4-2-5- مطالعه توصیفی نمونه آماری با توجه به متغیر سابقه کاری66
4-2-6- مطالعه توصیفی نمونه آماری با توجه به متغیر دانشگاه66
4-3- تجزیه و تحلیل استنباطی67
4-3-1- بررسی پایایی تحقیق67
4-3-2- وضعیت نرمال بودن متغیرهای ، خلق دانش، تبدیل دانش، اکتساب دانش، ذخیره سازی دانش، توزیع دانش، به کارگیری دانش68
4-3-3- آزمون فرضیه ها69
آزمون مربوط به مناسب بودن موقعیت دانشگاههای لارستان از لحاظ شاخص سطح مدیریت دانش69
آزمون مربوط به مناسب بودن موقعیت دانشگاههای لارستان از لحاظ شاخص سطح خلق دانش70
آزمون مربوط به مناسب بودن موقعیت دانشگاههای لارستان از لحاظ شاخص سطح تبدیل دانش71
آزمون مربوط به مناسب بودن موقعیت دانشگاههای لارستان از لحاظ شاخص سطح اکتساب دانش73
آزمون مربوط به مناسب بودن موقعیت دانشگاههای لارستان از لحاظ شاخص سطح ذخیره دانش74
آزمون مربوط به مناسب بودن موقعیت دانشگاههای لارستان از لحاظ شاخص سطح توزیع دانش75
آزمون مربوط به مناسب بودن موقعیت دانشگاههای لارستان از لحاظ شاخص سطح بکارگیری دانش77
فصل پنجم: نتیجه گیری و پیشنهادات80
مقدمه80
نتایج آزمون ها81
نتایج آزمون مربوط به مناسب بودن موقعیت دانشگاه های لارستان از لحاظ شاخص سطح مدیریت دانش81
نتایج آزمون مربوط به مناسب بودن موقعیت دانشگاههای لارستان از لحاظ شاخص سطح خلق دانش82
نتایج آزمون مربوط به مناسب بودن موقعیت دانشگاههای لارستان از لحاظ شاخص سطح تبدیل دانش82
نتایج آزمون مربوط به مناسب بودن موقعیت دانشگاههای لارستان از لحاظ شاخص سطح اکتساب دانش82
نتایج آزمون مربوط به مناسب بودن موقعیت دانشگاههای لارستان از لحاظ شاخص سطح ذخیره دانش83
نتایج آزمون مربوط به مناسب بودن موقعیت دانشگاههای لارستان از لحاظ شاخص سطح توزیع دانش83
نتایج آزمون مربوط به مناسب بودن موقعیت دانشگاههای لارستان از لحاظ شاخص سطح بکارگیری دانش84
نتیجه گیری و پیشنهادهای حاصل از تحقیق84
پیشنهادها برای تحقیقات آتی86
فصل اوّل:
کلیات تحقیق
مقدمه
امروزه با تأکید فزاینده بر سازمانهای دانش محور به جای سازمان های تولید محور، دانش از عوامل مهم در سازمان ها به حساب می آید، و برخورداری از دانش و اطلاعات روزآمد برای ادامه حیات سازمان ها به یک ضرورت انکارناپذیر تبدیل شده است. بنابراین مدیریت سازمانها باید با تکیه بر دانایی برتر، اتخاذ تصمیمات معقولتر در موضو عهای مهم و بهبود عملکردهای مبتنی بر دانش را پیدا کند(یعقوبی و دیگران، 1389). واژهی مدیریت دانش در دنیای مدیریت موضوعات مختلفی را در بر می گیرد. علت ایجاد این نگرش به دلیل انتقال وحرکت سیستم های اقتصادی و تولیدی به سوی جوامع دانش محور است. در این نگرش دانش در کنار منابعی مثل زمین، کار و سرمایه به مدیریت دانش، به عنوان یک دارایی مطرح می شود(رجایی پور و رحیمی، 1387).
در دنیای پیچیده امروز، دانش سازمانی به سرعت درحال تبدیل شدن به مزیت رقابتی اصلی سازمان ها است. توجه به مدیریت دانش و حمایت از آن، شرایط مطلوبی را برای هر سازمانی به وجود می آورد؛ تا علاوه بر این که در محیط پیچیده رقابتی حیات مستمر داشته باشد، بتواند گوی سبقت را از سایرین ربوده و پیشتاز عرصه های مختلف فعالیت باشد. دانش سازمانی، در دنیای پرشتاب معاصر، فرصت مناسبی است برای سازمان هایی که به خوبی آن را می شناسند و مدیریت می کنند و در عین حال تهدیدی جدی برای سازمان هایی است که به تحولات محیطی کم توجه بوده و آن را نمی شناسند. در حال حاضر، مدیریت دانش یک مفهوم جدید و پرطرفدار محسوب می می شود و فرایندی است که به سازمان ها کمک می کند تا اطلاعات و تخصص های مهمی که قسمتی از حافظه سازمان هستند و معمولا به یک حالت بدون ساختار در سازمان وجود دارند، را شناسایی، انتخاب، سازماندهی، توزیع و منتقل نماید. همچنین، گرایش سازمان ها به سمت تیم سازی و طراحی ساختار مبتنی بر کار تیمی از رویکردهای جدیدی است که علاوه بر افزایش مشارکت، انعطاف پذیری و رضایت مندی مشتریان، می تواند با تسهیل و تقویت فرایند مدیریت دانش بر موانع خلق، انتقال و یکپارچگی دانش فایق آید و سازمان را در عرصه پویا و پیچیده رقابتی یاری رساند(لاجوردی و خانبابایی، 1386).
بیان مساله
بر خلاف رویکردهای سنتی که موفقیت سازمانی را در گرو توجه و تاکید بر عوامل بیرونی می دانستند، در ادبیات اخیر مدیریت استراتژیک، تمرکز بر روی منابع داخلی، علی الخصوص نیروی انسانی می باشد. از این روی، مقوله دانش سازمانی مورد توجه روز افزون سازمان ها قرار گرفته است و حتی برخی از نویسندگان نظیر گرنت (۱۹۹۶)، نوناکا( ۱۹۹۶) و نوناکا و دیگران (۲۰۰۱) اظهار نموده اند که دانش سازمانی، منبع عمده مزیت رقابتی پایدار است. مدیریت دانش نیز به عنوان فرایندی تلقی شده است که طی آن دانش سازمانی از دانش اعضای موسسه به وجود می آید (لاجوردی و خانبابایی، 1386).
ایجاد نوآوریها و در نتیجه خلق دانش جدید از دیرباز از مهمترین کارکردهای مؤسسات دانشگاهی به شمار می آمده و در این راستا بیشترین اهتمام جامعه دانشگاهی در ارتقا دانش و تقویت سرمایه های فکری با بهره مندی از منابع موجود بوده است. لازم به ذکر است که مؤسسات دانشگاهی به عنوان مراکز تولید و اشاعه دانش بیش از هر سازمان دیگری نیازمند اجرای مدیریت دانش هستند. با اینکه دانشگاهها خود مخازن دانش هستند، تاکنون توجه کافی به سرمایه های فکری و دانش تولید شده بوسیله جامعه دانشگاهی مبذول نشده است. این ضعف مدیریتی سبب شده است که بسیاری از سرمایه های ارزشمند موجود برای همیشه ناشناخته بمانند. از سوی دیگر عدم توجه به دانش تولید شده در داخل و فقدان یک رویکرد تجاری دانشگاهها را به لحاظ مادی نیز متضرر نموده و سبب شده است که بسیاری از این دانشها، آثار و تحقیقات علمی اساتید توسط ناشران خصوصی منتشر و در قالب منابع اطلاعاتی دوباره به خود دانشگاهها فروخته شود(حاضری و دیگران، 1385). البته تردیدی نیست که گسترش فنآوری های پیشرفته اطلاعات و ارتباطات از جمله اینترنت در سالهای اخیر کمک فراوانی به این مهم نموده و مدیریت اثربخش کلیه منابع را در تمامی بخشها امکانپذیر ساخته است.
اهمیت و ضرورت انجام تحقیق
در دسته بندی که از سوی صاحب نظران کسب و کار ارایه گردیده، دهه ١٩٨٠ را دهه جنبش کیفیت (تاکید بر این که برای دستیابی به کیفیت برتر، همه کارکنان باید از قدرت فکری خود بهتر استفاده کنند)، دهه ١٩٩٠ را دهه مهندسی مجدد (استفاده از فناوری برای بهبود فرایندهای کسب و کار و کاهش هزینه ها) و دهه ٢٠٠٠ را دهه مدیریت دانش لقب داده اند(لاجوردی و خانبابایی، 1386). مدیریت دانش ابزاری است که امکان بهره گیری مؤثرتر از دانش در راستای اهداف و برنامه های سازمانها فراهم آورده و رقابت پذیری یک سازمان را ممکن خواهد ساخت. امروزه حضور دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی در بازار دانش و استفاده از مدیریت دانش در جهت تحقق اهداف سازمانی، به عنوان یک امر ضروری شناخته شده است. توسعه آموزشها در یک ساختار مناسب هر چند می تواند مفید باشد، اما اگر دانش کسب شده مدیریت نشود و توسعه دانش در راستای نیازهای جامعه نباشد نمی تواند مشکلات زیادی را حل کند. بدین منظور باید این تفکر بین محققان و دانشگاهیان القا شود که آنچه باعث ماندگاری و پیشرفت علمی می شود، تسهیم و به اشتراک گذاشتن دانش تولید شده با دیگران است، نه عدم انتشار آن. بر این اساس برای دستیابی به پیشرفت های سریع علمی کشور و برای دستیابی به قدرت برتر منطقه طبق چشم انداز بیست ساله نظام جمهوری اسلامی ایران، هم افزایی در تحقیقات و فعالیتهای دانشگاهی و کم کردن شکاف علمی با کشورهای پیشرفته تنها در نتیجه توجه به مدیریت دانش میسر خواهد بود. در صورت ایجاد چنین رویکردی می توان از کلیه منابع به طور مستمر و بهینه در جهت دستیابی به اهداف مورد نظر استفاده نمود و از دوباره کاریها و پرداختن به کارهای موازی جلوگیری کرد، و دانش ذهنی ایجاد شده در نزد پژوهشگران به دانش عینی تبدیل می گردد و ضمن جلوگیری از از بین رفتن تجربیات و اطلاعات، نشر آن امکانپذیر می شود و شرایط لازم برای ماندگاری و موفقیت دانشگاهها در عرصه رقابتی فراهم خواهد بود. باید به این باور دست یافت که تمام دانشگاههای رقیب، از پیش به چنین اقدامی متوصل شده اند و این امر یک نیاز مبرم برای تمام مدیران نظام آموزش عالی کشور محسوب می شود. بنابراین بررسی وضعیت موجود دانشگاهها از لحاظ میزان برخورداری از مدیریت دانش یک فعالیت مقدماتی و مهم می باشد.
سؤالات تحقیق
هر تحقیقی با سؤالی در ذهن محقق شروع می گردد که این سؤال از مشاهده مسائل و مشکلات موجود ناشی می شود. در صورتیکه با توجه به بررسی ادبیات موضوعی تحقیق نتوان جهت خاصی را برای توصیف، بیان رابطه و یا بیان تفاوت بین متغیرها، پیش بینی کرد، باید به بیان سؤال ویژه پرداخت (سرمد،بازرگان و حجازی،1384). تحقیق حاضر در پی پاسخگویی به سؤالات زیر می باشد:
-سؤالات اصلی تحقیق:
مدیریت دانش در دانشگاه ها در چه سطحی قرار دارد؟
اهداف تحقیق
هر محقق و پژوهشگری از انجام تحقیق و پژوهش خود اهدافی دارد که کلیه فعالیتهای محقق در جهت آن صورت می پذیرد. لذا در تحقیق حاضر می خواهیم سطح مدیریت دانش دانشگاه ها را با استفاده از ابعاد ششگانه مدیریت دانش و گویه های مربوط به این ابعاد مورد بررسی و ارزیابی قرار دهیم. در واقع در این تحقیق میزان مدیریت دانش در دانشگاه ها با توجه به شاخصهای مشخص شده برای الگوی سیستم مدیریت دانش مورد ارزیابی قرار گرفت.
– هدف اصلی
ارزیابی مناسب بودن سطح مدیریت دانش در دانشگاه ها
.تعریف واژه ها و اصطلاحات
دانش سازمانی: ترکیب سیالی از تجربیات، ارزشها، اطلاعات موجود و نگرش های کارشناسی نظام یافته است که به فرایندهای کاری و حل مسایل یک سازمان کمک می کند(لاجوردی و خانبابایی، 1386).
دانش ضمنی: دانشی است که ما در ذهن خود داریم و ممکن است به سختی قابل ارائه و نشان دادن باشد.
دانش صریح: دانشی رسمی و نظام یافته بوده و به آسانی قابل به کارگیری مشترک است، از قبیل مشخصات محصولات، دستورالعملها و برنامه های کامپیوتری.
مدیریت دانش: فرایند شناسایی، در اختیار گرفتن، سازماندهی و پردازش اطلاعات برای خلق دانش می باشد که پس از آن توز یع و منتقل می شود و در دسترس دیگران قرار می گیرد تا برای خلق دانش سازمانی بیشتر به کار گرفته شود(لاجوردی و خانبابایی، 1386).
اکتساب دانش: درک و شناخت روابط بین اجزا، عناصر و عوامل مختلف بواسطه طبقه بندی، مرتب سازی، ارزیابی تطبیقی و مقایسه ای، شهود ذهنی و ادراکات حسی، بحث و گفتگو و … را می گویند.
خلق دانش: عبارت است از ایجاد ایده ها و راه حلهای نوین و مفید(لاجوردی و خانبابایی، 1386).
ذخیره: معرفی حافظه یکی شده در مخزن دانش با انواع الگوهای آن(زعفریان و دیگران، 1387).
تبدیل دانش: اشاره به فعالیتهایی دارد که در ارتباط با جریان دانش از یک بخش یا یک نفر به بخش یا نفری دیگر را شامل میشود و شامل ارتباطات ترجمه، تبدیل، تفسیر و تصفیه دانش می شود.
توزیع دانش: انتقال ایدهها، اطلاعات و دانش صریح و ضمنی بین کارکنان یک سازمان و بین سازمانهای همکار بوسیله ارتباطات رسمی و غیر رسمی حاصل از شبکه سازی، آموزش رسمی، گزارشات کاری، مصاحبه تخصصی، کارگاههای آموزشی، تیم سازی، جلسات گفتگو و … را توزیع دانش می گویند.
بکارگیری دانش: بهبود یا نوآوری در سیستمهای موجود اعم از سیستمهای مادی (مثل ماشین آلات و ابزارها و …) و سیستمهای غیر مادی (مثل ساختارهای سازمانی، قوانین و مقررات و …) با هدف سعادت و رفاه زندگی بشر را گویند. از شاخص های بکارگیری دانش میتوان به سطح نوآوریهای شرکت (مثل تعداد محصولات جدید ابداعی) و میزان بهره وری سازمانها نیز از شاخصه های مرتبط با سطح بکارگیری دانش می باشد.
فصل دوم:
پیشینه
و
ادبیات تحقیق
مقدمه
مدیریت دانش سازمانی یکی از مهم ترین عوامل موفقیت شرکت ها در شرایط رقابتی و عصر اطلاعات است. اهمیت این موضوع به حدی است که امروزه شماری از سازمان ها، دانش خود را اندازه گیری می کنند و به منزلهی سرمایه فکری سازمان و نیز شاخصی برای درجه بندی شرکتها در گزارش های خود منعکس می کنند. این مؤسسه ها، استقرار مدیریت دانش در سازمان را، به عنوان بخشی از راهبرد سازمان، ضروری می دانند. مدیریت دانش، به مثابه بخشی ضروری و اساسی در موفقیت سازمان، دامنه ی گسترده ای از ایده های سازمانی، شامل نوآوری های راهبردی، اقتصادی، رفتاری و مدیریتی را دربر می گیرد. در جهان امروز که تولید کالاها و ارائه ی خدمات به شدت دانش مدار شده اند، دانش دارایی کلیدی برای کسب مزیت رقابتی به شمار می رود(زعفریان و دیگران، 1387). در گذشته دارائی فیزیکی از اهمیت ویژه ای برخوردار بود، اما فاکتورهایی از قبیل جهانی شدن، نیازهای گوناگون مشتریان، فشار شدید رقابت، تغییر شدید تکنولوژیکی و فن آوری اطلاعات و ارتباطات منجر به یک تعریف مجددی از دانش به عنوان یک فاکتور استراتژیک برای موفقیت سازمانها شده است. از این رو، تحقیقات گوناگون نشان می دهند که در شرایط رقابتی، نوآوری سازمانها از طریق افزایش مقدار دانش موجود سازمانها افزایش می یابد. از این رو دانش موجود در سازمان به عنوان یک منبع ارزشمند نیازمند مدیریت مناسب می باشد تا از طریق آن سازمان بتواند ایده پردازی کند و عملکرد نوآوری خود را افزایش دهد و به مزیت رقابتی پایدار دست پیدا کند.
در این بخش، با توجه با بررسی مطالعات کتابخانه ای انجام شده، به مرور مبانی نظری تحقیق می پردازیم.
گذری بر مدیریت دانش
تبدیل داده به اطلاعات و سپس به دانش، محور اصلی مدیریت دانش است و با این فرضیه اساسی آغاز می شود که گردآوری داده تحت تأثیر ارزش های اصلی سازمان (واحد یا تیم ) قرار دارد و داده ها از طریق برخی فرایندهای تعامل انسانی و فناوری اطلاعات به عنوان اطلاعات معنا می یابند. سپس از طریق فرایندهای موجود در زمینه (محیط )، تجمع داده ها، معنا دادن (به اطلاعات)، ترکیب، تفکر و تأمل، به دانش مرتبط با تصمیم گیری در سازمان تبدیل می شود(زعفریان و دیگران، 1387).
به همراه اهمیت یافتن کسب و بکارگیری دانش در نوآوری و مزیت رقابتی پایدار، در سالهای اخیر، سازمانها و شرکتهای مختلف، پیوستن به روند دانش را آغاز کرده اند و همچنین مفاهیم جدیدی چون کار دانش محور، کارکنان دانش محور، مدیریت دانش و سازمانهای دانش محور، خبر از شدت یافتن این روند می دهند. پیتر دراکر، با بکارگیری این واژگان خبر از ایجاد نوع جدیدی از سازمان می دهد که در آنها به جای قدرت بازو، قدرت ذهن حاکمیت دارد. بر اساس این نظریه، در آینده جوامعی می توانند انتظار توسعه داشته باشند که از دانش بیشتری برخوردار باشند. به این ترتیب برخورداری از منابع طبیعی نمیتواند به اندازه دانش مهم باشد. سازمان دانش محور به توانمندیهایی دست مییابد که قادر است از نیروی اندک قدرتی عظیم بسازد. اینگونه سازمانها با چالشهای نوینی روبرو هستند. امروزه شرایط و فضای رقابتی سازمانها بیش از پیش پیچیده و متغیر شده است. این فضا به سرعت در حال تغییر است به گونه ای که برای بیشتر سازمانها این سرعت به مراتب بیش از سرعت پاسخگویی و توان تطبیق آنهاست. تغییرات مستمر دانش نیز وضعیت عدم تعادل جدیدی برای سازمانها به وجود آورده است(الوانی، 1380). جریان بی پایان دانش، بازارها را در حالت تغییر مداوم قرار داده که این امر سازمانها را ملزم به تغییرات مستمر می کند. در این بین مهمترین نقشی که میتوان به مدیریت دانش داد این است، که آن را به عنوان یک متدلوژی تغییر در نظر بگیریم. مدیریت دانش از یک طرف با جذب دانش های جدید به درون سیستم و از طرفی دیگر با اداره مؤثر آن دانش ها می تواند مهمترین عامل تغییر یک سازمان باشد.
دانش
از زمان پیدایش کلی دانش تاکنون تعاریف گوناگونی برای این مفهوم ارایه شده که هر یک ابعادی از موضوع را نمایش می دهد. دامنهی تعاریف ارایه شده درباره دانش از کاربردی تا مفهومی و فلسفی و از نظر هدف، از محدود تا گسترده را شامل می شود . برخی تعاریف مربوط به دانش به شرح زیر است:
دانش سازمانی به اطلاعات پردازش شده از جریان های عادی و مراحلی که قابلیت اقدام دارند و نیز دانش به دست آمده ی سیستم های سازمانی، مراحل، تولیدات، قوانین و فرهنگ اطلاق می شود.
دانش شامل حقایق و باورها، مفاهیم و اندیشه ها، قضاوت ها و انتظارات، روش شناسی یا علم اصول و نحوهی انجام فنون است(زعفریان و دیگران، 1387).
یکی از مشکلاتی که سازمانها با آن مواجه می شوند هنگام معرفی کردن مدیریت دانش است زیرا که این معرفی به کارکنان کمک می کند تا فهم مشترکی راجع به دانش و مدیریت دانش داشته باشند. علی رغم بسیاری از دارایی های دیگر، دانش چیزی نیست که انسان بتواند آنرا لمس کند، یا آنرا احساس کند و به همین دلیل جزء داراییهای ناملموس و نامشهود است. بعضی از دانش ها در خارج از ذهن انسان، درون فرمتهای متنی قراردارند، اما درصد عمده ای از دانش در مغز افراد وجود دارند. یکی دیگر از ویژگیهای مشکل بودن درک دانش، اینست که ارزش دانش تا حد زیادی زمینه ای است.
دانش از اطلاعات و اطلاعات از داده ها ریشه می گیرند. تبدیل اطلاعات به دانش در عمل بر عهده خود بشر است(داونپورت، پروساک، 1379). دانایی عبارت است از افکار و پندارها، فهم و درس های آموخته شده در طول زمان دانش فهمیده می شود و فرد آن را از طریق تجر به، استدلال، بصیرت، یادگیری، خواندن و شنیدن بدست می آورد. هنگامی که دیگران دانش خود را با افراد سهیم می شوند، دانش گسترش می یابد و هنگامی که دانش فرد با دانش دیگران ترکیب می شود، دانش جدیدی به وجود می آید. دانش، ماهیتی فردی دارد؛ زیرا با ارزش ها و باورهای افراد و ادراک آن ها از جهان و دیگران، در ارتباط متقابل قرار دارد /به علاوه دانش در بافت و زمینه روابط بین فردی ظاهرمی شود. دانش غنی تر و معنادارتر از اطلاعات است (نوروزیان ،1384).
دانش در سازمان ها نه تنها درمدارک و ذخایر دانش بلکه در رویه های کاری، فرایندهای سازمانی اعمال و هنجارها نیزمجسم می شود. دانش در درون افراد وجود دارد و بخشی از پیچیدگی ندانسته های انسانی است. بنابراین، دانش ترکیب سازمان یافته ای از داده ها است که از طریق قوانین، فرایندها و تجربه حاصل شده است. به عبارت دیگر دانش معنا و مفهومی است که از فکر پدید آمده است و بدون آن داده و اطلاعات تلقی می شود. تنها از طریق این مفهوم است که اطلاعات حیات یافته و به دانایی تبدیل می شوند(نوروزیان ،1384). دانش از اطلاعات و اطلاعات از داده ها ریشه می گیرند. تبدیل اطلاعات به دانش در عمل بر عهده خود بشر است(داونپورت، پروساک، 1379).
اکثر مردم، به طور شهودی فکر میکنند که دانش، وسیعتر، عمیقتر و غنیتر از دادهها و اطلاعات است. مردم معمولاً هنگام گفت وگو درباره صاحبان دانش، تصویر کسانی را ارائه میدهند که در زمینه ای خاص دارای اطلاعاتی زیاد، عمیقتر و قابل اعتماد بوده و اشخاصی هوشمند و تحصیل کردهاند. مردم لفظ دانشمند یا دانشور را برای یادداشت، کتاب راهنما و یا پایگاه های اطلاعاتی به کار نمیبرند، حتی اگر این موارد بوسیله افراد صاحب دانش تدوین شده باشند (داونپورت، پروساک، 1379). از این رو در ادامه، جهت درک بهتر از مفاهیم داده، اطلاعات و دانش، روابط بین آنها بحث میشود.
روابط داده، اطلاعات و دانش
روابط قابل ملاحظهای بین دانش و مفاهیمی شبیه داده و اطلاعات وجود دارد. داده، اطلاعات و دانش نمیتوانند به عنوان موجودیتهای جداگانه در نظر گرفته شوند بلکه در طول یک طیف قرار دارند. به عنوان مثال، داده از هر نوع زمینه ای مستقل است منتها اگر داده در یک زمینه قرار گیرد، ما کم و بیش میفهمیم رابطهای بین آنها وجود دارد که اطلاعات را تشکیل میدهد. یک مفهوم مهمی که اینجا وجود دارد اینست که دانش شامل تشخیص یا فهم الگو ها است و موقعیکه یک الگو در میان اطلاعات وجود دارد، الگو، استعداد ارائه دانش را دارد.
نگاه به اطلاعات و دانش بر اساس یک رابطه تعاملی و پویا مناسبتر است زیرا اطلاعات توسعه دانش را تسهیل میکند، باعث ایجاد دانش شده و آن را عمیق تر و بیشتر میکند. در ادامه روابط بین داده، اطلاعات و دانش تشریح میشود.
تفاوت اطلاعات و دانش
اطلاعات، داده های پردازش شده موجود در رایانه ها هستند که به دلیل تأثیر گسترده فنآوری اطلاعات و جهانی شدن، به طور فزایند های برای همگان قابل دسترس است. اما درباره مفهوم اطلاع تعابیر ضد و نقیض زیادی وجود دارد و صاحب نظران، این اصطلاح را به عنوان یک فرایند، کالا، صنعت و … نیز به کار برده اند.
بلکر اطلاع را به این صورت تعریف می کند: چیزی که به کمک آن می توانیم از میان مجموعه امکاناتی که نسبت به آنها چیزی نمی دانیم، دست به انتخاب بزنیم. اما دانش، درک، آگاهی یا شناختی است که در خلال مطالعه، تحقیق، مشاهده یا تجربه و در طول زمان به دست می آید و یک گام بعد از اطلاعات قرار دارد، یعنی داده ها(اطلاعات خام) با پردازش در رایانه به اطلاعات تبدیل می شود که این اطلاعات برای همه مساوی و یکسان است و در مرحله بعد، برداشت و استفاد های که از این برونداد یا اطلاعات می شود، دانشی است که تولید می شود. پس دانش متکی به اطلاعات است و امروزه اگر به دانش توجه بیشتری می شود به دلیل تولید زیاد و گسترده اطلاعات است که برای غلبه، کنترل و استفاده صحیح از آن، راهی جز تبدیل آن به دانش نیست، چرا که افراد در رویارویی با انفجار اطلاعات، به راحتی نمی توانند به اطلاعات صحیح و مناسب خود برای دانش ورزی و خردورزی در زمان مناسب دست پیدا کنند. پس دانش را می توان این گونه تعریف کرد:
دانش، درک، آگاهی یا شناختی است که در خلال مطالعه، تحقیق، مشاهده یا تجربه نسبت به جهان بیرونی در فرد ایجاد می شود.
داده
داده ها واقعیت های عینی و مجرد در مورد رویدادها هستند(داونپورت و پروساک، 1379). داده، منشا تشکیل دانش است و منعکس کنندۀ تعاملات و مبادلات کامل، واحد و منسجمی هستند که تحت عنوان جزء ناچیز از آنها یاد می شود(حسینی، 1385). سازمان های نوین، معمولا داده ها را در یک سامانه فن آوری اطلاعات ذخیره می کنند. شرکت ها، مدیریت داده ها را از نظر کمی بر حسب ظرفیت سرعت و هزینه ارزشیابی می کنند، همه سازمانها به انواع داده ها احتیاج دارند. داده ها مواد خام و عناصر مورد نیاز برای تصمیم گیری به شمار می آیند(داونپورت و پروساک، 1379).
داده ها اولین سطح دانش را تشکیل می دهند و عبارتند از ارقام، اعداد، نمودارها و نظایر این ها، که به خودی خود تولید معنی، نمیکنند.
سازمانهای نوین، معمولاً داده ها را در یک سیستم اطلاعاتی ذخیره میکنند. این داده ها توسط واحدهایی نظیر واحد مالی، حسابداری و بازاریابی به سیستم تزریق میشوند. پاسخگویی به نیاز مدیران و دیگر بخشهای سازمان، تاکنون بر عهده واحدهای مرکزی اطلاعات سازمان بوده است. سازمانها و شرکتهای مختلف، مدیریت داده ها را از نظر کمی بر حسب ظرفیت، سرعت و هزینه ارزیابی میکنند. چه هزینههایی برای بازخوانی یک واحد داده به مصرف میرسد؟ با چه سرعتی می توان داده را به سیستم منتقل کرد؟ ظرفیت سیستم چقدر است؟ وقتی به داده ها نیاز است آیا به موقع در اختیارمان قرار میگیرد؟ آیا نیازهای ما را تامین میکند؟
همه سازمانها به انواع دادهها احتیاج دارند. نگهداری سوابق و بایگانی، نقطه کانونی فرهنگ داده به شمار میرود و مدیریت مؤثر داده ها در موفقیت آنها نقش بسزایی دارد.
بعضی از سازمانها به اشتباه فکر میکنند، دادههای بیشتر نسبت به داده های کمتر از حالت مطلوبتری برخوردارند و با استفاده از آنها می توانند تصمیمات بهتری را اتخاذ کنند. این وضعیت به دو دلیل نادرست است: اول اینکه داده های زیاد، کار تشخیص داده های مربوط و درک آنها را دشوار میکند. دلیل اساسیتر، اینکه داده ها فاقد معنی قابل استفادهاند، یعنی تنها بخشی از واقعیت را نشان داده و از هر نوع قضاوت، تفسیر و مبنای قابل اتکا برای اقدام مناسب، تهی هستند. داده ها را می توان مواد خام عناصر مورد نیاز برای تصمیم گیری به شمار آورد، چرا که نمی توانند عمل لازم را تجویز کنند. داده ها نشانگر ربط، بی ربطی و اهمیت خود نیستند، اما به هر حال برای سازمانها و مخصوصاً سازمانهای بزرگ اهمّیت زیادی دارند (داونپورت و پروساک، 1379).
اطلاعات
واژه inform در انگلیسی به معنای”شکل دادن” بوده و information نیز به معنی “شکل دادن و بینش و دید دریافت کننده اطلاعات است”( داونپورت و پروساک، 1379). اطلاعات داده های ترکیبی و مرتبط همراه با زمینه و تفسیر آن است. ارتباط داده ها ممکن است بیان کننده اطلاعات باشد، ممکن است صرف ارتباط داده به اطلا عات منجر نگردد مگر اینکه موجب درک مفهوم آنها باشد. اطلاعات در حقیقت داده های خلاصه شده را در بر می گیرد که گروه بندی، ذخیره، پالایش، سازماندهی و تحلیل شده اند تا بتوانند زمینه را روشن سازند .میتوان با بررسی اطلاعات به اتخاذ تصمیمات پرداخت. اطلاعات معمولا شکل اعداد و ارقام، کلمات و گزاره های انباشته شده را به خود می گیرند؛ اعداد و گزاره ها را به صورت خلاصه شده ارائه می کنند(نوروزیان، 1384). در سازمان ها، اطلاعات از طریق شبکه های نرم افزاری و سخت افزاری جابجا و توزیع می شوند. اطلاعات برخلاف داده ها، معنی دار هستند؛ به قول پیتر دراکر: داشتن ارتباط و هدف، ویژگی اطلاعات است. اطلاعات، نه تنها دارای قابلیت تأثیرگذاری بر گیرنده است، بلکه خود نیز شکل خاصی دارد و برای هدف خاصی سازماندهی می شود. داده ها زمانی به اطلاعات تبدیل می شوند که ارائه دهنده آنها معنی و مفهوم خاصی به آنها ببخشد.با افزودن ارزش به داده ها، در واقع آنها را به اطلاعات تبدیل می کنیم(داونپورت و پروساک، 1379). ویژگی اطلاعات آن است که می توان آن را به صورت مستندات مکتوب یا فایل های موجود در پایگاه داده ها نگهداری کرد. اطلاعات برخلاف داده ها، معنی دار هستند .پیتر دراکر یادآور شده است که داشتن ارتباط و هدف ویژگی اطلاعات است. اطلاعات یعنی “داده های مربوط “. به بیانی دیگر، از نظر او داده ها به تنهایی ” مربوط ” و” هدف دار” نیستند. داده ها زمانی به اطلا عات تبدیل می شوند که ارائه دهنده، به آنها معنا و مفهوم خاصی ببخشد. با افزودن ارزش به داده ها، در واقع آنها را به اطلاعات تبدیل می کنیم(داونپورت و پروساک، 1379).
دومین سطح دانش را اطلاعات تشکیل میدهد. این سطح، داده های کمی خلاصه شده را در بر می گیرد که گروه بندی، ذخیره، پالایش و سازماندهی شدهاند تا بتوانند معنیدار شوند. این دادهها هم، دانش را نشان نمی دهند. آنها نشانگر آغاز مدیریت اطلاعات هستند، اطلاعاتی که مدیر می تواند به کار گیرد تا کاری بیش از پردازش مراوده فردی را انجام دهد. اطلاعات غالباً تشکیل اعداد و ارقام، کلمات و گزاره های انباشته شده را به خود گرفته و معنایی را ارائه میکند که بزرگتر از آن چیزی است که از داده های خام مکشوف میگردد. ولی نظریه پردازان و دست اندرکاران دانش همگی بر این باورند که این اطلاعات است و نه دانش. اگرچه خط و مرز بین دانش و اطلاعات روشن نیست، لیکن چند ویژگی وجود دارد که این دو را از هم جدا می کند.
1- سطح ظرافت: اطلاعات غالباً به موقعیتها، شرایط، فرآیندها و یا هدفهای خاص اشاره دارد. در این صورت در برگیرندهی سطحی از ظرافت و دقت است که آن را برای کار مورد نظر مناسب میکند. ورای موقعیت یا کار خاص، اطلاعات تا زمانی که به دانش تبدیل نشود، کم ارزش خواهد بود. برای مثال، اطلاعات در خصوص محصول الف چیزهای زیادی در خصوص محصول ب آشکار نمی کند. ولی دانش، کاملاً انتزاعی است و به گونه ای طراحی شده که بتواند ظرافت خاص را از بین برده و کاربرد وسیع تری داشته باشد.
2- زمینه: اطلاعات معادل داده ها در متن است. زمینه ممکن است محصول، مشتری یا فرآیند کسب وکار باشد و شکل اولیه دادهها را تا سطح اطلاعات ارتقا دهد. زمینه، اطلاعات را برای مدیریت جهت تصمیم گیری و برنامه ریزی مفید میکند. مدیر نتایج معناداری را در خصوص معاملات با بررسی و بازبینی داده ها استخراج میکند. برای اینکه داده مفید واقع شود، باید در درجه اول در زمینه قرار گیرد.
3- دامنه: دامنه اطلاعات کلاً محدود به زمینه ای است که در آن ایجاد میشود. اطلاعات فروش به مدیران در خصوص فروش، مطالبی ارائه میدهد، دانش در این خصوص فراتر عمل می کند و در موقعیت های گوناگون کاربرد دارد.
4- به هنگام بودن: اطلاعات بر زمان مبتنی است و بنابراین، به طور مداوم در حال تغییر است. به مجرد اینکه داده جدید، اخذ شود، اطلاعات جدیدی مورد نیاز خواهد بود، به عنوان مثال اطلاعات ماه اسفند با اطلاعات ماه فروردین، به احتمال زیاد، متفاوت خواهد بود زیرا داده های تشکیل دهنده ی آنها تغییر پیدا کرده است. دانش به علت بار معنایی زیاد خود، حساسیت زمانی کمتری دارد. دانشی که از اطلاعات دیروز و امروز به دست آمده، می تواند برای درک اطلاعات فردا به کار رود (Rading, 2005).
دانش به واسطه نزدیکی به تصمیم ها و اقدامات سازمانی به مراتب بیش از داده ها و اطلاعات می تواند باعث بهبود عملکرد شده و در نتیجه کیفیت خدمات سازمانها را به طور عام و سازمانهای دولتی را به طور خاص بهبود ببخشد. در شکل(2-1) توالی اثر اطلاعات و دانش بر تصمیم گیری آمده است.
طبقه بندی انواع دانش
دانش پدیده ای پیچیده و چند بعدی است و برای مدیریت مطلوبتر، نیازمند درک ویژگیهای پیرامون آن میباشد. مجزا ساختن انواع متفاوت و در عین حال مهم دانش در مدیریت و کاربرد آن به طور اثر بخش در چارچوب سازمان ضروری و مهم به نظر میرسد. زیرا انواع مختلف دانش دارای کاربردهای گوناگونی در مدیریت دانش هستند و همچنین مستلزم بکارگیری مدلهای بخصوص در مدیریت دانش میباشند. با مقایسه انواع دانش میتوان درک بهتری از دانش به وجود آورد.
معروفترین طبقه بندی از دانش، توسط نوناکا و تاکوچی (1995) انجام گرفته است، که این طبقه بندی، مبتنی بر نگرش پولانی (1962) در خصوص دانش می باشد. نوناکا در این طبقه بندی، دو نوع دانش را معرفی می کند که عبارتند از:
1- دانش صریح (آشکار یا عینی):
2- دانش ضمنی (نهان یا نهفته):
نوناکا دانش ضمنی را دانشی تعریف میکند که به صورت واضح بیان نشده است در حالیکه پولانی (Polani ,1996) این نوع دانش را، دانشی میداند که نمیتوان به صورت صریح بیان کرد. شکاف بین این دو تعریف را کیم و همکاران(2003) با ارائه دانش مفهومی پر میکند و آن را به صورت دانشی تعریف میکند که به صورت غیر صریح و درونی وجود دارد ولی با صرف هزینه و زمان میتوان آن را به صریح تبدیل کرد.
دانش ضمنی، شکلی از دانش است که از تجربیات و اعمال مستقیم و معمولا از طریق مکالمات تعاملی خوب میتواند به اشتراک گذاشته شود. دانش ضمنی، دانشی است که احساس یا درک میشود اما نمی تواند به صورت مکتوب، بیان شود. مشکلات کدگذاری و شفاهی بیان کردن، از ویژگی‌های آن (دانش ضمنی) است. دانش ضمنی تولید می‌شود اما از افرادی که مالک آن هستند جدا نیست و به عنوان مهارت و خبرگی انسانی که در ذهن افراد ذخیره شده و از طریق تجربه و تعامل با محیط بدست می‌آید، میباشد.
بخشی از دانش که در داخل سازمان تولید می‌شود، دانش صریح است که به آسانی قابل ذخیره و انتقال است. دانش صریح به آسانی قابل تشخیص است، نوشته و کد گذاری میشود و مستندکردن، اخذ و توزیع آن در فرمت‌های گوناگون آسان است، بنابراین می‌تواند در سراسر سازمان در شکل قوانین و رهنمودها بیان شود
سیستم های مبتنی بر دانش، دانش صریح را کدگذاری و قابل استفاده می کنند اما سیستم های مدیریت دانش بایستی با هر دو دانش صریح و ضمنی کار کنند. کوشش برای کدسازی همه دانش اشتباه است (تبدیل به صریح کردن) و باعث می شود که بیشتر دانش ضمنی از دست برود، همچنین انتقال و پخش دانش ضمنی مشکل است و تنها از طریق تعاملات مستقیم بین افراد توزیع میشود. ویژگی های هر یک از انواع دانشهای ضمنی و صریح در جداول (2-1) و (2-2) به صورت خلاصه بیان شده است.
مشخصات دانش صریحدانش صریح:
– درباره آگاهی است
– دانش رسمی و عینی است.
– قابل تدوین است.
– به سهولت روی پایگاه داده و اینترنت شبکه بندی میشود.
– به آسانی به دیگران از طریق نامه، ایمیل، اینترنت و … منتقل میشود.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

– به طور آگاهانه قابل دسترسی است.
– اطلاعات مرئی است.
مشخصات دانش ضمنیدانش ضمنی:
– در باره چگونه دانستن است(دانش رویه ای)
– به طور اجتماعی، سازماندهی شده است.
– دو رشته دارد: 1. دانش فنی یا چگونه دانستن و 2. دانش شناختی
– در ذهن افراد ذخیره شده است
– میتواند دانش ماهرانه از یک مهارت باشد.
– شامل ارزشها، احساسات، عواطف، نمادها، تصورات، بینش ها و… است.
– رمز گذاری و نگهداری آن در پایگاه داده ها و اینترنت دشوار است
– ارتباط و نشر آن دشوار است.
– تنها از طریق افزایش تعاملات تسهیم می شود.
– با ارزش و سرشار از تجربه و یادگیری است.شناسه زاده(1385)
از سوی دیگر، علوی و لیدنر (2000) در طبقه بندی دانش را به چهار دسته طبقه بندی کردهاند:
1- دانش ضمنی(نهفته) که در زمینه اقدامات و تجارب افراد دارد و تشکیل دهنده ی مدل های ذهنی افراد است.
2- دانش صریح (آشکار) که در مقایسه با دانش ضمنی عمومیت بیشتری داشته و به راحتی قابل انتقال است.
3- دانش فردی که در وجود فرد نهفته است و ریشه در اقدامات فردی او دارد.
4- دانش گروهی دانشی است که در سیستم های اجتماعی و فرهنگی یک سازمان نهفته است. کوک نیز طبقه بندی مشابهی از دانش ارائه داده است. مطابق نظر کوک میتوان دانش را به انواع چهارگانه صریح، ضمنی، فردی و گروهی تقسیم نمود . بررسی طبقه بندیهای ارائه شده در خصوص دانش این نکته را آشکار می کند که فصل مشترک اکثر صاحبنظران در مورد انواع دانش حول محورهای دانش ضمنی، دانش صریح، دانش فردی و دانش گروهی متمرکز شده است. بنابراین دانش میتواند صریح، ضمنی، فردی یا جمعی(سازمانی) باشد.
منابع دانشی سازمان
بعضی از منابع دانشی مستقل از سازمانی هستند که در آن قرار دارند و بعضی دیگر برای وجودشان به سازمان وابسته هستند. چارچوب هایی برای طبقه بندی منابع دانشی توسط محققین ارائه شده که در ادامه به آنها اشاره خواهد شد. هولسپال و جوشی دسته بندی از نویسندگان مختلف، در مورد منابع دانشی ارائه کرده اند که در جدول(2-3) آمده است.
مولفمنابع دانشیLeonard- Barton, 1995دانش کارکناندانشی که در سیستم های فیزیکی وجود دارد؟Petrash , 1996سرمایه انسانیسرمایه سازمانی(فرهنگ ، ساختار، فرهنگ)سرمایه مشتریSveiby, 1997ساختار خارجی(مشتریان)ساختار درونیقابلیت کارکنانHolsapple and Joshi, 2001
کیم و دیگران دانش سازمانی را از لحاظ منشاء به دو دسته تقسیم میکنند (Kim et al, 2003):
دانش تجربی: حاصل تجمیع تجربیات افراد یا سازمان در انجام وظایف و کسب و کارخود میباشد.
دانش تحلیلی: از تحلیل اطلاعات و داده های بدست آمده در عملیات و تراکنش های سازمانی حاصل میشود که الگوها و مدلها به این دسته تعلق دارند.
چه نوع دانشی را باید در سازمان مدیریت کنیمTT؟
اگر هر اطلاعاتی را گرفته و با هم مقایسه و تطبیق دهیم، به زودی در اطلاعات غرق خواهیم شد و اضافه باری اطلاعات به زودی شروع خواهد شد و قادر به تشخیص اطلاعات و دانش با ارزش، قابل اعتماد و مفید از دانش مشکوک و کم ارزش نخواهیم بود. یکی از چالش‌های سازمانی اینست که تعیین کند کدام دانش در سازمان بایستی به صریح تبدیل شود و کدامیک به طور ضمنی باقی بماند و یک موازنه برقرار شود، که این کار با توجه به عملکرد سازمان و ویژگی های دانش موجود در سازمان انجام میشود.
جوشی و هولساپل (2001) دانش را از زوایای مختلف بررسی کرده و بسیاری از ویژگی های دانش را ذکر کرده اند. چارچوب ویژگیهای دانش موجود به سازمان کمک میکند که بتواند درک بهتری از وضعیت موجود داشته باشد و بر اساس آن بتواند زمینه هایی را که درآن کمبود دارد بهتر شناسایی کند و برای دانش موجود با توجه به ویژگی آن کاربرد مناسب را کشف نماید (جدول2-4). مدیران به عنوان تصمیم‌گیرندگان در سازمان، بایستی بدانند منابع دانشی در دسترس جهت انتخاب برای «دانش درست» کدام ها هستند(Holsapple and Whinston, 1996).

ویژگی شــــــــــرحسطح مفهومیسطح شناختی دانش، عمل گرایی، هدف گذاری سیستماتیک، ایده آلیکاربرد و محتویدانش در مورد موضوعات معین (مشتریان، عرضه کنندگان، بازارها) و زمینه مسئله ، جائیکه دانش می تواند استفاده شود.درجه انتزاعطیفی از انتزاعی تا واقعیدرجه قابلیت کاربردچگونه دانش به طور گسترده می تواند در سطح (محلی، جهانی) بکار برده شوددرجه قطعیتسطح اعتماد در اعتبار دانشدرجه جزئیاتحدود عمق و گسترشدرجه اهمیتدانش برای ایجاد ارزش در رابطه با اطمینان از شایستگی سازماندرجه قابلیت سنجشمسئولیت دانش برای سنجشدرجه کاراییتخصص و خبرگی که در دانش وجود دارددرجه برگشتدانش، متا دانش، متا متا دانش و ….وضعیت دانشپیشرفت وضعیت های دانش: داده، اطلاعات، دانش، بینش، فهم، قضاوتمحلمکانی که دانش در آنجا قرار دارد(بر اساس منابع دانشی، موقعیت فیزیکی)سطح مدیریتسطح مدیریتی که در آن دانش بکار می رود(عملیاتی، کنترل و استراتژیک)وجهطیفی از ضمنی به صریحقابلیت برنامه پذیرحدی که در آن دانش قابل انتقال است و به آسانی مورد استفاده مجدد قرار می گیردکیفیتاعتبار و سودمندی دانشمنبعمنبع دانشموضوعدانش یک حوزه کاربردی، خود حوزه یا دیگر حوزه هازمان/ طول عمرجنبه های موقت دانشنوعتوصیفی، رویه ای، و دلایلی که به ترتیب با “چه “، “چگونه”و “چرایی” جنبه های دانش سروکار دارد.کاربرداستفاده برای استفاده عملی، فکری، سرگرمی، معنوی، حرفه ای یا غیر حرفه ایقابلیت تغییرحدی که درآن دانش استعداد تغییر را دارد
ضرورت و اهمیت مدیریت دانش
مدیریت دانش بدین دلیل اهمیت دارد که روشی را برای درک روشن و جامع از ابتکارات مدیریت و رویه ها ارائه می دهد. زمانی که شرکت ها در بکارگیری سرمایههای ملموس با شکست مواجه میشوند. سرمایههای دانشی میتوانند علارغم دشواری در کمی شدن، برای رشد، نوآوری، عملکرد و بقای بلند مدت سازمانها حیاتی باشند. شناسه زاده(1380)، براین باور است که به دلالیل زیر، امروزه سازمانها باید به مدیریت دانش بیش از گذشته توجه کنند.
– انفجار اطلاعات و افزایش دانش در جامعه
– پیچیدگی محصولات و تنوع خدمات در جامعه
– محیط بازار، به طور فزایندهای رقابتی شده است و نرخ نوآوری در حال افزایش است.
– فشار رقابتی میزان نیروی کار را کاهش میدهد و این دانش ارزشمند است، که کسب و کار را نگهداری میکند.
– گرایش به بازنشستگی زود هنگام و افزایش نقل و انتقال نیروی کار، منجر به هدر رفتن دانش شده است.
– تغییرات در راهبرد، ممکن است باعث از دست دادن دانش در حیطهای خاص شود.
– امروزه ضرورت مدیریت دانش برای سازمانهای کوچکتر مهمتر شده است. زیرا آنها امکانات و منابع سازمانهای بزرگ را ندارند و بیش از آنها باید منعطف باشند و درست تصمیم بگیرند. در غیر این صورت کوچکترین اشتباه میتواند برای آنها گران تمام شود.
– امروزه بیشتر سازمانها در حال ورود به بازارهای جهانی هستند. فعالیت فراملی مستلزم ارتباطات سازمانی قوی و توانایی نگهداری دانش است، که این به یادگیری فردی و سازمانی و هماهنگی فرهنگی وابسته است.
– امروزه سازمانها بر مبنای دانش رقابت میکنند و با کاربرد دانش منابع بیشتری کسب میکنند.
– کاربرد مدیریت دانش منجر به افزایش سریع تر حل مسئله، پاسخ به تغییر و انطباق با آن ، انعطاف پذیری و … میشود.
دلایل اهمیت به کارگیری مدیریت دانش
از مهمترین عللی که موجب شده تا سازمان ها به موضوع مدیریت دانش تمایل نشان دهند آن است که مدیریت دانش:
– موجب افزایش بهره وری وسوددهی می شود.
– همکاری را تقویت می نماید.
– موجب بروز و رشد خلاقیت می شود.
– موجب تشویق و نوآوری می شود.
– به برقراری و تسریع جریان انتقال دانش از تولید کننده به دریافتکننده کمک می کند.
– موجب تسهیل اشتراک اطلاعات بین کارکنان می شود.
– از دوباره کاری می کاهد.
– توان سازمان را برای مقابله با پدیده تورم اطلاعات افزایش می دهد.
– دانش کارکنان را پیش از ترک احتمالی سازمان گردآوری و ذخیره می نماید.
– کیفیت ارائه خدمات به مشتری را بهبود می بخشد.
– و از طریق افزایش سطح آگاهی سازمان نسبت به راهکارها، محصولات و عملکرد سازمان های رقیب به سازمان کمک می کند تا از گردونه رقابت خارج نشود(دهقان نجم، 1388).
اهداف مدیریت دانش
مدیریت دانش شامل فرآیند ترکیب بهینه دانش و اطلاعات در سازمان و ایجاد محیطی مناسب به منظور تولید، اشتراک و به کارگیری دانش و تربیت نیروهای انسانی خلاق و نوآور است. هدف مدیریت دانش ایجاد یک سازمان یادگیرنده و شراکت با ایجاد جریانی بین مخازن اطلاعات ایجاد شده توسط افراد قسمت های مختلف شرکت (مالی، عملکرد،هوش رقابتی، وغیره) و مرتبط کردن آن ها با یکدیگر است. به عبارت دیگر هدف نهایی مدیریت دانش ارتقای ارزش افزوده دانش موجود در سازمان به منظور توسعه و بهبود خلاقیت، بهره وری و ایجاد مزیت رقابتی برای سازمان است(دهقان نجم، 1388).
مفهوم مدیریت دانش
پیچیدگی مفهوم دانش و همچنین وجود رویکردهای مختلف در مورد مدیریت دانش باعث شده است تا نگرش واحدی در خصوص مدیریت دانش شکل نگیرد. سوکنانان (2001) می گوید برخی تعاریف از مدیریت دانش به گونه ای است که آن را حتی تا سطح مدیریت داده ها تنزل داده است.
اما مدیریت دانش چیست؟ از کجا نشأت می گیرد؟ باکویتز و ویلیام مدیریت دانش را فرایندی می داند که سازمان از طریق آن به ایجاد سرمایه حاصل از فکر و اندیشه اعضاء و دارایی مبتنی بر دانش میپردازد. مدیریت دانش به عنوان یک استراتژی با استفاده از افراد، فرایندها و تکنولوژی در پی تسخیر و سازمان دادن دانش است، به صورتی که ظرفیت های سازمانی را جهت رقابت و تولید ارزش ارتقا بخشد. از این رو باید بدانیم که مدیریت دانش صرفاً درباره فناوری نیست، بلکه در مورد فرایندها، افراد، رفتارها، جریانهای کاری و سایر عوامل دیگری است که صرفاً بر حسب فناوری اطلاعات تعریف نمیشوند. درست است که در این خصوص به فناوری اطلاعات نیازمندیم، اما نمی توانیم بگوییم که مدیریت دانش را صرفاً از طریق اجرای این برنامه ها میتوان انجام داد.
تعاریف مدیریت دانش
همانگونه که عنوان شد مدیریت دانش، مفهومی پیچیده و گسترده است و به همین دلیل صاحبنظران مختلف از زوایای گوناگون به آن نگریسته اند. درراستای تعریف مدیریت دانش تاکنون تعاریف زیادی صورت گرفته است که مختصراً در ذیل به آن ها اشاره می گردد.

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید