موظف است آن را اصلاح کند.
با توجه به اینکه یکی از مهمترین عوامل انحراف از معیار، خروج از قواعد دستوری است؛ لذا رعایت اصول زبان فارسی بسیار اهمیت دارد. این اصول در ویرایش زبانی مطرح میشود که برای رعایت آن لازم است عوامل خروج از معیار را شناخت.
در کل، مهمترین عوامل انحراف از زبان معیار فارسی عبارتند از:
1. خروج از قواعد و اصول زبان فارسی (خطاهای دستوری)؛
2. کاربرد انواع حشو در جمله؛
3. اصرار در سرهنویسی، عربی مآبی و عامیانهگویی؛
4. پیروی از الگوهای بیگانه در ساخت زبان فارسی؛
5. استفاده از واژههای مهجور و متروک؛
6. وجود تکرار، تتابع اضافات، تتابع افعال؛
7. تداخل گونههای زبانی و کاربرد گونههای صنفی و سبکهای اجتماعی؛
8. شکستهنویسی در موارد غیر ضروری؛
9. کاربرد بیهود? آرایههای ادبی، تعابیر نامناسب و … .

3. رفع خطاهای بلاغی، شامل حشو، درازنویسی، تکرار، تتابع اضافات، ابهام و تعابیر نادرست
یکی از انواع خطاهای زبانی، خطاهای بلاغی است که نوشته را مبهم و پیچیده میکند و رفع آن در ویرایش زبانی جایگاه ویژهای دارد. به عبارتی، رفع هر کدام از خطاهای مذکور بر عهده ویراستار زبانی است و دست ویراستار برای اصلاح غلطهای مذکور باز است. همانا در فارسی فصیح بهتر است به جای عبارتهای بلند، عبارتهای کوتاه را برگزید، از تکرار اسم یا ضمیر پرهیز کرد، به آوردن سادهترین، شیواترین و مناسبترین کلمه اکتفا کرد و جملات و عبارات تکراری را به کار نبرد. به عبارت بهتر، میتوان گفت که گاهی آوردن جملههای معترضه، استفاده از تتابع افعال، به کار بردن حشو و … جمله را نامفهوم و موضوع را دور از دسترس میکند. از این رو، بهتر است به منظور فصاحت و شیوایی کلام سادهنویسی را ملاک اصلی نوشته قرار داد و با ایجاز و کوتاهی به این ملاک دست یافت. افزون بر این، میتوان با برطرف کردن ابهام و ساخت جملههای روشن، مفهوم روشن و صریحی را به ذهن شنونده رساند.

4. رفع خطاهای منطقی و معنایی، شامل تناقضها، استدلالهای نادرست و …
در برخی نوشتهها جملاتی وجود دارد که از نظر منطقی اشکال دارد و دلالت آنها خلاف مراد نویسنده است. این جملهها نارساییهایی دارد که مقصود نویسنده را نمیرساند و باید ویراستار در ویرایش زبانی آن را اصلاح کند. ارژنگ معتقد است: “گاهی به علت سهلانگاری و بیدقّتی و شتاب، یا به کاربردن کلمهای نامناسب یا جاانداختن یک کلمه از زنجیر? گفتار، یا آوردن یک فعل برای چند کلمهای که همپایه شدهاند، ولی هر کدام نیاز به فعل خاصّی دارند، جملههای ما از لحاظ منطقی اشکالها و نارساییهایی پیدا میکند” (ارژنگ، 1390: 151).

5. سادهسازی و روانسازی متن از نظر جملهبندی
سادگی و روانی یکی از مهمترین اصول نوشتار است که باید به آن توجه داشت. این سادگی و روانی به معنی شیوا بودن عبارتها و روشنی معانی است؛ به گونهای که مفهوم و منظور نویسنده بیدرنگ در ذهن خواننده نقش بندد. رضا بابایی در بهتر بنویسیم، به نقل از برومند سادهنویسی را دوری جستن از استعارات دور از ذهن و صنایع تکلفآمیز و همچنین احتراز از آرایشهای لفظی و عبارتنگاری تعریف میکند که فهم مطلب را بر خواننده مشکل میسازد و موجب گم شدن معنی در لابهلای کلمات و عبارات میشود (بابایی، 1390: 184و 185).

6. گزینش واژگان فارسی و برابرهای مناسب
یکی از مهمترین اصول ویرایش زبانی، درستی واژههای متن است که ویراستار موظف است با توجه به نوع نوشته، مخاطب و هدف نویسنده مناسبترین واژه را برگزیند. با توجه به اینکه واژه کوچکترین بست? معنایی و ابزار نویسنده برای انتقال مفاهیم است؛ لذا شناخت و کاربرد واژگان درست، یکی از رازهای نویسنده و ویراستار موفق است. از این رو، ویراستار باید به خوبی واژگان را بشناسد و گنجین? واژگانی بالایی را بر اثر مطالعه زیاد خویش فراهم آورده باشد تا بتواند به کمک وی آید و کاستیهای معنایی نوشتهاش را رفع کند (ذوالفقاری، 1390: 161).
ذوالفقاری خطاهای واژگانی را در 4 بخش میداند:
1. کاربرد نادرست واژگان، تعابیر و الگوهای بیگانه؛
2. کاربرد نادرست واژگان، تعابیر و اصلاحات فارسی؛
3. تکرار زاید واژگان (حشو)؛
4. عربی در فارسی (همان).

ویرایش محتوایی
یکی از انواع خدمات ویرایشی بر اساس نوع آن، ویرایش محتوایی است که متن را از لحاظ محتوایی و موارد علمی بررسی میکند. در این مرحله، ویراستار با آگاهی از گونههای نوشته و موضوع مورد نظر به بررسی و نقد و اصلاح متن از نظر محتوا میپردازد.
برخی از صاحبنظران چون سمیعی و دکتر امیر چناری، در تقسیمبندی انواع ویرایش، ویرایش ساختاری را همراه ویرایش محتوایی در نظر میگیرند و عدهای دیگر چون ذوالفقاری و نیکوبخت آن را در کنار ویرایش زبانی بررسی میکنند. دکتر امیر چناری موضوع ویرایش محتوایی ـ ساختاری را از ویرایش زبانی و فنی جدا میکند و بر این عقیده است که موضوع ویرایش محتوایی ـ ساختاری؛
1. صحت و اهمیت اندیشهها و مطالب اثر و
2. انسجام و هماهنگی فصلها و بخشهای اثر از نظر کیفی و کمی است.
او برای ویراستار محتوایی ـ ساختاری ویژگیهایی را در نظر میگیرد؛ از جمله اینکه ویراستار در این نوع ویرایش باید متخصص و کارشناس ماهری در موضوع مورد نظر باشد؛ از مرجعشناسی و روش تحقیق در رشت? خود آگاهی کافی داشته باشد؛ همچنین ساختار نوشتههای گوناگون را از جمله کتاب، مقاله، پایاننامه و … را به خوبی بشناسد. افزون بر این، باید از ویرایش فنی آگاهی نسبی داشته باشد و نشانههای ویرایشی را بشناسد (چناری، 1389: 192). به این ترتیب، ویراستار در ویرایش محتوایی لازم است با آگاهی از ویرایش فنی و علایم نگارشی، محتوا و ساختار متن را با توجه به مخاطبان اثر بررسی کند.
شایان ذکر است در این نوع ویرایش، وظایف ویراستار به اعتبار نوع اثر متفاوت است؛ یعنی “در ویرایش محتوایی تألیف، ویراستار نوشته را از لحاظ محتوا بررسی میکند و دربار? کاستن از مطالب آن یا افزودن مطالبی بر آن، نظر میدهد، در صورت لزوم در سازمانبندی و عنوانها و نمودارها و نقشهها تغییراتی میدهد و هرگاه مطالب نوشته از نظر علمی نادرست باشد، به اصلاح آن میپردازد؛ اما اگر نوشته ترجمه باشد، ویراستار آن را دقیق با متن اصلی مقابله میکند و اگر در ترجمه خطا یا نارسایی دیده شود یا تأثیر ساختار جملههای زبان اصلی در ترجمه وجود داشته باشد، آن را اصلاح میکند” (ارژنگ، 1390: 14).
در کل، آنچه در ویرایش محتوایی ـ ساختاری انجام میشود، عبارتند از:
1. حذف، کاهش یا تلخیص مطالب؛ 2. جابهجایی و اصلاح مطالب؛ 3. افزایش برخی نکات؛ 4. بازبینی و تصحیح مطالب نادرست؛ 5. ایجاد نظم و ترتیب و اسلوب.
سمیعی در ویرایش محتوایی نقل مطالب از متن به پانوشت یا تعلیقات و حواشی را به منظور پرهیز از گسستگی سخن لازم میداند. همچنین تقلیل شواهد و نقل قول زاید و درازگوییها؛ حذف مطالب غیرضروری و مطالب مبتذل و اظهار نظرهای سست و ضعیف، توضیح مطالب ضروری برای رفع ابهام، تعدیل اظهارنظرهای قطعی و دعویهای تأویل برانگیز و برقراری نظم و ترتیب در نوشتههای آشفته را جزء وظایف مهم ویراستار محتوایی در نظر میگیرد (سمیعی، 1385: 135 و 136).
به این ترتیب، ویرایش محتوایی ـ ساختاری به منظور جبران کاستیها و رفع خطاهای محتوایی و ساختاری اثر صورت میگیرد و ویراستار باید با آشنایی با گونههای رایج زبانی و مقاصد و قالبهای متن ضعفهای نوشته را برطرف کند.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   پایان نامه با واژه های کلیدی آفلاتوکسین، لاکتوباسیلوس، B1

ویرایش به اعتبار حوز? محتوایی اثر
ذوالفقاری و سمیعی ویرایش را بر اساس حوز? محتوایی، به انواع مختلفی تقسیم میکنند:
ـ ویرایش اثر علمی ـ تحقیقی؛
ـ ویرایش اثر رسانهای ـ مطبوعاتی؛
ـ ویرایش اثر ذوقی ـ ادبی.

ویرایش اثر علمی ـ تحقیقی
ویرایش این آثار با توجه به نقش مواد پژوهشی، علمی و آموزشی اهمیت بسیاری دارد. در این نوع ویرایش، باید صحت مطالب نوشته شده و فرمولها، اصطلاحات و سوابق تحقیق و منابع استفاده شده، انسجام ساختاری و منطقی مطالب، خطاها و تناقضهای علمی متن بررسی شود و در صورت اشکال اصلاح شود.
سمیعی در این زمینه معتقد است، در کار تحقیقی شواهد پشتیبان دعویهای محقّق است؛ لذا برای بدیهیات یا آنچه مقبول مخاطبان است، شاهد آوردن لزومی ندارد و پرکردن اثر از شواهد و نقلقولهای زاید بیارزش است. همچنین، برای رعایت ایجاز، بهتر آن است قول، نقل به مضمون شود نه نقل به عبارت (سمیعی، 1385: 141).
به این ترتیب، باید در متون علمی اعتدال را در بهکاربردن شواهد رعایت کرد. از موضوع بحث خارج نشد، بیان روشن و صریحی داشت، مطالب منطقی و بدون تناقض را به کار برد و در نهایت از منابع موثّق و معتبر استفاده کرد.

ویرایش اثر مطبوعاتی ـ رسانهای
این نوع ویرایش که شامل ویرایش انواع رسانههای مکتوب و برنامههای تلویزیونی میشود. نسبت به ویرایش آثار علمی و تحقیقی متفاوت است؛ زیرا در آثار مطبوعاتی محدودیت زمانی و مقتضیات ناشی از موقعیت سیاسی و اجتماعی تأثیر دارد. با توجه به اینکه مخاطب این آثار، عام? مردماند؛ از این رو شیو? بیان باید جذاب، ساده و روان باشد. این آثار نباید پیچیده و مبهم باشد. سمیعی بر این عقیده است که در آثار مطبوعاتی ـ رسانهای، به جای استدلال، از عرف و قیاس خطابی و حکمت عامیانه بهرهجویی میشود. زبان مطبوعاتی باید زنده، پرتحرک، شاداب، آزاد و رنگین و نمکین باشد و نوشت? مطبوعاتی شاهد بازاری است، لذا عفت کلام باید در آن حفظ شود (سمیعی، 1385: 142 و 141).
افزون بر این، نثر مطبوعات و رسانهها به دلیل سرعت در انتقال رویدادها بسیار پرشتاب است که نویسنده در آن فرصت تأمل و اندیشیدن در ساختار و بهگزینی را ندارد. بنابراین، زبان رسانهای بیپروا و نااندیشیده است. نیکوبخت ویژگیهایی را برای این زبان که از پرانحرافترین گون? زبان معیار است، بیان میکند؛ از جمله اینکه این زبان، متأثر از بافت و ساختار زبانهای بیگانه است؛ واژهها و ترکیبها و استعارات غریب و ناروا در آن دیده میشود؛ به زبان گفتار بسیار نزدیک است و درج? پروردگی و دقت در آن بسیار کم است (نیکوبخت، 1389: 26).
به این ترتیب، دقت در ویرایش این آثار به نسبت سرعت انتقال رویدادها کم است و سختگیریهای ویرایش آثار تحقیقی ـ علمی را ندارد؛ اما ویراستار این آثار، به دلیل مخاطبان آن که عام? مردم هستند، موظف است ابهامات و پیچیدگیها را رفع کند و زبان ساده و روشن را به کار گیرد.

ویرایش اثر ذوقی ـ ادبی
ویرایش در آثار ذوقی ـ ادبی به گونهای دیگر است؛ زیرا زبان این آثار برای نگارش مفاهیم عاطفی و خیالانگیز به کار میرود و مطابق ذوق نویسنده است. در این نوع آثار ویرایش فنی اهمیت بسیاری دارد؛ چرا که علایم نگارشی بسیاری از مفاهیم را در نوشته منعکس میکند. آنچه در این آثار به وفور دیده میشود، خروج از زبان معیار و فراهنجاری است؛ زیرا به گفت? فتوحی شاعر یا نویسنده با جابهجا کردن عناصر جمله و تغییر جایگاه معمول آنها ساخت عادی نحو زبان را به هم میریزد و سبک خود را میسازد. البته فراهنجاری تنها منحصر به ساخت نحوی نیست و در سطح آوایی، ساختی و معنایی رخ میدهد (فتوحی، 1390: 44).
بنابراین، ویراستار این آثار باید سبک نویسنده را در نظر بگیرد و آنگاه خطاها و اشکالات زبانی و بیانی را اصلاح کند. سمیعی معتقد است، ویرایش در اثر ذوقی و تخیلی بیشتر جنب? مشورتی و تذکار دارد؛ در مورد شعر، اگر سنتی باشد، عدول شاعر از ضوابط و قواعد صوری فن شعر ـ وزن و قافیه ـ یا انتحال به اظهار نظر ویراستار میدان میدهد. در ادبیات داستانی و نمایشی، ویراستار فقط مجاز است که حذف یا تغییر و اصلاح را توصیه و

دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید