نتی گراد

نمونه
غلظت آفلاتوکسین M1 (g/lµ)
c (mean ± SD)
درصد کاهش آفلاتوکسین M1 موجود

میزان آفلاتوکسین M1 تلقیح شده
µg/l 05/0
میزان آفلاتوکسین M1 تلقیح شده µg/l 1/0
میزان آفلاتوکسین M1 تلقیح شده µg/l 05/0
میزان آفلاتوکسین M1 تلقیح شده µg/l 1/0
شیر پاستوریزه شده
a 003/0± 049/0
a 004/0 ± 087/0

شیر پس از حرارت دهی
a 004/0± 049/0
a 006/0± 087/0
0/0
0/0
پایان گرمخانه گذاری
b 006/0± 038/0
b 008/0± 061/0
4/22
5/29
هفته اول نگهداری بستنی
b 005/0± 037/0
b 004/0± 061/0
4/24
5/29
هفته دوم نگهداری بستنی
b 008/0± 036/0
b 006/0± 060/0
5/26
0/31
هفته سوم نگهداری بستنی
b 003/0± 036/0
b 007/0± 059/0
5/26
1/32
هفته چهارم نگهداری بستنی
b 007/0± 034/0
b 005/0± 059/0
6/30
1/32
aوb داده های بالا نویس شده در جدول تفاوت معنی دار ندارند (01/0p).
cمیزان متوسط داده های هفت نمونه آنالیز شده در پنج تکرار
در پژوهشی دیگر که توسط پلتونن و همکاران (2001) انجام گرفت توانایی اتصال آفلاتوکسین B1 ، 12 گونه لاکتوباسیلوس ، 5 گونه بیفیدوباکتریوم و سه گونه لاکتوکوکوس در محلول بافر را پیشنهاد کرد. در مطالعه آن‌ها گونه لاکتوباسیلوس 7/59 -3/17 درصد با آفلاتوکسین B1 اتصال پیدا کرد، گونه بیفیدوباکتریوم 7/48-0/18 درصد با آفلاتوکسین B1 اتصال پیدا کرد و گونه لاکتوکوکوس 1/41 -6/5 درصد با آفلاتوکسین B1 اتصال یافت.
پیریدز و همکاران (2000) فعال سازی معنی داری در توانایی حذف آفلاتوکسین B1 توسط گونه لاکتوباسیلوس‌ها به استثناء گونه لاکتوباسیلوس لاکتیس کرموریس ARH74 را گزارش کردند.
بر اساس مطالعات انجام گرفته توسط ال نظامی و همکاران (1998) با عملیات حرارتی، گونه‌های لبنی از باکتری‌های اسید لاکتیک توانایی مشابه در حذف آفلاتوکسین B1 مانند باکتری‌های زنده دارند این نتایج مطالعه قبلی کاباک را نیز تایید می‌کند. با این حل گزارش شده است که در عملیات حرارتی سلول باکتری توانایی خود را برای حذف آفلاتوکسین B1 احتمالا از طریق دناتوره شدن پروتئین و یا تشکیل محصولات واکنش مایلارد بین پلی ساکاریدها و پپتیدها و پروتئین ها بهبود داده است . النظامی در سال 1998 گزارش کرد حذف آفلاتوکسین B1 با افزایش غلظت آفلاتوکسین B1 افزایش نیافت و نیز لین و براکت (1995) گزارش کردند که درصد حذف آفلاتوکسین B1 با افزایش غلظت سم کاهش یافت.
بولوگنانی و همکاران (1997) و موروتومی وموتایی (1986) و تاناب و همکاران (1991) و همچنین راجندران و اوهتا (1998) اظهار داشتند که مولکول آفلاتوکسین بر روی ترکیبات دیواره سلولی باکتری‌ها اتصال پیدا کرده است . پپتیدوگلیکان و پلی ساکارید دیواره سلولی دو عنصر مهم ممکن برای اتصال سم به باکتری‌های اسید لاکتیک می‌باشد. گمان می رود که سطح هیدروفوبیک سلول ممکن است در اتصال این مکانیسم نقش مهمی داشته باشد.بر اساس پژوهش های صورت گرفته توسط دساکو و همکاران (1980) ، براکت و مارس (1982) کاهش pH در مدت زمان تخمیر باعث تغییر ساختمان پروتئین‌های شیر مانند کازئین می‌گردد. تغییر ساختمان کازئین می تواند سبب اتصال AFM1 به این پروتئین گردد .
نتایج حاصل از مطالعه ای که توسط هاسکارد و همکاران در سال (2001) انجام شد تایید کرده است ، 99 درصد حذف آفلاتوکسین B1 به وسیله حلال برای اتصال سطحی به باکتری وجود دارد. بر اساس نتایج میکروسکوپ الکترونی درگیری سطحی اگزوپلی ساکاریدها برای هر دو گونه لاکتوباسیلوس رامنوس GG و لاکتوباسیلوس رامنوسLC 705 در شرایط بهینه اتصال اتفاق می افتد . پروناز E، لیپاز ، m- پریدیت ، میزان قدرت یونی بالا (تا حدود 3)، استفاده از یون های فلزی تک ظرفیتی (NaCl) و دو ظرفیتی (CaCl2) و محدوده pH (5/8- 5/2 ) تاثیر معناداری در اتصال آفلاتوکسین B1 ندارد. کاربرد واکنش الکترواستاتیک و اتصال هیدروژنی نقش مهمی ایفا نمی‌کند. تایید شده است که اتصال عمدتا با ترکیبات کربوهیدرات و پروتئین رخ می دهد. تاثیر اوره به عنوان عامل آنتی – هیدروفوبیک در اتصال نشان می دهد که فعل و انفعالات هیدروفوبیک مهم هستند. نتایج حاصل از مطالعه ای که توسط کوپلولو و همکاران (2004) انجام شد، تایید کرده است که هر دو گونه لاکتوباسیلوس دلبروکی زیرگونه بولگاریکوس 2-CH و استرپتوکوکوس ترموفیلوس 36-ST توانایی اتصال با آفلاتوکسین M1 و کاهش آن را در تولید ماست داشتند.
با توجه به مطالعه کاباک و همکاران (2008) توانایی اتصال 6 گونه لبنی از لاکتوباسیلوس‌ها و بیفیدوباکترها در کاهش آفلاتوکسین M1 از محلول نمکی بافر فسفات و شیر بررسی شد. بیفیدوباکتریوم بیفیدوم BB13 بهترین اتصال را داشت و ناچیزترین کاهش از لاکتوباسیلوس اسیدوفیلوس 68NCC بدست آمد. غلظت سم و مدت انکوباسیون در حذف آفلاتوکسین M1 بوسیله باکتری‌ها در هر دو محیط محلول نمکی بافر فسفات و شیر تاثیر نداشت.
اوتلی و همکاران در سال (2000) این طور بیان کردند که آفلاتوکسین‌ها بوسیله متابولیسم باکتریایی از محلول حذف نمی‌شوند بلکه به باکتری‌ها متصل می‌شوند آن‌ها همچنین گزارش دادند که توانایی اتصال بیفیدوباکترها به آفلاتوکسین B1 (60-25) درصد می‌باشد.
طبق مطالعات انجام شده توسط پیریدز و همکاران (2000)، ال نظامی و همکاران (2002) و هاسکارد و همکاران (2001) ، در کنار اتصال آفلاتوکسین B1، اتصال دیگر آفلاتوکسین‌ها، آفلاتوکسین B2، آفلاتوکسین B2a ، آفلاتوکسین M1 ، آفلاتوکسین M2، آفلاتوکسین G1، آفلاتوکسین G2مطالعه شده است. به طور معمول، این آفلاتوکسین‌ها به صورت موثر اتصال نمی یابند.
بر اساس مطالعه صورت گرفته توسط هاسکارد (2001) ثبات ترکیبات آفلاتوکسین B1 که با گونه‌های خاص پروبیوتیک هم به صورت زنده و هم غیر زنده (از بین رفته با حرارت یا اسید)تشکیل شده اند بررسی شد پس از 5 استخراج مقدار قابل توجهی از آفلاتوکسین B1 با باکتری‌های غیر زنده باقی مانده با بالاترین میزان آفلاتوکسین B1 متصل باقی می‌ماند. اتوکلاو و فراصوت آفلاتوکسین B1 قابل تشخیص را استخراج نمی‌کند در تمامی موارد اتصال به صورت طبیعی برگشت پذیر است و ثبات ترکیبات تشکیل شده به گونه باکتری ، رفتار باکتری و شرایط محیطی بستگی دارد.
در پژوهش دیگر نیبوم (2007) توانایی اتصال 11 گونه باکتریایی پروبیوتیک به سیانوتوکسین را بررسی کرد لاکتوباسیلوس رامنوس GG و لاکتوباسیلوس رامنوسLC 705 و بیفیدوباکتریوم لانگوم 46 و بیفیدوباکتریوم لاکتیس 420 و BB12 بیشترین تاثیررا در کاهش سم پپتیدی سیانوباکتر داشتند که حذف به طور موثربه دمای انکوباسیون ، pH، بقاء سلول و دانسیته سلول باکتری بستگی دارد کاهش بهینه سم در 37 درجه سانتی گراد برای 5 گونه بدست آمد. درصد حذف سم با افزایش دما افزایش یافت در 4 درجه سانتی گراد به طور واضح هیچ حذفی از میکروسیستین ها مشاهده نشد که می تواند بیان کننده این باشد سلول های باکتری‌ها در 4 درجه سانتی گراد از نظر متابولیکی غیر فعال هستند اما در دماهای بالاتر از نظر متابولیکی فعال می‌شود که نیازمند فعالیت آنزیمی هستند.
در پژوهشی دیگر در دهه 1960 سیگلر و همکاران 1000 میکرو ارگانیسم را از نظر توانایی آن‌ها جهت تجزیه آفلاتوکسین‌ها مورد بررسی قراردادند. و در این بین تنها یک باکتری به نام فلاووباکتریوم اورانتیناکوم 184-B قادر به حذف معکوس آفلاتوکسین از محلول بود. بررسی های اولیه نشان داد که pH و دما بر روی جذب سم توسط سلول ها تاثیر می گذارد. مقدار قابل توجهی از سلول ها به طور دائم درصد بالائی از آفلاتوکسین را از محلول حذف می نمایند. بسیاری از سول هایی که توسط حرارت غیر فعال شده اند با بعضی از آفلاتوکسین‌ها پیوند می‌دهند که به سادگی از طریق شستشو با آب احیا می‌شوند.
شاهین و همکاران (2007) توانایی بعضی از گونه‌های باکتریای اسید لاکتیکی برای حذف آفلاتوکسین B از محیط های آلوده را مورد بررسی و مطالعه قرار دادند. 12 گونه از 40 گونه جدا شده از ماست، شیر خام، پنیر کارسیک بیانگر اتصال این میکروارگانیسم‌ها به آفلاتوکسین B هستند. لاکتو باسیلوس لاکتیس و استرپتوکوکوس ترموفیلوس بیشترین اتصال را به 1AFB را داشتند. سلولهای مرده لاکتیس و ترموفیلوس به نسبت بیشترین سطح اتصال را به AFB1 را داشتند. سلول های مرده لاکتیس و ترموفیلوس به نسبت های 1/86 و 100 درصد با متصل شدند. شستشوی سلول های لاکتیس متصل به AFB توسط محلول بافر- متانول و کلروفورم، سمی به مقدار 13/13- 0/20 و 5/27 را تولید نمودند. محصول بافر و متانول قادر به آزادسازی مجموعهAFB1 تولید شده با کمک سول های مرده و زنده ترموفیلوس نیستند. در حالیکه کلروفورم باعث جدا شدن مقادیر مختلفی از آفلاتوکسین از سلو لهای زنده، سلول های در حال جوش و سلول های اتوکلاو شده به ترتیب به مقدار 5/39 و 0/17 و 12/28 شد. قرص سلو لهای مرده لاکتیس باعث حذف 100 درصدی AFB هایی شد که باعث آلودگی ذرت- افتاب گردان و روغن سویا می‌شوند. در حالیکه سلول های مرده ترموفیلوس باعث حذف 8/96، 81 و 96 درصدی سم از روغن می‌شوند. مطالعات قبلی نشان دادند که 2 گونه پروبیوتیکی رامنوس جی جی و رامنوس LC-705 قادر به حذف موثر AFB از محصول می باشند.
6-4 ارزیابی تاثیر غلظت آفلاتوکسین M1 بر تغییرات رشد جمعیت میکروبی لاکتوباسیلوس رامنوسGG در مدت زمان نگهداری
آنالیز آماری جمعیت باکتری‌های استارتر پروبیوتیک لاکتوباسیلوس رامنوس GG در بستنی شاهد و آلوده به آفلاتوکسین M1 در پایان مرحله نگهداری در جدول (6-4) و پیوست (د-1) نشان داده شده است.
از تجزیه آماری داده های مربوط به رشد جمعیت میکروبی لاکتوباسیلوس رامنوس GG بین بستنی شاهد و آلوده به آفلاتوکسین M1 در دو غلظت ppb) 05/0 ، 1/0) در مدت زمان نگهداری تفاوت معنی داری (05/0p) مشاهده می‌گردد.
همچنین در بستنی‌های حاوی آفلاتوکسین M1 با غلظت ( ppb 05/0 ، 1/0) تفاوت قابل ملاحظه ای (05/0p) در کاهش جمعیت میکروبی مشاهده نشد.
لگاریتم جمعیت میکروبی لاکتوباسیلوس رامنوس GG در پایان هفته سوم نگهداری در بستنی شاهد و آلوده به آفلاتوکسین M1 در دو سطح (ppb 05/0، 1/0) به ترتیب 1-CFU g 81/6 ، 46/6 ، 45/6 بود.
لگاریتم جمعیت میکروبی لاکتوباسیلوس رامنوس GG در مرحله نگهداری بستنی در هر سه غلظت (ppb 1/0، 05/0 ، 0 ) در نمودار (4-8) آمده است.
جدول شماره 4 – 6 : اثر زمان و غلظت آفلاتوکسین بر رشد جمعیت میکروبی لاکتوباسیلوس رامنوس GG در مرحله نگهداری

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   پایان نامه با موضوع ساختمان فعل، فعل مضارع، صدق و کذب

تیمار
زمان (هفته)

1
2
3
شاهد
29/10±65/0 aA
97/7±52/0 bA
81/6±38/0 cA
آفلاتوکسین با غلظت 05/0 ppb
97/9±6/0 aA
86/6±45/0 bB
46ُ/6±31/0 bB
آفلاتوکسین با غلظت 1/0 ppb
89/9±49/0 aA
68/6±48/0 bB
45/6±46/0 bB
داده ها نشان دهنده میانگین ± انحراف استاندارد می‌باشند. اختلاف در حروف لاتین کوچک نشاندهنده اختلاف معنی دار بین میانگین ها در طول زمان و اختلاف در حروف لاتین بزرگ بیانگر اختلاف معنی دار بین میانگین های نمونه‌ها به ازای مقادیر آفلاتوکسین می‌باشد.

در این پژوهش میزان کاهش جمیت میکروبی لاکتوباسیلوس رامنوس GG در پایان هفته سوم نگهداری در نمونه‌های شاهد و حاوی آفلاتوکسین با غلظت(ppb 05/1،0/0)به ترتیب(48/3، 51/3 ،44/3) سیکل لگاریتمی بود.

نمودار 4- 8 : اثر زمان و غلظت آفلاتوکسین بر جمعیت میکروبی لاکتوباسیلوس رامنوسGG در زمان نگهداری
4-7- ارزیابی تاثیر غلظت آفلاتوکسین M1 بر تغییرات رشد جمعیت میکروبی بیفیدوباکتریوم لاکتیس 12BB در مدت زمان نگهداری
نتایج آنالیز آماری جمعیت میکروبی بیفیدوباکتریوم لاکتیس

دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید