کنار لفظ دیگر یک مفهوم واحد را میرساند، مانند گمان کردن.
فعل گروهی: گاهی در زبان فارسی با گروهی از کلمات مواجه میشویم که در کنار هم قرار گرفتهاند و معنی واحدی دارند.
برخی از دستورنویسان از جمله خطیب رهبر و انوری و گیوی از این افعال تحت عنوان عبارتهای فعلی نام میبرند. در واقع، “عبارت فعلی به دستهای از کلمات اطلاق میشود که از مجموع آنها معنی فعل واحدی حاصل میشود و غالباً معادل با مفهوم یک فعل ساده یا یک فعل مرکب است، عبارت فعلی بیش از دو کلمه هستند که نخستین کلم? ترکیب، حرف اضافه است و مجموع عبارت نیز معمولاً معنی مجازی دارد، مانند از پای در آمدن= معادل افتادن (انوری و گیوی، 1387: 29).
البته به گفت? خطیب رهبر گاهی این حرف اضافه از این مجموع حذف میشود و عبارت فعلی شبیه فعل مرکب میشود، مانند به فریاد خواندن: فریاد خواندن (خطیب رهبر، 1381: 241).

5ـ1. افعال امر و نهی و نفی و دعا
فعل امر: بر انجام کاری به صورت خواهش یا دستور دلالت میکند؛ مانند برو. ” این فعل دو صیغه دارد: دوم شخص مفرد، اول شخص جمع و دوم شخص جمع: برو، بروید” (فرشیدورد، 1388: 405).
گفتنی است که ” فعل امر اگر مثبت باشد “امر” و اگر منفی باشد “نهی” نامیده میشود” (خیامپور، 1384: 80).
فعل نفی: فعل ماضی، مضارع یا آینده اگر با “ن” منفی شوند، آن را فعل “نفی” میگویند: نخورد، نپوشید.
فعل دعا: فعل دعا از اقسام مضارع و آینده التزامی است و امروز تنها صیغههای معدودی از آن برجای مانده است؛ مانند باد، مبادا
طریق? ساخت: افزودن “الف” به آخر ماده مضارع: نشیناد (فرشیدورد، 1388: 406 و 407).

2. اسم
یکی از اقسام کلمه اسم و گروه اسمی است که نقشهای مختلفی را در جمله میپذیرد و اقسام مختلفی دارد. دستورنویسان همواره اسم را کلمهای برای نامیدن شخص، حیوان، چیز یا مفهوم در نظر میگیرند؛ از جمله فرشیدورد، انوری و گیوی، خطیبرهبر و … که معتقدند اسم کلمهای است که برای تعیین کردن و نامیدن امور به کار میرود. این کلمه؛ یعنی اسم میتواند نقشهای متفاوتی، مانند مسندالیه، مفعول، متمم و منادا را بر عهده بگیرد. به گفت? شریعت، اسم از نظر دستوری کلمهای است که میتواند مسندالیه واقع شود؛ اما از نظر معنی اسم، نام انسان یا حیوان یا نبات یا جامد یا کار یا یکی از پدیدههای طبیعی یا مفهومهای مجرد است (شریعت، 1364: 177).

1ـ 2. مشخصات عمد? اسم
“ویژگیهای اسم عبارتند از:
1) جمع بسته شدن مرد: مردان
– از پیشوند و اسم: وردست – از اسم و اتباع: چرند و پرند
– از تکرار اسم صوت: عر عر
– از گروه وصفی یا از تکرار اسم یا بن فعل و پسوند “ک”: بادبادک (انوری و گیوی، 1387: 98 و 99).
نکاتی پیرامون اسم ساده و مرکب
1) هر اسم مشتقی مرکب است؛ زیرا هر اسم مشتقی از ریش? فعل یا ماد? ماضی و پیشواژه یا پسواژه یا پیشوند یا پسوند هر دو درست شده است.
2) بعضی از اسمها در قدیم مرکب بودهاند؛ اما ترکیب آنها به صورتی درآمده است که امروزه مانند یک اسم ساده استعمال میشوند؛ این نوع اسمها را میتوان ساده حساب کرد؛ مانند پادشاه، آسودن (شریعت، 1364: 191).
3) زبان فارسی برخلاف زبان عربی در شمار زبانهای ترکیبی است؛ یعنی در زبان فارسی با آوردن پیشوند یا پسوند یا کلم? دیگر به اول یا آخر واژه یا بن فعل، کلمهای تازه پدید میآید که در آنها معمولاً صورت اصلی کلمه شکسته نمیشود؛ مانند دانش: دان + -ِ ش (انوری و گیوی، 1387: 96).

6ـ 2ـ 2. اسم مفرد و جمع
زبان فارسی دارای نظام دو شماری است: مفرد و جمع
اگر اسم بر یک فرد یا یک چیز و یک مفهوم دلالت کند، آن را مفرد گویند؛ مانند: کتاب. در مقابل، اگر اسم بر بیش از یکی دلالت کند، جمع نامیده میشود؛ مانند: کتابها.
شایان ذکر است که اسم مفرد ممکن است تنها بر یک مفهوم و یک چیز دلالت نکند؛ بلکه گاهی به مثابه ساختی خنثی به کار رود که در هر صورت بافت متن با اداتها یا واژههای فرعی ارزش آن را میرساند (لازار، 1384: 83 و 84).

نشانههای اسم مفرد و جمع
اسم مفرد در زبان فارسی نشانهای ندارد؛ اما اسم جمع دو نشانه دارد: “ان” و “ها” که برخی اسمها با “ان” و برخی با “ها” و گروهی دیگر با هر دو جمع بسته میشود. امروزه، استعمال “ان” رو به کاهش است و به جای آن به خصوص در زبان تداول “ها” به کار میرود. به گفت? فرشیدورد، “امروزه بعضی غربزدگان و غربگرایان نوپرداز تحت تأثیر شعر نو غربی که یکی از ویژگیهای آن به هم زدن ساختمان دستوری زبان است؛ کلمات و عبارتهایی به کار میبرند که مغایر با قواعد زبان فارسی است؛ از آن جمله است، جمعهای خلاف قاعده؛ مانند: رگان، دستان و واژگان به جای رگها، دستها و واژهها که بهتر است چنین کارهایی صورت نگیرد (فرشیدورد، 1388: 186).
نشان? “ها” نیز زندهترین و فعالترین نشان? جمع فارسی است و “پس از همخوان، تنها پسوند جمعی است که آزادانه در فارسی معاصر به کار میرود. این پسوند در کاربردهای گوناگون و در زبان نوشتاری عادی میتواند به هر اسمی ملحق شود؛ مثل: کتابها؛ اما در زبان نوشتاری رسمیتر، این نشانهها بیشتر با اسمهایی به کار میرود که بر انسان دلالتی نداشته باشند؛ مانند جانوران، اسمهای معنی و بهطور اختیاری جانوران” (لازار، 1384: 78).
* این دو نشانه که به آخر اسمهای عام و صفات جانشین اسم میچسبند، از نشانهها و شناسههای مهم اسم محسوب میشود که استعمال آنها قواعد و استثنائات بسیاری دارد. به طور کلی، موارد استعمال این دو نشانه عبارتند از:
ها ان
هم? کلمات در زبان مخاطبه و تکلم ـــ
جاندارن جاندارن
جمادات و مایعات بعضی جمادات
اسماء معانی بعضی اسماء معانی
نباتات نباتات
اعضا و متعلقات بدن بعضی اعضا و متعلقات بدن
اسماء دال بر وقت و زمان اسماء دال بر وقت
اعداد بعضی اعداد
اسم جمع اسم جمع
ضمیر ضمیر (معین، 1363: 29).
افزون بر دو نشان? مذکور، نشانههای جمع دیگری وجود دارد؛ مانند “ات”، “ین”، “ون” و … که البته فارسی نیستند.
“ات”: برخی از کلمات فارسی با این علامت که از عربی گرفته شده است، جمع بسته میشود؛ مانند اشتباهات، تعلیمات.
برخی افزودن این پسوند را به کلمات فارسی روا نمیدانند؛ اما با وجود این در برخی نوشتهها و گفتههای اشخاص صاحبنام، کلماتی با پسوند “ات” به چشم میخورد. همچنین، گاهی “برخی از جمعهای عربی که با “ات” میآیند، چنان جا افتاده و معنی ویژهای پیدا کردهاند که اگر آنها را به جای “ات” با “ها” یا “ان” فارسی جمع ببندیم، نارسا و نامناسب مینماید؛ مانند انتخابات، به ویژه آنجا که در ترکیب میآیند: (انتخابات مجلس)” (انوری و گیوی، 1387: 93).
در زبان عربی معمول است که اسمهایی با بیش از سه حرف را با “ات” جمع میبندند؛ اما در زبان فارسی بسیاری از دستورنویسان ترجیح میدهند، کلماتی مانند “اثر” و “خطر” را با “ها” جمع ببندند. به گفت? لازار، “ساخت مختوم به “ات” در زبان ادبی بعد از دور? کلاسیک تا اندازهای تحول یافته است. این نشانه در مورد تعدادی از واژههایی که ریش? عربی ندارند و به ای ختم نمیشوند، به خصوص در مورد اسمهای مکان بهکار میرود؛ مانند: ایلات، دهات” (لازار، 1384: 82).
پسوند “جات” نیز بیشتر برای بیان نوع و مجموعه به کار میرود، مانند میوهجات.
“ون”: از جمله علامتهای جمع مستعمل در فارسی “ون” است که از عربی گرفته شده است. “ون” کمتر از “ین” در فارسی رواج دارد و معمولاً در جمع کلمات منسوب به کار میرود، مانند: استدلالیون، ملیون.
معین استعمال این پسوند جمع؛ یعنی “ون” را در فارسی ضروری نمیداند؛ زیرا معتقد است:
“1) با آنکه از عربی مأخوذ است، غالباً قاعد? استعمال آن را مراعات نکنند.
2) تشخیص حالت رفعی، نصبی و جری کلمه برای ایرانیان غیر متبحر در عربی بسیار مشکل و غیر لازم است.
3) فصیحان غالباً اینگونه کلمات را طبق قواعد زبان فارسی جمع بستهاند” (معین، 1363: 132).
“ین”: “این علامت جمع در زبان فارسی پیش از حمل? مغول بسیار کم دیده میشود، آن هم در مواردی که تحت لفظ از عربی ترجمه شده، یا لغات دینی را عیناً از عربی به عاریت گرفتهاند و قاعده را نیز مراعات کردهاند؛ اما از عهد صفویه به بعد این علامت جمع رواج یافته و در جمع اسم فاعل، اسم مفعول و گاه صیغ? مبالغه و کلم? منسوب به کار رفته است، چنانکه گویند: مباشر: مباشرین؛ محصل: محصلین” (همان: 133 و 134).
فرشیدورد بر این عقیده است که استعمال نشانههای جمع مذکر سالم به قاعد? قرینهسازی با کلمات غیر عربی به کار رفته است، مانند بازرسین، داوطلبین که غلط نیستند؛ اما دلچسب هم نمیباشند (فرشیدورد، 1388: 188). انوری و گیوی نیز میگویند، امروزه به جای جمعهای عربی بیشتر از نشانههای فارسی استفاده میکنند: معلمان به جای معلمین، تمرینها به جای تمرینات و …؛ مگر در مواردی مانند، تشکیلات، انتخابات که پیام و بار معنی و ویژگی خاصی دارند و “تشکیلها و انتخابها” به جای آنها مناسب و وافی مقصود نیستند (انوری و گیوی، 1387: 93).
جمع مکسر
یکی از جمعهای بینشانه که با به هم ریختن صورت مفرد کلمه و افزودن و کاستن بعضی از کلمات و حرکات ساخته میشود، جمع مکسر است. “جمع مکسر، تغییر عمیق ساختار کلمه است که در آن تنها همخوانهای ریش? عربی برجا میماند. انواع گوناگونی از این جمع وجود دارد که از راه کاربرد فراگرفته میشوند: طرف: اطراف.
گاهی این شیوه برای واژههایی هم که ریش? عربی ندارد، به کار میروند: استاد: اساتید (لازار، 1384: 82).
به گفت? ارژنگ، بسیاری از ادبا جمع مکسر را برای پارهای از کلمات فارسی جایز نمیدانند؛ مانند جمعبستن کلمات استاد، درویش، فرمان، رند که جمع مکسر آنها به ترتیب اساتید، دراویش، فرامین و رنود میشود (ارژنگ، 1387: 31).

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   پایان نامه با واژه های کلیدی آفلاتوکسین، شیر، M1

اسم جمع
افزون بر اسمهای جمع که با نشانههای فارسی و عربی بسته میشوند و جمع مکسر عربی که صورت مفرد آن درهم میشکند، برخی از اسمها هستند که هیچ یک از نشانههای جمع را ندارند و مفرد هم نیستند. این اسمها بر بیش از یکی دلالت میکنند و معنی جمع میدهند، مانند مردم، قبیله. “این اسمها از نظر لفظی در حکم مفردند و خود میتوانند نشان? جمع بگیرند، مانند گلهها، لشکرها” (فرشیدورد، 1388: 188).
نکت? شایان توجه این است که اسم جمع برخلاف جمع مکسر که فقط مخصوص کلمات عربی است، هم میتواند فارسی باشد، مانند گروه و هم میتواند فارسی نباشد، مثل قوم (انوری و گیوی، 1387: 89).
نکاتی پیرامون مفرد و جمع
1) اسمهایی که با نشان? جمع همراه هستند، یکی از مفاهیم تعدد، کثرت، تقریب و گسترش و … را میرساند؛ برای مثال، آبها و آتشها که این دو اسم قابل شمارش نیستند و همراه بودن نشان? جمع مفهوم کثرت را میرساند.
تقریب و گسترش نیز برای اسمهای زمان و مکان به کار میرود، مانند

دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید