یافته است .
بر اساس مطالعه دیگری که توسط حکمت و همکاران (1992) صورت گرفت، لاکتوباسیلوس اسیدوفیلوس و بیفیدوباکتریوم قادر به تولید اسید و رشد در محیط اسیدی بستنی می باشند. میزان تولید اسید در بستنی تخمیری سریع تر و بیشتر از غیر تخمیری است. شاید به دلیل فرایند حرارتی مقدار آمینواسیدهای آزاد و دیگر مواد افزایش می یابد که باعث می‌شود محیط اسید بیشتر و سریع تر تولید کند. آن‌ها مناسب ترین pH با خصوصیات عطر و طعم قابل قبول برای بستنی پروبیوتیک را 5/5 پیشنهاد دادند.
بر اساس پژوهش دیزجاردینز و همکاران (1990) میزان رشد سریع و فعالیت اسیدی در شیر از خصوصیات مطلوب بیفیدوباکترها برای محصولات تخمیری شیر قابل توجه است. همچنین ماگارینوس (2007) در پژوهش خود گزارش کرد با توجه به مدت زمان انکوباسیون برای رسیدن بهpH 5 این استنباط می‌شود که بیفیدوباکتریوم لاکتیس نسبت به لاکتوباسیلوس اسیدوفیلوس زمان بیشتری برای رسیدن به این pH نیاز دارد.

4-3- ارزیابی تاثیر غلظت آفلاتوکسین M1 بر تغییرات رشد جمعیت میکروبی لاکتوباسیلوس رامنوسGG در مرحله گرمخانه گذاری
نتایج حاصل از اندازه گیری لگاریتم جمعیت میکروبی لاکتوباسیلوس رامنوس GG پس از افزودن استارتر پروبیوتیک و آفلاتوکسین در سه غلظت (ppb 1/0، 05/0 ، 0 ) در جدول (4- 3) و پیوست‌های (ب- 1، ب-2، ب-3) آمده است.
جدول شماره 4-3 : اثر زمان و غلظت آفلاتوکسین بر رشد جمعیت میکروبی لاکتوباسیلوس رامنوس GG
تیمار
زمان (ساعت)

1
3
6
9
شاهد
78/5±15/0 dA
72/6±28/0 cA
59/8±31/0 bA
32/10±13/0aA
آفلاتوکسین با غلظت 05/0ppb
66/5±16/0 dA
68/6±41/0 cA
50/8±23/0 bA
02/10±11/0aB
آفلاتوکسین با غلظت 1/0 ppb
58/5±16/0 dB
38/6±28/0 cB
24/8±22/0 bB
01/10±13/0aB
داده ها نشان دهنده میانگین ± انحراف استاندارد می باشند. اختلاف در حروف لاتین کوچک نشان دهنده اختلاف معنی دار بین میانگین‌ها در طول زمان و اختلاف در حروف لاتین بزرگ بیانگر اختلاف معنی دار بین میانگین های نمونه‌ها به ازای مقادیر آفلاتوکسین می‌باشد.

هر دو متغیر زمان و غلظت آفلاتوکسین به صورت تکی برجمعیت میکروبی لاکتوباسیلوس رامنوس GG به صورت معنی داری تاثیر دارند (05/0p) .
رشد باکتری‌های استارتر پروبیوتیک لاکتوباسیلوس رامنوس GG در بستنی شاهد و حاوی آفلاتوکسین M1 طی تخمیر در نمودار (6-4) نشان داده شده است. جمعیت لاکتوباسیلوس رامنوس GG در بستنی‌های حاوی آفلاتوکسین M1 با غلظت‌های(ppb05/0، 1/0) بدون تفاوت معنی داری (05/0p) افزایش یافته است در حالیکه در نمونه‌های شاهد تفاوت معنی داری (05/0p) مشاهده می‌گردد.

نمودار 4- 6 : اثر زمان و غلظت آفلاتوکسین بر جمعیت میکروبی لاکتوباسیلوس رامنوسGG طی مرحله تخمیر

در انتهای زمان تخمیر، لگاریتم جمعیت میکروبی لاکتوباسیلوس رامنوس GG در هر سه نمونه شاهد و حاوی آفلاتوکسین M1 با غلظت‌های (ppb 05/0 ،1/0) به صورت معنی داری (05/0p) افزایش پیدا کرد.

4-4- ارزیابی تاثیر غلظت آفلاتوکسین M1 بر تغییرات رشد جمعیت میکروبی بیفیدوباکتریوم لاکتیس12BB در مرحله گرمخانه گذاری
نتایج حاصل از اندازه گیری لگاریتم جمعیت میکروبی بیفیدوباکتریوم لاکتیس 12BB پس از افزودن استارتر پروبیوتیک و آفلاتوکسین در سه غلظت (ppb 1/0، 05/0 ، 0 ) در جدول (4- 4) و پیوست‌های (ج- 1، ج-2) آمده است.
با توجه به نتایج آنالیز آماری هر دو متغیر زمان و غلظت آفلاتوکسین به صورت تکی برجمعیت میکروبی بیفیدوباکتریوم لاکتیس 12BB به صورت معنی داری تاثیر دارند .
جدول شماره 4-4 : اثر زمان و غلظت آفلاتوکسین بر رشد جمعیت میکروبی بیفیدوباکتریوم لاکتیس 12BB
تیمار
زمان (ساعت)

1
3
6
9
شاهد
48/6±10/0 cA
30/7±32/0 bA
48/8±17/0 aA
48/9±47/0 aA
آفلاتوکسین با غلظت 05/0ppb
30/6±14/0 dB
30/7±21/0 cA
30/8±24/0 bA
30/9±25/0 aA
آفلاتوکسین با غلظت 1/0 ppb
00/6±11/0 dC
00/7±30/0 cB
00/8±20/0 bB
00/9±17/0 aB
داده ها نشان دهنده میانگین ± انحراف استاندارد می باشند. اختلاف در حروف لاتین کوچک نشاندهنده اختلاف معنی دار بین میانگین ها در طول زمان و اختلاف در حروف لاتین بزرگ بیانگر اختلاف معنی دار بین میانگین های نمونه‌ها به ازای مقادیر آفلاتوکسین می‌باشد.

رشد باکتری استارتر پروبیوتیک بیفیدوباکتریوم لاکتیس 12BB در بستنی شاهد و حاوی آفلاتوکسین M1 طی تخمیر در نمودار (7-4) نشان داده شده است. افزایش جمعیت بیفیدوباکتریوم لاکتیس 12BB در بستنی‌های حاوی آفلاتوکسین M1 با غلظت(ppb 05/0،0) بدون تفاوت قابل ملاحظه ای(05/0p) در رشد جمعیت میکروبی داشت در نتیجه سرعت رشد بیفیدوباکتریوم لاکتیس 12BB به صورت معنی داری (05/0p) تحت تاثیرمقدار غلظت بالاتر آفلاتوکسینM1 قرار گرفته است.
در انتهای زمان گرمخانه گذاری لگاریتم جمعیت میکروبی بیفیدوباکتریوم لاکتیس 12BB در هر سه تیمار به صورت معنی داری (05/0p) افزایش پیدا کرد. لگاریتم جمعیت میکروبی به ترتیب CFU g-1 48/9 ، 30/9 ، 00/9 بود.
با توجه به نتایج لگاریتم جمعیت میکروبی هر دو استارتر پروبیوتیک منحنی رشد بیفیدوباکتریوم لاکتیس 12BB در هر سه سطح آفلاتوکسینM1(ppb 1/0، 05/0 ، 0 ) دارای رشد کمتری نسبت به لاکتوباسیلوس رامنوس GG بود.

نمودار 4- 7 : اثر زمان و غلظت آفلاتوکسین بر جمعیت میکروبی بیفیدوباکتریوم لاکتیس 12BB طی مرحله تخمیر

مطالعات کاباک و همکاران( 2008) به وضوح نشان داد که جمعیت میکروبی یکی از عوامل مهم در اتصال آفلاتوکسین M1 توسط لاکتو باسیل ها و بیفیدوباکترها می‌باشد. این مطالعه موافق با یافته های ال نظامی و همکاران (2002) است، آن‌ها گزارش دادند حدود حداقل CFU g -1 109×2 برای حذف آفلاتوکسین B1 به مقدار قابل توجهی مورد نیاز است به طور مشابه براکت (2008) نشان داد که جمعیت سلول های زنده از مجموع CFU g -1109×1 یا بیشتر برای حذف قابل توجهی از آفلاتوکسین B1 لازم است این مقدار شبیه به گزارش تریکودسنز در اتصال توسط گونه‌های لاکتوباسیلوس و پروپیونی باکتریوم بود. بنابرگزارش کاباک ( 2008) حداقل جمعیت میکروبی لازمCFU g -1 108 برای حذف آفلاتوکسین M1 بدون نیاز به انکوباسیون طولانی از محلول آماده بود.در پژوهش دیگری که توسط نیبوم (2007) انجام گرفت دانسیته سلول باکتری CFU g -1 109 برای حذف قابل توجه سیانوتوکسین به وسیله لاکتوباسیل ها و بیفیدو باکترهای زنده مشخص شده است. همچنین ال نظامی و همکاران(1998) گزارش دادند غلظت باکتری‌ها باید بیشتر از CFU g -1 109برای حذف موثر آفلاتوکسین B1 باشد.
در این پژوهش نیز نمونه‌های دارای غلظت بالاتر آفلاتوکسین M1 دارای سرعت رشد کمتر لاکتوباسیلوس رامنوس GG و بیفیدوباکتریوم لاکتیس 12BB در مقایسه با سایر نمونه‌ها بودند. بنابر مطالعات انجام گرفته توسط کاباک (2008)، سرعت رشد استرپتوکوکوس ترموفیلوس تحت تأثیر غلظت بالایAFM1 قرار می‌گیرد نه غلظت پایین آن، در مقابل سرعت رشد لاکتوباسیلوس بولگاریکوس تحت تأثیر غلظت AFM1 قرار نمی‌گیرد. همچنین بانیناو ساتیک(1979) و ال دیب (1989) مشاهده کردند که توانایی تخمیر باکتری‌های اسیدلاکتیکی که در ماست‌های حاوی AFB1 رشد کرده اند کاهش یافته است.
در این مطالعه بیفیدوباکتریوم لاکتیس 12BB دارای رشد کمتری نسبت به لاکتوباسیلوس رامنوس GG بود که این امر ممکن است به دلیل سازگاری کندتر این باکتری باشد.در پژوهشی که توسط گواریس و همکاران در سال 2001صورت گرفت منحنی رشد استرپتوکوکوس ترموفیلوس در ماست های حاوی آفلاتوکسین با غلظت(ppb 1/0)، دارای فاز تاخیری اولیه طولانی تری بودند که علت آن را طولانی تر شدن سازگاری با محیط بیان کردند.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   منابع و ماخذ تحقیق طلاق، مرور زمان، حمل و نقل

4-5- ارزیابی تغییرات آفلاتوکسین M1 در طی حرارت دادن وگرمخانه گذاری
مطابق جدول (5-4) شیر بازساخته ای که برای تهیه بستنی مورد استفاده قرار گرفت فاقد آفلاتوکسین M1 قبل از آلوده سازی عمدی بود. از این شیر با استفاده از محلول های استاندارد، غلظت‌هایml/µg (1/0-05/0)آفلاتوکسین M1 تهیه شد که طبق ارزیابی دستگاهی غلظت‌های سم در شیر به ترتیب( 049/0 و 087/0) ml/µg بدست آمد.
نتایج حاصل از حرارت دادن برمقادیر آفلاتوکسین M1 در دو سطح (05/0 ، 1/0 ml(/?µ، غلظت آن در شیر به ترتیب 049/0 و 087/0 ml/µg بود (جدول 5-4 ). با توجه به نتایج آنالیز آماری حرارت دادن شیر اختلاف معنی داری (01/0p) در غلظت آفلاتوکسین M1 ایجاد نکرد. بنابر مطالعات انجام شده توسط اگموند و همکاران (1977) و نیز یوسف و مارس (1989) نشان می‌دهد در اثر فرآیندهای حرارتی مانند پاستوریزاسیون و استریلیزاسیون، آفلاتوکسین‌ها پایدار هستند.
نتایج آماری بدست آمده از تمامی نمونه‌های بستنی حاوی آفلاتوکسین M1 در پایان مرحله گرم خانه گذاری از هر دو غلظت (ppb 05/0 ، 1/0) مطابق جدول (4-5 ) کاهش معنی داری (01/0p) را نسبت به مقدار اولیه آن‌ها نشان داده است.
میزان درصد کاهش آفلاتوکسینM1 در نمونه‌های باغلظت (05/0 ،1/0) ml/µg در پایان مرحله گرمخانه گذاری در این پژوهش به ترتیب(4/5،22/29)درصد بوده است.
بر اساس مطالعات صورت گرفته توسط گواریس (2001) مقدار 1AFM در تمامی نمونه‌های ماست، پس از تخمیر کاهش قابل ملاحظه‌ای را نسبت به میزان اولیه آن‌ها در شیر، نشان داد. در پژوهش براکت و مارس (1982) به طور متوسط آفلاتوکسین M1 شیری که در آن آنزیم پروتئولیتیک اعمال شده 7/30 درصد بیشتر از شیری است که فاقد این آنزیم می‌باشد دلیل اصلی ممکن است به علت خصوصیات اتصال آفلاتوکسین به کازئین باشد که نشان دهنده برقراری اتصال آفلاتوکسین M1 با پروتئین شیر می‌باشد.
بنابر مطالعات انجام گرفته توسط اگموند و همکاران (1977و1982) آفلاتوکسین M1 به مقدار کمی بیشتر از ماست نسبت به شیر اصلی بدست آمد آن‌ها معتقد بودند که افزایش مقدار آفلاتوکسین M1 بدست آمده از ماست ممکن است به دلیل بازیابی کامل تر آفلاتوکسین M1 از ماست نسبت به شیر باشد.
همچنین بر اساس مطالعه صورت گرفته توسط تاباتا و همکاران (1993) غلظت شیر بر آفلاتوکسین M1 تاثیر دارد. مون کاسگارد و همکاران (1987) دریافتند که سطح آفلاتوکسین M1 در طول تولید ماست به طور متوسط به میزان 9 درصد در حال افزایش بود. آن‌ها شرح دادند که آفلاتوکسین M1 از ترکیبات کشت شده بهتر استخراج می‌شود. گاهی اوقات توانایی اتصال به دلیل فرآورده‌های سینرژیک در ماست ممکن است کاهش یابد. ال نظامی و همکاران (1998) گزارش کردند توانایی اتصال در استفاده از اسید درمحلول نمکی فسفات (PBS) آزمایشی افزایش می یابد. در حقیقت میزان اتصال در ماست ، حتی کمتر از اتصالات جداگانه در PBS تعیین شد. در پژوهش دیگری که توسط ال نظامی و همکاران (2002) انجام گرفت در مدت 24 ساعت یک محیط قدیمی 24 ساعته از لاکتوباسیلوس رامنوس GG و لاکتوباسیلوس رامنوس LC-705 قادر به حذف حدود 80 درصد از آفلاتوکسین B1 بودند . در مطالعه دیگر پلتونن و همکاران (2001) گزارش دادند حذف آفلاتوکسین B1 از محلول بافر توسط باکتری‌های پروبیوتیک در حدود 8/5 – 3/31 درصد بود. اطلاعات بیشتر در توانایی اتصال آفلاتوکسین B1 توسط گونه‌های باکتری‌های اسید لاکتیک لبنی و بیفیدوباکترها برای آفلاتوکسین B1 وجود دارد وفقط برای آفلاتوکسین M1 محدود است این نتایج کمتر از مقادیر پیریدز و همکاران (2000) می‌باشد او دریافت که توانایی اتصال آفلاتوکسین M1 به گونه‌های زنده لاکتوباسیلوس در بازه زمانی 16- 15 ساعت حدود 8/53-1/18 درصد می‌باشد.
جدول 4 – 5 : غلظت آفلاتوکسین در شیر و بستنی حین تولید و نگهداری در 4 درجه سانت

دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید