نتیجه، میتوان با کمک راهکارهای موجود؛ یعنی حذف فعل زاید، انتقال فعل جمل? پایه به پیش از “که” موصول و شکستن عبارات طولانی از به کار بردن عبارتهای سنگین و نامفهوم پرهیز کرد.

6ـ 1ـ1. تکرار فعل
یکی از مسئلههای مهمی که امروزه ویراستاران در ویرایش متون با آن مواجه هستند، تکرار فعل است. آنها همواره درصددند تا این تکرار را با حذف یا تغییر فعل برطرف کنند؛ چرا که امروزه، تکرار فعل در چند جمله متوالی جزء عیوب نوشتار محسوب میشود؛ هر چند در گذشته و به قول ابوالحسن نجفی تا اوایل قرن هفتم نویسندگان معمولاً افعال را تکرار میکردند و این نوع تکرار ناپسند محسوب نمیشد. بنابراین، ویراستاران برای رفع این عیب میتوانند برخی فعلهای یکسان چند جمله معطوف را حذف کنند و در آخر جمله بیاورند؛ البته به گفته شاهری لنگرودی همواره باید این نکته را در نظر داشت که در پرهیز از تکرار فعل، معنی فدا نشود و با حذف فعل، جمله مبهم نگردد؛ اما در جملهای، چون “دزدان را دستگیر کردند و به زندان روانه کردند” میتوان فعل اول را حذف کرد و گفت: دزدان را دستگیر و به زندان روانه کردند.
گاهی در برخی متون به منظور پرهیز از تکرار فعل “کرد”، فعل “نمود” به کار میرود. این امر دربار? فعلهای “است” و “شد” و … هم صدق میکند. به گفت? شاهری لنگرودی و بسیاری از دستورنویسان “نمودن” در معنای “کردن” غلط نیست. انوری و گیوی بر این باورند که همکرد “نمودن” در هم? موارد میتواند جانشین “کردن” باشد. به عقید? ایشان “معنی اصلی نمودن در فارسی نشان دادن، نمایش دادن، اظهار کردن، به نظر رسیدن و مانند آنهاست؛ اما هنگامی با اسم یا صفت فعلِ مرکب میسازد که هیچ یک از این معانی به طور صحیح از آن اراده نشود؛ یعنی همکرد نمودن در ترکیب درست معادل “کردن” است و در هم? موارد جانشین آن میتواند باشد” (انوری و گیوی، 1387: 27)؛ اما به چند دلیل بهتر است که از استعمال آن به جای “کردن” خودداری شود:
1) استعمال کلمههایی که مرادف محض هستند، برخلاف تصوّر بسیاری از زیبانویسان باعث ضعف زبان میشود. نمود = کرد
2) از نظر زیباشناسی و منطق کلام تکرار فعل لزوماً عیب نیست؛ چنانکه در قدیم نویسندگان از تکرار فعل “کردن” پروایی نداشتند.
3) نوشتار در مواقعی که با دقایق علمی و مصطلحات فنی و مفاهیم تخیلی سروکار ندارد، بهتر است به زبان رایج نزدیکتر باشد.
4) دو معنای اصلی فعل “نمودن” به خصوص معنای “به نظر آمدن” امروزه در نوشتن و ترجمه کردن سخت مورد نیاز است و باید کوشید که بار معانی مختلف آن کمتر شود تا هر چه صریحتر بر این معنای اخیر دلالت کند (شاهری لنگرودی، 1382: 365).
فعل “میباشد” نیز غلط نیست؛ هر چند “بعضی از فضلا معتقدند که در نوشتههای معتبر فارسی هرگز میباشد به جای است به کار نرفته، بنابراین استعمال آن غلط است. این حکم درست نیست. البته موارد استعمال میباشد به نسبت “است” بسیار اندک است؛ ولی بزرگان شعر و نثر فارسی گاه آن را به جای این به کار بردهاند: “چون بوعلی درآمد، شیخ گفت: ما را اندیش? زیارت میباشد. بوعلی گفت: ما در خدمت میباشیم” (اسرارالتوحید، 210) (نجفی، 1391: 377).
فرشیدورد نیز با نجفی هم عقیده است و میگوید امروزه کاربرد فعل “میباشد” بسیار است و نمیتوان آن را غلط دانست؛ او با مثالی از شعر سعدی بر سخن خود صحّه میگذارد:
تاتوانی دلی به دست آور دل شکستن هنر نمیباشد (فرشیدورد، 1388: 420).
با وجود این، به دلایل مختلفی به کار بردن زیاد آن توصیه نمیشود:
1) در زبان محاوره به ندرت از این فعل استفاده میشود و بیشتر در گفتارهای جدی و اداری کاربرد دارد (کافی، 1378: 184).
2) “میباشد” به مثابه فعل اسنادی تفاوتی با فعل “است” ندارد و نیازی نیست که جانشین آن شود.
در نهایت، میتوان گفت که تکرار فعل عیب محسوب نمیشود و افعالی مانند “نمود”، “گشت” و “میباشد” غلط نیست؛ ولی به دلایل ذکر شده بهتر است از استعمال آنها به جای “کرد”، “شد” و “است” پرهیز کرد.

7ـ 1ـ 1. کاربرد صحیح افعال
فعل جزء مهم و لازم جمله است که کاربرد صحیح آن بر ساختمان جمله تأثیر مثبت میگذارد و موجب درک درست کلام میشود. این کلمه که بر وقوع یا لاوقوع کاری در سه زمان گذشته و حال و آینده دلالت میکند، از دو بخش بن و شناسه تشکیل میشود. مجموع این دو جزء 4 مفهوم کار، زمان شخص و شمار را میرساند که به منظور رساندن صحیح این مفاهیم باید در به کار بردن صحیح جزء اصلی و جزء متغیر آن دقت کرد. برای مثال، اینکه مفهوم فعل و زمان را بیان میکند، باید متناسب با جمله باشد تا مغایرتی با مفهوم نداشته باشد و شناسه که شخص و عدد فعل را میرساند با نهاد مطابقت داشته باشد.
یکی از ویژگیهای مهم فعل، جنبههای آن است که خیامپور سه جنبه و مایه تشخیص و امتیاز را برای هر فعل در نظر میگیرد. این جنبهها عبارتند از: شخص، زمان و وجه که توجه به این سه جنبه در بررسی فعل اهمیت بسیاری دارد و ویراستاران موظفاند در ویرایش آثار به این جنبهها توجه کنند.
در حقیقت، انتخاب صیغ? مناسب به اعتبار شخص برای فعل که بر وضع فاعل دلالت میکند؛ از ضروریات کاربرد صحیح فعل است. برای مثال، در جمل? “کاهش بارندگی در سال گذشته در کمبودِ منابع آبهای زیرزمینی بی تأثیر نیست”، فعل با توجه به بافت جمله با صیغ? مناسبی به کار نرفته است؛ لذا “نبوده است” فعل مناسب برای این جمله است. به گفت? سمیعی گاهی فاعل فعل نابهجا تغییر داده میشود و به تبع آن، فعل در شخص دیگری به کار میرود، برای مثال:
* یکی از دلایل علاق? من به موسیقی کلاسیک این است که شما با شنیدن آن، احساس راحتی میکنید.
درست: یکی از دلایل علاق? من به موسیقی کلاسیک این است که با شنیدن آن احساس راحتی میکنم (سمیعی، 1385: 164).
در اینجا میتوان گفت، افعال باید در صیغه و سایر جنبهها با فاعل هماهنگ باشند و صیغ? افعال به قاعد? زبان مبدأ در ترجمه به کار رود.
افزون بر شخص، توجه به جنب? دیگر فعل؛ یعنی زمان در کاربرد صحیح فعل اهمیت بسیاری دارد؛ جنب? زمان بر وقت وقوع عمل فعل دلالت میکند. برای مثال، در جمل? “زهرا دیروز به مدرسه خواهد رفت”؛ فعل جمله با توجه به قید “دیروز” باید بر زمان گذشته دلالت کند؛ حال آنکه فعل “خواهد رفت” زمان آینده را میرساند و باید اصلاح شود. یکی دیگر از جنبههای فعل، وجه فعل است که بر وقوع یا لاوقوع عمل به شکل اخبار یا احتمال و امر دلالت میکند.
شاهری لنگرودی معتقد است هرگاه پس از فعلهایی چون امیدواربودن و عهدکردن جمل? پیرو بیاید، فعل آن جمله باید بر وجه التزامی باشد نه اخباری؛ برای مثال، عهد کرد که این کار را بکند (نه میکند) (شاهری لنگرودی، 1382: 296).
به این ترتیب، لازم است در جملههایی که بر امر، نهی، استفهام، احتمال، دعا، تمنی و شرط و … دلالت میکند، از وجه انشایی استفاده کرد و در جملههایی که احتمال صدق و کذب در آن میرود، وجه اخباری به کار رود که از واقع شدن و نشدن فعل خبر میدهد.
گفتنی است که در هر جملهای باید زمان و وجه افعال هماهنگ باشند. برای مثال، در جمل? “در این هنگام او با مشکلات مبارزه میکند و راهش را ادامه داد، چون زمان فعل جمل? اول مضارع است، زمان فعل جمل? دوم نیز باید مضارع باشد نه ماضی” (ذوالفقاری، 1390: 245).

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   منابع و ماخذ تحقیق کامن لا

8ـ 1ـ 1. کاربرد فعل در معنی اصلی خود
در زبان فارسی امروز، گاهی در جمله فعلهایی به کار میرود که خلاف معنی اصلی آن است که به گفت? نیکوبخت، این کاربرد افعال در غیر معنی اصلی، گاه نتیج? گرتهبرداری غلط است که موجب ابهام و در نهایت غلط بودن جمله میشود (نیکوبخت، 1389: 75).
برای مثال، ما این قانون را پیاده میکنیم.
درست: ما این قانون را اجرا میکنیم.
در جمل? مذکور، فعل “پیاده کردن” در معنی اصلی خود به کار نرفته است. به راستی، با وجود فعل “اجرا کردن” در زبان فارسی، ضرورتی برای استعمال فعل “پیاده کردن” در غیر معنای اصلی وجود ندارد.
یا در مثال: تیم میرود که مقام اول را به دست آورد. “میرود” در جمل? مذکور از بن “رفتن” تشکیل شده است و معنای “به زودی و …” نمیدهد. بنابراین، بهتر است بگوییم، تیم به زودی مقام اول را به دست میآورد.
گاهی در برخی متون دیده میشود که معنای یک فعل برای کاربردهای مختلف استفاده میشود و نامناسب و نابهجاست (ذوالفقاری، 1390: 247).
برای مثال: در جمل? “اگر تیم حریف بتواند نتیج? مساوی را داشته باشد، به مقام سوم میرسد”، به اشتباه فعل “داشته باشد” به جای “حفظ کند” آمده است.
لذا، لازم است فعل را در معنی اصلی خود به کار ببریم و از به کار بردن آن در معناهای دیگر بپرهیزیم.

9ـ 1ـ 1. فعلهای بازدارنده
فعلهایی هستند که بر منع و نهی و پرهیز و تحذیر دلالت میکنند. این افعال هرگاه در جمل? پایه واقع شوند، فعل جمل? پیرو باید بر وجه التزامی مثبت باشد، نه بر وجه اخباری منفی. این نوع فعلها عبارتند از: مانع شدن، منع کردن، نهی کردن، غدغن کردن، برحذر داشتن، جلوگیری کردن، بازداشتن، خودداری کردن، احتراز کردن، ابا داشتن، امتناع کردن، استنکاف کردن (شاهری لنگرودی، 1382: 295).
برای مثال، او ما را منع کرد که در این پروژه دخالت نکنیم.
برای اصلاح این جمله دو راه وجود دارد:
1. حذف فعل بازدارنده از جمل? پایه؛
2. مثبت کردن فعل جمل? پیرو.
درست: او را منع کرد که در پروژه دخالت کنیم.
یا او از ما خواست که در این پروژه دخالت نکنیم.

در مجموع، میتوان گفت که شناخت قواعد مربوط به مقولههای مذکور در کاربرد صحیح فعل در ویرایش متون مختلف بسیار راهگشاست و برای داشتن جملهای ساده، قابل فهم و بدون اشکال باید فعل مناسبی با زمان، وجه و شخص صحیح در جمله به کار برد.

2-1. اسم
اسم کلمهای است که برای تعیین کردن و نامیدن امور به کار میرود؛ این کلمه نقشهای متعددی از جمله، مسندالیه، مفعول، متمم و منادا را در جمله بر عهده میگیرد که اقسام گوناگونی نیز دارد. توجه به این مقوله در ویرایش زبانی اهمیت بسیاری دارد؛ چرا که شناخت هر یک از اجزای جمله به منظور به کار بردن صحیح آن حائز اهمیت است. اسم ویژگیهای خاصی دارد و افزون بر پذیرفتن نقشهای مختلف، میتوان آن را جمع بست، به آن یای وحدت افزود و آن را مصغر کرد. همچنین، میتوان پسوندهایی چون پسوند جمع و نکره به آن افزود. این ویژگیها و خصوصیات صوری از دیگر نشانههای لفظی اسم است که استعمال هر کدام باید مطابق قواعد دستور زبان فارسی باشد. گاهی خطاهایی در کاربرد این مقول? مهم؛ یعنی اسم دیده میشود که مؤلفان و ویراستاران باید به آن دقت کنند.
مهمترین مقولههای مطرح اسم در ویرایش زبانی
* اقسام اسم و نکات ویرایش آن؛
* جمع بستن اسامی؛
* عربی در فارسی؛
* جمع مکسر؛
* کاربرد کلمههای تنویندار؛
* تتابع اضافات؛
* استعمال همزه در کلمههای مختوم به الف؛
* تکرار واژه و پیدر پی آوردن کلمات هممعنی در جمله.

1ـ 2ـ 1. نکات ویرایشی پیرامون نشانههای لفظی اسم
در فصل دوم نشانههایی را برای اسم برشمردیم که در کنار هسته قرار میگیرند. این نشانهها یا همان وابستههای اسمی به دو نوع وابست? پیشین و وابست? پسین تقسیم میشوند. این وابستهها با رعایت قواعد مشخصی در کنار هسته، گروه اسمی را تشکیل میدهند؛ لذا رعایت نکاتی ضرورتی است؛ این نکات عبارتند از:
1. هرگاه یکی از وابستههای اشارهای؛ مانند “این”، “آن”، “همین”، “همان” و … در یک گروه اسمی قرار گرفتند، باید از به کار بردن عناصر دیگر اشارهای پرهیز کرد؛ برای مثال، نمیتوان گفت: این فلان مرد هنرمند است.
* “در یک

دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید