ا در کل یعنی شیر کم چرب تعیین کرده است. علاوه بر این بررسیهای نظارتی در چندین کشوردر سرتاسر جهان مکرراً در حال انجام است تا میزان آفلاتوکسین M در شیر و محصولات شیری تعیین گردد. تنها چند مورد از آن‌ها مربوط به وجود آن در ماست است.
به منظور تعیین آلودگی شیر و بعضی از محصولات لبنی تولید شده در دو ایالت نیجریه مطالعه ای توسط آتاندا و همکاران (2007) انجام شد. نمونه‌هایی از شیر انسان، گاو- ماست – بستنی – و نونو به صورت تصادفی از دو بخش محلی نامبرده جمع آوری شده و از نظر میزان آفلاتوکسین M توسط روش TLC 2 بعدی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. اگر میزان آلودگی نمونه ای از شیر و بستنی از 4 میکروگرم و 40/2 میکرو گرم بالاتر بود نمونه‌ها مورد نظر جهت آزمایش بکارگرفته شد.
مقادیر 4 میکرو گرم در شیر گاو ایالت اودرا یافته شد. این مقدار بیانگر غلظت بالای آفلاتوکسین M در رژیم غذایی افریقا برابر 002/0 میکرو گرم می‌باشد. بنابراین غلظتAFB در خوراکی‌های که به AFM تبدیل می‌شود جز اقداماتی است که باید از طریق به کارگیری اقدامات تولیدی مناسب و ذخیره سازی خوب کاهش یابد. علاوه بر این بایستی اقدامات کنترلی محدودکننده تری در زمان فرآوری و توزیع این محصولات انجام میگیرد.
شاهین و همکاران62 (2007) توانایی بعضی از گونه‌های باکتریای اسید لاکتیکی برای حذف آفلاتوکسین Bاز محیط های آلوده را مورد بررسی و مطالعه قرار دادند. 12 گونه از 40 گونه جدا شده از ماست – شیر خام – پنیر کارسیک بیانگر اتصال این میکروارگانیسم‌ها بهآفلاتوکسین B هستند. لاکتو باسیلوس لاکتیس و استرپتوکوکوس ترموفیلوس بیشترین اتصال را به 1AFB را داشتند . سلولهای مرده لاکتیس و ترموفیلوس به نسبت بیشترین سطح اتصال را به AFB1 را داشتند. سلول های مرده لاکتیس و ترموفیلوس به نسبت های 1/86 و 100 درصد متصل شدند. شستشوی سلول های لاکتیس متصل به AFB توسط محلول بافر- متانول و کلروفورم ، سمی به مقدار 13/13- 0/20 و 5/27 را تولیدنمودند. محصول بافر و متانول قادر به آزادسازی مجموعه AFB1تولید شده با کمک سول های مرده و زنده ترموفیلوس نیستند. در حالیکه کلروفورم باعث جدا شدن مقادیر مختلفی از آفلاتوکسین از سلول های زنده، سلول های در حالجوش و سلول های اتوکلاو شده به ترتیب به مقدار 5/39 و 0/17 و 12/28 شد. قرص سلول‌های مرده لاکتیس باعث حذف 100 درصدی AFB هایی شد که باعث آلودگی ذرت- افتاب گردان و روغن سویا می‌شوند.در حالیکه سلول های مرده ترموفیلوس باعث حذف 8/96، 81 و 96 درصدی سم از روغن می‌شوند. مطالعات قبلی نشان دادند که 2 گونه پروبیوتیکی رامنوس جی جی و رامنوسLC-705 قادر به حذف موثر AFB از محصول می باشند.
مقاله حاضر توانائی 6 گونه لبنیاتی از لاکتوباسیلوس و بیفیدوباکتریوم برای حذف M از محلول نمکی فسفات PBS و شیر باز سازی شده را تشریح می نماید. باکتری‌های مورد نظر در هر دو محیط BPS وشیربازسازی شده قرارداده شدند که حاوی 5-10 و 20 نانوگرم بر میلی گرم بوده و در دمای 0 تا 40 و 37 درجه سانتی گراد به مدت 24 ساعت نگهداری شدند. بعد از سانتریفیوژ کردن غلظت آفلاتوکسین M در بخش ماده شناور و در سطح با استفاده از HPLC تعیین شد. توانایی اتصال آفلاتوکسین M توسط لاکتوباسیلوس و بیفید باکتروم زنده و گونه تلف شده با گرما در محیط PBS به ترتیب از 22/10 تا 65/26 درصد و 04/14 تا 97/25 و از 85/12 تا 31/27 درصد برای گونه‌های زنده و تلف شده در اثر گرما در مدت 4 ساعت متغیر است. از آنجائیکه بیفید باکتریوم Bb13 بهترین ماده اتصال دهنده بود ضعیف ترین مورد حذف اسیدوفیلوس NCC68 انجام گرفت. عمل اتصال برگشت پذیر است و درصد کمی از AFMبه محلول باز می گردند. غلظت سم و دوره انکوباتورگذاری هیچ تاثیری بر رو.ی حذف AFM توسط باکتری در 2 محیط PBS و شیر بازسازی شده ندارد (کاباک،2008)63.
بر طبق تخمین ها و محاسبات اخیر تا به حال حدود صد هزار کپک شناخته شده است که از این تعداد بالغ بر 400 گونه سمی بوده که از این مقدار 50 % قادر به تولید ترکیبات سمی یا ترکیباتی هستند که باعث ایجاد مشکلاتی در بخش هایی از جهان می‌شوند. توزیع و پراکندگی حبوبات و دانه های روغنی و سایر غلات توسط کپک‌های تولید کننده مایکوتوکسین از جمله مواردی هستند که به تعداد فراوان در جهان یافت می‌شوند. متابولیت‌های سمی طبیعتاً در غذاها وخوراک های بدست آمده از حبوبات (دانه های غلات، جو ، ذرت خوشه ای،جو صحرایی، برنج ، گندم سیاه ، گندم) سبزیجات خوردنی، سویا و بادام زمینی یافت می‌شوند. غذاهای آلوده به سموم قارچی خطراتی را برای سلامت حیوانات ایجاد کرده و در نتیجه باعث وارد آمدن تلفات اقتصادی زیاد می‌گردند که ناشی از شرایط نگهداری نا مناسب است. علاوه بر این ممکن است غذاهای آلوده به صورت مستقیم و غیر مستقیم خطراتی را برای سلامتی انسان به همراه داشته باشند. مهم نیست که از کدام استراتژی برای حذف سم استفاده می‌گردد بلکه بایستی شاخص های زیر را رعایت نماید:
بایستی از طریق تبدیل ترکیب سمی به غیر سمی فعالیت مایکوتوکسین متوقف شده و از بین برود.
هاگ های قارچ و ساقه ها را بایستی تخریب نمود آن هم به گونه ای که دیگر سموم جدید تولید نشوند.
غذاها و خرواک ها ارزش غذایی خود را حفظ کند و لذیذ باقی بمانند.
خواص فیزیکی مواد خام به مقدار قابل توجهی تغییر نیابد و اینکه انجام این کار از نظر اقتصادی مقرون به صرفه باشد.
اصولاً سه اجتناب از اثرات مضر آلودگی غذاها و خوراک ها توسط مایکوتوکسین‌ها وجود دارد.
جلوگیری از آلودگی
حذف آلودگی از غذاها و خوراک ها آلوده به مایکوتوکسین
جلوگیری از جذب
سموم موجود در غذاهای هضم شده در مجرای گوارش. کاملترین رویکرد نظری در جلوگیری از آلودگی توسط مایکوتوکسین تولید حبوبات و گیاهان خوراکی برای حیوانات آن هم به گونه‌ای است که در مقابل آلوده کننده مقاوم باشند و در نتیجه هیچ مایکوتوکسینی تولید نخواهد شد. در تولید گندم و ذرت بایستی تاجائیکه می توان میزان مقاومت را افزایش داد. بر طبق داده های بدست آمده در تحقیقات پژوهشی آلمان‌، حدود 25% از مناطق تحت کشت گندم توسط گونه‌های مقاوم اشغال شده است. علیرغم پیشرفت های حاصله در امر تولید مثل و تکثیر، ولی هنوز مقاومت کامل حاصل نشده است. روش کاربردی دیگر، جلوگیری از رشد قارچ‌ها و تولید مایکوتوکسین توسط آن‌هاست. در ابتدا، بایستی روش‌های مناسبی برای، جمع آوری محصول و ذخیره سازی و فرآوری محصول به کار گرفت تا بتوان از رشد قارچ‌ها جلوگیری نمود. اصلاح دانه ها توسط بعضی از مواد شیمیایی نیز امکان پذیر است. تقریبا 100 ترکیب وجود دارد که از تولید آفلاتوکسین جلوگیری می‌کند. اکثر این ترکیبات از طریق جلوگیری از رشد قارچ‌ها از این کار جلوگیری می‌کنند. دی کلروواس و کافئین جزء 2 بازدارنده مهم در سنتز آفلاتوکسین هستند.
بر طبق گزارش رودریگوئز و ماهونی64 بعضی از سورفکتانت65 ها قادر به متوقف کردن رشد آسپرژیلوس فلاووس و سنتز آفلاتوکسین هستند. وقتی بتوان جلوی آلودگی را گرفت بایستی بتوان قبل از استفاده از مواد خام برای اهداف غذایی و خوراکی فرایند آلودگی زدایی را انجام داد. ساده ترین روش حذف فیزیکی دانه های آلوده بکارگیری روش انتخاب دستی66 است. این کار نوعی فرآیند وقت گیر و در موارد بسیاری غیرقابل اجرا است. روش‌های چگالی67 برای گندم – غلات و جو بکار گرفته شد. حذف جزئی و اندک مایکوتوکسین را می توان از طریق پاک کردن خشک68 دانه ها و فرآیند آسیاب کردن69 انجام داد. آسیاب کردن باعث پخش شدن و افزایش مقدار مایکوتوکسین در سبوس و کاهش مقدار آن در آرد می‌گردد. اکثریت مایکوتوکسین‌ها در مقابل گرما مقاوم هستند به همین خاطر روش‌های اصلاحی به کار گرفته در فن آوری صنایع غذایی تاثیر قابل توجهی بر روی مایکوتوکسین‌ها ندارد. تلاش های زیادی در چندین کشور جهت یافتن روش‌های مقرون به صرفه اقتصادی در از بین بردن ساختار مایکوتوکسین و تبدیل آن‌ها به موادی غیر سمی آن هم از طریق مواد شیمیایی مختلف انجام گرفته است. ترکیبات الکالینی نظیر آمونیاک هیدرکسید سدیم و کلسیم از جمله موادی هستند که برای تخریب و تجزیه آفلاتوکسین به کار گرفته می‌شوند.اگرچه که چنین اقداماتی باعث کاهش غلظت مایکوتوکسین‌ها به صورت تقریباً کامل می‌شود ولی این مواد شیمیایی تا حد زیادی باعث از بین رفتن مواد غذایی می‌شوند. تاثیر عوامل دی اکسید کننده نیز موضوعی است که مورد مطالعه قرار گرفته است. سفید کردن آرد با کلرین در آسیاب های صنعتی باعث کاهش قابل توجه این ماده می‌گردد.بی سولفیت سدیم آبدار بیشتریم مقدار کاهش در مایکوتوکسین‌ها را سبب می‌شود. چنین اصلاحاتی در مورد غلاتیکه مورد مصرف غذایی قرار می گیرند بسیار قابل توجه است. در نهایت اینکه می توان گفت بعضی از مواد جاذب نمی باشند. چنین جاذب هایی در مکمل های غذایی به کار گرفته می‌شوند. که شامل جذب موفق آفلاتوکسین B در ماده پاتولین و آکراتوکسین A در کربن فعال می‌باشد. احتمال جذب ریز مغذی های مهم نقطه ضعف روش‌های مورد نظر در سم زدایی می‌باشد. بعضی از جاذب ها در غذاها به عنوان مکمل ها به کار گرفته می‌شوند. اگرچه روش‌های مختلف به کار گرفته شده تا حدی موفق عمل نمودند، ولی دارای اثر بخشی محدود و پتانسیل از دست رفتن ارزش غذایی می باشند و معمولاً پر هزینه می باشند. بسیاری از کارگران فعال در مزرعه معتقدند که بهترین راه حل برای زدودن آلودگی می تواند روش تجزیه زیستی باشد که امکان حذف مایکوتوکسین تحت شرایط ملایم و بدون استفاده از مواد شیمیایی مضر و از دست رفتن مقدار قابل توجهی از ارزش های غذایی مورد نظر را فراهم می‌آورد.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   پایان نامه با موضوع دستور زبان، ابزار ارتباط

2-4- تجزیه زیستی مایکوتوکسین‌ها، موقعیت های فعلی و رویکرد های آتی
2-4-1- حذف آلودگی با استفاده از تخمیر
عقیده حذف آلودگی از حبوبات توسط تخمیر در اوایل دهه 80 مطرح شد. استفاده از غلات آلوده به زرالنون برای تولید اتانول آن هم از طریق روش تخمیر توسط بنت و همکارانش70 در سال 1981مطرح شد. بنابراین آلودگی را از مواد جامد و محلول باقی مانده که در غذای حیوانات به کار گرفته شده اند زدوده شدند. مطالعات ساوینیسکی و آسادی71 در سال 1983 نشان دادند که غلات آلوده به سم 2F را می توان به عنوان بستری برای تخمیر بکار گرفت. در ابتدا میزان فعالیت سم به مقدار 10 برابر کاهش یافت و اینکه کل سم در مایع تخمیر باقی ماند در حالیکه هیچ گونه سمی در پروتئین یافت نشد. مقالات متعددی در ارتباط با نابودی مایکوتوکسین‌ها در طی فرآیند تخمیر آب جو و شراب منتشر شد. بر طبق داده های منتشر شده در آب جو های اروپایی نمی‌توان زرالنون و آفلاتوکسین‌ها را یافت نمود و آکراتوکسین A را نیز به ندرت می توان به مقداری بیشتر ازng/ml1 یافت نمود. در میان گزارشات مربوط به اثرات بالقوه تخمیر اتانول توسط مخمرها بر روی مایکوتوکسین‌ها، مقاله ارائه شده توسط فلش و ویت شرمن در سال 1994 بسیار جالب توجه است. این محققین به بررسی تجزیه تری کوتکین و ایزو تری کوتکین در طی فرآیند تخمیر الکل موجود در آب انگور پرداختند. در نتیجه مشخص شد که ایزوتری کوتکین – تریکوتکولون و چندین ماده نامشخص دیگر از ماده تری کوتکین بوجود می آیند. 2 تا از این ماده‌ها به نام‌های 6/0 FA و 4TSS شناخته شده هستند. این مواد جزء مشتقات تری کوتکین هستند و فاقد گروه های اپوکسید می باشند. با توجه به مکانیزم تجزیه آن پیشنهاد شده است که احتمالاً آنزیم افی هیدروکسیلاز ایفای نقش می نماید. البته بعدها مشخص شد مقدار قابل توجهی (20%) از مایکوتوکسین‌ها توسط مخمرها جمع آوری می‌شوند (باتا و همکاران72،1999).
در دهه 1960 سیگلر و همکاران73 100

دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید