتاستازایجادکسبوکارجدیدکهباخطرپذیریوعدمقطعیتهمراهاست.
باورایننکتهکهکارآفرینییکحوزهتفکربینارشتهایاستونظریههاوتئوریهایآنشکلیافتهتابهنسلجدیدانسانهادرهزارهسوم،نگاهمتفاوت،تفکرمتفاوتوبهعبارتدیگرزیستنمتفاوتیرانشاننماید،یکانگارهوتفکرتازهاستچراکهدرعصرحاضرادامهحیاتوتداومزندگیدرمیدانرقابتامکانپذیرمیگرددوکسیکهدراینمیدانپیروزباشدمیتواندادامهحیاتدهد. فزونیجمعیت،ورشکستگیکسبوکارهایکوچکومتوسط،بحرانهایشدیداقتصادی،ارتقاءسطحانتظاراتمشتریانو … همگیمواردیهستندکهادامهحیاتوموفقیتدرتمامعرصههایزندگیرادردنیایامروزینبارقابتهایمستمرمواجههنمودهاستوکارآفرینیمیتواندراهیبرایبرونرفتازاینمعضلبزرگباشد.
دربارهتعریفکارآفرینیوشخصکارآفرین،تعاریفگوناگونیازسویصاحب‌نظرانارائهشدهبودکهباتوجهبهوسعتسیطرهکارآفرینیدررشته‌هاوعلوممختلف،تنوعتعاریفنیزامریغیرقابلکنترلوناگزیراست،کهدراینجابااقتباسازگفتههارولدکونتزازواژهجنگلتعاریفاستفادهمی‌کنیم. درنتیجهارائهتعریفکاملوجامعیکهبتوانباارائهآن،اجماعدیدگاه‌هایصاحب‌نظرانراجلبکرد،سختوگاهغیرممکنمی‌نماید. درایننوشتارسعیشدهاستبیشترازتعاریفیاستفادهشودکهازدیدنگارنده،مفهومینووچالشیدارند؛البتهاینبدانمعنانیستکهاینتعاریفبرتریبهسایرتعاریفداشتهیادارد.
درجهتارائهتعاریفکارآفرینیمیتواناینتعاریفرابهدوبخشتقسیمنمودوسپسدرخصوصهربخشبهصورتمجزابهبررسیوارائهاینتعاریفخواهیمپرداخت. دربخشنخستتعاریفعامکارآفرینیوسپسدردیگربخشتعاریفخاصکارآفرینیارائهشدهاست.
واژه کارآفرینی از کلمه فرانسویEntrepreneurبه معنای «متعهد شدن» نشات گرفته است (حسن مرادی،1385). ریشه کارآفرین (Entrepreneurship) به مفهوم امروزی به قرن ۱۸ باز میگردد، یعنی زمانی که ریچارد کانتیلون عوامل اقتصادی را به سهدسته تقسیم کرد: مالکان زمین، عوامل اقتصادی مزد بگیر و آن دسته از عوامل اقتصادی که با قبول خطر در بازار بورس فعالیت میکنند. مفهوم سنتی کارآفرینی بر تلاشهایی تأکید دارد که طی آن یک فرد بینشی را به کسب و کاری موفق تبدیل مینماید. اما اخیراً کارآفرینی به عنوان فرایندی که توانسته است در سازمان های گوناگون بدون در نظر گرفتن نوع و اندازه رخ دهد، تعریف شده است (مقیمی، 1384). مفهوم سنتی کارآفرینی، عمل یکباره برای خلق کالا یا خدمات جدید و یا ایجاد یک کسب و کار جدید بود که این کار به کنار گذاشتن محصولات یا خدمات موجود و روابط بازار منجر میگردید. اما امروزه کارآفرینی به جای اینکه یک رویداد یا حادثه تلقی شود، بیشتر به صورت یک فرایند دیده میشود که ریشه در فرهنگ سازمانی دارد، و به دنبال ایجاد ارزش بوسیلۀ منابع موجود، از طریق بهرهبرداری از فرصتها است.
بر این اساس، کار آفرینی یک مفهوم گستردهایی است که تعاریف گوناگونی برای آن وجود دارد. در ادامه برخی از این تعاریف را بیان میکنیم.
اکولز و نیک2(1998) بیان کردهاند که کارآفرینیفرآیندی است که با نگاه فرصت گرایانه کارآفرین آغاز میشود و نتیجه آنعرضه خدمات و محصولات جدید و ایجاد اشتغال و رفاه در سطح جامعه است.
رابرت هیستریچ3 (1385) ، فرایند کارآفرینی را خلق چیزی نو میداند که توأم با صرف وقت و تلاش بسیار و پذیرش خطرات مالی، روحی و اجتماعی برای بدست آوردن منابع مالی، رضایت شخصی و استقلال است، که نتیجۀ این فراینداز فعالیتهای منظمی حاصل میشود که خلاقیت و نوآوری را به نیازمندیها و فرصت بازار پیوند میدهد.
بایگریو چنین اظهار داشته است که کارآفرین فردی است که از خود ابتکار، خلاقیت، نوآوری و انعطاف نشان داده و مایل است که به شکل ذهنی بیاندیشد و تغییرات را به عنوان یک فرصت در نظر گیرد (جوانمرد و مردانی، 1388).
پیتر دراکر معتقد است کارآفرین کسی است که فعالیت اقتصادی کوچک و جدیدی را با سرمایه خود شروع کند. کارآفرین ارزشها را تغییر میدهد و ماهیت آنها را دچار تحول مینماید. همچنین مخاطرهپذیر است و به درستی تصمیمگیری مینماید. برای فعالیت خود به سرمایه نیاز دارد ولی هیچگاه سرمایهگذار نیست، کارآفرین همواره به دنبال تغییر است و به آن پاسخ میدهد و فرصتها را شناسایی میکند. به عقیدۀاو کارآفرینی همانا به کار بردن مفاهیم و فنون مدیریتی، استانداردسازی محصول، به کارگیری ابزارها و فرایندهای طراحی و بنا نهادن کار بر پایۀ آموزش و تحلیل کار انجام شده است. وی کارآفرینی را یک رفتار میانگارد و نه یک صفت خاص در شخصیت افراد(هزارجریبی، 1384).
در تعاریف مربوط به کارآفرینی جنبه های مشترکی در همه تعاریف وجود دارد کهعبارتند از: ریسک پذیری، خلاقیت، نوآوری استقلال و پشتکار (احمد پور و مقیمی، 1385).
(ریچاردکانتیلون، 1725): کسیکهریسکرامیپذیردباکسیکهتامینکنندهیسرمایهاستفرقمیکند.ریچاردکانتیلون عواملاقتصادیرابهسهدستهتقسیمکرد: مالکانزمین،عواملاقتصادیوابستهبهمؤلفههایمالیشاملدستمزدبگیرانوآندستهازعواملاقتصادیکهباقبولخطردربازاربورسفعالیتمیکنند (مقیمی، 84 ).
(آداماسمیت، 1775): نقشکارآفرینرادرصحنهفعالیتوفراگیریاقتصادیبسیارجزئیمیدانست. ویمعتقدبودکهکارآفرینسرمایهفراهممیکنداماهرگزنقشپیشرووهدایتگرانهندارد.فرانسواکنهونیکلاسزمینرایگانهسرچشمهثروتمیدانستندوکشاورزانراکارآفرینمیخواندندوبرایکارآفرینجایگاهویژهایقائلبودند(احمدپورداریانی، 1380) در تعاریفی که از کارآفرینی ارائه شده است تفاوتهای مغایر و متناقضی به چشم میخورد.وجود این تفاوتها در تعریف کارآفرینی از سویی نشان دهنده گستردگی و اهمیت موضوعاست که میتواند از زوایای مختلف مورد بررسی قرارگیرد و از سوی دیگر نشان دهندهپویایی موضوع است که زمینه ارائه مدلها، تئوری ها و نظرات متفاوتی را فراهم میآورد.
2-17- انواع کارآفرینی
با مروری بر ادبیات کارآفرینی در می یابیم که بحث تقسیم بندی کارآفرینی در طی دورههای مختلف، تکامل چشمگیری داشته است بطوریکه انواع جدیدی از کارآفرینی در دوران های مختلف به منصه ظهور رسیده است. در شکل (2-13) انواع کارافرینی نمایش داده شده است. مطالعات در زمینه کارآفرینی، معمولا این واژه را در سه زمینه و قالب کلی زیر شکل میدهد:
در قالب افراد آزاد و غیر وابسته به سازمان (کارآفرینان شخصی – کارآفرینان مستقل).
در قالب کارکنان سازمان ( کارآفرینان سازمانی – کارآفرینان درون سازمانی).
در قالب سازمان ( سازمان کارآفرین – کارآفرینی سازمانی).
– کارآفرینی مستقل4
انگیزههای متفاوتی در افراد وجود دارد که سبب میشود به طور مستقل کار کنند، یکی از این انگیزهها استقلالطلبی است که از قویترین نیازهای فرد کارآفرین ذکر شده است، او میخواهد کارها را به شیوه خود انجام دهد و کار کردن برای دیگران برای او سخت است؛ زیرا او همواره اعتقاد دارد که بهتر از هر کس دیگری میتواند از عهده کار بر آید و همچنین نیاز به پیشرفت و احتیاج به رضایتمندی شغلی از انگیزه هایی است که شخص را به ایجاد یک بنگاه اقتصادی مستقل و یا یک فعالیت مستقل تحریک و ترغیب مینماید.
هنوز یک تعریف جامع از کارآفرینی مستقل، که مورد توافق کلیه یا اکثریت صاحب نظران باشد، وجود ندارد؛ اما میتوان کارآفرین مستقل را به صورت زیر تعریف کرد:
کارآفرین مستقل ، فردی است که یک سازمان مستقل را تاسیس کرده و یا نمایندگی آن را بدست می گیرد (مقیمی، 1384).
کارآفرین مستقل فردی است که مسئولیت اولیه وی جمعآوری منابع لازم برای شروع کسب و کار است و یا کسی که منابع لازم برای شروع و یا رشد کسب و کاری را بسیج مینماید و تمرکز او بر نوآوری و توسعه فرآیند، محصول و یا خدمات جدید میباشد (احمد پور، 1387).
کارآفرین مستقل کسی است که فرصتها را کشف میکند و تقاضا را پیشبینی میکند و خطر ناشی از نوسانات آن را به عهده میگیرد. در فرآیند تولید، عامل سازماندهی و مسئول تصمیماتی از قبیل اینکه « چه تولید شود؟ چقدر تولید شود؟ و یا با چه روشی تولید شود؟» میباشد (صمد آقایی، 1387).
با توجه به تعاریف بالا به طور کلی میتوان گفت کارآفرینی مستقل، فرایندی است که کارآفرین از ایده اولیه تا ارائه محصول خود به جامعه، کلیۀ فعالیتهای کارآفرینانه را با ایجاد یک بنگاه اقتصادی جدید، به طور مستقل طی میکند.
– کارآفرینی درون سازمانی5
رقابت تنگاتنگ و شدید بین شرکتها و سازمانها، کاهش درآمدی مدیریت سنتی در این عرصه و رشد سریع شرکت های کوچک، سبب شد که سازمانها اهمیت ویژهای برای نوآوری قائل شوند؛ زیرا نوآوری را تنها تضمین خود برای بقا در عرصه رقابت میدانستند، از این رو سعی کردند افراد خلاق و کارآفرین را که پدید آورندگان اصلی محصولات و خدمات نو در سازمان بودند، تشویق و ترغیب کنند که در سازمان بمانند و ایده های خود را در سازمان محقق سازند. پینکات6 این افراد را کارآفرینان سازمانی نام نهاد. پینکات در سال 1985 واژه Entrepreneur را ابداع نمود و کارآفرین درون سازمانی را فردی تعریف کرد که در سازمانهای بزرگ همچون یک کارآفرین مستقل فعالیت مینماید و فعالیت وی، ایجاد واحد های جدید در سازمان، ارائهی محصولات، خدمات و فرآیندهای جدید میباشد که شرکتها را به سوی رشد و سودآوری سوق میدهد (احمد پور، 1378).
تعریفی که پینکات ارائه میدهد شباهت زیادی با کارآفرینی مستقل دارد؛ تنها تفاوت آن در این است که در داخل سازمانی که از قبل بوجود آمده است انجام میپذیرد.
شومپتر عمده فعالیتهای کارآفرینان سازمانی را شامل توسعهی کالا و خدمات جدید، معرفی روشهای جدید تولید، تشخیص بازارهای جدید، پیدا کردن منابع جدید و توسعه و بهبود سازمان میداند ( صمد آقایی، 1378).
در واقع کارآفرینی درون سازمانی فرآیندی است که در آن محصولات یا فرآیندهای نوآوری شده از طریق القاء و ایجاد فرهنگ کارآفرینانه در یک سازمان از قبل تاسیس شده به ظهور میرسند (خانیجزنی،1384).
– کارآفرینی سازمانی7
امروزه شرکت ها و سازمان ها سعی میکنند خود نیز کارآفرین باشند تا بتوانند نسبت به تغییر و تحولات انعطاف داشته و فرصت های موجود در بازار را از دست ندهند. آنها تلاش میکنند کارآفرینی سازمانی را تا حد ممکن افزایش دهند تا سبب افزایش بهرهوری، جلوگیری از خروج افراد نخبه و افزایش توانایی رقابت بین المللی شوند، سازمانهای امروزی متعهد میشوند که محصولات جدید، فرآیندهای جدید و نظامهای سازمانی نوین ایجاد نمایند. و برای این منظور انقلاب جدیدی به سوی تسهیل، تسریع و گسترش فرآیند سازمانی دارد. این نوع کارآفرینی، فرآیندی است که سازمان طی میکند تا همه کارکنان بتوانند در نقش کارآفرین انجام وظیفه کنند و تمام فعالیتهای کارآفرینانه فردی و گروهی بطور مستمر، سریع و راحت در سازمان مرکزی یا شرکت تحت پوشش خود مختار به ثمر میرسد (صمد آقایی، 1378).
فرای معتقد است کارآفرینی شرکتی زمانی در یک سازمان ایجاد میشود که بالاترین مقام اجرایی نسبت به مفهوم کارآفرینی متعهد شود و بعد از آن کل سازمان کارآفرینی را بپذیرد تا یک ساختار زنده و پویا در سازمان ایجاد شوند و همچنین بخش محصولات جدید برای رهبری تولیدات، تشکیل شده تا شرکتهای فرعی بتوانند پیشنهادهای افراد را پذیرفته و به طور مستقل بر روی آنها سرمایهگذاری کنند. بخشی هم در تولید منابع انسانی سعی کند، به آموزش کارکنان و مدیران مبادرت ورزد. و بالاخره اینکه توسعه فرهنگ کارآفرینی و شناسایی استعدادهای کارآفرینانه و پاداش به کارآفرینی سازمانی، از عمده کارهایی است که یک شرکت برای کارآفرین شدن باید انجام دهد (احمد پور، 1378).
لازم به توضیح است که تفاوت کارآفرینی بین سازمانی با کارآفرینی سازمانی در نوع راهبردی است که جهت ایجاد تحول در شرکتها به کار میبرند. در کارآفرینی بین سازمانی یک فرد سر منشاء نوآوری و تحول و کارآفرینی سازمان میشود. اما در کارآفرینی سازمانی تمامی اعضاء شرکت و سازمان دارای روحیه کارآفرینی میباشند. این روحیه نوآور بودن، در جای جای سازمان وجود دارد
امروزه کارآفرینی سازمانی به عنوان یک راهبرد مجزا و یکی از شاخه های مدیریت راهبردی مطرح است که سازمان در این راهبرد، بر اهداف پویا و اشباء ناپذیر تأکید میورزد. و بر همین اساس است که کارآفرینی نه تنها در راهاندازی یک کسب و کار جدید، نه صرفاً در کسب و کارهای کوچک و متوسط، بلکه در کسب و کارهای بزرگ نیز زمینۀ ظهور خواهد داشت. و در این دسته از کسب وکارها میتواند پادزهری قدرتمند برای بیطراوتی و رخوت، کمبود نوآوری، ایستایی رشد مدیران ارشد و سکونی باشد که اغلب دامنگیر شرکتهای بزرگ و بالغ میشود (زیودار، 1387)
با توجه به مطالب اشاره شده در بالا و ضرورت اهمیت فعالیتهای کارآفرینانه در سازمانهای در حال فعالیت، این پژوهش در پی آن است تا کارآفرینی را در سطح سازمانی مورد توجه قرار دهد. از این رو با توجه مطالب فوق کارآفرینیسازمانی، فرایندی است که یک شرکت طی میکند تا همۀ افراد آن به کارآفرینی تشویق شده و تمام فعالیتهای کارآفرینانۀ فردی و گروهی به طور مستمر، سریع و راحت در شرکت انجام پذیرد. در این فرایند هر یک از کارکنان در نقش کارآفرین انجام وظیفهمیکنند.
2-18-کارآفرینی درون‍سازمانی
فرایندی است که کارآفرین تحت حمایت یک سازمان فعالیت‍های کارآفرینانه خود را به‍ثمر میرساند. با وجود این که کارآفرینی درون سازمانی بهعنوان یک مفهوم، اخیراّ در ادبیات مدیریت وارد شده، مفهومی است که بهرویکرد کارآفرینی یک سازمان مرتبط بوده، ریشه در ادبیات کارآفرینی دارد‍. فرای معتقد است که کارآفرینی درون سازمانی، فرایندی است که محصولات(خدمات) یا فرایندهای نوآورانه بهوسیله خلق فرهنگ کارآفرینانه در یک سازمان ایجاد میگردد[30]. فرایندی است که در آن محصولات یا فرایندهای نوآوری شده از طریق القا و ایجاد فرهنگ کارآفرینانه در یک سازمان از قبل تاسیس شده، بهظهور میرسند.کارآفرینی سازمانی در حیطه سازمان عمل مینماید و ساختارها، رویکردها، هنجارها، تکنولوژی‍ها، خدمات و محصولات فعلی سازمان را گسترش داده‍، یا در مسیرهای جدید قرار میدهد.‍ کارآفرینی درون سازمانی برای موفق بودن، باید از منظر مدیریت استراتژیک تحقق یابد‍. کارآفرینی درون سازمانی باید بخشی از طرح های گسترده استراتژیک یک سازمان و بخش مکمل اجرای این طرح باشد. برای تحقق کارآفرینی درون سازمانی از منظر مدیریت استراتژیک، سه دلیل وجود دارد:
4-1 نخست:‍ کارآفرینی درون سازمانی بر عملکرد بلند‍مدت سازمانی بویژه انطباق و بقا بیش‍ترین تأثیر را دارد.از آن‍جا که این ها معیارهایی هستند که زیربنای مدیریت استرتژیک را شکل می‍دهند و باید فرایند کارآفرینی در یک سازمان را در سطح استراتژیک آغاز کرد، یک رویکرد کارآفرینی مدیریت استراتژیک به سازمان اجازه می‍دهد تا با آمادگی بهتر به تغییر در محیط بیرونی واکنش نشان دهد، در طول زمان سازگار شده، ادامه حیات دهد.
4-2 دوم:‍  هر رویه سازمانی که نیازمند پذیرش گستردهای باشد، باید مورد قبول مدیریت ارشد سازمان قرار گیرد.ادغامکارآفرینی درون سازمانی و فرایند مدیریت استراتژِیک ، به ایجاد یک نوع تعهد کمک می‍کند. اگر قرار است کارآفرینی موفق باشد، باید در تمام سطح سلسله مراتب سازمانی مشهود باشد.
4-3 سوم:‍کارآفرینی درون سازمانی در برگیرنده اعمالی است که بخشی از طرح‍های استراتژیک یک سازمان محسوب می‍شود.‍توسعه محصولات و خدمات جدید، نوآوری در محصولات و خدمات و همچنین ایجاد واحد و شعبات جدید، همگی نتایج سازمان کارآفرین است. کارآفرینی سازمانی یا در اصطلاح آنچه که متناوباً فعالیت اقتصادی شرکتی نامیده می شود، بدون مانع و مشکل نیست. موانع و محدودیت های متعددی برای حرکت به سوی کارآفرینی در شرکت ها وجود دارد، هرچند بسیاری از این موانع ناخواسته هستند و آنها را پیامد و بازخورد حاصل از به کارگیری فنون مدیریت سنتی می دانند. در برخی از موارد اینگونه موانع به قدری مخرب اند که افراد ترجیح می دهند از رفتار کارآفرینانه در شرکت اجتناب نمایند.  
2-19- مدلهای فرآیند کارآفرینی سازمانی
همانطوری که بیان شد، مفهوم سنتی کارآفرینی بر تلاشهایی تأکید دارد که طی آن یک فرد بینشی را به کسب و کاری موفق تبدیل مینماید. اما اخیراً کارآفرینی به عنوان فرایندی که توانسته است در سازمانهای گوناگون بدون در نظر گرفتن نوع و اندازه رخ دهد، مفهوم پردازی شده است (مقیمی، 1384). مفهوم سنتی کارآفرینی، عمل یکباره برای خلق کالا یا خدمات جدید و یا ایجادیک کسب و کار جدید بود که این کار به کنار گذاشتن محصولات یا خدمات موجود و روابط بازار منجر میگردید. اما امروزه کارآفرینی به جای اینکهیک رویدادیا حادثه تلقی شود، بیشتر به صورت یک فرایند دیده میشود که ریشه در فرهنگ سازمانی دارد، و به دنبال ایجاد ارزش بوسیلۀ منابع موجود، از طریق بهرهبرداری از فرصتها است.صاحب نظران مختلف چارچوبهای علمی و کاربردی متعددی را برای فرایند کارآفرینی ارائه دادهاند که در ادامه برخی از این مدلها مورد بررسی قرار میگیرند:
2-20- مدل کارآفرینی سازمانی کورنوال و پرمن
شکل (2-14) چارچوب سازمانی را نشان میدهد که مبنای رویکرد مدیریت استراتژیک است. اطلاعات حاصل از محیط درونی و بیرونی سازمان سرآغاز فرآیند کارآفرینی سازمانی است. این اطلاعات از ارزیابی گزینههای استراتژیک بدست میآید و هنگامی که یک طرح استراتژیک تعیین شد باید اجرا شود. عوامل فردی، گروهی و سازمانی که برای یک سازمان کارآفرین الزامی هستند باید موضوع ارزیابی و اجرای یک طرح استراتژیک قرار گیرند و نتایج طرح استراتژیک برای کنترل و ارزیابی مورد استفاده قرار گیرد. تغییر در این طرح را میتوان در هر مرحله از این فرآیند و برای افزایش عملکرد و کارایی انجام داد
.
2-21- مدل کارآفرینی سازمانی کوراتکو و نافزیگر
کوراتکو، نافزینگر و همکارانش معتقدند که فرآیند ایجاد کسب و کار جدید حاصل تعامل بین عوامل مختلف است. این مدل، تعامل بین فعالیتهای مختلف را به عنوان علت کارآفرینی در سازمانها معرفی میکند. بر اساس این مدل تصمیم به اقدام کارآفرینی سازمانی حاصل تعامل عواملی چون ویژگیهای سازمانی، مشخصات فردی و برخی دیگر از تسریع کنندههاست. شکل (2-15) این عوامل را به طور دقیق نشان میدهد.
2-22- فرآیند کارآفرینی احمد پور و مقیمی
مهم ترین اجزای فرآیند کارآفرینی از نظر احمد پور داریانی و مقیمی (1385) شامل ۵ مرحله است که در شکل (2-16) آمده است.
* کارآفرین: فردی است که به صورت آگاهانه تصمیم میگیرد کسب و کار مخاطره آمیز جدیدی را آغاز کند و کلیدیترین جزء فرایند کارآفرینی است.
* فرصت: فرصتهای زیادی در جامعه برای کسب و کار وجود دارد؛ ولی کارآفرین با تجزیه و تحلیل وشناسایی موقعیتهای بازار، فرصتهایی را که از ظرفیت بالایی بر خوردارند، برای شروع کسب و کار خود بر میگزیند.
* ساختار: کارآفرین برای انجام کسب و کار خود باید مشخص سازد که در قالب چه نوع ساختار ی ( به صورت فردی، شراکتی یا شرکتی) میخواهد فعالیت خود را آغاز کند.
* منابع: منابع مالی و انسانی شناسایی و حمایت سرمایهگذاران مشخص میشود.
* استراتژی و برنامهی کسب و کار: اهداف کلی، استراتژیها و برنامههای تفصیلی کسب و کار تعیین میشوند (احمد پورداریانی و میقیمی،1385).
2-23- مدل هیستریچ و پترز
هیستریچ و پترز (1385) در دیدگاهی جدید فرایند کارآفرینی را به چهار مرحله تقسیم کرده اند: شکل(2-17)
شناسایی و ارزیابی فرصتها: فرآیندی که به وسیله آن کارآفرین فرصتی را برای شروع کسب و کار مطرح میکند.
تدوین برنامه تجاری: فرآیندی که در آن جهتگیریهای آینده کسب و کار توصیف میشود.
تامین منابع مورد نیاز: فرآیندی که در آن منابع مورد نیاز برای شروع کسب و کار مشخص و جمع آوری میشود. این فرآیند با برآورد منابع فعلی کارآفرین آغاز میشود.
مدیریت کسب وکار- فرآیندی که در آن کارآفرین باید برنامه تجاری را به مرحله اجرا در آورد.
2-24- مدل کارآفرینی بارینگر و ایرلند
بارینگر و ایرلند (1388) برای فرآیند کارافرینییک مدل بنیادی ارائه نمودند شکل (2-6):
مدیریت و رشد یک سازمان کارآفرینحرکت از یک ایده به سوی یک موسسه کارآفرینایجاد یک ایده موفق کسب وکارتصمیم گیری درباره کارآفرین شدنمسائل منحصر بفرد بازاریابی
اهمیت دارایی های فکری
ارزیابی و اماده شدن برای چالشهای رشد
استراتژی هایی برای رشد شرکت

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید