مهمترین مایکوتوکسین‌ها شناخته شده اند. آن‌ها توسط تنها انواع محدودی آسپرژیلوس مثل آسپرژیلوس فلاوس و آسپرژیلوس پارازیتیکوس که جزء مشکل سازترین گونه‌های موجود بشمار می‌روند، ساخته می‌شوند. حالت بروز بیماری در ارتباط با آفلاتوکسین توسط عواملی چون سن، تغذیه،گونه، انواع واحتمال ابتلای همزمان به سایر سموم مورد تاثیر قرار می‌گیرد. عمده ترین عضو مورد هدف درپستانداران، کبد می‌باشد و از اینرو آفلاتوکسیکوز در ابتدا یک بیماری کبدی محسوب می‌گردد. شرایطی که احتمال ابتلای انسان‌ها را به آفلاتوکسیکوز افزایش می‌دهد شامل کمبود غذا، شرایط محیطی که باعث کمک به رشد کپک بر روی مواد غذایی می‌شود و نبودن سیستم های قانونی جهانی کنترل و تشخیص و کنترل آفلاتوکسین می‌باشد.
آسپرژیلوس فلاوس و آسپرژیلوس پارازیتیکوس کپک‌های خودرویی هستند که بر روی سطوح بسیاری از محصولات غذایی به خصوص در شرایط رطوبت زیاد رشد می‌کنند. عمده ترین موادی که معمولا توسط آفلاتوکسین‌ها آلوده می‌شوند شامل نشاسته، فلفل، ذرت، پنبه دانه، ارزن، بادام زمینی، برنج، دانه های آفتابگردان، دانه های درختی، گندم، شیر و لبنیات و انواع ادویه جات مورد استفاده برای غذای انسان‌ها و حیوانات می‌باشد ( فراتامیکو و همکاران، 2008)37.
2-2-5-4- قارچ‌های تولید کننده آفلاتوکسین‌ها
دسته فلاوی ها از آسپرژیلوس ها شامل شش گونه مهم اقتصادی هستند که از نظر مورفولوژی و ژنتیک مشابه یکدیگر می‌باشد که معمولا بر اساس اثر آن‌ها بر روی سلامتی انسان و غذا به دو دسته کلی طبقه بندی می‌شوند. اولین گروه شامل آسپرژیلوس فلاوس، آسپرژیلوس پارازیتیکوس و آسپرژیلوس نامینوس می‌باشد که باعث تخریب اساسی محصولات می‌گردد ( سامسون و همکاران 2000)38. به علاوه این گونه‌ها می‌توانند متابولیت های ثانویه سرطان زا همانند آفلاتوکسین‌ها را نیز تولید نمایند. پس از آن، آسپرژیلوسفومیگاتوس و آسپرژیلوس فلاوس دومین عامل به وجود آورنده آسپرژیلوس درانسان‌ها می‌باشد ( دنین39 و همکاران،1998).
در بعضی موارد نام آسپرژیلوس فلاوس به اشتباه جهت معرفی گونه‌های مختلف دسته فلاوی از آسپرژیلوسبه کار برده می‌شود .در این دسته، گونه‌های جدید دیگری نیز وجود دارند که اهمیت اقتصادی کمتریدارند.گروه دوم از دسته فلاوی ها عموما شامل گونه‌های غیرتولیدکننده آفلاتوکسین همانند آسپرژیلوستاماری، آسپرژیلوس اوریزایی و آسپرژیلوس سوجایی میباشند .دو گونه آخرتوانایی تولید آفلاتوکسین را ازدست داده اند و به طور گسترده به عنوان کپک کوجی جهت تولید غذاهای تخمیری در بعضی کشورهایآسیایی مورد استفاده قرار می گیرند (سامسون و همکاران ،2000).
آسپرژیلوس فلاوس در طبیعت یکی از فراوان ترین کپک های حاصل از خاک می‌باشد و می تواند در هر نقطهاز زمین یافت گردد .آسپرژیلوس فلاوس کپکی می‌باشد که توانایی بقا در بسیاری از منابع تغذیه معدنی همانندبرگ درختان، چوب های تخریب شده، جسد حیوانات، پنبه، سیستم تهویه هوا، دانه های انبار شده و حتی انسان‌ها و حیوانات بیمار را دارا می‌باشد (کلیچ40، 1998). محدوده بهینه رشد آن بین دمای 28 تا 37 درجه سانتی گراد گزارش شده است و توانایی رشد در محدوده وسیعی از درجه حرارت، از دمای 12 تا 48 را دارا می‌باشد. این کپک معمولا به شکل میسلیم وجود دارد. لازم به ذکر است در شرایط خاص همانند هوای خشکو کمبود تغذیه میسلیوم به ساختار مقاوم تری به نام اسکروتیا تغییر شکل پیدا می‌کند .هچنین این کپک درزمستان به هر دو صورت هاگ یا اسکلروتیا یافت می‌شود و هنگامی که شرایط رشد مناسب می‌گردد، اسکلروتیا شروع به جوانه زنی جهت تشکیل کلونی های جدید می نماید(بنت و کاتی، 1998)41. روش‌های شناسایی مرسوم دسته فلاوی آسپرژیلوس توسط مشاهده مشخصات مورفولوژیکی بر روی محیط کشت کپک در محیط های گوناگون صورت می‌گیرد. با این وجود این روش‌های شناسایی عموما زمان بر بوده و نیاز به دانش میکروبیولوژیکی خاص دارد (کلیچ و پیت، 2008)42.
2-2-5-5- قوانین استاندارد بین المللی
هماهنگی و تصویب استاندارد بین المللی در این مورد بسیار مشکل می‌باشد و بیان این نکته نیز ضروری است که نه تنها پتانسیل منابع سلامت بلکه موضوعات اقتصادی و سیاسی می بایستی در این استانداردها در نظرگرفته شود. اعمال محدودیت‌هایی برمایکوتوکسین و قانونمند کردن آن‌ها می تواند توسط عوامل بسیاری همانند موضوعات اقتصادی، اجتماعی و علمی تحت تاثیر قرار گیرد که موارد عمده شامل
وجود داده های سم شناسی
وجود داده هایی در ارتباط با حضور سم در محصولات مختلف
دانش پراکندگی غلظت مایکوتوکسین در توده محصول
وجود روش‌های آنالیز
تدوین قانون ملی
نیازبه تامین غذای کافی( اگموند و جانگر،2004)43.
علاوه بر این، در هر تلاش علمی برای تعیین درجه ایمنی مایکوتوکسین، معرفی درجه ایمنی و بحرانی به کاربرده شده دراین زمینه ضروری به نظر می رسد. تعیین درجه های موثر و قابل قبول به صورت جهانی بسیار مشکل می‌باشد. در این بحث این سوال مطرح است که آیا می بایستی درجات ایمنی به اثرات مهلک ومرگ آور آفلاتوکسین ارجاع داده شود و یا پارامترهای نظیر تنزل رشد، یافته‌های آسیب شناسی ویا انحراف پارامترهای آنزیماتیک و فاکتورهای خون شناسی به عنوان معیار و ملاک مناسب برای ایمنی مدنظر قرار گیرند. تشخیص مایکوتوکسینه شدن حیوانات بر اساس مطالعات عملی بر روی سموم و حیوانات خاص و در بسیاری موارد در شرایط آزمایشگاهی سم شناسی مناسب صورت می‌گیرد، بنابراین نتایج این چنین مطالعاتی می‌تواند از زندگی واقعی و موقعیت‌های طبیعی بسیار فاصله داشته باشد. همچنین فاکتورهایی نظیر گونه، جنسیت، محیط، تغذیه و وجود سایر سموم می‌تواند بر روی نشانه‌های مسمومیت تاثیرگذار باشد. اگرچه مسئله تشخیص، مستقیما به نحوه گرفتن نمونه از تغذیه دامی که جذب سم نموده است بستگی دارد، اما به داده های سایر گروه‌های حیوانات ونتایج آزمایش پس از مرگ نیز وابسته است (گزارش سال 2003سازمان.)
کمیته استاندارد اروپا از استانداردهای متعددی برای مایکوتوکسین استفاده می‌کند. که این استانداردها در روش‌های معمول آزمایشگاهی موثر می باشند( اگموند و جانگر ،2004). در حال حاضر ارزیابی و نظارت بر روی محدودیت های جهانی و قوانین موجود برای مایکوتوکسین‌ها توسط سازمان خواروبار جهانیFAO انجام می‌گیرد. تقریبا 100 کشور در دنیا محدودیت‌های ویژه ای را برای مایکوتوکسین‌ها درغذا و مواد تغذیه ایدام ها اعمال نموده اند که با توجه به جمعیت این کشورها ، 87% از ساکنین جهان را شامل می‌شود. همه کشورها استانداردهائی در مورد مایکوتوکسین‌ها دارند، و مقداری را به عنوان مقدار حداقلی برای آن در نظر گرفته اند. ارزش گذاری اقتصادی صدمات ناشی ازمایکوتوکسین‌ها به صورت دقیق غیر ممکن می‌باشد ولی اداره کل غذا و داروی آمریکاFDA ارزیابی ای بر اساس مدل کامپیوتری تهیه نموده است. آمریکا به تنهایی سالانه نزدیک به 932میلیون دلار از محصولات خود را به دلیل آفلاتوکسین‌ها و مایکوتوکسین‌ها‌، فومونیزین ها ودی اکسی نیوالنول از دست می دهد (گزارش سال 2010). ضرر اقتصادی ناشی از وجود آفلاتوکسین در موارد غذائی در بعضی کشورها همانند آمریکا ، آرژانتین و چین در بیشترین حد قرار دارد .
2-2-5-6- محدودیت‌های جهانی آفلاتوکسین‌ها در تغذیه
در مقایسه با سال 1995، حداکثر میزان متغیر آفلاتوکسین B1 در غذا تغییر چندانی نکرده ودامنه آن به میزان اندکی کوچک گردیده?g/Kg 20-1 و میزان میانگین آن?g/Kg2می‌باشد که این میزان هم اکنون در 27 کشوراجرا می‌گردد. اکثر این کشور ها متعلق به اتحادیه اروپاEU می باشند. از سال 1998حد مشخصی برای مصرف آفلاتوکسین اجباری گردید. بسیاری از کشورهای داوطلب اروپایی قوانین بین المللی خود را با اتحادیه اروپا هماهنگ نموده اند محدودیت دیگر در برابر ?g/kg5 می‌باشد که توسط 19 کشور آفریقایی، آسیایی،اقیانوسیه، آمریکای لاتین و اروپا اجرا می‌گردد (اولسن، 2005).
محدودیت‌ها مربوط به مقدار افلاتوکسین در سال‌های اخیر دستخوش تغییرات زیادی شده است که دربازه?g/kg1-35 متغیر می‌باشد. با این وجود بیشترین محدودیت برابر با?g/kg 4 است که در28 کشور اجرا می‌گیرد که این کشورها عمدتا جزو کشورهای بشمار می‌روند که سطح سلامت زندگی در آنان بالا است. پیک اصلی دیگر در کشورها آمریکای لاتین و بسیاری از کشورهای آفریقایی می‌باشد که مقدار?g/kg 20 است.
آفلاتوکسین B1 مهمترین نوع آفلاتوکسین از نقطه نظر سمیت و نیز شیوع می‌باشد. به طور کلی غلظت مجموع آفلاتوکسین‌هایG2،G1 و B2 کمتر از غلظت افلاتوکسین B1در محصولات می‌باشد. نسبت پیدایش آفلاتوکسینB1 به مجموع آفلاتوکسین‌ها به طور متوسط 1 به 8/0 می‌باشد. در سال 2002 قوانینی برای افلاتوکسین M1در 60 کشور عضو وضع شد که در مقایسه با سال 1995 سه برابر افزایش از خود نشان داد. اتحادیه اروپا ،EFTA و کشورهای داوطلب اروپا دارای بیشترین پیک در حدود ?g/kg 05/0 می‌باشند. ولی بعضی کشورها در اسیا، افریقا و امریکای لاتین نیز این محدودیت را اجرا می‌کنند که در حدود ?g/kg 5/0 می‌باشد. این 2 در امریکا و بسیاری از کشورهای اسیا و اروپا به کار می روند که به عنوان حد مشترک معروف شده است ( اولسن،2005)44.
2-2-5-7- روش‌های کاهش آفلاتوکسین:
1-فیزیکی
انتخاب دستی ، روش تعیین چگالی برای گندم و سایر غلات ، فرایند پاک کردن خشک ، آسیاب کردن ، استفاده از جاذب ها مانند کربن فعال احتمال جذب ریز مغذی های مهم از نقاط ضعف روش مورد نظر در سم زدایی است.
2-شیمیایی
اصلاح دانه ها توسط بعضی از مواد شیمیایی نیز امکان پذیر است. تقریبا 100 ترکیب وجود دارد که از تولید افلاتوکسین جلوگیری می‌کند. اکثر این ترکیبات از طریق جلوگیری از رشد قارچ‌ها از این کار جلوگیری می‌کنند. دی کلروواس و کافئین جزء 2 بازدارنده مهم در سنتز افلاتوکسین هستند. مواد دیگر نظیر ترکیبات الکالینی مانند آمونیاک و هیدروکسید سدیم و کلسیم ، استفاده از مواد اکسید کننده مثل سفید کردن آرد با کلر ، بی سولفیت سدیم
3-کاهش آلودگی با استفاده از عوامل میکروبی
دو گونه رامنوس جی جی و ال رامنوس 705LC بیشترین خاصیت را جهت حذف آفلاتوکسین‌ها دارند. این گونه‌ها مربوط به باکتری‌های اسید لاکتیکی در محصولات غذایی مورد استفاده قرار می گیرند و استفاده از آنان جهت حذف سم افلاتوکسین از غذاهای آلوده از ظنر اقتصادی مقرون به صرفه است به همین منظور از این باکتری‌ها برای حذف افلاتوکسین استفاده می‌گردد که غلظت باکتری‌ها برای حذف AFB بایستی بیشتر از 109 باکتری بر میلی لیتر بیشتر باشد تخمین زده شده است که 107 مولکول AFB به یک باکتری پروبیوتیکی متصل خواهد شد سالمینن و همکاران (2010 )45.
2-2-5-8-آفلاتوکسین در شیر
اگر آفلاتوکسین B1 به تنهایی یا همراه آفلاتوکسین‌های دیگر موجود در خوراک دام، بوسیله حیوانات خورده شود در ترشحات و بافت‌های آن‌ها به توکسین های دیگری تبدیل می‌شود که به سم شیر معروف است این سم آفلاتوکسین M نام گرفت که این نام شاخصی از منبع جداسازی آن یعنی شیر(Milk) بود. انواع مختلفی از این نوع آفلاتوکسین تحت عناوین M4, M2, M1 وجود دارد که در این بین آفلاتوکسین1M به نام سم شیر نامگذاری شده است. در اینجا بایستی اذعان داشت که بین جذب آفلاتوکسین B1 درروز و محتوای آفلاتوکسین M1 در هر کیلوگرم شیر تولیدی رابطه خطی وجود دارد که به قرار زیر می‌باشد:
AFM1 (mg/kg) = 1.9 consumption AFB1 (mg/day) + 1.9
اکثر تحقیقات میزان تبدیل آفلاتوکسین B1در جیره به آفلاتوکسین M1 را بین 4-1% یا 3-1% اعلام کرده اند. ولی مقادیر تبدیل حتی تا 6% در مصارف بالای روزانه سم آفلاتوکسین B1 گزارش شده است.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   پایان نامه با واژه های کلیدی determination، Interaction، Technology
دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید