کرد. در این مثال، حرف اضاف? درستی به کار نرفته است و باید گفت: او توپ را به دروازهبان واگذار کرد. برای = به
به عبارتی، میتوان گفت هر اسمی حرف اضاف? خاص خود را دارد که باید به آن توجه کرد، مانند: افزون به، کاستن از، ورود به، خروج از و … .
* ابوالحسن نجفی در مقال? “آیا زبان فارسی در خطر است؟”، میگوید که امروزه بسیاری از حروف اضاف? فارسی به جای یکدیگر به کار میرود و حتی حروف اضاف? تازهای در زبان پدید میآید (پورجوادی، 1375: 23).
یادآوری این نکته لازم است که “برای بعضی افعال بیش از یک حرف اضاف? مناسب وجود دارد و فعل با هر یک از آنها معنی دیگری پیدا میکند.
برای مثال: پرداختن به: به معنی مشغول شدن به … / پرداختن از: به معنی فارغ شدن از … است (سمیعی، 1385: 167).
افزون بر این، گاهی بدون آن که لازم باشد، حرف اضافه در جمله به کار میبریم.
مانند: برای چند روز به سفر میروم: چند روز به سفر میروم.
برای مدتی کارها تعطیل میشود: مدتی کارها تعطیل میشود (ارژنگ، 1390: 105).
در مقابل، گاهی هم “در نثر دور? اخیر و به خصوص در نثر کسانی که به صورت محاورهای نوشتهاند، تمایل شدید به حذف حرف اضافه دیده میشود، این نوع حذفها در بعضی جاها، علاوه بر انداختن جمله از فصاحت و شیوایی، باعث بروز اغتشاش نیز میشود. در فارسی فصیح بهتر است حرفهای اضاف? مناسب، همراه با وابستههای خود آورده شود” (انوری و عالی عباسآباد، 1390: 123). ابوالحسن نجفی نیز معتقد است هم? حرفهای اضافه را نمیتوان حذف کرد و فقط “به”، “بر” و “در” و ندرتاً “از” را میتوان در پارهای از عبارتها حذف کرد. این حذف امروزه در زبان گفتار به ویژه در اصطلاحات جاافتاده و پراستعمال رایج است، مانند: (از) صبح تا شام، (در) اوایل بهار و …. (نجفی، 1391: 159).
با وجود این، بهتر است تا جایی که ممکن است از حذف حرف اضافه خودداری شود؛ چراکه گاهی با حذف حرف اضافه جمله بیمعنی میشود یا معنای دیگری مییابد.
ـ یکی از نکات مهم در بهکارگیری حرف اضافه، استفاد? مناسب از حرف اضاف? معطوف است؛ چراکه هر یک از کلماتی که به هم معطوف میشوند، حرف اضاف? خاص خود را دارند و با توجه به سیاق جمله حرف اضاف? مختص خود را میگیرند.
برای مثال، در جمل? برای رفتن و برگشتن از تهران بلیط تهیه کردهام. در این جمله، حرف اضاف? مناسبی به کار نرفته است؛ چراکه “از” برای کلم? برگشتن مناسب است، اما برای کلم? “رفتن” مناسب نیست و باید گفت: برای رفتن به تهران و برگشتن از آنجا بلیط تهیه کردهام.
به این ترتیب، “هرگاه یک حرف اضافه همراه چند کلم? معطوف به هم به کار رود، باید دقت کرد که آن حرف اضافه با هر یک از کلمات سازگار باشد، مثلاً اگر بگوییم: “او وفادار و علاقهمند به سنّت خانوادگی است” حرف اضاف? “به” با هر دو صفتِ وفادار و علاقهمند سازگار است و جمله اشکالی ندارد” (نجفی، 1391: 161).

2ـ 4ـ 1. حروف ربط
حروفی هستند که دو کلمه یا گروه و جمله را به هم پیوند میدهند که پرکاربردترین آنها عبارت است از: که، تا، چون، زیرا و … .
شاهری لنگرودی حروف ربط یا پیوند را بر دو نوع نقشنمای جملههای وابسته و نقشنمای جملههای همپایه تقسیم میکند.
الف) حروف ربط در جملههای وابسته که در جملههای وابسته میآیند؛ مثال: او را نصیحت کردم تا بیشتر تلاش کند.
ب) حروف ربط در جملههای همپایه که دو جمل? کامل را به هم پیوند میدهند؛ مثال: هوا سرد بود و برف نرمنرمک میبارید (شاهری لنگرودی، 1382: 260).
به کار بردن حروف ربط در جمله نیازمند رعایت نکاتی است که مؤلفان و ویراستاران باید به آن توجه کنند.
موارد کاربرد نادرست پیوندها:
1. همپایهکردن جملههای پیدرپی ناسازگار:
به گفت? ارژنگ، “گاهی چند جمل? پیدرپی را که با هم از لحاظ همپایهشدن سازگاری ندارند، با “واو” با هم همپایه میکنند؛ مانند:
بعضیها میگویند حقیقت تلخ است و نباید آن را بیپروا بیان کرد، و دیگران را از خود رنجاند، و بعضیها هم میگویند که باید حقیقت صریح و بیپرده به هم گفته شود و همگان از آن آگاه شوند و ما در این میان تکلیف خود را نمیدانیم.
صورت صحیح عبارت:
بعضیها میگویند چون حقیقت تلخ است، نباید آن را بیپروا بیان کرد، و دیگران را از خود رنجاند. بعضیها هم میگویند که باید حقیقت صریح و بیپرده به هم گفته شود تا همگان از آن آگاه شوند. در این میان ما تکلیف خود را نمیدانیم (ارژنگ، 1390: 110).

2. به کاربردن پیوند همپایگی “و”، بین قیدها و متممهای قیدی ناسازگار
ـ او این مطلب را دیروز و درحالی بیان کرد که …
صورت صحیح عبارت:
او این مطلب رادیروز درحالی بیان کرد که …
3. به کاربردن بدون پیوند جملههایی که از نظر توالی زمانی پیوستگی معنایی دارند.
ـ امروز سرِ کار رفتم. کارهای خود را انجام دادم. برای استراحت به خانه برگشتم.
صورت صحیح عبارت:
امروز سرِ کار رفتم و کارهای خود را انجام دادم، و برای استراحت به خانه برگشتم (همان: 110 و 111).
4. به کاربردن حروف ربط در وسط جمله یا اجزای جمل? دوم
ـ دیروز هم? دانشآموزان در راهپیمایی شرکت کردند، کلاسدومیها؛ ولی به دلیل برگزاری امتحان شرکت نکردند.
صورت صحیح عبارت:
دیروز هم? دانشآموزان در راهپیمایی شرکت کردند؛ ولی کلاس دومیها به دلیل برگزاری امتحان شرکت نکردند.
* نکته: “اما، ولی، ولیکن، لیکن، لیک، ولیک” از حروف ربط هستند و برای رفع توهم از قسمت نخست سخن به کار میروند و مانند هم? حروف ربط در آغاز جمله میآیند. گاهی عدهای این حروف را در وسط جمله به کار میبرند که جایز نیست و باید از این نوع استعمال پرهیز کرد (انوری و عالی عباسآباد، 1390: 33).
* نکته: “در جمل? مرکب، فقط جمل? پیرو حرف ربط میگیرد، نه جمل? پایه و اگر دو بخش جمله مرکب، حرف ربط بگیرد، جمل? مرکب غلط خواهد بود؛ مثال: اگرچه هوا سرد است؛ ولی برف نمیبارد (نیکوبخت، 1389: 73). جمل? مذکور از نظر دستوری غلط است؛ زیرا این جمل? مرکب، با آوردن دو حرف ربط “اگرچه” و “ولی” از دو جمل? پیرو ساخته شده است.
5. همپایه کردن اسمهایی که از نظر مفرد و جمع یا مفهوم همگون نیستند.
ـ دفتر و کتابها را نمیتوان در یک قفسه گذاشت.
صورت صحیح عبارت:
دفتر و کتاب را نمیتوان در یک قفسه گذاشت.
* نکته: “اسمهای جنس وقتی همپایه میشوند از نظر مفرد و جمع بودن باید یکسان باشند”؛ مانند: اسب و گاوها را نمیتوان در یک جا نگهداری کرد.
صورت صحیح عبارت: اسب و گاو را نمیتوان در یک جا نگهداری کرد.
(ارژنگ، 1390: 113).

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   منابع و ماخذ تحقیق کامن لا

3ـ 4ـ 1. حروف نشانه
حروف نشانه، حروفی هستد “که برای تعیین مقام کلمه در جمله میآیند و نقش آنها را مشخص میسازند” (طالشی، 1387: 256). این حروف عبارتند از: حرف ندا، حرف مفعولی و … .
حرف ندا
حرفی است که اسم بعد از خود را منادا میکند که عبارتند از: ای، یا ، ایا و … .
* نکته: شایان ذکر است که تنها یکی از این حروف همراه اسم قرار میگیرد. بنابراین، باید از به کار بردن چند نشان? ندا برای منادا کردن پرهیز کرد. برای مثال: ای خدایا.
صورت صحیح عبارت:
ای خدا / خدایا.

حرف مفعولی “را”
“را” علامت مفعول صریح یا بیواسطه است که “باید در نزدیکترین مکان به مفعول بیاید. اگر مفعول دارای تعدادی وابسته، متمم، قید باشد، باید تا حدّ امکان رای مفعولی را به هست? مفعول نزدیک سازیم، مانند:
ـ بیتابی در چهر? او را دیدم: بیتابی را در چهر? او دیدم.
مگر آنکه نزدیکساختن رای مفعولی به هست? مفعولی، معنای جمله را تغییر دهد” (واشقانی فراهانی، 1390: 91).
صلحجو معتقد است، امروزه حرف مفعولی “را” ثبات خود را در جمله از دست داده است و عدهای از گویندگان و نویسندگان تمایل دارند این کلمه را در جایی از جمله به کار ببرند که با ضوابط دستور سنتی هماهنگ نیست. او جای طبیعی “را” را پس از مفعول صریح میداند. حسن را دیدم (صلحجو، 1386: 18).
شاهری لنگرودی نیز میگوید که “را” همیشه در انتهای گروه اسمی میآید؛ مانند کتاب را، کتاب زیبا را، آن کتاب زیبا را.
اما وقتی در گروه اسمی، جمل? موصولی یا متمم باشد، “را” بهتر است به داخل گروه اسمی (قبل از جمل? موصولی یا متمم) حرکت کند (شاهری لنگرودی، 1382: 261).
برای مثال: آن گل زیبایی که تو دیدهای را خریدم.
مثال مذکور دو اشکال ویرایشی دارد:
1) هست? گروه اسمی قبل از جمل? موصولی قرار دارد. بنابراین، بهتر است به منظور انتقال سریع پیام متن به مخاطب، نشان? مفعولی “را” به هسته نزدیک شود.
ـ آن گل زیبایی را که تو دیدهای خریدم.
2) فعل “خریدم” در جمل? مذکور، گذرا به مفعول است که بهتر است به مفعول خود نزدیک باشد؛ با توجه به اینکه جمل? بالا از جمل? پیرو و پایه تشکیل شده است. میتوان برای رفع پیچیدگی و ابهام اجزای جمل? پیرو و پایه را نزدیک هم نوشت.
صورت صحیح عبارت:
آن گل زیبایی را خریدم که تو دیدهای.

موارد کاربرد نادرست حرف “را”
1. افزودن نشان? “را” به نهاد مفعولی که در جمل? پایه نهاد باشد:
“اگر نهاد مفعولی در جمل? پایه نهاد باشد، چنان که “کتاب” در جمل? “کتابی که خریدهام، خواندنی است”، چون نقش اصلی آن نهادی است حرف “را” را که نشان? مفعولی است، بدان نمیتوان داد: “کتابی که خریدهام، خواندنی است” این جمله غلط است؛ زیرا اگر از جمل? مذکور جمل? پیرو را حذف کنیم، به این صورت در میآید: “کتابی را … خواندنی است” (انوری و عباسآباد، 1390: 324).
واشقانی فراهانی نیز زیر عنوان “کاربرد را مفعولی پس از نهاد مفعولی” این نکته را یادآور میشود. به گفت? او: “در جمل? مرکب که از دو جمل? (پایه و پیرو) ساخته شده است، گاه جزئی از متن، نهاد یکی از جملههاست و مفعول جمل? دیگر. به این پدیده نهاد مفعولی میگویند. اگر نهاد مفعولی، برای جمل? پایه، نهاد باشد و برای جمل? پیرو مفعول باشد، اولویت با نهاد است و نهاد مفعولی، “را” نمیپذیرد؛ اما اگر نهاد مفعولی، برای جمل? پایه مفعول باشد و برای جمل? پیرو نهاد باشد، اولویت با مفعول است و رای مفعولی میپذیرد؛ مانند گلی را که اینجاست، من خریدم” (واشقانی فراهانی، 1390: 91).

2. افزودن نشان? “را” به اسم نکره:
ادات دستوری “را” افزون بر اینکه نشان? مفعول صریح است، در عین حال نشان? معرفه نیز هست. بنابراین اجتماع “رای” معرفه و “ی” نکره غلط است؛ هرچند در متون گذشته پس از اسم نکره، حرف “را” استعمال میشده است.
* ابوالحسن نجفی نیز در غلط ننویسیم میگوید: “به عقید? بسیاری از ادبا، استعمال “را” پس از اسم نکره غلط است، زیرا در جملهای چون “خانهای را خریدم”، اجتماع “رای” معرفه و “ای” نکره مستلزم تناقض است و به جای آن باید گفت: “خانهای خریدم” یا “خانه را خریدم”. این حکم هرچند منطقاً صحیح است، در عمل خلاف آن دیده میشود، زیرا نه تنها در گفتار و نوشتار امروز? فارسی بلکه در متون معتبر گذشته نیز “را” پس از اسم نکره فراوان به کار رفته است؛ مانند “غلامی را بخرید و او را تربیت بسیار کرد” (جوامعالحکایات، ج 1، ص 41)” (نجفی، 1391: 202).

3. آوردن حرف “را” پس از فعل و فاعل:
“را” نشان? مفعول بیواسطه، پس از مفعول میآید، لذا آوردن آن پس از فعل و فاعل یا متمم نادرست است. ذوالفقاری این نکته را ضمن آوردن مثالی، توضیح میدهد.
برای مثال: ابتکار شما در راهاندازی فاز سوم کارخانه که میتواند در رشد تحقیقات کشور نقش مؤثری داشته باشد را تقدیر میکنم.
صورت صحیح عبارت:
ابتکار شما را در … .
به عقید? او، “این اشتباه معمولاً در جملههای دو بخشی (پایه و پیرو) رخ میدهد که با “که”

دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید